فهرست مطالب

  • پیاپی 11 (بهار 1392)
  • تاریخ انتشار: 1392/01/01
  • تعداد عناوین: 8
|
  • الهام عرفانی آداب، جواد مصرآبادی، تقی زوار صفحه 1
    در طول دو دهه اخیر محققان زیادی به بررسی اثربخشی آموزش راهبردهای یادگیری بر پیشرفت تحصیلی فراگیران در قالب تحقیقات آزمایشی یا نیمه آزمایشی پرداخته اند که نتایج متفاوتی به دست آمده است، بنابراین لزوم استفاده از پژوهش فراتحلیل جهت ارائه نتیجه کلی احساس می شود.
    هدف
    این پژوهش با بهره گیری از روش فراتحلیل به ترکیب نتایج کمی حاصل از پژوهش های مختلف در مورد روابط علی راهبردهای یادگیری با پیشرفت تحصیلی پرداخته است.
    روش
    جهت نیل به این هدف در پژوهش حاضر از یافته های کمی 28 پژوهش استفاده شد که از این مطالعات 53 اندازه اثر محاسبه گردید. مطالعاتی که در این پژوهش مورد استفاده قرار گرفتند از دانشگاه ها و مراکز مختلف پژوهشی شامل دانشگاه های شهید رجایی، شهید بهشتی، تربیت معلم تهران، تهران، الزهرا(س)، علامه طباطبائی، تربیت مدرس، شهید چمران اهواز، شیراز، اصفهان، تبریز و پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش، مرکز اسناد و اطلاعات مدارک علمی ایران و بانک های اطلاعاتی SID، noormags، magiran جمع آوری شدند و بعد از بررسی ملاک های ورود و خروج، شاخص های آماری پژوهش های منتخب با نرم افزار CMAویرایش 2 تحلیل شدند. نتایج ترکیبی نشان دادند آموزش راهبردهای یادگیری در هر دو گروه فراگیران دختر و پسر تاثیر معناداری و بزرگی بر پیشرفت تحصیلی آن ها داشته است. بنابراین می توان نتیجه گرفت که جنسیت نقش تعدیل کننده بر روابط بین آموزش راهبردهای یادگیری بر پیشرفت تحصیلی ندارد. با توجه به نتایج فراتحلیل در مورد اندازه اثر بزرگ آموزش راهبردهای یادگیری بر پیشرفت تحصیلی و نیز مبانی نظری موجود همچون نظریه فرآشناخت و پردازش اطلاعات می توان به این نتیجه رسید که آموزش این راهبردها می تواند به بهبود شاخص های پیشرفت تحصیلی فراگیران کمک کند.
    کلیدواژگان: پیشرفت تحصیلی، راهبردهای شناختی و فرآشناختی، راهبردهای یادگیری، فراتحلیل
  • حمیده پاک مهر، فاطمه میردورقی، علی غنایی چمن آباد، مرتضی کرمی صفحه 33
    زمینه
    اهمیت گرایش به تفکر انتقادی در نظام آموزشی و برنامه های درسی در سطوح قبل از آموزش عالی ضرورت وجود ابزاری با فرم کوتاه جهت سنجش این سازه را نشان می دهد.
    هدف
    پژوهش حاضر با هدف بررسی روایی، اعتبار و ساختار عاملی پرسشنامه گرایش به تفکر انتقادی ریکتس (2003) در دانش آموزان مقطع متوسطه صورت گرفت.
    روش
    در این پژوهش توصیفی پیمایشی، با روش نمونه گیری خوشه ایچند مرحله ای نمونه ای 472 نفر (270 دختر و 202 پسر) از دانش آموزان مقطع متوسطه شهر مشهد در سال تحصیلی 90-89 انتخاب شدند و پرسشنامه گرایش به تفکر انتقادی را تکمیل نمودند. روایی این پرسشنامه، از طریق روایی محتوا، روایی سازه و روایی عاملی ارزیابی شد. اعتبار این پرسشنامه نیز از طریق همسانی درونی و روش تصنیف (دو نیمه کردن) مورد بررسی قرار گرفت.
