فهرست مطالب

  • پیاپی 3 (بهار 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/04/05
  • تعداد عناوین: 7
|
  • فاطمه حسن زاده اول، پرویز رضوانی مقدم صفحات 1-11
    افزایش کارایی انرژی و استفاده از منابع انرژی قابل تجدید در سیستم های کشاورزی فشرده رایج وابستگی به منابع سوخت فسیلی را کاهش می دهد. هدف از این مطالعه، تعیین میزان انرژی ورودی و خروجی در تولید محصول پیاز و انجام آنالیزهای اقتصادی در استان خراسان رضوی بود. به منظور دست یابی به این هدف، پرسش نامه هایی طراحی شد و به روش نمونه گیری تصادفی 55 پیازکار در این استان انتخاب شدند. پرسش ها به صورت چهره به چهره در ماه های اردیبهشت وخرداد 1390 جمع آوری شد. نتایج نشان داد که کل انرژی ورودی برای تولید پیاز در استان خراسان رضوی 98479 مگاژول بر هکتار بود. حدود 9/50% از این انرژی مربوط به الکتریسیته و 7/14% آن مربوط به کود نیتروژن بود. میانگین عملکرد پیاز در مزارع تحت آبیاری، 73227 کیلوگرم بر هکتار به دست آمد. انرژی خالص و بهره وری انرژی به ترتیب 18684 مگاژول بر هکتار و 74/0 کیلوگرم بر مگاژول، و نسبت انرژی خروجی به انرژی ورودی 19/1 بود. نسبت انرژی خروجی به ورودی پایین در این سیستم نشان می دهد که استفاده فشرده از منابع در تولید پیاز با افزایش در تولید نهایی همسو نمی باشد. 7/22 درصد از کل انرژی ورودی، انرژی قابل تجدید (نیروی انسانی، کود دامی، آب آبیاری و بذر مصرفی) و 3/77 درصد آن، انرژی غیرقابل تجدید (ماشین آلات، سوخت گازوئیل، کودهای شیمیایی، سموم و الکتریسیته) بود. آنالیز هزینه ها نشان داد که کل هزینه های تولید برای یک هکتار تولید پیاز، 79262908 ریال بود. نسبت فایده به هزینه در این سیستم، 65/1 به دست آمد. بنابراین اگرچه تولید پیاز در استان خراسان رضوی کارایی انرژی پایینی دارد اما از نظر اقتصادی دارای سود قابل قبولی است.
    کلیدواژگان: بیلان انرژی، بهره وری انرژی، انرژی ورودی و خروجی
  • وحید علی جانی، جهانگیر فقهی، محمود زبیری، محمدرضا مروی مهاجر صفحات 13-24
    برای مدیریت صحیح اکوسیستم های جنگلی داشتن اطلاعات کافی در رابطه با ساختار گونه های درختی ضروری می باشد. در این تحقیق، ساختار گونه های درختی تیپ های راش (Fagus)، راش-ممرز (Fagus-Carpinus)، ممرز-راش (Carpinus-Fagus) و ممرز-بلوط (Carpinus-Quercus) جنگل های هیرکانی مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت. اطلاعات مورد استفاده برای این تحقیق، با استفاده از 239 قطعه نمونه 1000مترمربعی که به روش منظم تصادفی در بخش گرازبن جنگل خیرود پیاده شده بود، جمع آوری و با استفاده از نرم افزار Crancod (Ver. 1.3) شاخص های زاویه یکنواخت، آمیختگی و ابعاد قطر برابر سینه و ارتفاع محاسبه شد. نتایج حاصل از شاخص زاویه یکنواخت نشان دهنده موقعیت مکانی تصادفی برای درختان چهار تیپ مورد بررسی بود. نتایج شاخص آمیختگی، آمیختگی کمی را برای چهار تیپ مورد بررسی نشان داد. نتایج به دست آمده از این شاخص نشان داد که اکثرا گونه های Fagus orientalis و Carpinus betulus دارای رقابت درون گونه ای و سایر گونه های مورد بررسی دارای رقابت بین گونه ای می باشند. میانگین شاخص های ابعاد قطر برابر سینه و ارتفاع نشان دهنده شباهت نسبی تیپ های مورد بررسی از نظر این ویژگی بود. نتایج حاصل از این دو شاخص غالبیت نسبی گونه های Acer velutinum، Tilia begonifolia و Alnus subcordata و مغلوبیت Ulmus glabra و Diospyros lotus را نشان دادند. مقایسه ساختار گونه های مشابه در تیپ های مختلف، نشان دهنده عدم وجود اختلاف معنی دار بین آنها از نظر ویژگی های موقعیت مکانی، ابعاد قطر برابر سینه و ارتفاع بود؛ وتنها اختلافات دیده شده در آمیختگی گونه های Carpinus betulus، Fagus orientalis، Acer velutinum، Tilia begonifolia و هم چنین خشکه دارها در تیپ های مورد بررسی بود. شاخص های به کار رفته در این تحقیق دارای توانایی بالایی در تشریح ساختار تیپ های مختلف و هم چنین ویژگی های اکولوژیکی گونه های درختی هستند.
