فهرست مطالب

  • سال بیستم شماره 4 (پیاپی 53، زمستان 1392)
  • تاریخ انتشار: 1393/02/11
  • تعداد عناوین: 17
|
  • هادی نظری پویا *، محمد خسروشاهی صفحات 625-633
    زمانی یک منطقه تحت سیطره خشکسالی قرار گرفته است که در آن وقوع برخی از عناصر آب و هوایی به ویژه بارندگی در زمان معینی کمتر از حالت طبیعی و درازمدت باشد. ارزیابی وضعیت خشکسالی در هر منطقه نیازمند کمی سازی خشکسالی می باشد. اگرچه هیچ یک از شاخصها از نظر کم و کیف بالاتر از بقیه شاخصها نیست اما بعضی از شاخصها ممکن است برای برخی از کاربران مناسب تر باشد، به همین دلیل ممکن است نتایج همه آنها یک سان نباشد. شاخصهای عمده ای که در این تحقیق مورد ارزیابی قرار گرفته اند شامل: انحراف از بارندگی سالانه (SIAP)، دهک های بارندگی(DPI)، عدد استاندارد Z، درصد نرمال بارش (PNPI) و شاخص استاندارد بارش (SPI). شاخصهای یادشده با استفاده از آمار و اطلاعات 15 ایستگاه هواشناسی استان طی دوره آماری 20 ساله ارزیابی و مناسبترین روش ها تعیین شدند. سپس بر مبنای آن نقشه وضعیت خشکسالی و ترسالی استان تهیه و ترسیم شد. نتایج نشان می دهد که دو روش(SIAP) و عدد استانداردz (Z SCORE) برای بررسی خشکسالی سالانه استان همدان مناسب تر از سایر روش هاست و می تواند به عنوان شاخصهای عمده در ارزیابی خشکسالی استان مورد استفاده قرار گیرد.
    کلیدواژگان: شاخص خشکسالی، بارندگی، شاخص استاندارد بارش، استان همدان
  • یاسر قاسمی آریان*، حسین ارزانی، اسماعیل فیله کش صفحات 634-643
    با توجه به نقش مهم آب در رشد و پرورش دام و از طرفی، هدررفت علوفه مراتع در صورت فقدان آب کافی برای شرب، ضرورت توجه به بحث شایستگی منابع آب در مراتع بیشر نمایان می گردد. از این رو برای استفاده بهینه از توان های بالقوه موجود دام و مرتع باید به مقوله کمیت، کیفیت و پراکنش منابع آب که جزء زیرمدلهای مدل شایستگی منابع آب می باشد توجه گردد. با توجه اینکه عوامل مختلفی در تعیین شایستگی منابع آب دخالت دارند، هدف از تحقیق حاضر، شناسایی مهمترین عوامل موثر بر شایستگی منابع آبی، شناسایی عوامل محدود کننده و طبقه بندی مراتع جنوب غربی سبزوار بر اساس شایستگی منابع آب برای چرای گوسفند (دام غالب استفاده کننده در این مراتع) می باشد. این تحقیق با استفاده از روش (1990) FAO و در محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) انجام شد. ابتدا نقشه های DGN منطقه مورد مطالعه تهیه و مرز منطقه مشخص گردید. سپس با مراجعه به منابع آب منطقه، کمیت و کیفیت آب هر منبع (TDS، ECو Mg+2) تعیین گردید. در نهایت از تلفیق لایه های کمیت، کیفیت و نقاط هم فاصله از منابع آب (تهیه شده برای چهار شیب 10-0، 30-10، 60-30 و 60 < درصد) مدل شایستگی منابع آب تنظیم گردید. نتایج نشان داد که منابع آب منطقه مورد مطالعه محدودیتی از نظر کمیت نداشته و تماما در طبقه شایستگی 1S قرار دارند، اما از نظر کیفیت تمام منابع آب جزء یکی، در طبقه شایستگی 2S قرار می گیرند. مدل شایستگی نهایی منابع آب نشان داد که به ترتیب 7/62، 4/2 و 9/34 درصد از مراتع مورد مطالعه دارای طبقه شایستگی 2S، 3S و N می باشند. در نهایت عامل های شیب، پراکنش نامناسب منابع آب و شوری به عنوان عوامل محدود کننده شایستگی آب منطقه معرفی شدند.
    کلیدواژگان: مدل شایستگی منابع آب، کمیت آب، کیفیت آب، پراکنش منابع آب، سبزوار
  • مهدی جعفری*، غلامرضا زهتابیان، امیرهوشنگ احسانی صفحات 644-652
    براساس فعالیتهای انسانی و پدیده های طبیعی چهره زمین همواره دستخوش تغییر می شود. در این میان استفاده از تکنولوژی سنجش از دور به عنوان بهترین وسیله برای آشکارسازی و ارزیابی تغییرات شناخته شده است؛ زیرا با پیشرفتهای انجام شده در این تکنولوژی و تولید تصاویر ماهواره ای با قدرت تفکیک طیفی و مکانی بالا و همچنین انواع تکنیکهای پردازش تصویر می توان تغییرات کاربری اراضی را برآورد نموده و نسبت به مدیریت آنها اقدام نمود. در تحقیق حاضر تغییرات کاربری اراضی دریاچه نمک کاشان در یک دوره زمانی 12 ساله مورد ارزیابی قرار گرفت. برای انجام این تحقیق از تصاویر سال 1990 سنجنده TM و 2002 سنجنده ETM+ ماهواره لندست استفاده شده و پس از انجام اقدامات مورد نیاز در مرحله پیش پردازش، با طبقه بندی نظارت شده نقشه آشکارسازی تغییرات تهیه شده و نتایج نهایی ارائه شده است. نتایج نشان داد که 18/35 درصد منطقه تغییر کرده است و بیشترین درصد تغییرات مربوط به کلاس اراضی مالچ پاشی می باشد. هرچند ملاحظاتی مانند تغییرات قدرت تفکیک مکانی، تغییرات قدرت طیفی به شرایط منطقه در لحظه عبور ماهواره باید در تفسیر و مقایسه لحاظ شود، اما وجود تغییرات چشمگیر در منطقه بیانگر تغییراتی در منطقه می باشد که جهت دستیابی به نتایج دقیق تر مطالعات بیشتری پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: آشکارسازی تغییرات، لندست، کاربری اراضی، طبقه بندی نظارت شده
  • جواد معتمدی *، حسین ارزانی، اسماعیل شیدای کرکج، احمد علیجانپور صفحات 653-668
    آگاهی از اینکه علوفه مراتع در طول فصل چرا، جوابگوی نیاز روزانه واحد دامی چراکننده در مرتع خواهد بود یا خیر، یکی از عوامل موثر در تعادل دام و مرتع می باشد. به همین منظور، از 25 گونه گیاهی مورد چرای دام در دو مرحله رشد (گلدهی و بذردهی) طی دو سال نمونه برداری شد. در هر مرحله، 3 نمونه و برای هر نمونه 5 پایه گیاهی قطع شد و مقادیر پروتئین خام (CP)، ماده خشک قابل هضم (DMD) و انرژی متابولیسمی (ME) آنها به منظور اطلاع از حد بحرانی شان برای تامین نیاز روزانه واحد دامی چراکننده در مراتع منطقه محاسبه شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها، از تجزیه واریانس مرکب در سال و به منظور مشاهده منابع تغییرات درون گروهی، از آزمون دانکن استفاده شد. بر مبنای نتایج حاصل، میانگین مقادیر پروتئین خام در واحد وزن پوشش گیاهی در مرحله گلدهی و بذردهی به ترتیب عبارتند از؛ 55/11 و 02/9 درصد که در هر دو مرحله بیشتر از حد بحرانی آن (7 درصد) برای نیاز نگهداری یک واحد دامی می باشد. میانگین مقادیر هضم پذیری مراحل مختلف رشد به ترتیب عبارتند از؛ 86/59 و 55/54 درصد که مقادیر آنها در هر دو مرحله از مطلوبیت خوبی برخوردار است و بیشتر از حد بحرانی آن (50 درصد) برای نیاز نگهداری واحد دامی است. میانگین مقادیر انرژی متابولیسمی در مراحل مختلف رشد عبارتند از؛ 18/8 و 27/7 مگاژول بر کیلوگرم ماده خشک که در مرحله گلدهی بیشتر و در مرحله بذردهی کمتر از مقدار حد بحرانی آن (8 مگاژول) برای نیاز نگهداری یک واحد دامی است. بیشترین مقدار پروتئین خام (33/11 درصد)، هضم پذیری (14/60 درصد) و انرژی متابولیسمی (22/8 مگاژول بر کیلوگرم ماده خشک) متعلق به فورب ها و کمترین مقدار پروتئین خام (65/8 درصد)، هضم پذیری (75/52 درصد) و انرژی متابولیسمی (97/6 مگاژول بر کیلوگرم ماده خشک) متعلق به گراسها می باشد. بوته ای ها از نظر مقادیر یادشده حالت بینابینی دارند و شامل 34/10درصد پروتئین خام، 72/56 درصد هضم پذیری و 64/7 مگاژول انرژی متابولیسمی می باشد. نتایج و مباحث ارائه شده، به عنوان اطلاعات پایه برای مدیریت دام و مرتع منطقه و رویشگاه های مشابه آن در سطح کشور و تامین بخشی از اطلاعات مربوط به طبقه بندی کیفیت علوفه و روش های تعیین وضعیت، ظرفیت و گرایش مراتع می باشد.
