فهرست مطالب

پژوهشهای علوم دامی ایران - سال ششم شماره 1 (1393)
  • سال ششم شماره 1 (1393)
  • 120 صفحه، بهای روی جلد: 5,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1393/05/30
  • تعداد عناوین: 12
|
  • تغذیه طیور
  • علی نوبخت صفحه 1
    در این تحقیق به منظور تعیین اثرات 3 سطح پودر برگ یونجه بر عملکرد، خصوصیات تخم مرغ، تری گلیسرید، آلبومین و گلبول های سفید خون، از تعداد 144 قطعه مرغ تخم گذار (سن 65 تا 77 هفتگی) در قالب یک طرح کاملا تصادفی با 4 تیمار و 3 تکرار (هر تکرار دارای 12 قطعه مرغ) استفاده گردید. تیمار های آزمایشی شامل سطوح: صفر، 1، 2 و 3 درصد پودر برگ یونجه بود. سطوح 2 و 3 درصد پودر برگ یونجه سبب افزایش خصوصیات کمی تخم مرغ و کاهش مصرف خوراک، ضریب تبدیل غذایی و هزینه تولید تخم مرغ گردید. همچنین سطح 2 درصد سبب افزایش شاخص رنگ زرده و سطوح 1، 2 و 3 درصد موجب افزایش ضخامت پوسته شد. مصرف 3 درصد پودر برگ یونجه سبب کاهش سطح تری گلیسرید و آلبومین سرم و افزایش تعداد گلبول های سفید خون گردید. بنابراین، افزودن 2 تا 3 درصد پودر برگ یونجه به جیره غذایی مرغ های تخم گذار می تواند سبب بهبود عملکرد، پارامتر های خون، خصوصیات کمی و کیفی تخم مرغ و تولید آن و کاهش هزینه خوراک گردد.
    کلیدواژگان: پودر برگ یونجه، عملکرد، متابولیت های خون، خصوصیات تخم مرغ
  • مرضیه افخمی حسن کرمانشاهی ابوالقاسم گلیان صفحه 8
    آزمایشی جهت بررسی سه تعداد کنجاله سویا بر خصوصیات آزمایشگاهی، عملکرد و قابلیت هضم پروتئین در جوجه های گوشتی در قالب طرح کاملا تصادفی (42-0 روزگی) انجام شد. 195 قطعه جوجه گوشتی نر سویه تجاری راس 308 به 15 گروه شامل 3 تیمار در 5 تکرار و 13 جوجه در هر تکرار تقسیم شدند. جهت اندازه گیری قابلیت هضم پروتئین از 30 قطعه جوجه در 5 تکرار 2 قطعه ای استفاده شد. از دو کنجاله سویا ایرانی و یک نوع کنجاله سویا آرژانتینی که بر اساس خصوصیات آزمایشگاهی (حلالیت پروتئین، شاخص تخریب حرارتی و فعالیت اوره آز) به انواع کیفیت بالا، متوسط و پایین طبقه بندی شدند، استفاده شد. قابلیت هضم پروتئین سه نوع کنجاله مشابه بود. اضافه وزن و خوراک مصرفی تنها در دوره آغازین و ضریب تبدیل غذایی در هر یک از دوره ها و کل دوره در جوجه های تغذیه شده با جیره های حاوی انواع کنجاله معنی دار نبود. اضافه وزن و خوراک مصرفی در دوره رشد با کنجاله سویا با کیفیت بالا در مقایسه با کیفیت متوسط و پایین افزایش یافت. در حالیکه در دوره پایانی و کل دوره در کنجاله سویا با کیفیت بالا و پایین یکسان بود، اما در دوره پایانی با کنجاله سویا با کیفیت متوسط در مقایسه با کیفیت بالا و پایین و در کل دوره تنها در مقایسه با کیفیت بالا کاهش یافت. سه نوع کنجاله تاثیر متفاوتی بر وزن پانکراس و چربی محوطه بطنی در 21 و 42 روزگی نداشتند. وزن کبد در 21 روزگی در تیمارها مشابه بود و در جوجه های تغذیه شده با کنجاله سویا با کیفیت متوسط در 42 روزگی کاهش یافت.