    کلیدواژگان: ساختار جنگل، جنگل های هیرکانی، موقعیت مکانی، آمیختگی، ابعاد درختان
  • مسلم شریفی نیا، جاوید ایمانپور نمین، زهره رمضانپور صفحات 25-35
    مطالعه حاضر با هدف تاثیر برخی عوامل فیزیکی و شیمیایی آب اسیدیته، دما، شوری، هدایت الکتریکی(EC)، آهن، سیلیکات، اورتوفسفات، نیترات، بر تنوع و تراکم جمعیت پریفیتون های (دیاتومه ها) یکی از انشعابات ماسوله رود در سه فصل تابستان، پاییز و زمستان 1389 انجام شد. نمونه ها از سطح بسترهای طبیعی سنگی، چوبی، شنی و گلی از رودخانه ماسوله رودخان با عرض شمالی، 37022 تا، 37023 از مدار استوا و طول شرقی، 49017 تا، 49019 واقع در شمال ایران (غرب استان گیلان) جمع آوری شدند. در مسیر رودخانه 5 ایستگاه در محدوده 15 کیلومتری برای نمونه برداری از بسترهای طبیعی انتخاب گردید. ارتفاع از سطح دریا و فاکتورهای نیترات، اورتوفسفات، سیلیکات، آهن، شوری، هدایت الکتریکی(EC) و pH در تمام ایستگاه ها مورد اندازه گیری قرار گرفتند. تغییرات جمعیت دیاتومه ها و ارتباط آن با فاکتورهای فیزیکی و شیمیایی بررسی گردید. رودخانه دارای عمق آب کمتر از نیم متر و دمای بین 31-14 درجه سانتی گراد، میزان هدایت الکتریکیS.cm -1 μ1370 -617، میزان pH از 81/8 – 82/7 بود. غلظت مواد مغذی (mg l-1 21/0– 02/0PO43-: ، mg l-1 5/3 – 2/1 NO3-: ، mg l-1 02/0 – 5/6SiO2:، mg l-1 1/0 – 02/0> Fe2+:، 5/6 - 02/0 =SiO2) نشان دهنده وضعیت تروفیک رودخانه است. نمونه ها پس از شستشو و تهیه اسلاید با استفاده از میکروسکوپ نوری مورد بررسی قرار گرفتند. در این مطالعه 23 جنس دیاتومه شناسایی شد. حداقل و حداکثر مقدار فراونی کل چمعیت دیاتومه ها روی بسترهای گلی (ایستگاه 4: 52/12%) و سنگی (ایستگاه 5: 86/30%) به دست آمد. نتایج حاصل از مقایسه میانگین فراوانی نسبی (%) جمعیت دیاتومه ها بین بسترهای مختلف (گلی: 08/4 ±95/23؛ شنی: 97/0 ±52/15؛ چوبی: 62/0 ±71/17و سنگی: 08/4 ±95/23) اختلاف معنی داری را بین بستر سنگی با بسترهای شنی و گلی؛ و بستر چوبی با گلی نشان داد (05/0P<). در این مطالعه توزیع فراوانی جنس های دیاتومه روی بسترهای زبر (چوب، سنگ و ماسه) نسبت به بسترهای صاف و نرم (بستر گلی) بیشتر می باشد. بنابراین باتوجه به نتایج به دست آمده بسترهای چوبی و سنگی می توانند برای برنامه های پایش اکولوژیکی نسبت به بسترهای گلی و شنی مناسب تر باشند.