    کلیدواژگان: کیفیت علوفه، پروتئین خام، ماده خشک قابل هضم، انرژی متابولیسمی، حد بحرانی، نیاز روزانه دام، مراتع ارومیه
  • راحله افتخاری*، علیرضا مقدم نیا، محمدرضا اختصاصی، نصرالله بصیرانی، علیرضا شهریاری، مهین خسروی صفحات 669-678
    بیابان زایی پدیده ایست که در مناطق خشک، نیمه خشک و خشک نیمه مرطوب رخ می دهد و سبب کاهش پتانسیل اراضی می گردد. دشت سیستان به طور عمده تحت تاثیر پدیده بیابان زایی می باشد. به گونه ای که هیچ بخشی از اراضی، منابع اقتصادی و تاسیسات اجتماعی از نظر توسعه بیابان زایی در امان نیستند. در مطالعه حاضر وضعیت بیابان زایی جنوب غربی شهرستان هیرمند براساس روش ICD مورد بررسی قرار گرفت. به منظور دسترسی به این هدف با تلفیق اطلاعات نقشه های ژئومرفولوژی، جوامع گیاهی و تصاویر ماهواره ای نقشه واحدهای کاری تهیه گردید و به عنوان نقشه پایه برای ارزش دهی به عوامل و شاخصها مورد استفاده قرار گرفت. نتایج بدست آمده نشان داد که در این منطقه وضعیت فعلی بیابان زایی در اغلب واحدهای کاری در کلاسهای متوسط، زیاد و خیلی زیاد قرار دارند که به ترتیب 3/58، 15 و 7/26 درصد از مساحت 6418 هکتاری منطقه مطالعاتی را دربر می گیرند.
    کلیدواژگان: ارزیابی، بیابان زایی، مدل ICD.، هیرمند، GIS
  • محمدرضا دهمرده قلعه نو*، علیرضا شهریاری، مرتضی صابری، رسول خطیبی صفحات 679-685
    منابع طبیعی هر جامعه ای سرمایه ملی آن محسوب می شود که نقش اساسی در استقلال و پایداری حیات آن جامعه دارد. یکی از عوامل تهدید کننده این منابع با ارزش خدادادی نقش انسان و نحوه برخورد او با منابع طبیعی می باشد. بنابراین کسب شناخت و آگاهی از نیازها، مشکلات و مسائل اقتصادی و اجتماعی انسان می تواند کمک شایانی به شناخت علل برخورد نامسالمت آمیز او با طبیعت پیرامون خویش و راه های جلوگیری از تخریب آن بنماید. در این بررسی سعی شده است با مطالعه مسائل اقتصادی، اجتماعی، مشکلات و نیازهای ساکنان منطقه هامون سیستان عوامل انسانی تاثیرگذار بر تخریب منابع طبیعی منطقه شناسایی و معرفی شوند. بدین منظور پس از انجام مطالعات لازم و مصاحبه و تکمیل پرسشنامه دو عامل برداشت بی رویه هیزم و علوفه به عنوان عوامل مخرب و بیابان زا در منطقه شناسایی و معرفی شدند. به منظور شناخت عوامل انسانی تاثیرگذار بر دو عامل مخرب فوق اقدام به تکمیل پرسشنامه توسط کارشناسان و بهره برداران نموده که پس از تکمیل آنها داده های بدست آمده با استفاده از آزمون رگرسیون خطی توسط نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که متغیرهای سن بهره برداران، سابقه بهره برداری از منطقه و بعد خانوار دارای اثر مستقیم و متغیرهای میزان زمین زراعی و سطح زیر کشت اراضی زراعی دارای تاثیر معکوس بر میزان هیزم و علوفه برداشتی از منطقه دارا می باشند. همچنین متغیر تعداد واحد دامی اثر معکوس بر میزان هیزم برداشتی و اثر مستقیم بر میزان علوفه برداشتی داشت. بنابراین نتیجه گیری شد که برخی از عوامل اقتصادی و اجتماعی رابطه تنگاتنگی با تخریب و بیابان زایی در منطقه دارند؛ البته این ارتباط از همبستگی بالای متغیرهای فوق با میزان هیزم و علوفه برداشتی قابل استنباط می باشد.
    کلیدواژگان: منابع طبیعی، بهره برداری، مسائل اقتصادی و اجتماعی، بیابان زایی
  • محمد فیاض*، حسن یگانه، هوشمند صفری، حمزه علی شیرمردی، رسول میرآخورلی، سید حمید جمید حبیبیان، پروانه عشوری سنجابی صفحات 686-694
    ارزش رجحانی 4 گونه مرتعی مناطق نیمه استپی ایران شامل Poa bulbosa، Bromus tomentellus،Stachys inflata و Noaea mucronata به روش تجزیه واریانس یک طرفه با پنج تکرار طی سه مرحله رویشی، گلدهی و بذردهی در سه منطقه چشمه انجیر، کرسنک و جاشلوبار از مراتع نیمه استپی کشور مورد بررسی قرار گرفت. نتایج تجزیه واریانس مرکب نشان داد که ارزش رجحانی گونه های یاد شده بین مناطق مورد بررسی و همچنین بین گونه ها اختلاف معنی داری (p<0.01) داشت، اما بین مراحل مختلف رشد اختلاف معنی داری مشاهده نگردید. وجود اثرهای متقابل معنی دار در اثرهای متقابل منطقه × گونه، گونه × مرحله رویشی و گونه × مرحله رویشی × منطقه بیانگر وجود تنوع قابل ملاحظه ای در ساختار داده ها بود. مقایسه میانگین گونه ها به روش دانکن (p<0.05) نشان داد که گونه های Poa bulbosa و Bromus tomentellus بیشترین ارزش رجحانی و گونه های Stachys inflata وNoaea mucronata کمترین ارزش رجحانی را داشتند. با مقایسه ارزش رجحانی گونه ها در این سه سایت مشخص شد که گونه Poa bulbosa در سایت چشمه انجیر دارای بیشترین ارزش رجحانی می باشد و کمترین ارزش رجحانی مربوط به گونه Stachys inflata در سایت کرسنک می باشد. دلیل این امر ترکیب گونه ای متفاوت در سایتها و شرایط اقلیمی متفاوت می باشد. به طورکلی نتایج بدست آمده از این تحقیق نشان داد که تغییرات ارزش رجحانی گونه Poa bulbosa در ماه های مختلف اختلاف محسوسی نداشت.
