فهرست مطالب

پترولوژی - پیاپی 13 (بهار 1392)
  • پیاپی 13 (بهار 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/03/11
  • تعداد عناوین: 7
|
  • لیلی ایزدی کیان، محمد محجل کفشدوز، سید احمد علوی، علی اصغر سپاهی گرو، سید جعفر حسینی دوست صفحات 1-18
    مطالعه ساختاری در شیست های ژوراسیک منطقه همدان، شواهد دست کم چهار گامه دگرریختی را نشان می دهد که با رخدادهای دگرگونی ناحیه ای و مجاورتی همراه بوده است. پورفیروبلاست های متعددی در این سنگ های دگرگونی به صورت قبل، هم زمان و بعد از گامه های دگرریختی رشد کرده اند. آندالوزیت به صورت قبل از D2 و هم زمان با D2 رشد کرده است. برخی از آندالوزیت ها که در اثر دگرگونی ناحیه ای و مجاورتی تشکیل شده اند توسط تنش های کششی بودین شده و فضای فاصله های بودین ها با کوارتز اشغال شده است. آندالوزیت های سنگ های دگرگونی ناحیه ای جهت دار بوده و امتداد غالب آن ها به سمت جنوب شرق است. گارنت به صورت قبل یا هم زمان با D1، بعد از D1، هم زمان با D2، بعد از D2 و احتمالا هم زمان با D3 و بعد از D3 در سنگ های دگرگونی ناحیه ای رشد کرده است. استارولیت به صورت قبل از D2 و احتمالا هم زمان با D1، هم زمان با D2 و بعد از D3 تشکیل شده است. سیلیمانیت نیز اکثرا در قالب پورفیروبلاست های آندالوزیت و یا به صورت فیبرولیت در گامه چهارم رشد کرده است. کردیریت در اثر هر دو رخداد دگرگونی ناحیه ای و مجاورتی رشد کرده است. در سنگ های دگرگونی ناحیه ای کردیریت هم زمان با D2 و بعد از D2 تشکیل شده است.
    کلیدواژگان: پورفیروبلاست، دگرریختی، دگرگونی، همدان
  • حمیده عباسی، قدرت ترابی صفحات 19-32
    کوه کم خاشک در شمال شرق اصفهان (شمال خور) واقع شده است. در این منطقه دایک های بازیک با امتداد شمال شرق- جنوب غرب و دایک های حد واسط با امتداد شمال غرب- جنوب شرق درون واحدهای ماسه سنگ، سنگ آهک ها و مارن های کرتاسه بالایی نفوذ کرده اند. دایک های حدواسط از نظر حجم، تعداد، طول و همچنین ضخامت نسبت به دایک های بازیک برتری دارند. بررسی های صحرایی نشان می دهد که در برخی موارد، دایک های بازیک، دایک های حدواسط را قطع نموده است که نشان دهنده ایجاد این دایک ها بعد از دایک های حدواسط است. دایک های بازیک از کانی های الیوین (کریزولیت)، کلینوپیروکسن (دیوپسید و اوژیت)، پلاژیوکلاز (لابرادوریت و الیگوکلاز)، سانیدین، مگنتیت، ارتوپیروکسن (انستاتیت)، اسپینل و فلوگوپیت به عنوان کانی های اولیه تشکیل شده اند و کانی های ثانویه آن ها، زئولیت (ناترولیت و مزولیت)، کلریت، کلسیت و سرپانتین هستند. کانی های اولیه تشکیل دهنده دایک های حدواسط نیز کلینوپیروکسن (دیوپسید)، پلاژیوکلاز (لابرادوریت)، سانیدین، میکا (بیوتیت و فلوگوپیت)، آمفیبول (هاستینگزیت منیزیم دار) و مگنتیت بوده و کانی های ثانویه آن ها کلسیت و کلریت هستند. انواع بیگانه بلورهای کوارتز و بیگانه سنگ های پیروکسنیتی و هورنفلس در دایک های بازیک مشاهده می شود. بررسی شیمی کلینوپیروکسن ها، فشار کمتر از 5 کیلو بار و مقدار متغیر PH2O را برای زمان تبلور این کانی ها نشان می دهد. دماسنجی میکاها، دمای تبلور را در نمونه های دایک حدواسط در محدوده 732 تا 747 درجه سانتیگراد نشان می دهد، در حالی که دمای تبلور بیوتیت های نمونه های بازیک، 699 تا 808 درجه سانتیگراد است. بر مبنای بررسی های پتروگرافی و شیمی کانی ها، ترکیب ماگمای سازنده این دایک ها ساب آلکالن و از نوع کالک آلکالن تشخیص داده شد و نیز از لحاظ جایگاه تکتونوماگمایی در قلمرو قوس ماگمایی واقع می شوند.