    کلیدواژگان: دیاتومه، نوع بستر، رودخانه ماسوله رود، گیلان
  • مسلم مومنی، محمودرضا همامی، منصوره ملکیان صفحات 37-48
    گور ایرانی زیرگونه ای از گورخر آسیایی است که به صورت اندمیک در دشت ها و تپه ماهورهای زیستگاه های بیابانی و استپی ایران زندگی می کند. این زیر گونه از سوی اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت و منابع طبیعی به عنوان گونه ای در آستانه انقراض معرفی شده است. به همین دلیل داشتن اطلاعات کاملی از اندازه جمعیت و نیازهای زیستگاهی این گونه به منظور تدوین سیاست های مدیریتی برای حفاظت از آن امری اجتناب ناپذیر است. در این پژوهش تراکم جمعیت گور ایرانی به تفکیک جوامع گیاهی با استفاده از روش ترانسکت خطی برآورد شد و استفاده فصلی از زیستگاه با استفاده از روش شمارش گروه های سرگین در پارک ملی قطرویه بررسی گردید. اختلاف معنی داری در میزان استفاده از جوامع گیاهی در فصول پائیز، زمستان و بهار مشاهده نشد، اما در فصل تابستان گورها از جامعه درمنه دشتی به طور معنی داری بیش از جامعه قیچ-درمنه استفاده کردند. نتایج مدل رگرسیون خطی میان تراکم گروه های سرگین و برخی از متغیرهای زیستگاهی (گیاهی و خاکی) نشان داد که فراوانی نسبی گور ایرانی به طور معنی داری با حضور گیاه قیچ و فاصله از آبشخور مرتبط است. رابطه منفی بین گروه های سرگین و فاصله از آبشخور نشان دهنده وابستگی بالای گورخر به منابع آبی است. تراکم جمعیت گورخر، برآورد شده از طریق نمونه گیری فاصله ای، در جامعه درمنه دشتی (3 گور در کیلومترمربع ‎؛ فاصله اطمینان: 7/5-58/1) بیش از تراکم این گونه در جامعه قیچ- درمنه (45/0گور در کیلومترمربع؛ فاصله اطمینان: 73/0-28/0) بود. برآورد ما میانگین تراکمی نزدیک به 0/1 گورخر در کیلومترمربع برای پارک ملی را نشان داد. این تراکم بالا را می توان ناشی از وجود منابع آبی کافی با توزیع مناسب در سطح پارک ملی و امنیت کافی به واسطه ممانعت از حضور انسان و دام های اهلی در پارک دانست.