    کلیدواژگان: ارزش رجحانی، نیمه استپی، شرایط اقلیمی، سایت
  • حمیدرضا عظیم زاده*، فرزانه فتوحی صفحات 695-705
    تخریب و دستکاری در سنگفرش بیابان به عنوان یکی از معضلات مناطق خشک و فراخشک محسوب می شود که ناشی از تغییر کاربری اراضی و دخل و تصرف در آن است. پوشش سنگفرش در سطوح بیابانی ایمنی طبیعی را به همراه دارد و یکی از ویژگی های مهم ژئومورفولوژی در دشتهای مرکزی ایران قلمداد می شود. به عبارت دیگر، سنگفرش بیابانی در مناطق خشک نقش پوشش گیاهی را در مناطق مرطوب ایفا می کند. در مقاله حاضر، پوشش سنگفرش بیابان با استفاده از پلات اندازی تصادفی در رخساره های دشت سر لخت، اپانداژ و پوشیده دشت یزد- اردکان اندازه گیری شد. شاخص فرسایش پذیری و سرعت آستانه فرسایش بادی با استفاده از توابع تجربی حاصل از آزمایش تونل سنجش فرسایش بادی در شرایط طبیعی و دست خورده تعیین گردید. نتایج نشان داد ساختار سطحی خاک در دشت سرهای لخت عمدتا سنگفرش درشت است که در محدوده 1/5 ±3 /83 درصد متغیر است. شاخص فرسایش پذیری بادی در این تیپ در محدوده 1/3 ± 19 کیلوگرم بر هکتار- ساعت و سرعت آستانه فرسایش بادی در حدود 4/0 ± 4/9 متر بر ثانیه در ارتفاع 2 متری متغیر است. در دشت سرهای اپانداژ مقدار سنگفرش در محدوده 1/14±70 درصد تغییر می کند. شاخص فرسایش پذیری بادی در این تیپ در محدوده 9/19 ± 34 کیلوگرم بر هکتار- ساعت و سرعت آستانه فرسایش بادی در محدوده 8/0 ± 5/8 متر بر ثانیه در ارتفاع 2 متری متغیر است. دشت سرهای پوشیده فاقد سنگفرش است. شاخص فرسایش پذیری بادی در این تیپ دشت سر در محدوده 1087± 9/1300 کیلوگرم بر هکتار- ساعت و سرعت آستانه فرسایش بادی در محدوده 5/0 ± 2/5 متر بر ثانیه در ارتفاع 2 متری متغیر است. نتایج نشان داد اختلاط و دست خوردگی خاک سبب افزایش پتانسیل فرسایش پذیری بادی خاک تا حد 25 برابر شرایط طبیعی خواهد شد. همچنین عدم وجود سنگفرش سبب خواهد شد تا سرعت آستانه نیز تا حد نیم برابر کاهش یابد. نتایج بیانگر لزوم دقت و توجه به سنگفرش بیابان به عنوان عامل ایمنی طبیعی است، تا دستکاری و دخالت انسان در شرایط شکننده و حساس مناطق خشک و مستعد فرسایش با تخریب شدید و جبران ناپذیر مواجه نگردد.
    کلیدواژگان: سنگفرش بیابان، شاخص فرسایش پذیری بادی، فرسا یش بادی، سرعت آستانه فرسایش بادی، یزد
  • ابراهیم بغدادی، علی اشرف جعفری*، محمدعلی علیزاده، امیرحسین گرجی صفحات 706-719
    گونه های جنس poa از جایگاه ویژه ای در احیاء و اصلاح مراتع برخوردارند. به دلیل تولید نسبتا بالا و قابلیت پذیرش عالی توسط دام، ارزش خاصی برای چرای دام دارند. به منظور بررسی اثر تنش خشکی و تیمار سرما روی خصوصیات جوانه زنی و رشد گیاهچه در 6 ژنوتیپ از دو گونه Poa pratensis و Poa trivialis، آزمایشی به صورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی در شرایط ژرمیناتور و گلخانه انجام شد. تیمارهای پتانسیل اسمزی ناشی از غلظتهای پلی اتیلن گلایکول 6000 در 5 سطح (0، 3/0-، 6/0-، 9/0- و 2/1 – مگاپاسکال) در ژرمیناتور و تیمارهای تنش خشکی در 5 سطح (100، 80، 60، 40 و 20 درصد ظرفیت زراعی) در گلخانه بر روی 6 ژنوتیپ از دو گونه به اجرا درآمد. ویژگی های مورد اندازه گیری درصد جوانه زنی، سرعت جوانه زنی، نسبت ریشه چه به ساقه چه، طول گیاهچه، شاخص بنیه بذر و نسبت وزن خشک به تر گیاهچه بودند. نتایج تجزیه فاکتوریل نشان داد که تفاوت بین گونه ها، بین تیمارهای خشکی و اثر متقابل گونه در خشکی نیز در هر دو شرایط ژرمیناتور و گلخانه برای بیشتر صفات معنی دار بود. در ژرمیناتور نیز در تیمارهای 9/0- و 2/1– مگاپاسکال هیچ گونه بذری جوانه نزد که نشان دهنده مقاومت کم تا متوسط این گونه ها به تنش خشکی باشد. البته در هر دو محیط با افزایش تنش خشکی میانگین کلیه صفات روند کاهشی نشان داد؛ در حالی که نسبت طول ریشه چه به ساقه چه روند افزایشی داشت. میانگین درصد جوانه زنی، در ژرمیناتور در تنش 3/0- مگاپاسکال نسبت به شاهد، 11 درصد و طول ریشه چه و ساقه چه به ترتیب 10 و 16 میلی متر کاهش یافت. در گلخانه، در تیمار 20% ظرفیت زراعی FC20% طول ریشه چه و ساقه چه به ترتیب 34 و 23 درصد کمتر از شاهد بود. با توجه به نتایج تفاوت بین گونه ها از لحاظ نسبت R/S در اثر تنشهای خشکی شدیدتر بیشتر بود که نشان دهنده حساسیت بیشتر این صفت در قبال تنش خشکی می باشد و می توان از آن به عنوان معیاری برای مقاومت به خشکی استفاده کرد. در ژرمیناتور، اثر پیش تیمار سرما (خیساندن بذرها در شرایط دمای C 4 به مدت دو هفته) موجب افزایش میانگین بیشتر صفات جوانه زنی بذر گردید. در مجموع ژنوتیپ 24066 از گونه Poa pratensis با منشا آستانه اشرفیه در هر دو شرایط ژرمیناتور و گلخانه در بیشتر تیمارهای خشکی از لحاظ شاخص بنیه بذر نسبت به سه ژنوتیپ دیگر برتری داشت و به عنوان ژنوتیپ مناسب برای تحقیقات بعدی و تولید بذر معرفی گردید.
    کلیدواژگان: Poa pratensis، Poa trivialis، پلی اتیلن گلایکول 6000، جوانه زنی، بنیه بذر، تنش خشکی و سرما
  • اسماعیل شیدای کرکج*، مرتضی مفیدی چلان، موسی اکبرلو، جواد معتمدی صفحات 720-732
    خاک، گیاه و دام اجزای اصلی و فعال اکوسیستمهای مرتعی بوده و ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند، به طوری که تغییر در خصوصیات و ترکیب هر کدام به صورت مستقیم و غیرمستقیم اجزای دیگر را تحت تاثیر قرار می دهد. این پژوهش با هدف بررسی اثر شدتهای مختلف چرای دام بر ماده آلی و عناصر غذایی خاک در مراتع کوهستانی چهارباغ استان گلستان انجام شد. برای این منظور، پنج مکان مرتعی شامل قرق (منطقه مرجع)، منطقه کلید و مناطق بحرانی (اطراف آبشخور دام ها، حریم روستا و اطراف آغل دام ها) در منطقه مورد بررسی انتخاب گردید و در داخل هر یک از مکان های انتخابی، نمونه های خاک به روش سیستماتیک- تصادفی و با توجه به عمق ریشه دوانی گیاهان مرتعی، از عمق های 0 تا 20 و 20 تا 40 سانتی متر در اواخر فصل چرا برداشت گردید. سپس خصوصیات شیمیایی خاک شامل ماده آلی (OM)، درصد ازت (N)، مقدار فسفر قابل جذب (P)، پتاسیم قابل جذب (K)، سدیم (Na)، کلسیم (Ca) و منیزیم (Mg) برای هر یک از نمونه های خاک در آزمایشگاه تعیین شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها و مقایسه میانگینها، از آنالیز واریانس دو طرفه و آزمون دانکن استفاده شد. نتایج نشان داد که اثر مکان، عمق و اثر متقابل تمام ویژگی های مورد مطالعه خاک در مناطق با شدتهای چرای متفاوت به غیر از اثر متقابل سدیم و منیزیم معنی دار می باشد و مناطق با شدت چرای متفاوت در ویژگی های مورد مطالعه خاک با هم اختلاف معنی داری دارند. در همه مکان ها به استثنای منطقه بحرانی اطراف آغل، با افزایش شدت چرا از میزان ماده آلی، نیتروژن، فسفر و پتاسیم خاک کاسته می شود. ضمن اینکه میانگین مقادیر بیشتر عناصر غذایی و ماده آلی خاک در منطقه مرجع (قرق) و منطقه کلید با هم برابر بوده و بیشترین مقدار را دارند که نشان دهنده لزوم توجه به تعادل دام و مرتع، پراکنش مناسب دام در مرتع و به تبع آن جلوگیری از چرای مفرط در مراتع برای حفظ پایداری اکوسیستم مرتع می باشد.