    کلیدواژگان: دایک، ائوسن، کالک آلکالن، کم خاشک، خور، ایران مرکزی
  • اشرف ترکیان، نفیسه صالحی، معصومه کرد صفحات 33-46
    روش آماری مطالعه پراکندگی اندازه بلورها (CSD)، راه کار جدیدی در مطالعه ویژگی های فیزیکی و پترولوژی سنگ های آذرین، به ویژه سنگ های آتشفشانی است. گدازه های آتشفشان های کواترنری شمال شرق قروه با تکیه بر این روش بررسی شد. ترکیب گدازه ها بازالتی است و در آن ها پیروکسن های غربالی، الیوین های اسکلتی، کوارتزهایی با خوردگی خلیجی و بیگانه سنگ های گنیسی یافت می شود. مطالعه بافت ها به صورت کمی و از طریق روش CSD انجام می شود. سرعت هسته بندی و مدت زمان رشد بلورها به وسیله پراکندگی اندازه بلورهای پیروکسن تعیین می شود. زمان رشد پیروکسن ها 17-36 سال به دست آمده که بیانگر ثبات شرایط تبلور در منطقه در طی دوره فوران است. نمودار لگاریتمی چگالی تجمعی در مقابل اندازه بلور، وقوع اختلاط ماگمایی را برای بازالت های منطقه قزلجه کند و توقف موقتی در اتاقک های ماگمایی قبل از رسیدن به سطح زمین را برای برخی فوران ها مانند قره بلاغ تایید می نماید.
    کلیدواژگان: پراکندگی اندازه بلورها (CDS)، کواترنری، پیروکسن، اختلاط، قروه، کردستان
  • اعظم زاهدی، محمد بومری، محمدعلی مکی زاده صفحات 47-66
    کانسار اسکارن خوت و پناهکوه در 50 کیلومتری شمال غرب شهرستان تفت در استان یزد واقع شده است. آنالیز عناصر اصلی و نادر خاکی توسط Microprobe و LA-ICP-MS نشان داد که دو نوع گارنت اصلی در اسکارن های خوت- پناهکوه وجود دارد. ترکیب شیمیایی گارنت ها در اسکارن خوت از محلول جامد گروسولاریت- آندرادیت تا آندرادیت تقریبا خالص تغییر می کند، در حالی که تمام گارنت های اسکارنی پناهکوه آندرادیت تقریبا خالص و ایزوتروپ هستند. گارنت ها در طی فرآیند متاسوماتیسم غنی از عناصر نادر خاکی می شوند. نمودار Fe/Ti در مقابل نسبت های Al/(Al + Fe + Mn) در اسکارن های خوت- پناهکوه نشان داد که بیش از 50 درصد فاز سیال گرمابی در تشکیل گارنت ها موثر بوده است. مقایسه روندهای عناصر نادر خاکی به هنجار شده نسبت به کندریت در دو نوع متفاوت گارنت نشان داد که همه گارنت ها غنی از عناصر نادر خاکی سبک و تهی از عناصر نادر خاکی سنگین همراه با آنومالی های متفاوتی از یوروپیم (Eu) هستند. گارنت های غنی از آهن با آنومالی مثبت Eu مشخص می شوند در حالی که گراندیت ها آنومالی منفی Eu را نشان می دهد. تفاوت در مقدار آنومالی ها نشان دهنده ناهمگونی های سامانه اسکارنی نظیر تغییرات محلی سنگ مادر و سیال متاسوماتیک است. الگوی فراوانی نسبتا همسان عناصر نادر خاکی در اسکارن و گارنت بیانگر این است که در اسکارن های مطالعه شده، گارنت مهم ترین کانی میزبان برای عناصر نادر خاکی است. بنابراین، مطالعه رفتار زمین شیمیایی عناصر نادر خاکی گارنت در شناخت تکامل سیالات متاسوماتیک سودمند است.