    یافته ها
    ضرایب آلفای کرونباخ برای تمام خرده مقیاس ها و کل مقیاس در هر دو جنس و کل آزمودنی ها از نظر روان سنجی مطلوب به دست آمد؛ و تمامی همبستگی های بین خرده مقیاس ها و نمره کل مقیاس نیز معنادار بود. نتایج حاصله از تحلیل عاملی تاییدی نیز حاکی از برازش مطلوب و قابل قبول ماده ها داشت. نتایج روش دو نیمه کردن نیز نشان داد ضریب قابلیت اعتماد آزمون در حد مطلوبی است.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج پژوهش حاضر می توان گفت که نسخه ی فارسی پرسشنامه ی گرایش به تفکر انتقادی، در جامعه ی ایران اعتبار و روایی خوبی دارد و می توان از آن برای سنجش میزان گرایش به تفکر انتقادی در دانش آموزان مقطع متوسطه بهره گرفت.
    کلیدواژگان: اعتبار، تحلیل عاملی تاییدی، تفکر انتقادی، روایی، گرایش به تفکر انتقادی
  • حسین عبداللهی، عباس بازرگان صفحه 55
    هدف
    پژوهش حاضر به دنبال شناسائی عناصر تشکیل دهنده بهره وری آموزشی اعضای هیات علمی، ساخت و اعتباریابی مقیاس سنجش بهره وری آموزشی اعضای هیات علمی بوده است.
    روش
    آمیخته (استفاده از گروه کانونی و روش تحلیل عاملی). جامعه آماری این تحقیق عبارتند از: اعضای هیات علمی پیمانی، رسمی- آزمایشی و رسمی قطعی (زن و مرد) شاغل در دانشکده های ده گانه علوم انسانی دانشگاه تهران در سال تحصیلی 87-1386. نمونه مورد مطالعه براساس روش تصادفی طبقه ای به تعداد 200 نفر انتخاب شدند. تعدادی از پرسشنامه های عودت داده شده به علت نقص در داده ها کنار گذاشته شدند. در نهایت 137 پرسشنامه تکمیل شده مورد بررسی وتحلیل قرار گرفت. تهیه مقیاس سنجش بهره وری آموزشی اعضای هیات علمی در سه مرحله به شرح زیرانجام شد: الف) تحلیل نتایج حاصل از مطالعه پیشینه تحقیق برای بدست دادن مولفه های تشکیل دهنده بهره وری آموزشی.ب) تهیه گویه های پرسشنامه برای اجرای اولیه.ج)اجرای نهایی واعتباریابی مقیاس سنجش بهره وری آموزشی: پس از اجرای مراحل اول و دوم پژوهش، با اجرای مقدماتی پرسشنامه بر روی نمونه محدودی از جامعه آماری و تجزیه و تحلیل نتایج بدست آمده اصلاحات لازم در نسخه اولیه پرسشنامه به عمل آمد. پیش نویس اولیه نسخه اصلاح شده براساس نظر تیم پژوهشی و چند تن از صاحبنظران سنجش، تهیه شد. حاصل این مرحله از پژوهش تدوین ابزار نهایی برای اجرای مرحله میدانی پژوهش بود.ضریب اعتبار مجموعه سنجه های مقیاس از طریق آلفای کرانباخ به میزان 92/0 محاسبه شد. جهت بررسی روایی مقیاس ازتحلیل عاملی به روش مولفه های اصلی استفاده شده است.
    یافته ها
    حاصل این تحقیق شناسائی عناصر تشکیل دهنده بهره وری آموزشی در 8 دسته می باشد. همچنین مقیاسی در42 گویه ساخته شد که با استفاده از آن می توان بهره وری آموزشی اعضای هیات علمی را اندازه گیری و در سطح گروه آموزشی و دانشکده مورد تحلیل قرار داد. این مقیاس 65 درصد واریانس کل متغیر مورد نظر را تبیین می کند.