    کلیدواژگان: شدت چرا، خاک، ماده آلی، عناصر غذایی، مراتع کوهستانی چهارباغ استان گلستان
  • مهدی بروغنی*، مجید طایی، سید خلاق میرنیا صفحات 733-744
    خشکسالی خسارتهای زیادی را ایجاد می کند؛ ولی در مناطق خشک و نیمه خشک نمود بیشتری دارد و خسارتهای ایجاد شده در این مناطق به علت شکننده بودن محیط چشم گیرتر است. بخشهای مرکزی، شرقی و جنوبی ایران با آب و هوای خشک و نیمه خشک ازجمله این مناطق بشمار می روند. هدف از تحقیق حاضر بررسی ارتباط بین خشکسالی هیدروژئولوژیکی و اقلیمی است. در این تحقیق از شاخصهای SPI و SWI برای پهنه بندی خشکسالی هیدروژئولوژیکی و اقلیمی دشت سبزوار استفاده شد. داده های مربوط به بارش از سال 79-1378 تا سال 86-1385 و داده های مربوط به آبهای زیرزمینی از سال 80 تا سال 86 با استفاده از شاخصهای مذکور مورد تحلیل قرار گرفت. بعد از محاسبه SPI و SWI برای هر سال پهنه بندی خشکسالی با استفاده از روش کریجینگ در نرم افزار ArcGIS انجام شد. نتایج حکایت از آن داشت که خشکسالی اقلیمی و هیدروژئولوژیکی از نظم خاصی تبعیت نمی کند و بیشترین شدت و فراوانی خشکسالی در غرب دشت سبزوار بوده است. شرق دشت از شرایط نرمال و ترسالی برخوردار بوده و خشکسالی هیدروژئولوژیکی با یکسال تاخیر نسبت به خشکسالی اقلیمی اتفاق می افتد.
    کلیدواژگان: پهنه بندی خشکسالی، شاخص SPI، شاخص SWI، دشت سبزوار
  • پرویز غلامی*، جمشید قربانی، مریم شکری صفحات 745-755
    ارزیابی تنوع زیستی به دلیل درک ساختار اکوسیستم، کارکرد و سیر تحول آن، حفظ ذخایر توارثی، بررسی و مهار تغییرات محیطی از اهمیت زیادی برخوردار است. آگاهی از اثرهای چرای دام بر ساختار و تغییراتی که در اثر چرای دام در پوشش گیاهی سرپا و بانک بذر خاک اکوسیستمهای مربوطه به وجود می آید، ضروریست. این تحقیق با چنین نگرشی و به منظور مقایسه ی شاخصهای تنوع و غنای پوشش گیاهی سرپا و بانک بذر خاک در دو منطقه ی قرق و چراشده در منطقه ماهور ممسنی انجام شد. برای این منظور در دو منطقه ی قرق و چراشده، اندازه گیری درصد پوشش گیاهی در پلاتهای یک مترمربعی و نمونه گیری بانک بذر خاک در دو ژرفای صفر تا 5 و 10-5 سانتی متری از سطح خاک انجام شد. داده های پوشش گیاهی سرپا و بانک بذر خاک برای ارزیابی پاسخ شاخصهای تنوع و غنای گونه های گیاهی پوشش گیاهی سرپا و بانک بذر خاک به چرای دام مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. همچنین برای ارزیابی اثرهای چرای دام بر کل پوشش گیاهی سرپا و بانک بذر خاک از آنالیزهای چندمتغیره استفاده گردید. نتایج نشان داد که قرق و چرای دام اثر معنی داری بر شاخصهای تنوع و غنای گونه ای دارد. منطقه ی قرق از نظر کلیه شاخصهای تنوع و غنای گونه ای در پوشش گیاهی سرپا و بانک بذر خاک بیشترین مقدار را به خود اختصاص داده و منطقه ی چراشده کمترین مقدار را دارا می باشد. همچنین تنوع و غنای پوشش گیاهی سرپا به طور معنی داری بیشتر از بانک بذر خاک است. با توجه به آسیب دیدن برخی شاخصهای تنوع گونه ای پوشش گیاهی و بانک بذر خاک در اثر چرای دام، اصلاح روش های بهره برداری و مدیریت مراتع منطقه به منظور احیاء پوشش گیاهی توصیه می گردد.
    کلیدواژگان: بانک بذر خاک، چرای دام، قرق، تنوع گیاهی، ماهور ممسنی
  • محرم اشرف زاده، رضا عرفانزاده* صفحات 756-768
    در این تحقیق کیفیت علوفه و خوشخوراکی گونه های گیاهی مورد چرای شتر در دو مرحله ی فنولوژیکی (شروع رشد رویشی و گلدهی) در مراتع جنوب استان فارس مورد بررسی قرار گرفت. خوشخوراکی گونه های مرتعی در این دو مرحله با استفاده از سیستم چرای آزاد و روش زمان سنجی محاسبه گردید. به منظور مقایسه خوشخوراکی گونه های گیاهی و هریک از عامل های موثر بر کیفیت علوفه (DMD، CP و ADF) در هر مرحله فنولوژیکی از آزمون تجزیه واریانس یکطرفه استفاده شد. مقایسه عامل های کیفیت علوفه و خوشخوراکی هر یک از گونه های گیاهی بین دو مرحله فنولوژیکی با استفاده از آزمون t جفتی انجام شد. به منظور بررسی ارتباط بین عامل های کیفیت علوفه و خوشخوراکی از رگرسیون خطی استفاده گردید. نتایج نشان داد که تغییرات عامل های کیفی علوفه تحت تاثیر معنی دار نوع گونه و مرحله فنولوژیکی بود؛ و رابطه معنی داری بین کیفیت و خوشخوراکی گونه های گیاهی وجود نداشت. بطورکلی نتایج این مطالعه بیانگر این است که دام چراکننده (شتر نژاد بلوچی) گونه های گیاهی را براساس کیفیت آنها برای چرا انتخاب نمی کند، بلکه عوامل دیگری از قبیل گیاهان همراه و ارتفاع گونه های گیاهی خوشخوراکی آنها را تعیین می کند.
