فهرست مطالب

مشرق موعود - پیاپی 25 (بهار 1392)
  • پیاپی 25 (بهار 1392)
  • 200 صفحه،
  • تاریخ انتشار: 1392/07/25
  • تعداد عناوین: 7
|
  • نصرت الله آیتی صفحه 5
    احمد بن اسماعیل معروف به احمد حسن، یکی از مدعیانی است که در سال های اخیر به ادعای این که امام مفترض الطاعه، مهدی، قائم، وصی امام مهدی، نوه آن حضرت و یمانی است، برای خود شهرتی به هم زده و در گوشه و کنار عده ای را فریفته و با خود همراه کرده است. وی و طرف دارانش برای اثبات ادعاهای خود به برخی از روایات تمسک جسته اند. در این نوشتار، تلاش شده است به اختصار برخی از مستندات وی به نقد کشیده شود و خبط و خطاهای نهفته در آن گوشزد شود. تقطیع روایات، تحریف نظر دانشمندان شیعه، ناتوانی در فهم معنای روایات، استناد به نقل های شاذ، استناد به نسخه بدل ها، برداشت سطحی از روایات، استناد به روایات اهل سنت، حذف روایات مخالف، تعارض درونی و بیرونی برخی از نقدهایی هستند که می توان برای مستندات آن ها برشمرد.
    کلیدواژگان: امام مهدی، احمد حسن، یمانی، مدعیان دروغین
  • امیر غنوی، محمود زارعی بلشتی صفحه 51
    در این نوشتار، قاعده لطف و ثمرات آن بررسی و نقد می شود. استفاده از این قاعده برای اثبات نبوت و حجیت اجماع و نظایر آن محل تامل است و کلیت این قاعده جای بحث دارد. نمی توان گفت واجب است که خدا هر لطفی را _ چه مقرب باشد چه محصل_ موهبت کند، حتی اگر نبودش نقض غرض باشد؛ زیرا گاهی یک غرض با غرض دیگر تزاحم پیدا می کند. از سویی با فرض تمامیت ادله در مقام ثبوت، در مقام اثبات و تشخیص مصداق لطف واجب، علم ما نمی تواند معیار باشد. لوازم این قاعده نیز فاسد است. در این نوشتار، ادله گوناگون با تقریرات مختلف تبیین و بررسی می شوند.
    کلیدواژگان: لطف، لطف مقرب، لطف محصل، قاعده لطف، غرض، امام
  • منصور پهلوان، محمدعلی مهدوی راد، فرزانه روحانی مشهدی صفحه 81
    امام مهدی (عج) تمام کننده هدف انبیا، و دوران ظهور آن حضرت، دوران تحقق غایت خلقت است؛ از این رو در قرآن از ایشان به صورت های گوناگون یاد شده است. خداوند متعال در قرآن گاه به شکل مستقیم از آینده حیات بشر بر زمین که مقارن با دوران ظهور امام مهدی است، سخن می گوید؛ گاه با تمثیل به پدیده هایی در طبیعت، جایگاه امام مهدی را تبیین می نماید و گاه ضمن بیان سرگذشت پیامبران الهی و اقوام پیشین، درباره امام مهدی و دوران ایشان پیام هایی به انسان گوشزد می کند. به دلایل فراوان قرآنی و روایی، بسیاری از حقایق مهدوی در آیات قصص قرآن طرح شده و شباهت های بسیاری میان امام مهدی و پیامبران الهی وجود دارد که در این پژوهش به هشت مورد از این دلایل اشاره شده است. آن گاه با تدبر در آیات قصص، شباهت هایی میان امام مهدی و پیامبران الهی استنباط شده که پنهانی بودن ولادت، طول عمر، غیبت، فتنه ها و ابتلائات در آستانه ظهور، جدا شدن بدان از نیکان دوران، عذاب بدان دوران، نجات نیکان دوران و تشکیل جامعه صالحان از این دست است.
