فهرست مطالب

مطالعات باستان شناسی - سال چهارم شماره 1 (پیاپی 5، بهار و تابستان 1391)
  • سال چهارم شماره 1 (پیاپی 5، بهار و تابستان 1391)
  • تاریخ انتشار: 1391/04/20
  • تعداد عناوین: 11
|
  • طبقه بندی و گونه شناسی سفالی های ساسانی- اسلامی بیشاپور / مطالعه موردی: سفال های فصل نهم کاوش
    مصیب امیری، سید مهدی موسوی کوهپر، فرهنگ خادمی ندوشن صفحه 1
    کاوش های باستان شناختی شهر تاریخی بیشاپور از سال 1319 خورشیدی به همت بخش آسیایی موزه لوور آغاز شد و از آن به بعد به دست هیئت های ایرانی ادامه پیدا کرد. در دهه اخیر نیز طی دو فصل کاری در سال های 1383 و 1388 این کاوش ها ادامه یافت. فصل نهم کاوش شهر تاریخی بیشاپور در خرداد ماه و تیرماه 1390 خورشیدی به سرپرستی مصیب امیری انجام شد که یافته های بسیار مهمی به دست آمد. از ویژگی های این کاوش می توان به رویکردی نوین در ساماندهی و مستند نگاری مواد فرهنگی حاصله از این کاوش ها اشاره کرد. کاوش این فصل در ارگ شاهی و در جنوب ایوان موزاییک انجام شد. مقاله حاضر به اهمیت سفال و طبقه بندی قطعات سفالینه به دست آمده از نهمین فصل کاوش شهر تاریخی بیشاپور، می پردازد.
    کلیدواژگان: بیشاپور، سفال، ساسانی، اسلامی، لعاب پاشیده، سلادون
  • امیر بشکنی، مژگان جایز، مریم دهقان، مانا جامی الاحمدی، یدالله حیدری صفحه 33
    در بررسی شهرستان سنقر، 32 غار و پناهگاه صخره ای شناسایی شد که از این میان، 13 عدد از آن ها دارای پراکندگی مواد فرهنگی بر سطح و دامنه جلوی دهانه بودند. اگر چه هدف این بررسی شناسایی محوطه های باز نبود؛ اما در جریان این پیمایش، 2 محوطه باز هم شناسایی شد. دیگر غارهای شناسایی شده (19 عدد)، فاقد پراکندگی مواد فرهنگی بودند. غارها و پناهگاه های ثبت شده را می توان در سه گروه جای داد؛ نخست، شماری که بر اساس یافته های سطحیشان، اکنون گاه نگاریشان ممکن نیست. دوم، غارهایی که بر مبنای یافته هایشان می توان برای آن ها گاه نگاری احتمالی در نظر گرفت و سوم، غارهایی که با توجه به وجود شناساگرها در مجموعه یافته هایشان، گاه نگاری آن ها مشخص است؛ اما تحلیل کاربری و دیگر مسایل آنها، باید با توجه با کاوش های آتی صورت بگیرد. این مقاله، به توانمندی غارها و پناهگاه های صخره ای شهرستان سنقر، در پاسخ گویی به چالش های باستان شناختی، از جمله پارینه سنگی منطقه می پردازد.
    کلیدواژگان: غارها و پناهگاه های صخره ای، شهرستان سنقر، پارینه سنگی، زاگرس مرکزی
  • اکبر پورفرج صفحه 59
    یکی از مهم ترین بقایای باستان شناسی شرق شمال غرب ایران، وجود هزاران کورگان با ساختار و معماری بسیار پیشرفته ای است که در ایجاد آن ها متخصصانی خبره و تمام وقت دخالت داشته و با وجود نبود محوطه های استقراری همزمان، می توان از روی ساختار و محتویات برخی از قبور سالم کاوش شده، وجود نوعی جامعه با ساختار حاکم نشین را استنباط کرد که قادر به ایجاد چنین آرامگاه های با عظمتی شده اند؛ ولی تا به حال هویت آن ها به درستی تبیین نشده و اسرارشان در گذرگاه زمان مه آلود شده است.