    کلیدواژگان: بهره وری آموزشی اعضای هیات علمی، ساخت و اعتبار یابی مقیاس، سنجش بهره وری
  • سیمین رونقی، علی دلاور، محمد علی مظاهری صفحه 77
    هدف این پژوهش با بهره گیری از مبانی نظریه دلبستگی، ساخت و هنجاریابی مقیاسی برای سنجش دلبستگی کودکان 12-6 ساله بود. گروه نمونه از 500 دانش آموز پایه های اول تا پنجم مقطع ابتدایی دبستانهای شهر کرج با استفاده از روش خوشه ایچند مرحله ای انتخاب شده و مورد آزمون قرار گرفتند. برای ساخت آزمون مراحل زیر طی شد: بررسی مبانی نظری و پیشینه تحقیقات 2 - تهیه مخزن جملات شامل رفتارهای اضطراب (از جدایی و طرد شدن توسط نگار دلبستگی) و رفتارهای اجتناب (از ایجاد پیوند و رابطه عاطفی با نگار دلبستگی) 3- تهیه و اجرای آزمون مقدماتی و حذف وتغییر جملات نامناسب 4- ساخت یک مقیاس 28 جمله ای و 5- اجرای نهایی و تعیین ویژگی های اماری آزمون اعتبار محتوایی آزمون به تایید دو نفر متخصص در این زمینه رسید. ضریب اعتبار (آلفای کرونباخ) محاسبه شده در مولفه اضطراب 82/0ودر مولفه اجتناب 90 /0 بود. نتایج حاصل از بازآزمایی نشان داد همبستگی بین نمره ها در دو اجرا در سطح 001/0 معنی دار بوده و میانگین مولفه ها در هیچ سطحی تفاوت نداشتند. روایی همزمان توسط اجرای یک پرسشنامه محقق ساخته در زمینه وجود مشکلات رفتاری، تحصیلی، سازگاری با دوستان و با مدرسه در آزمودنی ها بررسی شدکه آن نتایج تایید کننده روایی همزمان آزمون بودند. سپس مشخصه های هنجاری آزمون تهیه و تنظیم گردیدند. نتایج نشان می دهند مقیاس دلبستگی کودکان 12-6 ساله از اعتبار و روایی کافی برخوردار می باشد.
    کلیدواژگان: ساخت و هنجاریابی، مقیاس دلبستگی، کودکی میانه
  • فاطمه قائمی صفحه 97
    مقدمه
    با نظر به اهمیت بررسی عوامل موثر بر پیوند عضو در ایران، پژوهش حاضر با هدف بررسی ساختار عاملی، اعتبار و روایی مقیاس عوامل موثر بر پیوند عضو در ایران صورت گرفت.
    روش
    در قالب یک طرح توصیفی پیمایشی، نمونه ای 210 نفری از دانشجویان با روش نمونه گیری خوشه ایچند مرحله ای انتخاب شد، مقیاس را تکمیل نمودند. روایی این پرسشنامه، از طریق روایی محتوا، روایی سازه و روایی عاملی ارزیابی شد. همچنین برای بررسی روایی سازه، روش تحلیل عاملی تاییدی بکار رفت. اعتبار این مقیاس نیز از طریق ضریب آلفای کرونباخ مورد بررسی قرار گرفت.
    یافته ها
    الگوی ضرایب همبستگی بین خرده مقیاس ها بیانگر روایی سازه خوب این مقیاس بود. نتایج حاصله از تحلیل عاملی اکتشافی تاییدی نیز حاکی از برازش مطلوب و قابل قبول ماده ها بود. همچنین، ضرایب آلفای کرونباخ برای تمام خرده مقیاس ها و کل مقیاس از نظر روان سنجی مطلوب به دست آمد و ضریب قابلیت اعتماد نیز مناسب بود.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج پژوهش حاضر می توان گفت که مقیاس ساخته شده در جامعه ی ایران اعتبار و روایی خوبی دارد و می توان از آن برای ارزیابی عوامل موثر بر پیوند عضو در ایران بهره گرفت.