    کلیدواژگان: امام مهدی، غیبت، پنهانی بودن ولادت، طول عمر، بشارت و وعده ظهور، خلافت، استخلاف
  • سید محمد مرتضوی صفحه 105
    اندیشه مهدویت به معنای قیام یکی از فرزندان رسول خدا به نام حضرت مهدی در آخر الزمان، میان شیعه و اهل سنت مشترک است. گرچه این دو گروه در تفسیر واژه مهدی که مقصود مهدی نوعی است یا مهدی شخصی اختلاف نظر دارند؟ براساس این اندیشه، در تاریخ اسلام عده ای با ادعای مهدویت جامعه اسلامی را تا مدتی مشغول ساخته و سبب انحرافاتی شده اند و به عده ای نسبت داده اند که آنان درباره بعضی ادعای مهدویت داشته اند. از جمله شهید مطهری بر این باور است که مختار ثقفی درباره محمد بن حنفیه _ فرزند امیرالمومنین _ ادعای مهدویت داشته و خود را نایب او معرفی کرده است و با توسل به این شیوه توانسته بود حمایت مردم را جلب کند.
    نوشتار حاضر با هدف نقد و بررسی این ادعا فراهم آمده و با مراجعه به منابع تاریخی، حدیثی، تراجم، رجال و با توجه به کاربرد واژه مهدی در متون ادبی و حدیثی، اعتقادات مختار، ادعای امامت نکردن محمد بن حنفیه، حمایت امامان شیعه ار حرکت مختار و تایید دانشمندان اسلامی به این نتیجه رسیده است که ادعای یادشده پشتوانه علمی ندارد و توهمی بیش نیست. افزون بر این که خود ایشان دلیلی بر ادعای خود اقامه نکرده است که مشروح مستندات را باید در همین نوشتار جست وجو کرد.
    کلیدواژگان: مطهری، مختار، مهدی، مهدویت، نیابت
  • سیدرضی موسوی گیلانی صفحه 123
    «سبک زندگی» به معنای مجموعه رفتارهایی برآمده از نگرش ها، هنجارها و باورهای فردی و اجتماعی است. سبک زندگی در هر جامعه ای شخصیت و هویت فردی و جمعی را آشکار می سازد، به طوری که می توان تمایز فرهنگی و تمدنی جوامع را با یکدیگر بر اساس سبک زندگی آنان تشخیص داد. این نگرش ها و باورها در هر جامعه متاثر از عوامل متفاوتی می تواند باشد که در جامعه دینی، برآمده از مجموعه عوامل تمدنی است که یکی از اساسی ترین آن ها، باورداشت به آموزه های دینی است. افزون بر این، در جوامع شیعی اعتقاد به مفهوم امامت و مهدویت، به ویژه مفهوم غیبت در عصر فقدان امام معصوم نیز از جمله مهم ترین جهت گیری های اعتقادی را در سبک زندگی تشکیل می دهد. این نوشتار درصدد است جایگاه و ضرورت در نظر گرفتن این مولفه اعتقادی را در سبک زندگی شیعیان در عصر غیبت مورد تحلیل و ارزیابی قرار دهد.
    کلیدواژگان: سبک زندگی، مهدویت، عصر غیبت، گفتمان دینی، شریعت
  • حامد دژآباد صفحه 139
    آیه ارتداد (مائده: 54) در نظر برخی مفسران اهل سنت، در مبحث خلافت جایگاهی ویژه دارد و یکی از مستندات اصلی آنان در اثبات خلافت ابوبکر و دیگر خلفاست، تا جایی که فخر رازی این آیه شریفه را قوی ترین دلیل بر صحت امامت و خلافت ابوبکر می داند. او با همین پیش فرض دلالت آیه بعد _ یعنی آیه ولایت _ را بر امامت حضرت علی باطل اعلام می کند. اما از دیدگاه شیعه این آیه شریفه با ابوبکر و مبارزه او با اهل رده ارتباطی ندارد و اوصاف ذکر شده در آیه بر او و اصحابش تطبیق نمی کند. این آیه، مفهومی کلی و جامع را بیان می کند که امام علی و امام مهدی به همراه اصحابشان مصداق های کامل آن هستند.
    کلیدواژگان: امام مهدی (عج)، اهل رده، ابوبکر، اهل سنت، شیعه
  • خدامراد سلیمیان صفحه 169
    مهدویت اعتقادی پایه ای است که همواره در میان باورهای اسلامی بدان اهتمام و توجه ویژه ای شده است و این اهتمام همچنان در سخنان پیشوایان معصوم و بزرگان دین بازتاب یافته است.
    گستره بحث ها درباره این اعتقاد سترگ نه تنها امور کلی، که بسیاری از امور جزئی را نیز دربر گرفته است. یکی از این امور، «حکم نام بردن» آن حضرت به نام «محمد» است که بررسی آن با توجه به ویژگی های آن حضرت و نیز چگونگی زندگی وی، اهمیت دارد.