    این مقاله، یکی از این کورگان ها را در قلعه بوینی یوغون نیر، شرح داده و با سایر محوطه های همزمان، موردمقایسه وتحلیل قرار داده است.
    کلیدواژگان: شرق شمال غرب ایران، قلعه بوینی یوغون نیر، گورS1، کورگان، بررسی و کاوش
  • حمیده چوبک صفحه 83
    حوزه فرهنگی جازموریان منطبق و همسان با تعریف حوضه آبریز جازموریان است که منطبق بامکن دوران آکاد در هزاره سوم وگدروزیا- اکوفاجیا- ومکران دوره تاریخی است. شهر قدیم جیرفت، مرکز و کرسی حوزه فرهنگی جازموریان در دوران اسلامی در محوطه باستانی «شهر دقیانوس» جیرفت با بیش از 12 کیلومتر مربع بوده است. بافت کلان شهر جیرفت در دوران اسلامی، تمام ویژگی های بافت شهری دوران اسلامی مانند بارو، شارستان؛ محله ها، مسجد، گرمابه، بازار، ضرابخانه و گورستان و بخشی صنعتی داشته و نمونه بسیار مناسبی برای درک بهینه شکل گیری و در نظر گرفتن کلیه عناصر شهری و شناخت روند تحول بافت شهری است. ویژگی فن آوری سفالگری این شهر با گونه های شاخص، با تولید انبوه مشخصه این منطقه بوده است که از سده های اول تا هفتم ه.ق تداوم داشته است و با دیگر مراکز تمدنی همزمان خود در برون چون چین- هند- عمان و درون سرزمین مانند نیشابور- ری- کاشان پیوند و همسانی داشته است. شهر ثروتمند جیرفت در اثر یورش های مداوم غزها ویران و در سده هفتم ه.ق متروک می گردد.
    کلیدواژگان: حوزه فرهنگی جازموریان، محوطه باستانی شهر دقیانوس شهر کهن جیرفت، سفالینه های دوران اسلامی
  • مرتضی حصاری، احمد علییاری صفحه 113
    استان اردبیل در شمال غرب ایران یکی از استان هایی است که اطلاعات باستان شناسی آن برخلاف غنای فرهنگی نهفته در آن کمتر مورد مطالعه قرار گرفته است. در این مقاله قسمتی از مواد فرهنگی جمع آوری شده از بررسی های باستان شناسی که از سال 1379 در حاشیه رود ارس و مشکین شهر در استان اردبیل آغاز گردید، ارایه می گردد. همچنین گونه جدید قبرها از استان اردبیل، یعنی قبر تپه ها (کورگان ها) و نیز نمونه های جدید قبرها از نوع قبور صندوقی و افراشته مورد مطالعه قرار می گیرند. قبر تپه ها یا کورگون ها احتمالا از دوره مس- سنگ تا اواخر عصر آهن که در یک محدوده جغرافیایی گسترده از کوه های آلتایی تا اروپای غربی به دست آمده اند، جهت تدفین مرده گان نیز استفاده می شده اند. این قبرها توسط مردمانی که در استقرارگاه های نیمه دایم در داخل حوزه جغرافیایی دشت های استپی، مراتع وسیع، علفزارها و جنگل ها زندگی می کرده اند، جهت تدفین مرده گان با درجه بالای اجتماعی ساخته می شدند. نمونه های صندوقی و برافراشته (سنگ های یادبودی) در ارتفاعات و سراشیبی کوه ها تا نزدیکی رودخانه های اطراف قلعه بنا شده اند. مواد فرهنگی ارایه شده در این مقاله از پارس آباد (دشت مغان)، مشکین شهر و نزدیک به شهر اردبیل می باشند و بعد از مطالعه، شناخت و گونه شناسی آنان تفاوت ها و شباهت های این گونه قبرها با محوطه های کشورهای همجوار تا اروپای غربی مورد بحث قرار خواهند گرفت.