    کلیدواژگان: کنجاله سویا، کیفیت پروتئین، قابلیت هضم پروتئین، جوجه های گوشتی
  • طیبه موسی پور محمد سالارمعینی صفحه 17
    این مطالعه به منظور بررسی استفاده از کنجاله سیاه دانه بر عملکرد رشد، پارامترهای خونی، اجزای لاشه و کیفیت گوشت در بلدرچین ژاپنی انجام شد. به تعداد 300 قطعه جوجه بلدرچین ژاپنی یک روزه در قالب طرح کاملا تصادفی با پنج تیمار و چهار تکرار (هر کدام شامل پانزده پرنده) مورد استفاده قرار گرفت. جیره های آزمایشی شامل گروه شاهد (بدون کنجاله سیاه دانه) و سطوح 5، 10، 15 و20 درصد کنجاله سیاه دانه بودند. در کل دوره، مصرف خوراک پرنده های تغذیه شده با 5 و 15 درصد کنجاله سیاه دانه از نظر آماری بیشتر از گروه شاهد بود. اضافه وزن پرنده های تغذیه شده با 15 درصد کنجاله سیاه دانه به طور معنی داری بیشتر از گروه شاهد بود. همچنین ضریب تبدیل غذایی پرنده های تغذیه شده با 20 درصدکنجاله سیاه دانه از نظر آماری بیشتر از گروه شاهد بود. هیچ تفاوت معنی داری در کلسترول زرده تخم، فراسنجه های خون (شامل گلوکز، تری گلیسرید،HDL وکلسترول) و پارامترهای کیفیت گوشت (اسید تیوباربیتوریک، ظرفیت نگهداری آب، افت خونابه، افت در نتیجه پخت) بین تیمارها مشاهده نشد. همچنین استفاده از سطوح مختلف کنجاله سیاه دانه تاثیر معنی داری بر وزن نسبی ارگانهای داخلی، به جز سنگدان، نداشت. کنجاله سیاه دانه به طور قابل توجهی هزینه خوراک را در مقایسه با گروه شاهد کاهش داد. بنابراین با استفاده از کنجاله سیاه دانه تا سطح 15 درصد در جیره بلدرچین ژاپنی می توان اضافه وزن و ضریب تبدیل غذایی را بهبود بخشید و هزینه خوراک و تولید گوشت را کاهش داد.
    کلیدواژگان: بلدرچین ژاپنی، عملکرد، کنجاله سیاه دانه
  • تغذیه نشخوار کنندگان
  • ابوالفضل کیانی احمد ریاسی سعید انصاری مهیاری غلامرضا قربانی محمد خوروش صفحه 25
    هدف از اجرای این آزمایش بررسی اثر دفعات مختلف شیردوشی در شش هفته ابتدای دوره شیردهی بر تولید و ترکیب شیر، متابولیت های خون و بازده تولیدمثل گاوهای تازه زا بود. دفعات دوشش شامل سه بار دوشش تا 42 روز پس از زایش (x3)، شش بار دوشش تا 21 روز پس از زایش و سپس برگشت به سه بار دوشش تا روز 42 (x 3-x6) و شش بار دوشش تا 42 روز پس از زایش (x6) بود. برای این منظور 21 راس گاو هلشتاین چند شکم زایش براساس درجه وضعیت بدنی، شکم زایش و وزن بدن به سه گروه آزمایشی تقسیم شدند. نتایج نشان داد که میانگین تولید شیر و تولید شیر تصحیح شده در 21 روز اول و 21 روز دوم دوره شیردهی و در کل مدت آزمایش در گاوهای x6 به طور معنی داری بیشتر از گاوهای x3 بود. از ترکیبات شیر تنها چربی تولید شده در روز تحت تاثیر دفعات دوشش قرار گرفت. دفعات شیردوشی تاثیری بر مصرف ماده خشک روزانه گاوها نداشت. تا پایان دوره آزمایش کاهش وزن گاوهای x6 (32- کیلوگرم) در مقایسه با گاوهای x3 (29- کیلوگرم) وx 3-x6 (1/29- کیلوگرم) بیشتر بود. غلظت اسیدهای چرب آزاد (NEFA) خون گاوها تحت تاثیر دفعات دوشش قرار گرفت و در گاوهای x6 بطور معنی داری بیشتر از گاوهای x3 بود. میانگین غلظت پروژسترون خون گاوها و فراسنجه هایی تولید مثل گاوها تحت تاثیر دفعات دوشش قرار نگرفت. نتایج این آزمایش نشان داد که افزایش کوتاه مدت دفعات دوشش گاوها تا 6 بار در روز موجب افزایش بازده تولید شیر گاوهای هلشتاین می شود، بدون آنکه بر فراسنجه های تولید مثل تاثیر سویی داشته باشد.