    کلیدواژگان: گورخر ایرانی، نیازهای زیستگاهی، پارک ملی قطرویه، ترانسکت خطی، تراکم جمعیت
  • انیس اقبالی، مجید ایروانی، مهدی بصیری، مصطفی ترکش اصفهانی، عبدالرضا مهاجری صفحات 49-64
    به منظور بررسی انتقال بذور گیاهان توسط علفخواران اهلی (گوسفند و بز) در منطقه زاگرس مرکزی، 12 مکان مرتعی در 200 کیلومتری غرب شهر اصفهان انتخاب و در هر مکان در چهار زمان مختلف (نیمه ماه های خرداد، تیر، مرداد و شهریور) به طور تصادفی یک نمونه ترکیبی از ده گروه سرگین تازه علفخواران اهلی جمع آوری گردید (در مجموع 48 نمونه). نمونه های سرگین در اتاق تاریک و در معرض جریان هوای آزاد خشک شده و سپس از هر کدام یک نمونه 150 گرمی برای اعمال تیمار سرمادهی انتخاب و به مدت 2 ماه در دمای 3 درجه سانتی گراد در یخچال نگهداری شد. ترکیب بذری نمونه های سرگین در آزمایش های جوانه زنی در گلخانه به مدت 8 ماه تعیین گردید. در مجموع تعداد 2039 بذر متعلق به 50 گونه گیاهی (16 خانواده و 48 جنس) از نمونه های سرگین جوانه زد. ترکیب بذری نمونه ها بیشتر شامل گونه های علفی و خوشخوراکی بود که به جز تولید بذرهای ریز و زیاد و انتقال از طریق سرگین، شرایط مناسب انتقال روش های دیگر را ندارند. به ترتیب بیشترین و کمترین تعداد بذر جوانه زده در نمونه های تیر و خرداد دیده شد. هم چنین بیشترین و کمترین تعداد گونه بذری به ترتیب در نمونه های شهریور و خرداد ثبت شد. با این حال تنها تفاوت معنی داری بین ترکیب بذری نمونه های سرگین شهریور و خرداد مشاهده گردید. با توجه به زادآوری جنسی اکثر گونه های گیاهی ثبت شده در پوشش گیاهی منطقه، انتقال بذر از طریق سرگین علفخواران اهلی می تواند نقش مهمی در احیای طبیعی پوشش گیاهی، در صورت فراهم بودن سایر شرایط محیطی و مدیریتی، داشته باشد. نتایج این تحقیق می تواند ضمن افزایش دانش انتقال بذر گیاهان، به طور ویژه در احیای پوشش گیاهی اکوسیستم های چرایی کشور به کار گرفته شود.
    کلیدواژگان: جوانه زنی بذر، احیای طبیعی پوشش گیاهی، اکوسیستم های چرایی، پویایی بانک بذر خاک، مراتع نیمه استپی، محتوای بذری سرگین
  • امیدوار فرهادیان، صفی الله حیدری، رویا صداقت، نصرالله محبوبی صوفیانی، عیسی ابراهیمی، سعید اسداله، ابراهیم متقی صفحات 65-79
    فیتوپلانکتون ها پایه تولید دراکوسیستم های آبی می باشند و اهمیت بالایی در محیط آب شیرین هم براساس اکولوژی محض و هم در ارتباط با استفاده انسان از منابع طبیعی دارند. هدف از این پژوهش تعیین پراکنش، فراوانی و تنوع جامعه فیتوپلانکتون های دریاچه سد حنا واقع در استان اصفهان بود. نمونه برداری در اواسط هر فصل طی یکسال از 6 ایستگاه معین انجام شد. دامنه فراوانی دیاتوم ها، کلروفیسه، دسمیدها، دینوفیسه و سیانوفیسه به ترتیب 2395-405، 6778-786، 14-0، 0 و 70-0 سلول در میلی لیتر در فصل بهار، 3879-1281، 4518-1987، 173-13، 157-0 و 85-0 سلول در میلی لیتردر تابستان، 1265-593، 4980-1926، 14-0، 51-0، و 37-0 سلول در میلی لیتردر پائیز، و 264-48، 624-116، 13 -0، 51- 0 و 131-0 سلول در میلی لیتر در زمستان برآورد شد. در بهار از دیاتوم ها Cyclotella، Cocconeis و Surirella و از کلروفیسه Chlorella، Oocystis و Tetraedron غالب بود. در تابستان از دیاتوم ها Cyclotella و Surirella، از کلروفیسه Mougeotia، Chlorella و Scenedesmus، از دسمیدها Closterium، از دینوفیسه Prorocentrum و از سیانوفیسه Chroococcus غالب بود. در پاییز ازدیاتوم ها Cyclotella و Surirella، ازکلروفیسه Mougeotia و Chlorella از دسمیدها Closterium، از دینوفیسه Ceratium از سیانوفیسه Chroococcus، در زمستان از دیاتوم ها Cocconeis و Amphora، از کلروفیسه Chlorella و Tetraedron، از دسمیدها Closterium، از دینوفیسه Ceratium و از سیانوفیسه Tolypothrix غالب بودند. شاخص های تنوع سیمپسون، شانون-وینر و مارگالف به ترتیب دامنه 72/0 -40/0، 29/2 – 23/1 و 59/1-95/0 در بهار،77/0 -59/0، 73/2 – 97/1 و 80/2-13/2 در تابستان، 71/0 -50/0، 31/2 – 56/1 و 82/1-96/0 در پاییز، 63/0 -13/0، 42/1 – 27/0 و 97/0-10/0 در زمستان داشت. بیشترین تنوع زیستی در بهار و تابستان به دست آمد. براساس خصوصیات کیفی آب، ترکیب و تنوع زیستی فیتوپلانکتون ها، این دریاچه را به عنوان یک دریاچه یوتروف می توان طبقه بندی نمود.