    کلیدواژگان: خوشخوراکی، زرین دشت، شتر نژاد بلوچی، کیفیت علوفه
  • مرضیه عارفیان، مینا ربیعی، یونس عصری*، غلامرضا بخشی خانیکی صفحات 769-782
    در این پژوهش، سطح پوشش Calligonum comosum و Amygdalus eburnea با سه روش کوادرات، تخمین چشمی در کوادرات و برخورد خطی با هدف تعیین دقت و کارایی (سرعت عمل) این روش ها در مراتع شهرستان شهربابک واقع در استان کرمان در طول فصل تابستان 1388 در رویشگاه هایی با تراکم زیاد، متوسط و کم مورد بررسی قرار گرفت. به منظور مقایسه روش ها با شاهد از آزمون t-استیودنت استفاده شد. برآورد سطح پوشش A. eburnea با روش های کوادرات (مربع شکل) و برخورد خطی (بجز رویشگاه با تراکم متوسط)، اختلاف معنی داری را با شاهد نشان نداد، اما روش تخمین چشمی در کوادرات در هر سه رویشگاه اختلاف معنی داری را با شاهد دارد. در مورد گونه C. comosum نیز برآورد سطح پوشش به روش کوادرات، روش تخمین چشمی در کوادرات (بجز رویشگاه با تراکم متوسط) و روش برخورد خطی (بجز رویشگاه با تراکم زیاد)، اختلاف معنی داری را با شاهد نشان نداد. ضمن اینکه اگر شاخص صحت مورد توجه باشد در مورد گونه A. eburnea در هر سه رویشگاه، روش کوادرات دارای بیشترین صحت و روش تخمین چشمی در کوادرات دارای کمترین میزان صحت بوده است. در مورد گونه C. comosum در هر سه رویشگاه روش برخورد خطی دارای بیشترین صحت و روش تخمین چشمی در کودرات دارای کمترین میزان صحت بوده است. بنابراین برای گونه A. eburnea در این رویشگاه ها، روش کوادرات و برای گونه C. comosum، روش برخورد خطی برای برآورد سطح پوشش پیشنهاد می گردد.
    کلیدواژگان: اسکنبیل، بادام، سطح پوشش، روش کوادرات، روش تخمین چشمی در کوادرات، روش برخورد خطی، شهربابک کرمان
  • حسین ارزانی*، جواد معتمدی، مرتضی مفیدی چلان، اسماعیل علی اکبرزاده آلنی صفحات 783-794
    تعیین ارزش غذایی گیاهان مرتعی، به منظور ارزیابی مقدار انرژی در دسترس دام در مراحل مختلف رشد، تشخیص زمان مناسب چرا و افزایش عملکرد دام بدون آسیب رساندن به گیاهان مرتعی موضوعی مهم است. در این مطالعه از 4 گونه مرتعی شاملAlopecurus textilis، Festuca sulcata، Poa trivialis، Bromus tomentellus در مراحل مختلف رشد (رشد رویشی، گلدهی و بذردهی) در سال 1387 نمونه برداری شد. شاخصهای کیفیت علوفه شامل درصد پروتئین خام (CP)، درصد الیاف نامحلول در شوینده اسیدی (ADF)، درصد هضم پذیری ماده خشک (DMD) و مقدار انرژی متابولیسمی (ME) بر مبنای دستورالعمل AOAC (2000) به منظور اطلاع از حد بحرانی شان برای تامین نیاز روزانه واحد دامی اندازه گیری شدند. به منظور مقایسه گونه ها و مراحل رشد از نظر شاخصهای کیفیت علوفه، از تجزیه و تحلیل واریانس یک طرفه (GLM) و به منظور مشاهده منابع تغییرات درون گروهی، از آزمون مقایسه دانکن استفاده شد. نتایج نشان می دهد که میانگین مقادیر پروتئین خام مراحل مختلف رشد به ترتیب عبارتند از 96/9، 18/8 و 09/6 درصد که در مراحل اولیه رشد و مرحله گلدهی، بالاتر و در مراحل پایانی رشد کمتر از مقدار تقریبی سطح بحرانی آن (7 درصد) برای تامین نیاز روزانه واحد دامی (گوسفند 50 کیلوگرمی) است. میانگین مقادیر هضم پذیری در مراحل رشد به ترتیب 34/51، 86/46 و 69/41 درصد می باشد که در مرحله رشد رویشی، بالاتر و در مرحله گلدهی و بذردهی، کمتر از سطح بحرانی آن (50 درصد) برای نیاز نگهداری یک واحد دامی است. مقادیر انرژی متابولیسمی نیز در مراحل مختلف رشد به ترتیب عبارتند از: 73/6، 97/5 و 09/5 مگاژول بر کیلوگرم ماده خشک که مقدار آنها در تمامی مراحل رشد کمتر از مقدار تقریبی سطح بحرانی آن (8 مگاژول) برای تامین نیاز نگهداری روزانه یک واحد دامی می باشد. این امر بیانگر این است که مطلوبیت کیفیت علوفه مرتع در مراحل مختلف رشد یکسان نمی باشد و لازم است نیاز روزانه واحد دامی بر مبنای کیفیت علوفه مشخص شود. بطور کلی گونه های مورد بررسی از نظر تامین پروتئین خام، به ویژه در مراحل اولیه رشد مطلوب ارزیابی می شوند، ولی از نظر تامین نیاز انرژی متابولیسمی روزانه دام چراکننده در منطقه، مطلوبیت کمی دارند.
    کلیدواژگان: کیفیت علوفه، حد بحرانی، نیاز روزانه دام، مراتع کوهستانی سبلان، اردبیل
  • دلارام ضیایی*، سید جمال الدین خواجه الدین صفحات 795-808
    یکی از مشکلات خاکشناسی کشاورزی و منابع طبیعی ایران کمبود اطلاعات اکوسیستمها است که با سیر قهقرایی قابلیتهای آب و خاک و پوشش گیاهی منجر به بیابان زایی می گردد. هدف این مطالعه بررسی امکان تعیین بافت خاک از طریق داده های ماهواره ای به روش مدلسازی رگرسیونی است. تصاویر سنجنده Aster پس از زمین مرجع شدن و تعیین بهترین ترکیب باندی برای تصاویر ترکیب رنگی کاذب FCC (False Color Composite) جهت طبقه بندی نظارت نشده استفاده شد. داده های میدانی با روش نمونه برداری تصادفی طبقه بندی شده انجام شد و پس از مکانیابی با GPS در مجموع تعداد 80 نمونه خاک سطحی تهیه شد و درصد شن، سیلت، رس و رطوبت اشباع هر نمونه تعیین گردید. روی تصاویر پردازشهایی از قبیل آنالیز PCA و تهیه شاخصهای مختلف خاک از ترکیب باندها انجام شد. از روش آماری رگرسیون خطی چندمتغیره اقدام به تولید مدلهایی برای بسط نتایج آزمایش های خاک در نقاط نمونه برداری به کل سطح منطقه مطالعاتی گردید. نقشه های تولیدی در طبقات مورد توجه برای عامل های خاک، مجددا گروه بندی (Reclassified) شدند. از ترکیب سه نقشه درصد شن، سیلت و رس با منطق جبری بولین نقشه بافت خاک در 4 کلاس عمده تهیه شد. با مطابقت نقشه های تولیدی با واقعیات زمینی، جدول دقت تدوین گردید. بالا بودن ضریب کاپا بیانگر توان داده های ماهواره ای در تولید این گونه نقشه های خاکشناسی با دقت زیاد است. این شیوه می تواند در مطالعات بیابان زایی و بیابان زدایی روش کنترلی سریع و مفید باشد.
    کلیدواژگان: Aster، مدلسازی رگرسیونی، بافت خاک، رطوبت اشباع، ضریب کاپا
  • ناصر باغستانی میبدی*، محمدتقی زارع، محمد فیاض صفحات 809-818
    رویشگاه های مرتعی ایران متنوع و هر کدام از آنها دارای ترکیب خاصی از گونه های گیاهی می باشند. هر یک از گونه ها خصوصیات رویشی و فنولوژی متفاوت در طول دوره رشد از خود بروز می دهند و درجه خوشخوراکی آنها پیوسته تغییر می یابد. بدون شناخت این پدیده مهم، برنامه ریزی و مدیریت مرتع و دام مقدور نمی باشد. به همین منظور رفتار چرایی بز بومی ندوشن در سایت مرتعی ندوشن استان یزد طی دوره چهار ساله (1389-1386) مورد بررسی قرار گرفت. برای انجام این پژوهش، در آغاز هر سال یک راس ماده بز سه ساله به عنوان نماینده گله نشاندار و در کل آماربرداری های سالانه از آن استفاده گردید. تعیین خوشخوراکی گیاهان در طول فصل چرا به روش زمان سنجی و در هر نوبت طی سه تکرار 20 دقیقه ای انجام شد. نتایج مطالعه خوشخوراکی گیاهان حکایت از تمرکز چرای دام بر روی 5 گونه Artemisia sieberi، Stip caucasica،Stipa barbata، Iris songarica، ceratoides Eurotia و مجموع گیاهان یکساله بوده است. بز بومی ندوشن در عرصه تحت مطالعه در هر شرایطی بیش از 85 درصد زمان چرای خود را بر روی گیاهان یادشده تمرکز نموده است. در آغاز فصل چرای سالهای معمول تا مساعد، خوشخوراکی گیاهان یکساله بیش از گیاهان چندساله بوده است. با استناد به نتایج حاصل از این پژوهش، حفاظت و احیاء این گونه های با ارزش بومی باید در مدیرت بهره برداری از مراتع مناطق استپی مورد توجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: Stipa barbata، Artemisia sieberi، Stipa caucasica، رفتار چرایی، خوشخوراکی، بز، یزد
|
  • Nazari Pouyah., Khosroshahi, M Pages 625-633
    If the occurrence of some climatic elements especially rainfall at a given time is less than normal and long term condition, the region will encounter drought. The evaluation of drought in each region needs the quantification of drought. Although none of the indices is superior compared to the others some indices could be more suitable for some users. For this reason, the results of all indices could be different. Main indices investigated in this research were as follows: SIAP, DPI, Z index, PNPI, SPI. The mentioned indices were evaluated using the data of 15 synoptic stations of Hamedan during 20 years, and the best methods were determined. Then, based on that, the map of drought and wet conditions of the province was produced. According to the results, SIAP and Z SCORE were identified as the best compared to the other methods and they could be considered as main indices in the evaluation of drought in Hamedan province.