    کلیدواژگان: زمین شیمی، عناصر نادر خاکی، گارنت، اسکارن، خوت و پناهکوه
  • صدیقه تقی پور، علی کنعانیان، محمود خلیلی صفحات 67-80
    سنگ میزبان کانسار اسفوردی، متشکل از سنگ های ریولیتی، توف ریولیتی کامبرین پایینی و دولومیت های سری ریزو است که در شمال و شرق کانسار به شدت دچار دگرسانی سدیک- کلسیک شده است. بر اساس مطالعات پتروگرافی، آمفیبول، کلریت، کلسیت و هماتیت از مهم ترین کانی های پهنه دگرسانی سدیک- کلسیک هستند. آمفیبول های پهنه دگرسانی سدیک- کلسیک در شمار گروه آمفیبول های کلسیک قرار می گیرند و از نوع ادنیت و اکتینولیت هستند. میزان متوسط (Na+K)A در ادنیت و اکتینولیت به ترتیب 67/0 و 11/0 است. ادنیت نسبت به اکتینولیت از اکسیدهای TiO2 (93/0)، Al2O3 (34/11)، FeO (55/13)، Na2O (09/2) و Cl (05/1) غنی شدگی نشان می دهد. آنالیزهای سنگ میزبان دگرسان شده نشان می دهد که دگرسانی سدیک- کلسیک سبب تجمع MgO، CaO، Na2O، P2O5، Y2O3 و FeOt در پهنه دگرسانی نسبت به نمونه های نسبتا سالم شده است. به دنبال دگرسانی سدیک- کلسیک، رگه ها و رگچه های کلسیت و سپس کوارتز نیز شکل گرفته اند. در سنگ های میزبان دگرسان شده و کلسیت های رگچه ای کانسار اسفوردی مقادیر دلتای ایزوتوپ اکسیژن (در مقایسه با استاندارد SMOW) به ترتیب برابر با 5/10 تا 12 درصد و 1/14 تا 1/18درصد و مقادیر دلتای ایزوتوپ کربن (در مقایسه با استاندارد PDB) برابر 8/3- تا 2/4- درصد و 5/5- تا 3/6- درصد است. داده های ایزوتوپ های پایدار نشان می دهد دمای دگرسانی سنگ میزبان 300 تا 400 درجه سانتیگراد و دمای تشکیل کلسیت های رگچه ای، زیر 300 درجه سانتیگراد بوده است. بر مبنای داده های موجود در این تحقیق، اختلاط سیالات برخاسته از ماگما با آب های جوی سبب ایجاد دگرسانی در منطقه اسفوردی شده است.