    کلیدواژگان: دفعات دوشش، گاو هلشتاین، تولید و ترکیبات شیر، متابولیت های خون، تولید مثل
  • وحید کاردان مقدم محمد حسن فتحی نسری رضا ولی زاده همایون فرهنگ فر صفحه 32
    هدف از تحقیق حاضر، بررسی تاثیر زمان برداشت بقایای زعفران بر ارزش غذایی آن بود. ترکیب شیمیایی، فراسنجه های تجزیه پذیری و قابلیت هضم شکمبه ای- روده ای بقایای زعفران با استفاده از روش های درون کیسه ای و آزمایشگاهی (تولید گاز) تعیین شد. در این آزمایش بقایای زعفران برداشت شده در اواخر مرحله رشد رویشی گیاه با بقایای زعفران برداشت شده در اوایل مرحله رکود گیاه مورد مقایسه قرار گرفت. داده های آزمایشی بر مبنای آزمون T-test و با استفاده از نرم افزار SAS تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد در اوایل مرحله رکود گیاه، میزان فیبر نامحلول در شوینده خنثی و اسیدی افزایش یافت در حالی که میزان پروتئین خام کاهش داشت. زمان برداشت بقایای زعفران تاثیر معنی داری بر غلظت ترکیبات فنولی آن نداشت. تجزیه پذیری شکمبه ای ماده خشک و تولید گاز در ساعت های 0، 2، 4، 8، 16، 24، 48، 72 و 96 انکوباسیون تعیین شد. بخش سریع تجزیه ماده خشک (a)، تجزیه پذیری موثر ماده خشک، قابلیت هضم شکمبه ای ماده خشک و قابلیت هضم ماده خشک در کل دستگاه گوارش در بقایای زعفران برداشت شده در اوایل مرحله رکود به طور معنی داری کاهش یافت. همچنین در بقایای برداشت شده در این مرحله، تولید گاز حاصل از بخش با پتانسیل تجزیه پذیری (b)، انرژی قابل متابولیسم و قابلیت هضم ماده آلی کاهش نشان داد. به طور کلی از نتایج این آزمایش می توان چنین برداشت کرد که ارزش غذایی بقایای زعفران در اواخر مرحله رشد رویشی بیشتر است.
    کلیدواژگان: بقایای زعفران، تولید گاز، فراسنجه های تجزیه پذیری
  • حسین جانمحمدی اکبر تقی زاده پرویز یاسان جلیل شجاع علی نیکخواه صفحه 45
    این آزمایش به منظور تعیین ارزش غذایی برخی از منابع غذایی معمول در تغذیه دام استان آذربایجان شرقی، شامل چین دوم علف خشک یونجه (35 نمونه) و کاه گندم (26 نمونه) صورت گرفت. ترکیبات شیمیایی و عناصر معدنی مطابق روش های استاندارد تعیین و تفاوت آن ها با میانگین مربوطه در استان های گیلان، کردستان و کرمانشاه و مقادیر گزارش شده در جداول احتیاجات مواد مغذی گاوهای شیری مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج حاصله نشان داد میانگین ماده خشک علف خشک یونجه و کاه گندم به ترتیب 6/5 ± 4/942 و 5/6 ± 7/ 948 گرم در کیلوگرم و میانگین پروتئین خام به ترتیب 4/11 ± 6/158 و 8/4 ± 7/40 گرم در کیلوگرم ماده خشک بود، که با مقادیر جداول NRC تفاوت معنی داری نشان داد. تراکم دیواره سلولی منهای همی سلولز در علف خشک یونجه g/kg 5/51 ± 5/347 و تراکم دیواره سلولی در علف خشک یونجه و کاه گندم 2/39 ± 3/447 و g/kg 55/5 ± 1/73 بود. مقدار کلسیم در علف خشک یونجه g/kg 5/3 ± 9/13 بود، که با تراکم ارقام مربوطه در جداول NRC تفاوت معنی داری نشان نداد. تراکم کلسیم در کاه گندم g/kg41/1 ± 7/5 بود، که با داده های NRC تفاوت معنی داری نشان داد. انرژی خام علف خشک یونجه و کاه گندم به ترتیب 154 ± 4100 و 126 ± 3981 کیلوکالری در کیلوگرم بدست آمد. در نتیجه به علت تفاوت های موجود در مواد غذائی مورد مطالعه پیشنهاد می گردد، دامپروران و تولیدکنندگان خوراک دام در تنظیم خوراک های متعادل از اطلاعات حاضر در این تحقیق استفاده نمایند.