    کلیدواژگان: قبر سنگ چین ساده، قبر صندوقی، قبر تپه (کورگان)، استان اردبیل، عصر برنز، عصر آهن
  • شکوه خسروی، حمید خطیب شهیدی، حامد وحدتی نسب، سجاد علی بیگی، ابوالفضل عالی صفحه 131
    حوضه آبریز رودخانه ابهر، منطقه ای مهم در مطالعات باستان شناسی حاشیه شمال غربی فلات مرکزی، غرب و شمال غربی ایران به شمار می رود. مطالعه و شناخت این منطقه، با توجه به قابلیت های زیست محیطی و موقعیت جغرافیایی اش، در درک روابط منطقه ای و بر هم کنش های فرامنطقه ای میان مناطق جغرافیایی - فرهنگی یاد شده، بسیار مهم و درخور توجه است. با این وجود، تاکنون توجه چندانی به مطالعات باستان شناسی منطقه نشده و دانش ما از وضعیت استقرارهای کهن و ماهیت استقرارهای آن بسیار اندک و ناقص است. بررسی باستان شناختی حوضه آبریز ابهر رود، در دو فصل در سال های 1382 و 1384 به انجام رسید. در این بررسی، 257 محوطه و اثر باستانی، از دوره پارینه سنگی قدیم تا دوره معاصر شناسایی و مورد مطالعه مقدماتی قرار گرفت. از این تعداد، 34 محوطه با بقایای دوران پیش از تاریخ شناسایی شد. بر اساس نتایج بررسی، بیشترین شمار استقرارها مربوط به دوره مس و سنگ و کمترین شمار آنها، مربوط به دوره پارینه سنگی و نوسنگی است. بیشتر محوطه های شناخته شده، به احتمال زیاد بقایای روستاهای پیش از تاریخی بزرگ و کوچکی است که در بخش های مختلف حوضه، در دشت تا ارتفاعات صعب العبور پراکنده اند. مطالعه مقدماتی یافته های سطحی این استقرارها، نشان دهنده ارتباطات فرهنگی نزدیکی با فرهنگ های پیش از تاریخی فلات مرکزی، غرب و شمال غرب ایران، در دوره نوسنگی تا عصر مفرغ متاخر است. نگارندگان در این نوشتار، به مطالعه و بررسی این استقرارها پرداخته اند.
    کلیدواژگان: بررسی، حوضه آبریز ابهر رود، استقرار، دوران پیش از تاریخ
  • مهدی کاظم پور، بهروز عمرانی، رضا رضالو صفحه 155
    میزان گسترش قبور نوع کورگانی در محدوده وسیعی از آناتولی تا جنوب لوانت در طی هزاره های چهارم تا هزاره اول ق.م موضوعی بحث بر انگیز و گسترده است. بسیاری از محققان به دلیل گسترده نبودن مطالعات، برای توضیح این پدیده، در مناطق درون مرزی خصوصا در استان های اردبیل و آذربایجان شرقی، ترکیبی از چند شاخصه از جمله مهاجرت اقوام، انتشار و تقلید سبک های خارجی را پیشنهاد کرده اند. محوطه زردخانه به دلیل قرارگیری در میان چندین قلعه اقماری کوچک که شواهدی از قبور نوع کورگانی، متعلق به دوره مفرغ تا آهن را ارائه می دهند و در حال حاضر ناشناخته مانده اند از اهمیت خاصی برخوردار بوده و احتمالا در مرکزیت آن ها قرار داشته است. شواهدی از قبیل میزان پراکندگی اشیاء در کنار قبور، قرارگیری آن در کنار جاده مهم ارتباطی، وجود معادن غنی فلز و سنگ در اطراف آن، تغییر در ابعاد و همچنین موقعیت مکانی قبور نشان دهنده وجود نوعی سیستم اجتماعی پیشرفته و طبقه حاکمه در این منطقه است که طی برهه زمانی خاصی(هزاره دوم ق.م) ارتباط فرهنگی زیادی را با مناطق اطراف داشته و به نوعی برتری سیاسی و نظامی خود را بر آن ها اعمال می کرده است. قبور این محوطه همگونی هایی با قبور نوع کورگانی متعلق به هزاره دوم ق.م، استان های اردبیل و آذربایجان شرقی و در مناطق برون مرزی با گورهای کلان سنگی ارمنستان، جمهوری آذربایجان، گرجستان، جنوب روسیه و آناتولی نشان می دهند