    کلیدواژگان: فیتوپلانکتون، پراکنش، فراوانی، تنوع، دریاچه سد حنا
  • حسن اکبری، اعظم حبیبی پور، سید جلال موسوی صفحات 81-90
    جبیر (Gazella bennettii) از جمله گونه های طبقه آسیب پذیر(VU) فهرست سرخ است که اطلاعات اندکی پیرامون ویژگی های زیستی و زیستگاهی آن در ایران وجود دارد. این مطالعه به مدت دو سال (89-1388) به منظور تعیین ترجیح زیستگاهی و الگوی اجتماعی جبیر در پناهگاه حیات وحش دره انجیر، به انجام رسید. بدین منظور ابتدا مرز زیستگاه های جبیر در منطقه تعیین شد، سپس تعداد 15 ترانسکت در زیستگاه های مختلف جبیر در منطقه انتخاب و هر کدام به طور متوسط سالانه 10 مرتبه مورد پیمایش قرار گرفت. برای تهیه نقشه تیپ های زیستگاهی در نرم افزار Arc GIS، از پارامترهای شکل زمین و ساختار پوشش گیاهی استفاده شد و با بهره گیری از شاخص انتخاب جاکوب (Jacob)، نقشه ترجیح زیستگاهی جبیر تهیه شد. هم چنین از تجزیه و تحلیل برداشت های میدانی متوسط اندازه گروه جبیر و ساختار جنسی آن در منطقه مورد مطالعه تعیین شد. نتایج این مطالعه نشان داد جبیر در پناهگاه حیات وحش دره انجیر، کوهپایه ها و دشت های پایکوهی را نسبت به دشت های صاف ترجیح می دهد. (شاخص انتخاب جاکوب برای کوهپایه ها معادل31/0 و برای دشت های صاف معادل 03/ - برآورد شد). این تیپ (دشت های پایکوهی) که 25 درصد زیستگاه های جبیر را در منطقه شامل می شود، پناه، منابع آبی و سایر منابع مورد نیاز جبیر را بهتر از سایر تیپ های زیستگاهی تامین می کند. براساس نتایج مطالعه، بیشترین فعالیت روزانه جبیر به خصوص در فصل تابستان و پائیز، هنگام صبح و قبل از گرم شدن هوا است. هم چنین متوسط اندازه گروه در منطقه مورد مطالعه، 32/0±07/2 (n=53، SE=1/17) و نسبت جنسی (نر به ماده)، 179/0±52/0 برآورد شد که این تفاوت بین تعداد افراد نر و ماده، معنی دار نبود.