    کلیدواژگان: آذربایجان شرقی، ارزش غذایی، انرژی خام، علف خشک یونجه، کاه گندم
  • یونس اولادشنبه محسن ساری مرتضی چاجی طاهره محمد آبادی محمد بوجارپور صفحه 54
    هدف از این مطالعه بررسی اثرات سطوح مختلف اسانس مروتلخ (Salvia mirzayanii) بر خصوصیات تخمیر شکمبه ای با استفاده از تکنیک تولید گاز و سیستم کشت پیوسته دوجریانه بود. آزمایش تولید گاز با افزودن سطوح 0، 400، 800، 1200، 1600، 2000، 2400 و 4800 میلی گرم اسانس به یک لیتر محیط کشت انجام شد. در مرحله بعد پنج فرمنتر کشت پیوسته دو جریانه (1750 میلی لیتر) در سه دوره متوالی 9 روزه مورد استفاده قرار گرفت. دما C°5/38 و نرخ رقت فاز مایع (10 درصد بر ساعت) و فاز جامد (5 درصد بر ساعت) ثابت نگه داشته شد. فرمنترها روزانه با 120 گرم ماده خشک تغذیه شدند. تیمارها با چینش طرح بلوک کاملا تصادفی شامل سطوح مختلف اسانس (0، 800، 1600 و 2400 میلی گرم در لیتر) و یک سطح موننسین (1/0 درصد ماده خشک جیره) بود. افزودن اسانس مروتلخ به جیره موجب کاهش پتانسیل تولید گاز، تجزیه پذیری ماده آلی و پروتئین میکروبی شد. قابلیت هضم ماده آلی و NDF در سطح 800 میلی گرم در لیتر اسانس نسبت به تیمار شاهد در سیستم کشت پیوسته دوجریانه به طور معنی داری افزایش یافت. غلظت نیتروژن آمونیاکی قبل از خوراک صبح در تیمارهای با سطح 1600 و 2400 میلی گرم در لیتر نسبت به تیمار شاهد پایین تر بود. میانگین غلظت نیتروژن آمونیاکی در 8 ساعت پس از خوراک دهی در بالاترین سطح اسانس (2400 میلی گرم در لیتر) کم ترین مقدار را داشت. نتایج مشخص نمود که اسانس مروتلخ خواص ضد میکروبی داشته و می تواند تخمیر شکمبه ای را تحت تاثیر قرار دهد. استفاده از سطح پایین روغن های ضروری موجود در اسانس مروتلخ می تواند بهبود دهنده قابلیت هضم مواد مغذی در شکمبه باشد.