    کلیدواژگان: آذربایجان شرقی، محوطه زردخانه، عصر مفرغ، عصر آهن، قبور سنگی
  • میثم لباف خانیکی صفحه 175
    نیشابور، علیرغم دارابودن اهمیت استراتژیک و ژئوپلتیک در دوره ساسانی، کمتر مورد توجه باستان شناسان دوران تاریخی قرار گرفته است. تحلیل نویافته های باستان شناختی از کهندژ شهر ساسانی نیشابور و شناسایی استقرارهای ساسانی در پهنه دشت نیشابور، می تواند تا حدود زیادی بازسازی سازمان اقتصادی-سیاسی جوامع مستقر در این منطقه از ایران را میسر سازد. در این مقاله سعی شده با تحلیل داده های سفالی در قالب مدل های کمی همچون تحلیل رگرسیون و مطالعه الگوی استقرارهای پراکنده در دشت نیشابور با بهره گیری از ابزارهای نظری همچون تحلیل رتبه-اندازه به گمانه زنی درباره کیفیت تعامل نیشابور با زیستگاه های اقماری اش پرداخته شود. میزان نفوذ مرکز نیشابور بر اقمارش با تکیه بر متون تاریخی و تحلیل داده های باستان شناختی، در نهایت، این فرضیه را به ذهن متبادر می سازد که الگوی حاکم بر تعاملات سیاسی-اقتصادی سکونتگاه های نیشابور در دوره ساسانی قرابت زیادی با الگوی هسته-پیرامون داشته است.
    کلیدواژگان: نیشابور، دوره ساسانی، الگوی استقراری، تحلیل رگرسیون، تحلیل رتبه، اندازه، نظام بازار، الگوی هسته، پیرامون
  • مسعود مجرب، حسین معماریان، مهدی زارع صفحه 203
    زمین لرزه های تاریخی، از اهمیت ویژه ای در زلزله شناسی مهندسی برخوردارند و همواره مورد توجه بوده اند. زمین لرزه های مخرب قدیمی، سکونت گاه های باستانی مهمی را از بین برده اند. توجه به این امر ضرورت انجام بررسی هایی از این دست در کشور را ضروری می سازد. به این منظور، منطقه باستانی کاشان- سیلک، در 3 کیلومتری جنوب کاشان، به لحاظ رخداد زمین لرزه های تاریخی مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس مطالعات باستان شناسی و شواهدی که در بازدید میدانی از محل به دست آمد، چندین زلزله مخرب که قبل از میلاد مسیح رخ داده بودند شناسایی شد. در این بررسی، برای برخی از رویدادها اطلاعات کاملی، همچون زمان ترک سکونت گاه به علت یک حادثه طبیعی، فروریختن دیوارها و سقف، حالت غیر متعارف اسکلت ها، ترک و شکستگی روی استخوان ها و ترک و شکاف در زمین به دست آمد. مطالعه آثار خرابی و شواهد باستان شناسی لرزه ای نشان داد که زلزله ای در 5500 سال پیش، با بزرگای 7، تپه سیلک را به کلی ویران کرده است. در این بررسی، گسل کاشان به عنوان یک گسل فعال و مسبب معرفی شد. همچنین، برای رویدادهایی که شواهدی برای تخمین شدت آن ها دردسترس نبود، از فاصله تاثیر از چشمه یا به بیان ن.امبرسیز، شعاع کلان لرزه ای، جهت نسبت دادن شدت استفاده شد. با رگرسیون گیری روی کاتالوگ زلزله های تاریخی امبرسیز، رابطه تجربی بزرگای شعاع کلان لرزه ای 3500 ب به دست آمد. بدین ترتیب با استفاده از این رابطه، یک حداقل بزرگا به رویدادهای لرزه ای تاریخی نسبت داده شد. در انتها، کاتالوگ لرزه خیزی برای منطقه باستانی سیلک و محدوده اطراف آن تدوین و ارایه شد.