    کلیدواژگان: اعتبار، پیوند عضو، تحلیل عاملی، روایی
  • اصغر مینایی صفحه 109
    در سنجش های بین المللی مانند تیمز و پرلز لازم است تا آزمون های مورد استفاده از هم ارزی سازه که به مقایسه پذیری سازه معروف است برخوردار بوده و سئوال ها تا حد ممکن برای تمام کشورها و گروه های مشارکت کننده، یکسان عمل نمایند. در پژوهش حاضر تلاش شد تا مقایسه پذیری سازه ای آزمون علوم پایه هشتم (سوم راهنمایی) تیمز 2007 و کارکرد افتراقی سئوال های آن در بین دانش اموزان ایران و آمریکا و همچنین میزان تاثیر سئوال های دارای کارکرد افتراقی بر عملکرد دانش آموزان ایرانی مورد بررسی قرار گیرد. برای تحلیل داده ها و پاسخگویی به سئوال های پژوهش از ترکیبی از رویکردهای تحلیل عاملی تاییدی و نظریه سئوال پاسخ استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل عاملی تاییدی نشان می دهد که آزمون علوم از مقایسه پذیری سازه در بین دو گروه مورد مطالعه برخوردار است. این یافته بدان معنا است که دانش آموزان دو کشور ایران و آمریکا برای دادن پاسخ به سئوال های علوم از چارچوب مفهومی یکسانی استفاده می کنند. با این حال، نتایج حاصل از تحلیل کارکرد افتراقی سئوال ها نشان می دهد 62% سئوال های درس علوم تیمز 2007 علیه دانش آموزان ایران از کارکرد افتراقی برخوردارند. به طور خلاصه، به نظر می رسد که عملکرد ضعیف دانش آموزان ایران در درس علوم تیمز 2007 را نمی توان به کارکرد افتراقی سئوال ها نسبت داد و بایستی علل آن را جایی دیگر جستجو کرد. مسئولان وزارت آموزش و پرورش و متولیان امر آموزش در کشور بایستی تلاش کنند تا با تهیه محتواهای آموزشی مناسب، مفاهیم مهم هر حوزه را به صورت زنجیره وار و در ارتباط با یکدیگر آموزش دهند و تلاش کنند تا توانایی و مهارت تفکر واگرا و چند بعدی را در دانش آموزان پرورش دهند. همچنین بایستی تلاش شود تا از روش سنتی آموزش که به شکل سخنرانی و عمدتا نظری صورت می گیرد فاصله گرفت و دانش آموزان را درگیر فعالیتهای عملی و آزمایشگاهی نمود.
    کلیدواژگان: تحلیل عاملی تاییدی، تغییرناپذیری عاملی، تیمز، کارکرد افتراقی سئوال، نظریه سئوال
  • اسماعیل زارعی زوارکی، سید طاهر سیدینظرلو صفحه 147
    زمینه
    فرایند آموزش یعنی یاددهی و یادگیری را می توان حاصل تعامل هر سه عنصر معلم، شاگرد و محتوا در نظر گرفت. بیشتر یادگیری ها و آموزش های کلاسی از طریق تعامل صورت می گیرد از این رو وجود تعامل برای ایجاد جوامع یادگیری، اساسی و بنیادی است.
    هدف
    پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیت تعامل در برنامه درسی الکترونیکی دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی صورت گرفته است.
    روش
    روش مورد استفاده در این پژوهش روش تحقیق پیمایشی مقطعی می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان رشته های مهندسی کامپیوتر، مهندسی صنایع و مهندسی فناوری اطلاعات و همچنین کلیه اساتید و آموزشیاران دوره های آموزش الکترونیکی دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی است که در سال تحصیلی 89-1388 در این مرکز آموزشی مشغول تحصیل و تدریس بودند. برای گرد آوری داده ها از پرسشنامه های محقق ساخته استفاده گردید.
    یافته ها
    تجزیه و تحلیل داده ها که با استفاده از آمار توصیفی و آمار استباطی انجام گرفت نشان داد که تعامل میان استاد، دانشجو و محتوا در برنامه درسی الکترونیکی دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی در سطح پایین تر از میانگین قرار دارد.