    کلیدواژگان: اسانس مروتلخ، قابلیت هضم مواد مغذی، کشت پیوسته دوجریانه
  • مرضیه قدمی کوهستانی رضا ولی زاده عباسعلی ناصریان سیدهادی ابراهیمی صفحه 66
    هدف از انجام این فراتحلیل بررسی اثر مهارکننده های شیمیایی متان در شرایط کشت ناپیوسته بر فراسنجه های تخمیر به ویژه تولید متان و هیدروژن بود. داده های 9 تحقیق برون تنی منتشر شده متشکل از 26 مقایسه که در آن ها از مهارکننده های شیمیایی متان 2- برومواتان سولفونات، بروموکلرومتان و 9 و 10- آنتراکوئینون استفاده شده بود، مورد استفاده قرار گرفت. نتایج این فراتحلیل نشان داد هر سه مهارکننده شیمیایی تاثیر معنی داری در کاهش تولید متان داشتند (290/0±63/2-)؛ اما 2- برومواتان سولفونات موثرترین مهارکننده بود. استفاده از مهارکننده های شیمیایی اثر منفی معنی داری بر تولید استات داشت (255/0±48/1-)، اما نسبت مولی پروپیونات (309/0 ± 94/0+) و بوتیرات (125/0 ± 69/0+) را افزایش داد. با این حال، کاهش تولید استات با افزایش تولید پروپیونات و بوتیرات جبران نشد که کاهش معنی دار تولید کل اسیدهای چرب فرار را به دنبال داشت (180/0±42/0-). دفع گاز هیدروژن با استفاده از مهارکننده های شیمیایی به طور معنی داری افزایش یافت (540/0±31/2+)؛ اما این افزایش کمتر از مقدار برآورد شده بر اساس معادلات استوکیومتری رایج تولید متان در شکمبه بود. نتایج این فراتحلیل نشان داد اگر چه در تحقیقات برون تنی منتشر شده، مهارکننده های شیمیایی تاثیر قابل توجهی در کاهش تولید متان داشتند، اما به نظر می رسد ابقای انرژی استفاده نشده در تولید متان به صورت اسیدهای چرب فرار به صورت موفقیت آمیزی انجام نشده و علاوه بر تغییر الگوی تخمیر، اتلاف انرژی به شکل هیدروژن نیز رخ داده است.
    کلیدواژگان: فراتحلیل، مهارکننده شیمیایی، متان، هیدروژن، اسید چرب فرار
  • ژنتیک و اصلاح دام
  • امید حسن زاده حسن حافظیان همایون فرهنگ فر صفحه 79
    در این پژوهش از داده های روز آزمون تولید شیر گاوهای هلشتاین استان های گلستان، مازندران و گیلان که توسط مرکز اصلاح نژاد کشور طی سال های 1367 تا 1390 گردآوری شده بود، استفاده گردید. اثرات پایدار مورد استفاده در مدل شامل ترکیب گله- سال و فصل تولید، همچنین درصد ژن هلشتاین و سن گاوها در حین رکوردگیری به عنوان متغیر کمکی مورد استفاده قرار گرفتند. کل ارقام استفاده شده در این تحقیق پس از ویرایش داده ها 92943 رکورد روز آزمون تولید شیر از 12855 گاو شکم اول بود. جهت برآورد مولفه های واریانس و پارامترهای ژنتیکی در مدل های روز آزمون با تابعیت تصادفی از روش حداکثر درستنمایی محدود شده بی نیاز از مشتق گیریDFREML استفاده گردید. در راستای در نظر گرفتن تغییرات ژنتیکی و محیطی مقدار شیر تولیدی در دوره شیردهی گاوها از چند جمله ای لژاندر با مرتبه برازش سوم استفاده شد. آنالیز عوامل محیطی با کمک نرم افزار آماری SAS انجام گرفت. بیشترین همبستگی های ژنتیکی، فنوتیپی و محیط دائمی صفت تولید شیر به ترتیب 99/0، 61/0 و 98/0 برآورد گردید. یافته های این پژوهش نشان داد وراثت پذیری صفت تولید شیر در ماه های مختلف دوره شیردهی متغیر بوده و در دامنه 198/0- 08/0 بدست آمد.