    کلیدواژگان: ترجیح زیستگاهی، شاخص جاکوب، جبیر، پناهگاه حیات وحش دره انجیر
|
  • F. Hassanzadeh Aval, P. Rezvani Moghaddam Pages 1-11
    Current conventional agricultural systems using intensive energy have to be revitalized through new integrated approaches relying on renewable energy resources, which can allow farmers to stop dependence on fossil resources. The aim of this study was determining the amount of input–output energy used in onion (Allium cepa L.) production in Khorasan Razavi province. For this purpose, the data was collected from 55 onion farm workers in Khorasan Razavi. Inquiries were conducted in face-to-face interviews in April-May 2011. Farm workers were selected based on random sampling method. The results indicated that total energy input was 98479 MJ.ha-1. The share of electricity and nitrogen fertilizer was 50.9 and 14.7%, respectively out of total energy input. The average onion yield under normal conditions was 73227 kg.ha-1 on irrigated farms. The net energy and energy productivity values were estimated to be 18684 MJ.ha-1 and 0.74 kg.MJ-1, respectively, and the ratio of energy output to energy input was found to be 1.19. This indicated an intensive use of input in onion production, which is not parallel to the increase in the final yield. Approximately 77.3% of the total energy input used in onion production was non-renewable (machinery, diesel, fertilizers, chemicals and electricity) and only 22.7% was renewable energy form (human labor, manure, water for irrigation, seeds). Cost analysis revealed that total cost of onion production for one hectare was 79262908 Rials. Benefit–cost ratio was calculated as 1.65. Although energy efficiency of onion production in Khorasan Razavi province is low, it is economically justified.
    Keywords: Energy ratio, Energy productivity, Input–output energy
  • V. Alijani, J. Feghhi, M. Zobeiri, M.R. Marvi Mohadjer Pages 13-24
    To implement correct management of forest ecosystems, enough information in relation to the structures of tree species is necessary. In this study, the structures of trees species in Fagus, Fagus-Carpinus, Carpinus-Fagus and Carpinus-Quercus types were investigated and compared in Hyrcanian forest. The data used in this study was collected from 239 plots with an area of 1000 m2 in Gorazbon district of Kheyrud forest, and Crancod (ver. 1. 3) software was employed to calculate the uniform angle (Wi), Mingling (DMi), DBH dominance (TDi) and Height dominance (THi) indices. The result of uniform angle index showed a random positioning for the trees in the studied types. Also, the result of mingling index showed a low mixture for four studied types. The result of this index indicated an intra-specific competition for Fagus orientalis and Carpinus betulus and an inter-specific competition for other species. The average value of DBH and Height dominance indices showed a relative similarity among the studied types. The result of these indices showed that some species such as Acer velutinum,، Tilia begonifolia and Alnus subcordata are dominant and species including Ulmus glabra and Diospyros lotus are dominated. The comparing of similar species structure showed a non significant difference for positioning, DBH and height dominance features in different types. Also, this comparison showed a significant difference in mingling feature of Carpinus betulus, Fagus orientalis, Acer velutinum, Tilia begonifolia, and also deadwoods in the studied types. The utilized indices in this study had a high ability in the description of forest type's structures and also the ecological features of trees species.
    Keywords: Forest structure, Hyrcanian forest, Positioning, Mingling, Trees dominance
  • M. Sharifinia, J. Imanpour Namin, Z. Ramezanpour Pages 25-35
    The present study was conducted to evaluate the effects of some physical and chemical parameters of water e. g. pH, temperature, electron conductivity (EC), Fe, silicate, orthophosphate, Nitrate on diversity and abundance of periphyton diatoms in a tributary of the Masooleh River (located 37o 22’ to 37o 23’ northern latitude and 49o17’- 49o19’ eastern longitude in Guilan Province, north of Iran) in summer, autumn and winter, 2011. The study area was 15 km in area, and 5 sites were chosen for diatom sampling. The average depth of the river was 0.5 m with temperature ranging from 14 to 31 0C. Elevation from the sea level and all parameters mentioned above were measured for each sampling site. The samples were collected from surface layer of Epilithon, Epidendron, Epipssamon and Epipelon as natural substrates. The results showed the following ranges: EC: 617-1370 S.cm.-1; pH: 7.82- 8.81; and nutrients: PO43-: 0.02- 0.21mg.l-1, NO3: 1.2- 3.5 mg.l-1, SiO2: 0.02- 6.5 mg.l-1and Fe2+ < 0.02- 0.1 mg.l-1 as an indicator of trophic status of the river. The collected samples were processed and slides were prepared for LM examination. In this study, 23 genera of diatoms were identified. The least and most abundant diatoms were observed on muddy (12.52) and stony (30.86) substrates, respectively. Comparison of mean abundance of diatom population on different substrates (muddy: 23.95± 4.08, gravel: 15.52± 0.97, woody: 17.71± 0.62 and stony: 23.95± 4.08) revealed statistically significant differences between stony, gravel, muddy, and woody substrates (P<0.05). The distribution of diatoms on coarser substrates (wood, stone and gravel) was higher than on softer ones (muddy). Based on the obtained results, woody and stony substrates seem to be more suitable for ecological monitoring of streams than muddy and gravel substrates.