    کلیدواژگان: کانسار اسفوردی، زمین دماسنجی، سیالات ماگمایی و جوی، دگرسانی سدیک، کلسیک
  • داود رئیسی، سید حسام الدین معین زاده میرحسینی، احمد عباس نژاد، سارا درگاهی صفحات 81-98
    بازالت های گندم بریان یک سرتخت پوشیده از روانه های تیره رنگ است که حدود 480 کیلومتر مربع از قسمت غربی کویر لوت در شمال شرق کرمان را پوشانده است. خروج جریان های بازالتی در امتداد سیستم گسلی با روند شمالی- جنوبی بوده است. در منطقه گندم بریان، کشش حاصل از فعالیت گسل نایبند موجب شکستگی و ضعف پوسته و سپس بالا آمدن ماگما در امتداد شکستگی شده است زیرا ماگماتیسم محدود به منطقه کشش است. مقایسه نقشه شاخص خط وارگی گسل نایبند و نقشه مربوط به جایگاه دهانه های آتشفشانی، تاییدی بر نقش گسل در تشکیل ماگمای بازالتی گندم بریان است. حضور الیوین های درشت و شکل دار در کنار درشت بلورهای کلینوپیروکسن و نبود کوارتز ماگمایی، همگی می توانند نشانگر حرکت صعودی و سریع ماگما از طریق سیستم شکستگی و گسل های عمیق باشند. شکستگی عمیق پوسته ای گسل نایبند سبب شده است ماگمای بازالتی در حین صعود سریع خود، تا حد زیادی از تاثیر آلودگی های پوسته ای در امان بماند. وجود نسبت بالای La/Nb (با میانگین 7/1) در کنار میزان پایین نسبت Ce/Pb و Pb/Nd نشان دهنده تاثیر کم آلایش پوسته ای در این سنگ هاست. همچنین، نبود پراکندگی در نمودارهای دو متغیره عنصر سازگار- عنصر سازگار، تاکیدی بر عدم اختلاط ماگمایی است. یکنواختی نمودار پراکندگی اندازه بلور (CSD) و شیب ثابت آن نیز تاثیر بسیار کم فرآیندهای فیزیکی همچون اختلاط ماگمایی در ماگمای بازالتی در حین تبلور میکرولیت های پلاژیوکلاز در طی صعود و رسیدن آن به سطح زمین را نشان می دهد. علت اصلی شیب منحنی CSD، سرعت سریع سرد شدن ماگمای بازالتی در حین بالا آمدن است که به تشکیل میکرولیت های ریز پلاژیوکلاز منجر می شود. وجود فنوکریست های الیوین و کلینوپیروکسن نشان دهنده انجام عمل تبلور در ماگمای اولیه قبل از صعود و فوران است. بر طبق نمودار Dy/Yb در برابر La/Yb، سنگ های بازالتی گندم بریان از منشا گارنت لرزولیت با ذوب بخشی 8 تا 10 درصد تشکیل شده است. به طور کلی درجات ذوب بخشی پایین گوشته فوقانی (کمتر از 10 درصد) به تشکیل ماگمای بازالتی آلکالن منجر می شود. از سوی دیگر، ماگمای بازالتی گندم بریان دارای ویژگی های مشخصه ماگماهای مادر منیزیم بالا با تحول یافتگی کم است.
    کلیدواژگان: سیستم گسلی، شاخص خط وارگی، آلودگی پوسته ای، گارنت لرزولیت
  • محسن نصرآبادی صفحات 99-118
    مجموعه ای از دایک های بازیک و ندرتا حدواسط در یکی از توده های تونالیتی جنوب غرب سلطان آباد تزریق شده اند. در بیشتر نمونه ها آمفیبول، سازنده اصلی سنگ است و کانی های پلاژیوکلاز، اپیدوت و میکای سفید با فراوانی مودال متغیر مشاهده می شوند. ویژگی های شیمیایی آمفیبول، دلالت بر منشا ماگمایی آن دارد و شاخص های ترکیبی و محاسبات فشارسنجی بیانگر تبلور آن در اعماق زیاد است. ویژگی های زمین شیمیایی سنگ کل بیشتر نمونه ها گویای ترکیب بازالتی با ماهیت تولئیتی آن هاست. الگوی نمودارهای عنکبوتی و عناصر نادر خاکی آن ها با تمرکز آمفیبول و تشکیل در منطقه فرورانش همخوانی دارد. بر اساس شواهد صحرایی از جمله رابطه مکانی نزدیک دایک ها و توده تونالیتی میزبان و فراوانی کم آمفیبول در توده های نفوذی منطقه، متداول بودن هورنبلندیت به صورت کومولا در نوارهای کوهزایی، تعادلات فازی بازالت آب دار، منشا ماگمایی آمفیبول و تبلور آن در عمق نسبتا زیاد، شاخص های شیمیایی سنگ کل دایک ها (مقادیر کم سیلیس و تقعر رو به بالای عناصر نادر خاکی میانی در نمودارهای عنکبوتی) و همچنین مقادیر در خور توجه سیلیس و ویژگی های آداکیتی بسیار شاخص در تونالیت میزبان، موضوع تفریق آمفیبول از یک مذاب آداکیتی حدواسط حاصل از ذوب بخشی صفحه اقیانوسی فرورو و تشکیل کومولای غنی آمفیبول و مذاب فلسیک تونالیتی- ترونجمیتی، به اثبات رسیده است.