    کلیدواژگان: پارامترهای ژنتیکی، مدل روز آزمون، تابعیت تصادفی
  • فاطمه امرایی هدایت الله روشنفکر جمال فیاضی محمد بوجارپور صفحه 87
    شناخت جنبه های ژنتیکی و ژن های عمده تاثیر گذار بر روی توازن انرژی، تولید شیر، باروری، ایمنی و مصرف خوراک از علاقه مندی های اخیر محققان ژنتیک و اصلاح نژاد می باشد. گاو نجدی شاخص ترین نژاد گاو بومی استان خوزستان می باشد. برای انجام این تحقیق از 15 راس گاو نجدی در ایستگاه گاو نجدی شوشتر خون گیری به عمل آمد.DNA از خون کامل به کمک روش بوم و همکاران استخراج شد و واکنش زنجیره ای پلی مراز جهت تکثیر دو قطعه 566 و544 جفت بازی از جایگاه پروموتوری ژن لپتین انجام شد. پس از اطمینان از صحت توالی تکثیر شده بر روی ژل آگارز 1 درصد، توالی یابی انجام گردید و اجزای پروموتور ژن لپتین در گاو نجدی مشخص گردید. در این بررسی شش جهش در قطعه اول (566 جفت بازی) مشاهده گردید که دو جهش آن نقطه ای، از نوع Transition و Transversion بود و چهار جهش Frameshift که سه جهش آن از نوع Deletion و یکی از نوع Insertion بود شناسایی شد. همچنین در قطعه دوم (544 جفت بازی) سه جهش مشاهده گردید که شامل دو جهش نقطه ای، از نوع Transition و Transversion و یک جهش Frameshift از نوع Deletion در ناحیه پروموتور ژن لپتین بودند. نتایج به دست آمده در این تحقیق نشان داد که جهش های مزبور بر روی باکس ها و اجزای پروموتور ژن لپتین تاثیر نداشتند. همچنین در این بررسی توالی های مربوط به تک تک نمونه ها در هر دو قطعه از لحاظ میزان شباهت با توالی های ثبت شده مورد مقایسه قرار گرفت که نتایجBLAST درصد شباهت بالایی را نشان داد.
    کلیدواژگان: ژن لپتین، PCR، پروموتور، جهش
  • صدیقه ملک شاهدهی سید حسن حافظیان قدرت رحیمی میانجی زربخت انصاری پیرسرایی صفحه 92
    بیماری آنفلوانزای طیور که از خانواده اورتومیکسوویروس ها می باشد از جمله بیماری هایی است که تاثیر مهمی بر دستگاه تنفسی، گوارشی و عصیی پرندگان دارد. در ژن Mx در طیور، نوع اسید آمینه در جایگاه 631 فعالیت ضد ویروسی پروتئین های Mx در مقابل ویروس آنفلوآنزا را تعیین می کند. حضور یک چند شکلی تک نوکلئوتیدی A یا G در جایگاه 2032 این ژن باعث تنوع اسید آمینه در موقعیت 631 (سرین به آسپاراژین) در پروتئین Mx شده که به ترتیب موجب فعالیت آنتی ویروسی مثبت و منفی می شوند. در مجموع 250 نمونه خون به طور تصادفی برای شناسایی چند شکلی های آللی در جایگاه ژنی Mx از سویه های مرغ تجاری گوشتی، تخم گذار و مرغ های مولد از ایستگاه اصلاح نژاد مرغ بومی مازندران، فارس و خراسان جمع آوری گردید. استخراج DNA انجام و با استفاده از PCR و آغازگرهای ویژه ژن Mx قطعه ای به طول 299 جفت باز از اگزون 13 این جایگاه ژنی تکثیر و از روش PCR-RFLP با هضم آنزیمی محصولات PCR توسط آنزیم برشی Hpy8I برای شناسایی چند شکلی استفاده شد. فراوانی آللی به ترتیب در جمعیت مرغ های بومی ساری (692/0) A و (308/0) G، مرغ بومی شیراز (577/0) A و (423/0) G، مرغ بومی مشهد (604/0) A و (396/0) G، جمعیت مرغ گوشتی نژاد راس (46/0) A و (54/0) G و در جمعیت مرغ تخم گذار (86/0) A و (14/0) G محاسبه شد. با توجه به مشاهده چند شکلی در موقعیت 2032 ژن Mx و نقش مهم آلل A در مقاومت و آلل G در حساسیت به بیماری آنفلوانزا، احتمالا می توان از این ژن نشانگر در برنامه های اصلاح نژاد استفاده نمود.