    کلیدواژگان: آموزش الکترونیکی، برنامه درسی الکترونیکی، تعامل، عناصر تعامل
  • افروز بهرامیان، حبیب هادیانفرد، نورالله محمدی، چنگیز رحیمی صفحه 165
    هدف
    هدف پژوهش حاضر، هنجاریابی آزمون بینایی- حرکتی بندر گشتالت II برای کودکان مدارس ابتدایی شیراز بوده است. در این هنجاریابی 473 دختر و 427 پسر 4 تا 11 ساله از 8 مدرسه واقع در نواحی چهارگانه ی آموزش و پرورش شیراز و براساس روش نمونه گیری طبقه بندی شده تصادفی، انتخاب شدند.
    روش
    برای بررسی پایایی آزمون از روش های بازآزمایی و تنصیف استفاده شد. به منظور احراز روایی آزمون از 4 روش استفاده شد: مقایسه ی آزمون بندر گشتالت II و آزمون بندر گشتالت (سیستم نمره گذاری کوپیتز)، مقایسه با آزمون خط زنی، بررسی نحوه عملکرد کودکان مبتلا به ADHD و LD در آزمون بندر گشتالت II. در این راستا برای دو روش اول از ضرایب همبستگی و برای دو روش دوم از آزمون t مستقل استفاده شد.
    یافته ها و
    نتیجه گیری
    ضریب پایایی حاصل از بازآزمایی آزمون در مرحله نسخه برداری برابر با 94/0 و در مرحله یادآوری 76/0 بود. میانگین کلی ضریب پایایی تنصیف برای تمام رده های سنی برابر با 80/0 محاسبه شد. نتایج حاصل از سنجش روایی آزمون نشانگر روایی بالای آزمون بندر گشتالت II برای استفاده در ایران بوده و بیانگر این نکته است که در این فرهنگ نیز از این آزمون می توان به عنوان ابزار سنجشی و تشخیصی مناسبی استفاده کرد. یکی از نتایج این هنجاریابی آن بود که برخلاف گفته ی کوپیتز (1963)، عوامل فرهنگی و اجتماعی می تواند روی نحوه ی کارکرد کودکان در آزمون بندر گشتالت II اثر بگذارد. بدین معنی که کودکان متعلق به گروه های فرهنگی و اجتماعی بالاتر، نسبت به گروه های فرهنگی و اجتماعی پایین تر، در آزمون بندر گشتالت II کارکرد بهتری از خود نشان می دهند. در این هنجاریابی عملکرد آزمودنی های دختر به طور معنی داری بهتر از عملکرد آزمودنی های پسر بود.
    کلیدواژگان: آزمون بندر، گشتالت II، کودکان، س هنجاریابی
|
  • Elham Erfani, Javad Mesrabadi, Tagi Zavar Page 1
    Background
    Over the past two decades, many researchers have examined the effect of teaching learning strategies on educational improvement of students through experimental and quasi-experimental studies, which yielded different results. Thus, it is essential to use meta-analysis study to resolve discrepancies and present a general result.
    Objectives
    The present study aims to combine quantitative results from different studies concerning causal relationship between learning strategies and educational improvement.
    Methods
    To do so, the quantitative findings of 28 researches were used and their effect size was calculated as 53. The studies used in this research were conducted in and collected from different universities and research centers including Shahid Rajaee University, Shahid Beheshti University, Tarbiat Moallem University of Tehran, University of Tehran, Alzahra University, Allameh Tabataba’i University, Tarbiat Modares University, Shahid Chamran University of Ahvaz, University of Shiraz, University of Isfahan, University of Tabriz, Institute of Educational Studies, Iranian Research Institute for Scientific Information and Documentation, and databases of Magiran, Noormags, and SID. After analyzing entry and exit criteria, Statistical indicators of the selected researches were analyzed using CMA version 2.
    Results
    The combined results showed that teaching learning strategies had a significant effect on the educational improvement of both male and female learners. Therefore, it can be concluded that gender does not have a moderating role on the relationship between teaching learning strategies and educational improvement.