    کلیدواژگان: دایک مافیک، هورنبلندیت، تفریق آمفیبول، کومولا، سلطان آباد، سبزوار
|
  • Leyli Izadi Kian, Mohammad Mohajjel Kafshdouz, Seyed Ahmad Alavi, Ali Asghar Pages 1-18
    Structural elements of four deformation stages have been recognized in the Hamedan schists. These deformation stages were synchronous with regional and contact metamorphism events. Numerous porphyroblasts have grown in the metamorphic rocks as pre، syn and post deformation stages. Andalusites were generated Pre and syn- D2 due to regional metamorphism in the area. Andalusites were oriented in NW-SE trend and were extended، boudinaged and distances between boudins filled by quartz fibers. Garnets have been initiated pre، syn and post D1، syn and post D2 and syn and post D3 in the metamorphic rocks. Staurolites were grown pre D2 probably syn D1، pre and syn D2 and post D3. Sillimanites are found in the andalusites or as fibrolits that were produced during D4 stage. Cordierites were generated by both regional and contact metamorphism and it is found pre-syn D2 in regional metamorphic rocks.
    Keywords: Porphyroblast, Deformation, Metamorphism, Hamedan
  • Hamideh Abbasi, Ghodrat Torabi Pages 19-32
    Ku-e-Kam Khashak is located in the NE of Isfahan (North of Khur). Basic dykes trending NE-SW and intermediate dykes with NW-SE trend cross cut the Upper Cretaceous sandstone، limestone and marl. The intermediate dykes are much more abundant and widespread in the area. Field studies show that the basic dykes cross-cutting the intermediate dykes، indicating that intermediate dykes are older. Primary minerals of the basic dykes are olivine (chrysolite)، clinopyroxene (diopside، augite)، plagioclase (labradorite، oligoclase)، sanidine، magnetite، orthopyroxene (enstatite)، spinel، phlogopite and secondary minerals are zeolite (natrolite and mesolite)، chlorite، calcite and serpentine. The intermediate dykes are composed of clinopyroxene (diopside)، plagioclase (labradorite)، sanidine، mica (biotite and phlogopite)، amphibole (magnesio-hastingsite) and magnetite as primary minerals and chlorite and calcite as secondary minerals. Basic dykes have xenocrysts of quartz and xenoliths with pyroxenite and hornfels in composition. Mineral chemistry of clinopyroxenes reveals pressure less than 5 kbars and variable PH2O for the formation of these phases. Thermometry of the micas in intermediate dykes show 732- 747 °C، whereas the biotites of basic dykes crystallized 699 to 808 °C. Petrography and mineral chemistry of the studied dykes indicate sub- alkaline and calc- alkaline characteristic of the primary magma and their magmatic arc setting.