    کلیدواژگان: آنفلوانزا، چندشکلی، ژن Mx، مرغ بومی، مرغ گوشتی، مرغ تخمگذار
  • فیزیولوژی
  • ساناز حسن پور محمد روستائی علی مهر مهرداد محمدی صفحه 98
    به منظور بررسی مقادیر مختلف ال-گلوتامین و گلیسرول و اثر متقابل آن ها بر انجماد اسپرم پوشش دار شده قوچ نژاد تالشی، منی از 4 راس قوچ با استفاده از واژن مصنوعی متصل به لوله حاوی تریس-فروکتوز- 15% زرده تخم مرغ جمع آوری شد. نمونه ها تجمیع و سانتریفیوژ شد و پس از حذف مایع فوقانی و رقیق سازی به 9 قسمت تقسیم شد. به هر قسمت مقدار صفر (G0)، 80 (G80) یا 160 (G160) میلی مول ال-گلوتامین و مقدار 3 (g3)، 5 (g5) یا 7 (g7) درصد گلیسرول اضافه شد. سپس نمونه ها با استفاده از نیتروژن مایع منجمد شدند. پس از 2 هفته نمونه ها یخ گشایی شدند و تحرک پیش رونده، سلامت غشا پلاسمایی، زنده مانی و سلامت غشا آکروزوم اسپرم، در صفر، 3، 6 و 9 ساعت بعد از یخ گشایی بررسی شد. نتایج نشان داد بعد از انجماد اثر متقابل گلیسرول و ال-گلوتامین بر تحرک و سلامت آکروزوم اسپرم پوشش دار شده معنی دار بود. بیشترین تحرک اسپرم در تیمارهای G80g5 (95/1±45)، G0g7 (95/1±75/48) و G80g7 (95/1±79/50) و کمترین تحرک در تیمار G0g3 (95/1±5/26) مشاهده شد. کمترین سلامت آکروزوم در تیمار G160g3 (94/0±76) بود. بیشترین سلامت غشا پلاسمایی و زنده مانی در مقدار 80 میلی مول (به ترتیب 16/1±71/36 و 57/1±28/45) بود. بیشترین زنده مانی در مقدار 7 درصد گلیسرول (58/1±71/41) مشاهده شد. نتایج نشان می دهد که 7 درصد گلیسرول و 80 میلی مول ال-گلوتامین احتمالا برای انجماد اسپرم پوشش دار شده قوچ مناسب است.
    کلیدواژگان: اسپرم، ال، گلوتامین، انجماد، پوشش دار کردن، گلیسرول
|
  • Ali Nobakht Page 1
    This experiment was conducted to evaluate the effect of increasing levels of alfalfa leaf meal (ALM) on egg production, egg traits and blood parameters of laying hens with 144 Hy-line (W36) laying hens from 65-75 weeks of age in 4 treatments, 3 replicates and 12 hens in each replicate in a completely randomized design. Experimental groups included: 1) control group, 2) group with 1% of ALM, 3) group with 2% of ALM, 4) group with 3% of ALM. Diets with 2% and 3% increased egg production, reduced the amount of feed intake, improved the feed conversion ratio and reduced the egg production cost (P
    Keywords: Alfalfa leaf meal, Blood metabolites, Egg quality, Performance
  • Marzieh Afkhami, Hasan Kermanshahi, Abolghasem Golian Page 8
    A CRD experiment was conducted to study three different soybean meals on experimental qualitative properties, digestibility of protein and performance in broiler chickens for a 42 day period. A total of 195 day-old Ross 308 male broiler chickens were randomly distributed to 3 dietary treatments with five replicates of 13 chicks each. To measure digestibility of protein, thirty 15-day-old Ross 308 male broiler chickens were randomly distributed to 3 dietary treatments with five replicates of 2 chicks each. Three soybean meals including two Iranian and one Argentinean ones classified according to experimental properties (Urease activity, Protein Solubility and Heat Damaged Index) into classes of high, medium and low quality soybean meals were used. Protein digestibility was similar in different treatments. Weight gain and feed intake only in starter and feed conversion ratio in each period were not affected by treatments. Weight gain and feed intake in growing period increased significantly using high quality soybean meal, However they were not affected by low and medium quality soybean meals. Weight gain and feed intake were not affected by high and low quality soybean meals in finisher and overall and there was not also significant using medium and low quality soybean meals during the overall period. However they decreased by medium quality soybean meal in finisher and overall period. Pancreas and abdominal fat weights at 21d and 42d were not affected by different treatments. Liver weight at 21d was the same in different treatments while it decreased significantly at 42d by medium quality soybean meal.