    در این نوشتار به بحث درباره حکم نام بردن حضرت مهدی به نام خاص «محمد» بر اساس سخنان معصومان پرداخته شده است. دیدگاه ها در این بحث با نگاه به گروه های گوناگون روایات در این باره، به طور عمده در دو دسته تقسیم شده است:دیدگاه نخست، باور کسانی است که در هر شرایطی نام بردن آن حضرت را به نام «محمد» حرام می دانند. به گونه ای که امروزه حتی آن را به صورت «م ح م د» می نویسند.
    دیدگاه دوم از کسانی است که این ممنوع بودن را به سبب نام بردن در برخی روایات و ادعیه، ویژه زمانی دانسته اند که به سبب نام بردن، آسیبی متوجه آن حضرت می شد.
    در ادامه با بررسی کوتاه مستندات هر دیدگاه بر پایه روایات، نتیجه می گیریم که در زمان غیبت کبرا اگر نام بردن آن حضرت موجب آسیب و زیان نگردد، جایز است.
    کلیدواژگان: حضرت مهدی، محمد بن حسن، نام بردن، م ح م د، تسمیه، حرمت نام بردن
|
  • Nosratollah Ayati* Page 5
    Ahmad Bin Ismail, also known as Ahmad Hassan, has made one of the recent assertion that he is the Imam that need to be obeyed, Moftarazo-al taah, deputy of Imam Mahdi and the Imam Mahdi himself, being from Yemen (the Yamani sign) and his grandson. This has made a reputation for him and and has attracted others around and along. He and his supporters have adhered to certain traditions channels in trying to prove their claims. This paper is an attempt to summarize some of the evidence in criticism of his claims and then remind us of its latent errors. Fractioning the narrative, providing a distorted view of the Shiite scholars, an inability to understand the true meaning of the Hadith, citing from the aberrant narrations, citing from the secondary sources, sufficing to the surface level of narratives, referring (only) to the narratives of Ahlu- al Sunnah, omitting the opposing narratives in his citations, entertaining some internal and external conflicts all copmose a number of the criticisms that can be used for rejecting his outlined documentations.
    Keywords: Imam Mahdi, Ahmed Hassan Yamani, False claimers
  • Amir Ghanavi*, Mahmoud Zarei Bolashty** Page 51
    In this article, the Principle of Grace (of God) and its benefits are examined and criticized. The use this rule to prove the validity of prophecy and the inevitability of consensus and so on needs to be reflected upon and the rule in its generality is debated. In other words, it is not necessary to say that God 's favor – whenever possible, deserved or bestowed – should always be granted, even if the absence of it is self-defeating because sometimes a purpose is in conflict with another purpose. Meanwhile, given the totality of the evidence as proof, our knowledge as humans is not sufficient for proper identification of proof or recognition of the necessary favor. The tools for proving this rule are also corrupt. In this paper, various arguments in exposition and explanations are discussed.
    Keywords: Grace (of God), the Principle of Grace (of God), Deserved, Bestowed, Purpose, the Imam
  • Mansuor Pahlevan*, Mohammad Ali Mahdavy Rad*, Farzaneh Rouhani Mashhadi** Page 81
    Imam Mahdi is the consummating element for the goals of all the prophets, and the era of his presence would be the realization of the ultimate purpose of creation; thus, his existence is tacitly mentioned in the Quran in various forms. In the Quran, God sometimes directly speaks of the future of human life on the Earth, which coincides with the emergence of Imam Mahdi. In other times, God refers to analogies of the phenomena in the nature, which indirectly mentions the position of the Imam Mahdi. Also, when God explains the history of the prophets of the people of old times, notes about Imam Mahdi and the messages he emphasizes for the human can be discerned. For many reasons in Quran and Hadith, many of the facts about Mahdi can also be fund in the story-like verses of Quran and many similarities between Imam Mahdi and the prophets can be found. In this study, eight of these similarities are explained. With some reflection on those verses, the inferred similarities between Imam Mahdi and Prophets include the secrecy of their birth, longevity (long life), the absence, discords and problems on the verge of emergence, separation of the righteous from wrong-doers of the era, punishment of the wrong-doers and salvation of the righteous people as well as formation of a society for righteous people.