    Keywords: Diatom, Diatom, Substrate type, Masooleh Rud River, Guilan
  • M. Momeni, M. R. Hemami, M. Malekian Pages 37-48
    Persian wild ass, Equus hemionus onager, is a rare subspecies of Asiatic wild ass endemic to Iran, which was historically widespread in arid and semi-arid steppes of central and southeastern Iran. Today only two natural populations have remained. This subspecies is listed as Critically Endangered in the Red List of the International Union for the Conservation of Nature and Natural Resources. Knowledge on habitat use and population densities of this taxon is necessary for its successful conservation. We studied population density and habitat selection by Persian wild ass in Qatruiyeh National Park (QNP). Seasonal habitat use by onagers was studied using clearance transects and standing crop pellet group counts. Line transect distance sampling was used to estimate the abundance of onager in the two main vegetation communities of the park. Onager use of vegetation communities was not significantly different in autumn, winter and spring, but in summer onagers used Artemisia sieberi community significantly more than the Zygophillum-Artemisia community. The most sensible relationships, resulting from multiple regressions, were negative effects of Zygophyllum eurypterum and trough distance. Negative relationship to trough distance showed importance of water resources for onager presence. Population density of onager, estimated through distance sampling, was higher in Artemisia sieberi community (3 onagers per km2; 95% confidence interval 1.58–5.7) compared with the Zygophillum-Artemisia community (0.45 onagers per 1 km2; 95% confidence interval 028–0.73). The mean density of onager in the national park was about 1.0 onager per km2. Complete protection and suitable distribution of adequate water resources are the main contributing factors to the high density of onagers in QNP.
    Keywords: Persian wild ass, Habitat associations, Qatruyieh National Park, Line Transect, Population density
  • A. Eghbali, M. Iravani, M. Bassiri, M. Tarkesh Esfahani, A. R. Mohajeri Pages 49-64
    To assess seed dispersal by domestic herbivores (sheep and goat) in Central Zagros region, 12 different rangeland sites, located 200 km west of Isfahan city, were studied. For each site, a pooled dung sample of 10 freshly pellet groups from domestic herbivores was collected in four different periods (mid June, July, August and September) during grazing season (in total, 48 pooled dung samples). Dung samples were dried in a dark room by exposing to open air, and then from each a 150 gram sample was kept for two months in the refrigerator at 3ْc as cold treatment. Seed content of dung samples was assessed in a greenhouse germination experiment over a period of 8 months. In total, 2039 seedlings from 50 different plant species (16 families and 48 genera) were germinated from dung samples. Seed content of dung samples was mostly composed of palatable herbaceous species with no dispersal mechanism or adaptation except for the production of many small-sized seeds. The highest and the least number of germinated seeds was observed in July and June samples, respectively. Also, the highest and the least number of seed species was recorded in September and June samples, respectively. However, only a significant difference in seed species composition was observed between dung samples of September and June. Given that most of the plant species recorded in the region’s vegetation were regenerate by seed, seed dispersal via domestic herbivore dungs may have significant role in natural regeneration of the vegetation, if other environmental and management conditions are met. The results of the present research can be especially applied to reclamation of the country’s rangeland ecosystems.