    کلیدواژگان: سیلک، کاشان، باستان شناسی لرزه ای، زلزله های تاریخی، مقیاس شدت، گسل فعال
  • مریم محمدی، جواد نیستانی، علیرضا هژبری نوبری صفحه 221
    استان کردستان از مناطقی است که در طی سده های نخستین اسلامی اطلاعات اندکی از آن در دست داریم و به تبع در خصوص معماری و بناهای تاریخی و نادر این دوره نیز شناخت کافی وجود ندارد. در چنین وضعیتی بنای تاریخی امامزاده عقیل می تواند اطلاعات ذی قیمتی فراهم آورد. این بنا در میان محوطه باستانی بزرگی از دوره سلجوقی و ایلخانی قرار گرفته و با توجه به سبک شناسی معماری و داده های باستان شناسی، از ساخته های ارزشمند دوره سلجوقی و قرن 6هجری به شمار می آید و با بناهای گنبد علویان همدان، گنبد سرخ مراغه و بقعه پیر تاکستان قابل مقایسه بوده و علی رغم آسیب های زیادی که متحمل شده، از نظر ساخت و بویژه تزیینات آجرکاری و کتیبه نگاری، حائز کمال اهمیت است. در خصوص صاحب مدفن اطلاعات مستندی در دست نیست، با این حال، این احتمال وجود دارد که علی رغم انتساب آن به امامزاده عقیل، همانند نمونه های مشابه و همزمان، آرامگاه یکی از حکام محلی بوده باشد.
    کلیدواژگان: معماری اسلامی، معماری آرامگاهی، کردستان، حسن آباد یاسوکند، امامزاده عقیل
  • یعقوب محمدی فر، افراسیاب گراوند، عباس مترجم صفحه 239
    منطقه الیمایی شامل جلگه های مرتفع و دره های کوه های بختیاری در شرق رود کارون و در حقیقت همان شمال شرقی خوزستان است. هرچند تعیین حدود دقیق این منطقه بسیار دشوار است ولی وسعت این منطقه در طول حیات آن بر حسب کشور گشایی های جدید اشکانیان، کاملا تغییر می یافته و یا دولت های کوچک همسایه، بخش های کم بیش مهمی از الیمایی را تسخیر می کردند. در عصر سلوکیان و به ویژه در دوره اشکانی، بخش هایی که اکنون در ایذه مالمیر، شوشتر، دزفول و اهواز واقع است و حتی در دورانی معین، شوش نیز متعلق به الیمایی بود. در این منطقه تا کنون تعدادی نقش برجسته کشف و معرفی شده است و هر چند سال یک یا چند اثر به این مجموعه اضافه می شود. نقش برجسته سنگ ماهی در منطقه اندیکا از جمله این آثار است. موضوع این اثر نیز همانند چند نقش برجسته دیگر این دوران نمایانگر صحنه بزم است. تا کنون به طور اخص به صحنه های بزمی پرداخته نشده است در حالیکه تاثیر و جایگاه این موضوع در نقوش برجسته الیمایی و پس از آن در دوره ساسانی کاملا مشهود است. در ادبیات و خصوصا در اشعار و داستانها نیز به این موضوع اشارات فراوانی گردیده است. در این مقاله ضمن معرفی نقش برجسته نویافته سنگ ماهی، سایر نقوش برجسته با صحنه بزمی درالیمایی مورد بررسی قرار می گیرد و به ارتباط هنری الیمایی با هنر ساسانی نیز اشاره خواهد شد.