    Keywords: Dyke, Eocene, Calc, Alkaline, Kam Khashak, Khur, Central Iran
  • Ashraf Torkian, Nafiseh Salehi, Masoomeh Kord Pages 33-46
    Statistical measurements of crystal size distributions (CSD) are the new method for studying physical and petrological properties of igneous rocks. With emphasis on this method، the Plio-Quaternary lavas volcanic in the NE- Qorveh city are investigated. The lavas are basaltic in composition and there are pyroxenes with sieve texture، skeletal olivines، quartz with gulf corrosion and gneissic xenoliths. Quantity textures are studied in the CSD method. The rate of nucleation and growth timing of crystals are determined by pyroxene crystals size distributions. Timing of growth of pyroxene crystals between 17-36 years suggesting stability of crystallization conditions during eruption in the area. We used the logarithmic population density vs. crystal size diagrams with processing the software CSD correction. In the basaltic rocks of Qezelje-Kand village magmatic contamination occurred. In other volcanoes، such as the Qare-Bolaq volcano، residence time of magma was short.
    Keywords: Crystal size distribution (CSD), Quaternary, Pyroxene, Magma mixing, Qorveh, Kurdistan
  • Azam Zahedi, Mohammad Boomeri, Mohammad Ali Mackizadeh Pages 47-66
    The Khut and Panah-Kuh skarn deposit is located at about 50 km northwest of Taft in Yazd province. The analyses of major and REE''s by microprobe and LA-ICP-MS show that there are two major types of garnet at Khut and Panah Kuh skarns. The garnets in the Khut skarn range from (Ad74. 30Gr24. 81- d32. 06Gr66. 61) to almost pure andradite (Adr>96) in composition whereas all Panh-Kuh skarn garnets are almost pure andradite and isotropic. The REE become commonly enriched in garnets during metasomatic process. On the Fe/Ti versus Al/ (Al + Fe + Mn) diagrams، these rocks suggests that over 50% of hydrothermal fluid phase has been effective in the formation of garnets. Comparison of chondrite- normalized REE patterns garnets exhibit that all garnets have light REE (LREE) enrichment and heavy REE (HREE) depletion، with different Eu anomalies. Fe-enriched garnets are characterized with positive Eu anomaly whereas grandite show negative Eu anomaly. Differences in the magnitude of the anomaly reflect local heterogeneities of the system such as protolith as well as metasomatic fluid. The same abundance pattern of REE in the skarn and garnet suggests that garnet is the most important REE host mineral. Therefore، the study of REE geochemical behavior is benefiial in understanding the evolution of metasomatic fluids.
    Keywords: Geochemistry, REEs, Garnet, Skarn, Khut, Panah, Kuh
  • Sedigheh Taghipour, Ali Kananian, Mahmoud Khalili Pages 67-80
    The host rocks of the Esfordi deposit consist of rhyolitic tuff lower Camrianand rhyolite along with dolomites of the Rizu series which are widely affected by sodic-calcic hydrothermal alteration in the north and the east. Typical mineral assemblage in the alteration zone is amphibole، albite، hematite، calcite and chlorite based on petrographic studies. The amphiboles in the Na-Ca alteration zone are within the calcic amphibole group with edenite and actinolite compositions. The average (Na+K) A content of the edenite and actinolite is 0. 67 and 0. 11 respectively. Chemically، edenite in comparison with actinolite is enriched in TiO2 (0. 93)، Al2O3 (11. 34)، FeO (13. 55)، Na2O (2. 09) and Cl (1. 05). Whole rock analysis reveal appreciable enrichment of FeOt، MgO، CaO، Na2O، P2O5 and Y2O3 in the Na-Ca altered rocks relative to unaltered host rocks. The calcite and quartz veins crosscut the Na-Ca altered rocks. The Na-Ca altered rocks and calcite veins δ18O values (relative to SMOW) vary between 10. 5 to 12 ‰ and between 14. 1 to 18. 1 ‰ respectively، while their δ13C values (relative to PDB) vary from -3. 8 to -4. 2 ‰ and -5. 5 to -6. 3 ‰ correspondingly. On the basis of O and C isotopic data on the host rocks، Na-Ca alteration occurred at 300-400 °C and the calcite veins formed at temperatures lower than 300 °C. According to available data، alteration is interpreted to develop by mixing of meteoric waters with magmatic fluids in Esfordi mine.