    Keywords: Dung seed content, Grazing ecosystems, Seed germination, Semi, steppe rangelands, Soil seed bank dynamics, Vegetation natural regeneration
  • O. Farhadian, S. Heidari, R. Sedaghat, N. Mahboobi Soofiani, E. Ebrahimi, S. Asdollah, E. Motaghi Pages 65-79
    Phytoplankton are the base of production in aquatic ecosystems and have a major importance in the freshwater environment both in terms of fundamental ecology and in relation to human use of natural resources. The purpose of this research was to determine distribution, abundance and biodiversity of phytoplankton community in Hanna Dam Lake, located in Isfahan province. The sampling was carried out in mid-season from 6 fixed stations during one-year period. Abundance ranges of diatoms, Chlorophyceae, Desmids, Dinophyceae, and Cyanophyceae were estimated 405-2395, 786-6778, 0-14, and 0-70 cells/mL in spring; 1281-3879, 1987-4518, 13-173, 0-157, and 0-85 cells/mL in summer; 593-1265, 1926-4980, 0-14, 0-51, and 0-37 cells/mL in autumn; 48-264, 116-624, 0-13, 0-51, and 0-131 cells/mL in winter, respectively. Cyclotella, Cocconeis and Surirella from diatoms; Chlorella, Oocystis, and Tetraedron from Chlorophyceae were dominant in spring. In summer, Cyclotella and Surirella from diatoms; Mougeotia, Chlorella and Scenedesmus from Chlorophyceae; Closterium from Desmids; Prorocentrum from Dinophyceae; and Chroococcus from Cyanophyceae were dominant. In autumn, the dominant genera were Cyclotella and Surirella from diatoms; Mougeotia andChlorella from Chlorophyceae; Closterium from desmids; Ceratium from Dinophyceae; Chroococcus from Cyanophyceae while in winter Cocconeis and Amphora from diatoms; Chlorella and Tetraedron from Chlorophyceae; Closterium from desmids; Ceratium from Dinophyceae; Tolypothrix from Cyanophyceae were dominant. The diversity indices of Simpson, Shannon-Wiener, and Margalef were obtained at ranges of 0.40-0.72, 1.23-2.29, and 0.95-1.59 in spring; 0.59-0.77, 1.97-2.73, and 2.13-2.80 in summer; 0.50-0.71, 1.56-2.31, and 0.96-1.82 in autumn; 0.13-0.63, 0.27-1.42, and 0.10-0.97 in winter, respectively. The highest biodiversity was obtained during spring and summer. Our results showed that this lake could be classified as eutrophic lake based on water quality, abundance, composition and biodiversity of phytoplankton.
    Keywords: Phytoplankton, Distribution, Abundance, Diversity, Hanna Dam Lake
  • H. Akbari, A. Habibipoor, J. Mousavi Pages 81-90
    Chinkara is classified as a vulnerable species (IUCN, 2009). Yet, there is a little information on its biological characteristics and habitat in Iran. This study focuses on the habitat preference and social pattern of this species in Dareh-Anjeer wildlife refuge in 2010-2011. We first determined habitat boundaries of Chinkara in the area. During the survey, 15 transects were located within different habitat types and each transect was observed ~10 times annually. We used landform parameters and plant structure for the habitat type layers in Arc GIS software. Then, we mapped the habitat preference of Chinkara using Jacob’s selectivity index. The group size and sex ratio was obtained by the analysis of field notes. Results of the study showed that Chinkara preferred foothills and hilly plains (Jacob’s selectivity index for foothills was estimated 0.31 and for flat plains 0.03). The foothill habitat type covering 25 percent of the Chinkara habitats in the area provides better resources such as cover and water than the other habitat types. Our results suggest that the Chinkara’s activity in summer and autumn is greatest in the early morning. The mean group size of Chinkara in the area is 2.07±0.32 (n=53, SE=1.17), sex ratio (male/female) is 0.52±0.179, and there is no significant difference between the numbers of males and females in the population.
    Keywords: Habitat preference, Jacob's index, Gazella bennettii, Iran