    کلیدواژگان: نقوش برجسته الیمایی، مسجدسلیمان، نقش برجسته سنگ ماهی
|
  • Mosayyeb Amiri, Seyed Mehdi Mousavi Kouhpar, Farhang Khademi Nadooshan Page 1
    Archaeological excavations at Bishapour have begun in 1921 by Asian department of Louver museum and then continued by Iranian archaeologists till 2009. The 9th season of excavation at Bishapour was carried out by Mosayyeb Amiri in summer 2011 which have resulted most informative finds. As an important characteristic of the recent work was considering a new approach for documentation and reordering of data. The recent work was conducted on the part of the site known as monarchy citadel located in the south of mosaic hall. So, due to the importance of shard gathered from the last excavation, this paper will focus on classification and typological study of shards of the site.
    Keywords: Bishapour, Sasanian, Islamic Potteries Sprayed glaze, Celadon
  • Amir Beshkani, Mojgan Jayez, Maryam Dehqan, Mana Jami Alahmadi, Yadolah Heydari Page 33
    The research layout of surveying Sonqor’s caves and rock shelters has been presented according to the region’s importance in archeological studies, lack of documented data, and necessity of registering most monuments which have been less considered as a result of uneasy access. The need of this project is characterized with regard to former surveys which just considered registering the region’s plains. Sonqor’s caves and rock shelters were specified in this study in assisting of Kermanshah Cultural heritage organization, and necessary actions were taken to document its data. A total of 32 caves, rock shelters and 2 Paleolithic open sites have been acquired in this survey but only 13 of them had cultural material dispersion in front of the entrance. The registered caves and shelters can be divided in to three main groups: - Those caves and shelters, due to the quality and quantity of the collected artifacts, which, assessing their chronological periods is not possible. - Those caves and shelters which we can propose a likely chronology for them, based upon the collected artifacts. - And finally the caves and shelters which are dated partially according to the quality and quantity of their artifacts. Their importance will be more prominent because of the existence of cultural Paleolithic deposits in these sites. Anyhow, this study tries to consider the following aspects as well as aforesaid most important executive goals. 1- Studying and presenting the chronological identified sites in comparison. 2- Presenting the identified sites’ dispersion plan.
    Keywords: rockshelters, Sonqor of Kermanshah, Stone Artifacts, Palaeolithic, Cultural Layers
  • Akbar Pourfaraj Page 59
    One of the most important archeological remains in the eastern part of north-west Iran is the existence of thousands of kurgan graves with a complex structure. Despite the lack of concurrent residential sites, it can be concluded from the structure and contents of safely discovered graves that there was a kind of society with chiefdom structure which were able to build such magnificent mausoleums. Their identity has not been illustrated up to now and their secrets have been obscured through the passing time. This paper explains the findings from one the kurgans in Nir Boyni Yoghun castle and analyzes them through comparisons with some similar sites.
    Keywords: Nir Boyni Yoghun Castle, North, west Iran, kurgans, Chiefdom Society, Grave Structure
  • Hamideh Choubak Page 83
    The limit and definition of the cultural zone of Jazmurian in the southeastern Iran is identical with the geographical boundarise of Jazmurian basin and in geographical setting. The cultural zone of Jazmurian could be identified with the ancient Makan of Akadian period, Gedrosia and Achofadjia of historical period. The remains of ancient city of Jiroft during Islamic period at the Archeaological site of Shahre –e- Daqyanus with more than 12 sq. km have been identified. The city was a metropolitan with various quarters, squares, streets, four gates, market, mosque, different public bathes, mint, industrial quarter and workshops, kilns of pottery and cemetry. There is mass production of different types of Islamic Ceramics in Jiroft from 7th – 13th centuries. These types of ceramics have connection & similarity with other contemporary types in other cultural centers such as China, Oman and inside Iran Such as Nishapur, Suse, Kashan, Rey and Jurjan The prosperous and wealthy city of Jiroft was destroyed by the continoues attacks of Ghoz and finally was abandoned in the 7th century (13th A.D).