    Keywords: drought index, precipitation, Standardized precipitation index, Hamedan province
  • Ghasemi Aryany.*, Arzanih., Filekesh, E Pages 634-643
    According to the important role of water in livestock growth, and on the other hand, the loss of rangeland forage in the absence of sufficient water for drinking, the necessity of considering the water resources suitability is highly emphasized. Therefore, for optimal use of existing potentials of livestock and rangeland, the quantity, quality and distribution of water resources need to be taken into consideration. Given that several factors are involved in determining the suitability of water resources, this research was aimed to identify the most important factors affecting the suitability of water resources, limiting factors, and the classification of southwestern rangelands of Sabzevar on the basis of water resources suitability for sheep grazing, as the dominant livestock in these rangelands. This research was conducted using FAO (1990) method in GIS. First, DGN maps of the study area were prepared and the boundary of the region was determined. Then, water resources of the region were investigated in terms of quantity and quality (TDS, EC, and Mg+2). Finally, the layers of quantity, quality and equidistant points from water resources (prepared for four slopes of 0-10, 10-30, 30-60, and >60%) were integrated to produce the water resources suitability model. Results showed that the water resources of the study area had no limitation in terms of quantity so that all were classified as S1 suitability class, but in terms of quality, all water resources except one were classified as S2 suitability class. The final model of water resources suitability showed that 62.7, 2.4, and 34.9% of the rangelands in the study area had the suitability class of S2, S3, and N, respectively. Accordingly, slope, inappropriate distribution of water resources and salinity were identified as the most important limiting factors.
    Keywords: water resources suitability model, water quantity, water quality, water distribution, Sabzevar
  • Jafarim.*, Zehtabian, Gh.R., Ehsani, A.H Pages 644-652
    Due to the human activities and natural phenomena, the face of the earth is constantly changing. The use of remote sensing technology is considered as the best tool for change detection and evaluation. With advances in this technology and satellite images with high spatial and spectral resolution as well as a variety of image processing techniques, the changes in land-use could be estimated and managed. In the present study, the land use changes of Kashan Salt Lake were investigated in a 12-year period. Landsat TM images of 1990 and Landsat ETM+ images of 2002 were used in this study and after carrying out the required actions in the preprocessing stage the map of change detection was produced by supervised classification. Results showed that 35.18% of the study area has changed and the highest percentage of the changes is related to the mulching land class. Although, several considerations, including spatial resolution changes and spectral power changes should be taken into account in interpretation and comparison, significant changes in the study area indicate the necessity of further studies to achieve more accurate results.
    Keywords: change detection, Landsat, land use, supervised classification
  • Motamedij.*, Arzanih., Sheidaye Karkaje., Alijapour, A Pages 653-668
    Knowing that if the forage supply during grazing periods in a rangelands is sufficient for daily requirements of animal units, is one of the important factors affecting the balance between forage supply and livestock requirements in rangelands. In this regard, a study was performed and 25 range species were sampled at two growth stages (flowering and seeding) during two years. At each stage, 3 samples were collected and for each sample 5 stands were cut, and amount of crude protein (CP), dry matter digestibility (DMD) and metabolisable energy (ME) were measured in the samples in order to know the extent of critical level for daily requirements of animal units in the rangelands of Nazlo Chai Basin. For statistical analysis of the data, GLM test was applied to compare the measured factors in two years, and the sources of variations within groups were determined by Duncan test. According to the obtained results, the average amount of crud protein per unit of vegetation cover at both flowering and seeding stages was 11.5 and 9.02 percent, respectively, and these amounts were higher than critical amount of crude protein (7 percent) for maintenance requirement of one animal unit. Average amounts of forage digestibility at the growth stages were %59.86 and %54.55 respectively, and these amounts were higher than the critical amount of 50% for this factor in order to supply maintenance requirement of one animal unit. Average amount of metabolisable energy at the growth stages were 8.18 and 7.27 Mj/Kg DM which was higher at flowering stage, and lower at seeding stage than the critical amount of metabolisable energy (8MJ) for supplying maintenance requirement of one animal unit. The highest amount of crude protein (%11.33), digestibility (%60.14) and metabolisable energy (8.22Mj/Kg DM) were related to forbs, and the lowest amount of these parameters were %8.64, %52.75 and 6.97(Mj/Kg DM), respectively for crud protein, digestibility and metabolisable energy, related to grass species. Also, shrubby species contained intermediate amount of investigated forage quality factors, and the measured amounts of crude protein, digestibility and metabolisable energy in these species were %10.34, %56.72 and 7.64 (Mj/Kg DM), respectively. The results of this study are provided as basic information for the management of livestock and rangelands in the studied area and similar regions all around the country. Also this information can be useful for classification of forge quality and the methods for determination of condition, grazing capacity and trend of the rangelands.
    Keywords: Forage quality, crude protein, dry matter digestibility, metabolisable energy, critical amount, livestock daily requirement, rangelands of Urmia
  • Eftekharir.*, Moghaddamnia, A.R., Ekhtesasi, M.R., Basiranin., Shahriari, A.R., Khosravi, M Pages 669-678
    Desertification is a phenomenon occurring in arid, semi-arid, and dry sub-humid regions and leads to potential loss of land. The Sistan plain is mainly affected by desertification so that no parts of the land, economic resources and social facilities are secure from the development of desertification. In the present study, the desertification condition of the southwest of Hirmand was investigated by ICD method. To achieve this goal, the map of land units was produced by combining the maps of geomorphology, plant communities and satellite images, and it was used as the basic map for scoring the factors and indices. According to the obtained results, the current status of desertification in most of the land units is classified as average, high and very high, including 58.3, 15, and 26.7% of a 6418 ha- surface area of the region.
    Keywords: evaluation, desertification, ICD model, Hirmand, GIS
  • Dahmardeh Ghaleno, M.R.*, Shahriaria., Saberim., Khatibi, R Pages 679-685
    Natural resources are considered as a national wealth, having an essential role in the independence and life sustainability of each country. The role of human and how to deal with natural resources is one of the factors threatening these valuable and god-given resources. Therefore, the knowledge of the human needs, problems and socio economic issues could be useful in recognizing the reasons of non-peaceful behavior with the surrounding nature. In the present study, it was attempted to study the socio economic issues, problems, and the needs of Hamoon residents in order to identify effective human factors on degradation of the natural resources of the study area. For this purpose, after carrying out necessary studies, interview and questionnaires, uncontrolled harvesting of firewood and forage was identified as destructive factors, leading to desertification. In order to identify human factors affecting the aforementioned destructive factors, the questionnaires were completed by experts and exploiters and the obtained data were analyzed by linear regression test in SPSS software. Our results showed that the age of exploiters, the history of exploitation and the size of family had direct effects on the amount of firewood and forage harvesting while an inverse effect was found for the surface area of agricultural lands. In addition, the number of animal unit had an inverse effect on the amount of harvested firewood while it affected the amount of harvested forage directly. It can be concluded that a few of socio economic factors have a close relationship with land degradation and desertification of the study area. A high correlation was found between the studied factors and the amount of harvested firewood and forage.