    Conclusion
    Given the results of the meta-analysis on the large effect size of teaching learning strategies on education improvement, as well as the existing theories such as the theory of metacognition and information processing, it can be concluded that teaching learning strategies can be effective on the indicators of educational improvement of learners.
    Keywords: Meta-Analysis, learning strategies, Cognitive, Metacognitive Strategies, Education Improvement
  • Hamide Pakmehr, Fatemah Mirdrogi, Ali Ghanaei, Morteza Karami Page 33
    Background
    The importance of critical thinking disposition in educational system and curricula at levels prior to higher education is indicative of the need for a short-form tool to measure this construct.
    Objective
    The aim of this study was to investigate the reliability, validity and factor structure of Rickett's (2003) Critical Thinking Disposition Questionnaire among high school students.
    Methods
    In this descriptive-survey research, 472 high school students (270 girls and 202 boys) in Mashhad in the school year 2010-2011 were selected using multistage cluster sampling, who completed Critical Thinking Disposition Questionnaire. The validity of the questionnaire was assessed using content validity, construct validity and factorial validity.The reliability of the questionnaire was examined by internal consistency and split-half method.
    Findings
    Cronbach's alpha coefficients were calculated for all scales and subscales for both genders and all subjects with regards to favorable psychometric properties. All correlations between subscales and total scale score were significant. The results of confirmatory factor analysis indicated that the items were good fit. Moreover, the result of split-half method showed that reliability coefficient of the test was satisfactory.
    Conclusion
    The results of the study showed that the Persian version of the Critical Thinking Disposition Questionnaire has a good reliability and validity in Iranian society and is an appropriate instrument for assessing critical thinking disposition in high school students.
    Keywords: Critical Thinking, Critical Thinking Disposition, curriculum, Reliability, Validity, Confirmatory factor analysis
  • Hossein Abodllahi, Abas Bazargan Page 55
    Objective
    The present study aims at identifying the components of educational efficiency of faculty members, and construction and validation of a scale for measuring their educational efficiency.
    Method
    A mixed method was used (focus groups and factor analysis). The population consisted of faculty members (contractual, formal-probationary, and formal-permanent) working at 10 Humanities Faculties at the University of Tehran during the academic year 2007-08. The sample (size=200) was selected using stratified random sampling. Some questionnaires were excluded due to inadequate data. Finally, 137 complete questionnaires were analyzed. Faculty Member’s Educational Efficiency Scale was prepared in three stages as follows: 1) Analysis of results from previous studies for identifying the components of education efficiency; 2) Preparation of questionnaire items for initial implementation; 3) Final implementation and validation of educational efficiency scale After the first and second stages, the questionnaire was initially implemented in a small sample group, and the results were used to make the necessary revisions in the basic version of the questionnaire. The initial draft of the revised version was developed considering comments from the research team and measurement experts. The result was a final instrument intended for field research. The validity coefficient of scale measures was 0.902 using Cronbach’s alpha. To determine the validity of the scale, principal components factor analysis was used.
    Findings
    The result of the study was the identification of the components of educational efficiency in eight categories. In addition, a 42-item questionnaire was developed to measure the educational efficiency of faculty members at the level of departments and faculties. The scale explains 65% of the total variance of the variable.
    Keywords: Construction_Validation of a Scale_Efficiency Measurement_Education Efficiency of Faculty Members
  • Simin Ronagi, Ali Delavar, Mohamadali Mazaheri Page 77
    Background
    Considering the importance of studying the factors affecting organ transplantation in Iran, the present research aims at examining the factor structure, reliability and validity of the organ transplantation attitude scale.
    Method
    The method of research was descriptive survey. A sample of 210 students, who were selected using multistage cluster sampling, completed the questionnaire. The validity of the questionnaire was assessed using content validity, construct validity and factorial validity. The reliability of the questionnaire was examined through Cronbach's alpha coefficient.
    Findings
    The pattern of correlation coefficients between the subscales indicated a good construct validity of the scale. The results of exploratory-confirmatory factor analysis were also indicative of good and acceptable fit of items. Moreover, the Cronbach's alpha coefficients for all subscales and total scale were desirable regarding psychometric properties, and reliability coefficient was also good.