    Keywords: Site of Shahre Daqianus, Ancient city of Jiroft, Jazmurian Cultural Zone, Islamic pottery
  • Morteza Hessari, Ahmad Ali Yari Page 113
    This paper examines some of the results of the archaeological survey conducted in Ardabil Province in summer 2001. Ardabil Province is situated in northwest Iran and in the neighborhood of of Azerbaijan Republic. The survey of the surrounding area gives an account of the different graves. The greaves are characterized by simple grave; Megalithic graves with and without Stele and Kurgan mound. The large Megalithic are a form of graves with large stone structure, such as Gale Khosro and Shahrieri. The burial mounds or Kurgans are a form of monumental architecture found throughout Ardabil Province, in Meshkinshar, Idier and Gozalou near Parsabad. Most of the graves in Ardabil Province are dated to the late Chalcolithic -early Bronze Age to Iron Age.
    Keywords: Simple grave, Megalithic, Stele, Kurgan, Ardabil, Bronze Age, Iron Age
  • Shokouh Khosravi, Hamid Khatib Shahidi, Hamed Vahdatinasab, Sajjad Alibaigi, Abolfazl Aali Page 131
    The Abharroud basin is an important region in the archeological studies of northwestern outskirts of the central plateau, and west and northwest of Iran. Considering its environmental capabilities and geographical location, studying the region can leads us to a better understanding of regional relations and also inter-regional interaction between the mentioned cultural-geographical regions. However, archeological studies in the region have not been taken into consideration satisfactorily and we know very little about the early settlements and their nature in the region. The archeological survey in the Abharroud basin was carried out in two seasons in 2003 and 2005. During the survey 257 archeological sites and monuments were discovered, dating from lower Paleolithic to recent ages. Of these, 34 sites contained prehistoric remains. The study results indicate that most of the prehistoric settlements belong to the Chalcolithic period and, in contrary, the least show the Paleolithic and Neolithic evidence. Most of the identified sites are the remains of villages scattered in different areas of the basin, on the plain and also impassable heights. A preliminary study on the surface finds of these settlements suggests a close cultural relation between these settlements and the prehistoric cultures of the central plateau, west and northwest of Iran, from Neolithic to Bronze Age.
    Keywords: Archaeological Survey, Abharroud Basin, Neolithic, Bronze Age, Iranian Central Plateau
  • .Mehdi Kazempour, Behrouz Omrani, Reza Rezaloo Page 155
    The most important characteristics of the occupants of the second millennium BC in northern Iran and its adjacent regions such as the provinces of East Azerbaijan, Ardabil, Azerbaijan Republic, Armenia and southern Russia, is the settlements containing castles with defense walls and huge stone graves as well using bronze artifacts and production of gray and buff polished pottery. The presence of a large number of Kurgan graves distributed on the wider areas of East Azerbaijan to southern Russia which often lack residential areas, have been the fundamental problems concerning architectural patterns of their culture. In this paper it is attempted through comparative study to represent the main features of the second millennium BC in Eastern Azerbaijan on the basis of zard khaneh excavation and nearby regions.