    Keywords: Imam Mahdi, Absence, concealment of birth, long life (longevity), the promise of the gospel for emergence, the Caliphate, substituent
  • Seyyed Mohammad Mortazavi* Page 105
    Messianic ideology of the rise of a saviour at the end of the world, is common the Shiites and Ahlu-al Sunnah. Although the two groups interpret the intention of the word Mahdi differently, as the Imam Mahdi the descendent of the Prophet or Mahdi, as a person who is rightly guided and saves people. Based on this idea, some people in Islamic history have caused deviations by engaging the attention of the Muslim community for some time by claiming to be Mahdi or attributing messianic features to some other person. Shahid Motahari believes that Mokhtar Thaghafi is a historical figure that claimed Mohammad Ebn Hanafieh (the son of Amir-al Momenin Ali) is in fact Mahdi and himself is his deputy in charge and has attracted a lot of support from the people by employing this method.The present article provides a critical review of the above claim by referring to the historical, anecdotal, translations, figures and the use of the word Mahdi in the Hadith literature as well as an exploration of the beliefs of Mokhtar, disclaiming Imamate by Muhammad ibn Hanafieh, support and the authorization of Mokhtar by the Shiite Imams and approval of all this by the Islamic scholars. The article concludes that the aforementioned claim has no scientific backing and is an illusion. In addition to that, Shahid Motahari has not filed a proof for his claim and that a detailed documentation is explained in this article.
    Keywords: Motahari, Mokhtar, Mahdism, Mahdi, A messianic deputy
  • Seyyed Razy Mousavi Gilani* Page 123
    'Lifestyle' means a collection of actions arising from the attitudes, beliefs and social norms. And lifestyle of each society reveals or reflects the personality of the individual and collective identity, in a way that we can distinguish different societie's cultures and civilizations by their lifestyle. These attitudes and beliefs of a society can be influenced by different factors and in a religious society is derived from the civilizational factors, most important of which is the belief in religious doctrines. Moreover, the concept of Imamate and messianic beliefs in Shiite communities, especially in the era of occultation of Imam constitutes the most important religious orientations in their lifestyle. This article aims to explore the need for and necessity of accounting for this belief constituent in Shiite lifestyle in the era of absence.
    Keywords: Lifestyle, Mahdism, occultation, religious discourse, Shariah law
  • Hamed Dezhabad* Page 139
    The verse called Apostasy Verse (Mayedeh: 54) has a special place with the Ahlul Sunnah some commentators, in relation to the issue of succession of the Prophet Muhmmad and is one of their original documents to prove the Caliphate of Abu Bakr and other Caliphs, so far as this dignified verse is the single reason Fakhr Razi has for proving the Imamate and Caliphate of Abu Bakr and relying on this presupposition, he also rejects referring the next verse Ayah Velayat to the Imamate of Ali. However, the view of Shiism is that the target of the former dignified Ayah cannot be Abu Bakr and his struggle with the Ahle Radeh and the attributes mentioned in the verse does not match with and cannot apply to him and his companions. Instead, the concept of verse is more general and implies Imam Ali and Imam Mahdi and their companions as the only perfect examples.
    Keywords: Imam Mahdi, Abu Bakr, Ahle Radeh, Ahul Sunnah, Shiites
  • Khodamorad Salimian* Page 169
    Messianic beliefs has always been among the basic Islamic beliefs and concerns that have been considered with special attention and reflected in the words of great religious leaders and Imams.The great range of discussions on this belief spans not only general matters but also includes many of the minor issues. One of those issues is the 'naming rule' in which his name is called 'Muhammad' which is significant considering the study of his character and how his life. In this paper, we explore the issue of naming the infallible Imams 'Mohammad' according to the Imams. There are two main views expressed in this regard.The first view considers calling Mahdi with the name of Muhammad as Haram (forbidden) under any condition and write the letters of Mohammad separately today (In Arabic, letters are joined). The second view is that naming him Mohammad is only forbidden for a limited time, when there was a danger for him if he was called so, because of the reference to him in some traditions and prayers. In a short review of each approach based on narrative Hadith evidence, we conclude that in the big absence of the Imam Mahdi, it is still permissible to call him Mohammad if there is no major threat in doing so.
    Keywords: Imam Mahdi_Muhammad Ebn Hasan_naming_Mohammad_denomination_forbidding to call a name