    Keywords: natural resources, exploitation, socio economic issues, desertification
  • Fayaz M.*, Yeganehh., Safarih., Shirmardi, H.A., Mirakhourlir., Habibian, S.H., Ashouri Sanjabi, P Pages 686-694
    In this study, the preference value of four rangeland species of semi steppe regions of Iran including were measured preference index of different species in three stages of vegetative, flowering and seed ripening Poa bulbosa, Bromus tomentellus, Noaea mucronata and Stachys inflate were investigated. The study was conducted during vegetative growth, flowering, and seeding stages in semi steppe rangelands of Cheshmeh Anjir, Karsanak, and Jashloobar. One-way ANOVA was applied to analyze the data. The results of combined analysis of variance showed that the preference value of the mentioned species differed significantly among the studied sites as well as studied species, while no significant differences were obtained among phenological stages. Interaction effects of region×species (R×S), species×phonological stage (S×PS) and species×phonological stage×region(S×PS×R) were significant, indicating multiplicative diversity of data. According to the results of Duncan's Multiple Range Test at 5% level of probability the highest preference value was recorded for Poa pulbosa and Bromus tomentellus. The lowest preference value was obtained for Stachys inflate and Noaea mucronata. The comparison of preference value in three studied sites showed that Poa bulbosa in Cheshmeh Angir site and Stachys inflata in Karsank site had the highest and lowest preference value, respectively. It is due to the different species composition and climatic conditions of the sites. Generally, the obtained results of this study showed that the preference value changes of Poa bulbosa did not differ significantly during different months.
    Keywords: preference value, semi, steppe, climatic condition, site
  • Azimzadeh, H.R.*, Fotouhi, F Pages 695-705
    Destruction and manipulation in the desert pavement due to changes in land use is one of the serious problems in arid and hyper-arid regions throughout the world. Desert pavement is one of the important geomorphologic properties, providing natural safety mulch in central plain of Iran. In other words, desert pavement in arid regions plays the role of vegetation in humid area. In recent paper, desert pavement coverage was measured by random sampling in 20×20 (cm×cm) plots in the faces of coarse, medium and fine glacial plains of Yazd-Ardakan. Soil Wind Erodibility (SWE) and Wind Threshold Velocity (WTV) were determined in wind erosion-meter tunnel and in two natural and disturbed conditions. Results showed that the percentage of desert pavement coverage varied in the range of 83.3±5.1 in coarse glacial. SWE and WTV varied at about 19±3.1kg/ha.hr and 9.4±0.4 m/s at a height of 2m, respectively. In medium glacial plain, desert pavement coverage varied in the range of 70±14%. SWE and WTV were determined at about 34±19.9 kg/ha.hr and WTV varied in the range of 8.5±0.8 m/s. Fine glacial plain was bare and without desert pavement coverage. SWE and WTV varied at about 1300.9±1087 kg/ha.hr and 5.2±0.5 m/s, respectively. According to the results, soil erosion resulted in increased potential for wind erodibility at about 25 times greater than natural conditions. Also, with removing desert pavement, WTV decreased by about half. Our results indicate the necessity of attention to the desert pavement as a natural safety factor so that human manipulation and intervention in fragile and sensitive conditions of arid regions will not result in severe and irreversible damage.
    Keywords: desert pavement, wind soil erodibility, wind erosion, wind threshold velocity, Yazd
  • Baghdadie., Jafari, A.A.*, Alizadeh, M.A., Gorji, A.H Pages 706-719
    Poa genus has important role for livestock grazing and forage production. To evaluate the effects of both drought and cold treatments on seed germination and seedling growth, 6 genotypes of Poa pratensis and Poa trivialis were examined in laboratory and greenhouse using a factorial experiment based on completely randomized design in three replications. Drought levels (0, -0.3, -0.6, -0.9 and -1.2 MPa), made by PEG 6000 solution, were related to the germinator experiment. For green house experiment, five drought levels of 20, 40, 60, 80, 100% field capacity (FC) were made by weighting of wet and dried soil. Data were collected and analyzed for seed germination percent, speed of germination, root/shoot length ratio, seedling length, vigor index and seedling weight. Results showed significant differences between drought treatments, species, genotypes within species and interaction effects between drought and species for most of traits. No seeds were germinated in -0.9, -1.2Mpa, indicating low to moderate resistance of two species to drought stress. Seed germination traits were decreased by increasing drought stress. In contrast, the shoot/root length ratios (R/S) and dry/fresh seedling weight ratio (D/F) were increased. For -0.3MPa stress, the means of seed germination percent, root and shoot length were 11, 10 and 16% lower than those for control, respectively. In greenhouse, for 20% FC, the average values of root and shoot lengths were decreased by 34 and 23% than those for control. The R/S values were increased to maximum values by increasing drought stress. Therefore, it was suggested as a good indicator for screening of drought resistant genotypes. In comparison between control and cold pre treatment (4°C), results showed significant effects of cold treatments for some of seed germination characteristics in laboratory. It was concluded that genotype Astaneh (24066), belonging to Poa pratensis, had higher values for most of seed characteristics and vigor index than those for other five genotypes in both environments and it was recognized as superior genotype for breeding improved varieties.
    Keywords: Poa pratensis, Poa trivialis, seed germination, PEG 6000, germination, drought, cold
  • Sheidai Karkaje.*, Mofidi Chelanm., Akbarloum., Motamedi, J Pages 720-732
    Soil, plant and livestock are the main and active components of rangeland ecosystems and have close relationship with each other so that changes in the characteristics and composition of each component affect other components directly and indirectly. This research was conducted in order to survey the effect of various grazing intensities on soil organic matter and nutrient elements in mountain rangelands of Chaharbagh in Golestan province. Thus, five rangeland sites including exclusion site (reference), key site, critical sites such as watering site, vicinity of village and resting site were selected and soil sampling was conducted in two depths of 0-20 and 20-40 cm, with regard to the depth of rooting, using random-systematic method in the end of grazing season. Then, soil properties such as organic matter (OM), total nitrogen percent (TN%), absorbable phosphorous (P), potassium (K), sodium (Na), calcium (Ca) and magnesium (Mg) of each soil sample were determined in laboratory. Data analysis and mean comparisons were performed by two-way analysis of variance and Duncan test, respectively. Results showed that site, depth and interaction effects were significant in various sites in all parameters with the exception of Na and Mg, and various grazing intensities had significant difference in study parameters. In general, with increasing grazing intensity, the amount of OM, N, P and K decreased with the exception of resting site. Meanwhile, the mean of nutrient elements and organic matter in reference and key sites were similar and highest, indicating the necessity of considering the balance between livestock and rangeland, suitable distribution of livestock and consequently preventing intensive grazing in order to maintaining the sustainability of rangeland ecosystems.
    Keywords: grazing intensity, soil, organic matter, nutrient elements, Chaharbagh mountain rangelands of Golestan province
  • Boroghanim.*, Taiem., Mirnia, S.Kh Pages 733-744
    In arid and semi-arid areas, drought damages are more than other regions due to the fragility of environment. Parts of central, eastern and southern Iran with arid and semi- arid climate are include these regions. The object of this study was to investigate the relationship between hydrological and climatological drought in Sabzevar Plain. In this study, SPI and SWI indices were used for the zonation of hydrological and climatological droughts in Sabzevar plain. Precipitation and groundwater data were collected from 1999 to 2007 and from 2001 to 2007, respectively and then were analyzed by the mentioned indices. After calculating SPI and SWI, drought zonation was performed for each year using Kriging method in ArcGIS. Results showed that climatological and hydrological droughts did not follow a certain order and the highest intensity and frequency of droughts were west Sabzevar plain. In other hand, the east region has enjoyed normal and wet condition. According to the results, a significant relationship was found between climatological and hydrological drought in the study area as hydrological drought occurred one year later compared to climatological drought.