    Keywords: Esfordi deposit, Geothermometry, Magmatic, meteoric fluids, Na, Ca alteration
  • Davoud Raeisi, Seyed Hesam-Aldin Moeinzadeh Mirhosseini, Ahmad Abbasnejad, Sara Dargahi Pages 81-98
    Gandom Berian area is a basaltic messa composed of dark flows covering about 480 km2 of the western part of Lut desert in the northeast of Kerman. In this area، the fault system follows a north-south trend and، basaltic lavas have flowed along this trend. It seems that in Gandom Berian area، the activity of Nayband fault has created a tensional tectonic regime leading to the creation of open fractures in the crust which have conducted the flow of magma to the surface. Comparing maps of the lineation index factor of Nayband fault and also the related maps to situation of volcanic cones admit the role of fault in formation of Gandom Berian basaltic magma. The presence of coarse euhedral olivine crystals along with coarse crystals of clinopyroxenes and the absence of magmatic quartz، all reveal a fast deep ascending magma through fractures system and deep faults. The deep fracturing of Nayband fault has prevented the mixing of magma with crustal contamination. The high La/Nb value (with average 1. 7) along with low ratio of Ce/Pb and Pb/Nd indicate low mixing of magma in the studied area. Also، none scattering compatible element plots show negligible magma mixing. Uniformity in crystal size distribution (CSD) plots and its constant slope indicate the low impact of physical processes such as magma mixing in basaltic magma which effects the crystallization of plagioclase microlites during its ascent to the surface. The main cause of steepness in CSD is the rapid quenching of basaltic magma during upwelling which leads to plagioclase fine microliths. The presence of olivine and clinopyroxene phenocrysts indicates that in the primary magma، crystallization had occurred before ascent and eruption. Based on Dy/Yb versus La/Yb plot the Gandom Beryian basalts were formed by 8 to 10% partial melting of a garnet-lehrzolite parental rock. In general، lower partial melting of upper mantle (less than 10%) leads to the creation of alkaline basaltic magma. On the other hand، Gandom Beryian basaltic magma has characteristics similar to a high magnesium parental magma with low degree of evolution.
    Keywords: Fault system, Lineation factor, Crustal contamination, Garnet, lehrzolite
  • Mohsen Nasrabady Pages 99-118
    The basic and rarely intermediate dyke swarms have been injected into one of the tonalitic bodies in the southwest of Soltan Abad. Amphibole is the main constituent of the most samples and variable modal abundance of epidote، plagioclase and white mica are observed. Chemical characteristics of amphiboles indicate their magmatic origin and compositional indicators along with barometry calculations point to their crystallization at high depths. Whole rock geochemical characteristics of dykes signifying basaltic composition with tholeiitic affinity. Their spider diagrams and rare earth elements patterns are compatible with amphibole accumulation and their generation in the subduction zone. On the basis of field evidences such as intimate spatial relation between dyke and the host tonalitic-trondhjemitic body and the paucity of amphibole in the intrusion bodies of the study area، the prevalence of hornblendite as cumulate in the orogenic belts and phase equilibria of water-bearing basalts a hypothesis of amphibole fractionation from an intermediate adakitic melt produced by subducted oceanic crust partial melting and the formation of amphibole-riched cumulate and felsic tonalitic-trondhjemitic melt. Magmatic origin of amphibole and its crystallization at relatively high depth، whole rock geochemical characteristics of dykes like low contents of SiO2 and upward convex of middle rare earth elements in the spider diagrams and furthermore according to the considerable contents of SiO2 and very prominent adakitic characteristics of host tonalite also support this phenomenon.
    Keywords: Mafic dyke, Hornblendite, Amphibole fractionation, Cumulate, Soltan Abad, Sabzevar