    Conclusion
    Considering the results of the study, the scale constructed in the Iranian society can be said to have good validity and reliability. It can be used to assess the factors influencing organ transplantation in Iran.
    Keywords: Organ Transplantation, Validity, Reliability, Factor Analysis
  • Asghar Minaei Page 109
    It is necessary for international tests, such as TIMSS and PIRLS, to have Structural Equivalence, also known as Structural Comparability. In other words, test items should be functionally identical for all the participant countries and groups. The present research was an attempt to examine the structural comparability of TIMSS 2007 8th-Grade Science Test and differential functioning of its items among Iranian and American students, as well as the effect of items with differential functioning on the performance of Iranian students. A combination of confirmatory factor analysis and Item Response Theory was used to analyze the data and answer research questions. The results of factor analysis indicated that the science test had structural comparability between the two groups. This finding suggests that both Iranian and American students use an identical conceptual framework to answer the test items. However, the results of differential item functioning analysis indicated that 62% of TIMSS 2007 8th-Grade Science Test items had differential functioning against Iranian students. In short, the poor performance of Iranian students in TIMSS 2007 Science Test cannot be attributed to differential item functioning, and the causes should be sought elsewhere. Ministry of Education officials and administrators should try to teach the key concepts of any field in an interrelated manner and to cultivate divergent and multidimensional thinking skills and ability in students by preparing appropriate educational contents. Moreover, attempts must be made to distance the system from the traditional method of teaching, which mainly consisted of theoretical lectures, and involve students in practical and laboratory activities.
    Keywords: TIMSS, Factorial Invariance, Differential Item Functioning, Confirmatory factor analysis, Item Response Theory
  • E. Zareai Page 147
    Background
    The process of education, i.e. teaching and learning, is due to the interaction of three elements, namely teacher, student, and content. Almost all of classroom learning and teaching takes place through interaction. Therefore, interaction is essential and fundamental for establishing learning communities.
    Objective
    The present study was an attempt to analyze the status of interaction in e-curriculum of Khajeh Nasir Toosi University of Technology.
    Method
    The method used in this study was cross-sectional survey. The population consisted of all the students of Computer Engineering, Industrial Engineering, and IT Engineering, as well as all the professors and instructors of e-learning courses who were present at this educational center during the academic year 2009-10. A researcher-made questionnaire was used to collect data.
    Findings
    The analysis of data, which was carried out through descriptive statistics and inferential statistics, indicated that the interaction between teachers, students, and content in e-curriculum of Khajeh Nasir Toosi University of Technology is below the average level.
    Keywords: Interaction, Elements of Interaction, E-Curriculum, E-learning
  • Afroze Bahramian, Habib Hadianfard, N. Mohamadi, Changiz Rahimi Page 165
    Objective
    The present study aimed at the standardization of Bender Gestalt II for preschool andprimary school-children in Shiraz. The sample consisted of 473 girls and 427 boys aged 4 to 11 years who were selected using stratified random sampling from eight schools located in four education districts of Shiraz.
    Methods
    Test-retest and split-half methods were used for studying the reliability of the test. To assess the validity of the test, four procedures were used, namely comparison of BG II and Bender-Gestalt test (Koppitz scoring system), comparison with Cancellation test, studying the performance of ADHD and LD children in BG II. In this regard, correlation coefficients were used for the first two procedures, and independent T was used for the last two procedures.Results and
    Conclusion
    The reliability coefficient obtained in copy phase was 0.94 and in recall phase was 0.76. The mean of split-half reliability coefficient for all age groups was 0.80. The results of validity assessment showed high validity of BG II for use in Iran, a fact suggesting that BG II can be used as a suitable assessment tool in the Iranian culture. A result of the standardization was that contrary to Koppitz's finding (1963), children's performance in BG II could be affected by cultural and social factors. In other words, children from higher cultural and social groups had a better performance compared to children from lower cultural and social groups. In this study, the performance of girls was significantly better than that of boys.
    Keywords: Standardization, Bender Gestalt II Test, children