    Keywords: drought zonation, SPI index, SWI index, Sabzevar plain
  • Gholamip.*, Ghorbanij., Shokri, M Pages 745-755
    Biodiversity assessment is important for better understanding of ecosystem structure and function, gene bank conservation and evaluating and controlling environmental changes. Knowledge of the effect of grazing on standing vegetation structure and soil seed bank is essential for better management. This research was conducted to compare the diversity and richness indices under exclosure and grazing in Mahoor Mamasani rangelands. Sampling of standing vegetation and soil seed bank was carried out in these two areas. Canopy cover percentage was measured in plots of 1m2 and soil seed bank samples were taken from two depths (0-5 and 5-10). Standing vegetation and soil seed bank data were analyzed to evaluate the response of individual species diversity and richness indices and soil seed bank to grazing. Also, multivariate analyses were applied to assess the response of plant communities in both standing vegetation and soil seed bank. Results showed that grazing and exclosure affected species diversity and richness indices, significantly. Exclosure area showed the highest species richness and diversity while the lowest was recorded for grazing area. Also, aboveground vegetation significantly had greater species richness and diversity. Due to the damage of some standing vegetation and soil seed bank indices of biodiversity under overgrazing, it is recommended to make some changes in current rangeland management and utilization in order to restore vegetation.
    Keywords: soil seed bank, grazing, exclosure, vegetation diversity, Mahoor Mamasani
  • Ashrafzadehm., Erfanzadeh, R.* Pages 756-768
    Forage quality and palatability of plant species for Baluchi camel were evaluated in the south of Fars province rangelands. Forage quality was measured in two phenological stages (the initiation of vegetative growth and flowering) and their palatability indices were calculated in both stages by free grazing system and timing method. The one-way ANOVA was used to compare the palatability of plant species and factors affecting forage quality (ADF, CP, ME, and DMD) in each phenological stage. The comparison of forage quality factors as well as palatability of each plant species between two phenological stages was performed by paired t-test. Linear regression was used to examine the relationship between forage quality factors and palatability. Results showed that, depending on the kind of species and phenological stage, the quality and palatability of plant species had significant differences. Overall, our results showed that there was no significant relationship between quality and palatability of plant species. Consequently, this study indicated that the Baluchi camel don’t choose plant species for grazing based on forage quality, and other factors such as companion species and the height of plant species might determine their palatability.
    Keywords: Palatability, Zarrin, Dasht, Baluchi camel, forage quality
  • Arefiyanm., Rabiem., Asriy.*, Bakhshi Khaniki, Gh Pages 769-782
    In this research, the coverage of Amygdalus eburnea and Calligonum comosum was evaluated by three
    Methods
    quadrat, visual estimation in quadrat and line-interception on rangelands of Shahr-e babak (Kerman province) in summer season of 2009. The goal was determination of the accuracy and effectiveness (speed of sampling) of these methods. The methods were compared by t-test. Coverage estimation of A. eburnea with quadrat and line-interception methods (except for the habitat with moderate density) showed no significant difference to control method, but visual estimation in quadrat method showed significant difference with control method in three habitats. Also, coverage estimation of C. comosum with quadrat method, visual estimation in quadrat method (except of moderate density habitat) and line-interception method (except for the habitat with high density) showed no significant difference to control method. In the case of A. eburnean, the highest and lowest accuracy were recorded for quadrat method and line-interception method in all three habitats, respectively. In the case of C. comosum, line-interception method and visual estimation method had the highest and lowest degree of accuracy in all three habitats, respectively. Therefore, quadrat method and line-interception method are suggested for coverage estimation of A. eburnean and C. comosum, respectively.
    Keywords: Calligonum comosum, Amygdalus eburnea, canopy coverage, quadrat method, visual estimation in quadrat method, line, interception method, Shahr, e, Babak, Kerman province, Iran
  • Arzanih.*, Motamedij., Mofidi Chalanm., Aliakbarzadeh Alni, E Pages 783-794
    The determination of nutritional value of range plants is essential to assess the available energy for animals at different growth stages, recognition of correct grazing time and increasing animal yield without damage to range plants. In this study, four species including; Alopecurus textilis, Festuca sulcata, Poa trivialis, Bromus tomentellus were sampled in three phenological stages (initial growth, flowering & seeding) in 2008. Quality parameters such as crude protein, acid detergent fiber, dry matter digestibility and metabolisable energy were calculated based on AOAC (2000) instruction. A one-way ANOVA was used for comparing the quality parameters of species and phenological stages, and Duncan’s Multiple Range Test was used to determine the source of variations within groups. Results showed that the mean amounts of crude protein at different growth stages were 9.96, 8.18 and 6.09 percent, respectively that in initial growth and flowering stages were higher and at final growth stages were lower than the approximate amount of critical level (7%) for supplying the daily requirement of animal unit (50 Kg sheep). The mean amounts of digestibility at different growth stages were 51.34, 46.86 and 41.69 percent, respectively which were higher at vegetative growth stage and lower at flowering and seeding stages than the critical level (50%) for one animal unit maintenance. The amounts of metabolizable energy at different growth stages were calculated to be 6.73, 5.97 and 5.09 Mj/KgDM respectively that their amounts at all growth stages were lower than the approximate critical level (8 Mj) for supplying the requirement for one animal unit. These results represent that the favorability of rangeland forage quality is not same in different growth stages and determining the daily animal unit requirement on the basis of forage quality is needed. Overall, studied species in terms of crude protein supplying, especially at initial growth stages, were evaluated as favorite but in terms of supplying the daily metabolizable energy requirements of grazing animal in region, had less favorability.
    Keywords: forage quality, critical level, animal daily requirement, Sabalan mountain rangelands, Ardebil
  • Ziaeed.*, Khajedin, S.J Pages 795-808
    One of the most important problems of agriculture soil science and natural resources in Iran is the lack of information of ecosystems so that the degradation of water, soil and vegetation potential leads to desertification. The main purpose of this study was to investigate the possibility of using satellite data to determine soil texture by using regression-modeling approach. The images were geometrically corrected and used to determine the best band combination to make the false-color composite images. This combination was used to applying unsupervised classifications. Field data gathering was conducted with a stratified random sampling. Points were located by using GPS and 80 surface soil samples were taken. The percentage of sand, silt, clay, and soil saturation humidity of each sample was determined. Some analysis such as PCA and making the various soil indices were done on the images. Multivariate, linear regression was applied to produce some models to develop the results of sample analysis to the entire surface of the study area. Produced maps were re-grouped in the classes considered for the soil parameters. By combination of three maps of sand, silt and clay, soil texture map was developed in four major classes with the logic of Boolean algebra. The accuracy table was prepared in accordance of the produced maps with the ground realities. High Kappa coefficient indicates a high potential of satellite data to produce maps of soil science with a high precision. This method can be fast and useful, in studies of desertification, combat desertification and controlling methods.
    Keywords: aster, regression, modeling, soil texture, saturation humidity, Kappa coefficient
  • Baghestanin.*, Zare, M.T., Fayyaz, M Pages 809-818
    There are a variety of rangeland habitats with different plant species composition in Iran. Range and livestock management will require an understanding of different phenological and vegetative characteristics of plants as well as continuous changes in palatability of plants during the growing season. Grazing behavior of Yazdi native goat was evaluated in Nodushan rangelands of Yazd within a 4-year period (2007-2001). A 3-yaer old goat was selected as the representative of the whole flock for investigations at the beginning of each year. The timing method was applied to determine the palatability of plants. Experiment was repeated with three 20-minute periods in each stage. Results indicated that the grazing was found to be mainly concentrated on Artemisia siaberi, stipa barbata, stipa causasica, Iris songarica, Eurotia ceratoides and annual plants based on spending more than 85% of the grazing time by the goat on these species. The preference value for annual plants was higher than perennial plants at the beginning of the growing season on normal and favorable conditions. According to the results of this research, the conservation and restoration of these native species in steppe range management should be considered.
    Keywords: Artemisia siaberi, Stipa barbata, stipa causasica, Iris songarica, Eurotia ceratoides, grazing behavior, palatability, goat, Yazd