    Keywords: Eastern Azerbaijan, Zardkhane area, Bronze Age, Iron Age, Stone graves
  • Meysam Labbaf, Khaniki Page 175
    In the face of strategic and geopolitical importance of Nishapur, this city was not much taken into consideration by the archeologists of the historic period. The analysis of the new findings of the ancient castle of Sasanian Nishapur as well as the identification of some Sasanian settlements in the plain of Nishapur can make it possible to re-configure the eco-political structures of the communities that populated this area of Iran to a large extent. This paper assesses how the the interaction occurred between Nishapur and its hinterland by ceramic analysis in the framework of the quantitative models such as regression analysis and rank-size model. According to the historical records and archeological analysis, the magnitude of Nishapur's influence on its hinterland brings it to mind that the pattern of eco-political interaction in Nishapur's hinterland at the time of Sasaninas have resembled the core-periphery model.
    Keywords: Nishapour, Sasanian Period, Settlement Pattern, Rank, Size Analysis, Market System, Core, Periphery System
  • Masoud Mojarrab, Hossain Memarian, Mahdi Zare' Page 203
    Historical earthquakes play a notable role in engineering seismology. The historical Kashan-Sialk region, 3 Km south of Kashan, was surveyed in the viewpoint of historical earthquakes events. Several devastating historical earthquakes, occurred in the BC time, identified based on archaeological studies and evidences gathered from field study. In this respect a variety of information, namely time of settlement evacuation due to a natural disaster, walls and roofs collapses, unusual positions of skeletons, cracks and fractures on bones and earth were investigated. Signs of destructions and archeoseismology evidences suggested that an earthquake, with a magnitude of about 7, completely destroyed the Sialk hill. Kashan fault was introduced as an active and causative fault for this event. Effective distance from source (mezoseismic radius of Ambraseys), was used for the events which no evidences were available for their estimation. An empirical magnitude-radius relation was calculated, using regression on Ambraseys historical earthquakes catalogue to assign minimum magnitude to historical seismic events. Finally, a seismicity catalogue for Sialk ancient region and the neighboring area was prepared.
    Keywords: Sialk historical site, Seismology engineering, Archeoseismology, Iran
  • Maryam Mohammadi, Javad Neyestani, Ali Reza Hojabri Nobari Page 221
    During the first Islamic centuries, Kurdistan is one of areas that there has been little information on architectural and monumental structure of this area. In such a situation, Imamzadeh Aghil monument can provide a valuable insight into the architectural patterns of the perion in the area. This monument is located in the middle of a major archaeological site and its architectural style and archaeological evidence wittneses that it may be built in the Seljuk period and is Comparable with Gonbad Alavian in Hamadan, Red Gonbad in Maragheh and the tomb of Pierre in Takestan. Despite of the destructions happened, this monument especially in terms of the construction and decoration still remains an important one although the information on grave owner is not revealed but according to the comparable monuments of this period it is possible to assign it to have been for a local rulers.
    Keywords: Islamic architecture, mausoleum architecture, Kurdistan, Hasanabad Yasukand, Imamzadeh Aghil
  • Yaghoub Mohammadifar, Afrasiab Garavand, Abass Motarjem Page 239
    Elymais regions include the elevated plains and valleys of Bakhtiary Mountains in east of Karun River and in fact it is the northeast of Khozestan province. Although the exact determining of the region extend is difficult but during its life the extend has changed in terms of the new conquests of parthians and some more or less important parts of Elymais were dominated by small neighboring states. In the Seleucids era and especially during the parthians era the regions which are now located in Ize, Shoshtar, Dezful, Ahvaz and even Susa were completely under influences of Elymaises. So far in the Elymais region some reliefs are discovered and introduced and every few years one or more samples are added to this category such as Sang-e Mahi relief in Andika region. The subject of this sample displays the war scene like other reliefs. So far the war scenes are not specially addressed, while the effect of this issue is absolutely obvious in the Elymais reliefs and Sasanian period. This issue is pointed in literature, poetries and stories. Besides introducing the new relief of Sang-e Mahi, some other reliefs displaying the war scenes of Elymais part are examined and the Elymais artistic relationship with Sasanian art will be discussed in this paper.
    Keywords: Elymais reliefs, Masjed, soleyman, Sang, e Mahi relief