    Keywords: Broiler chicken, Protein quality, Soybean meal, Urease activity
  • Tayebeh Mousapour, Mohamad Salarmoini Page 17
    This study was conducted to investigate the effects of dietary Nigella sativa meal (NSM) on the growth performance, blood parameters, carcass characteristics, egg yolk cholesterol and meat quality in Japanese quail. For this purpose 300 one-day old Japanese quail chicks in a completely randomized design was used with five treatments in four replicates)containing 15 birds each(. The experimental diets were control group (without NSM) and diets containing 5, 10, 15 and 20% of NSM. Feed intake of birds fed diets with 5 and 15% of NSM were statistically higher than control group. Weight gain in birds fed with 15% of NSM was significantly higher than control group. Feed conversion ratio of birds fed diets with 20% of NSM was statistically higher than control. No significant treatment effect was observed on egg yolk cholesterol, blood parameters (including triglyceride, HDL and total cholesterol concentrations) and meat quality parameters (TBA, WHC, Dripping loss, Cooking loss). And also the use of different levels of NSM had no any significant effect on internal organs weight, except gizzard. NSM significantly decreased feed costs compared to control group. So, by using NSM up to 15% in Japanese quails diets, can improve weight gain and feed conversion ratio and decrease feed and meat production costs.
    Keywords: Japanese quail, growth performance, Nigella sativa meal
  • Abolfazl Kiani, Ahmad Riasi, S. Ansari Mahyari, Gholamreza Ghorbani, Mohammad Khorvash Page 25
    The objective of this study was to evaluate the effect of different milking frequencies in the first 6 weeks of lactation on milk production and milk constituents, blood metabolic profiles and reproductive performance of fresh dairy cows. The milking frequencies imposed were three times daily milking for 42 days (3X), six times daily milking for the first 21 days of lactation and three times daily subsequently (6X-3X) and six times daily milking for 42 days. For this purpose 21 multiparous Holstein dairy cows were allocated to three groups based on BCS, parity, and body weight. Results showed that the mean of milk and FCM production was significantly higher for 6X than 3X cows in first and second 21 days and in the entire period. Among milk constituent only fat production was affected by milking frequencies. The milking frequency had no effect on mean DMI. Weight loss of the cows was higher for 6X cows (-32 kg) than those the 6X-3X (-29 kg) and 3X (-29.1 kg). Blood concentration of NEFA was affected by milking frequencies and it was significantly higher for 6X compared to 3X. The mean concentration of blood progesterone and reproductive parameters was not affected by milking frequencies. It was concluded that 6 time milking per day in a short term period may inrease Holstein dairy cows’ performance without any adverse effect on their reproductive parameters.
    Keywords: Milking frequency, Holstein cow, Milk production, Blood metabolites, Reproduction
  • Vahid Kardan Moghadam, Mohammad Hsan Fathi Nasri, Reza Valizadeh, Homayoon Farhangfar Page 32
    The chemical composition, ruminal degradability parameters, ruminal and post ruminal digestibility of saffron residues were determined using in situ and in vitro (gas production) methods. The harvested residues at late vegetative phase were compared with the residues harvested at the early dormant phase. The results showed that NDF and ADF concentration of harvested residues at early dormant phase were higher where as it content of CP was significantly (P
    Keywords: Degradability parameters, Gas production, Saffron residues
  • Hossein Janmohammadi, Akbar Taghizadeh, Parviz Yasan, Jalil Shojaa, Ali Nikkhah Page 45
    This study was conducted to determine nutritive value of common animal feed sources in East Azerbaijan province including second cutting of alfalfa hay (N=35) and wheat straw (N=26). Chemical composition and mineral contents of alfalfa hay and wheat straw were determined according to standard methods. Then the average chemical compositions of these samples were compared with those of the Gilan, Kurdistan and Kermanshah samples and the National Research Council (NRC) data. The results demonstrated that the mean dry matter (DM) content of alfalfa hay and wheat straw were 942.4± 5.6 and 948.7 ± 6.5 g/kg, and mean crude protein (CP) concentrations were 158.6 ± 11.4 and 40.7 ± 4.8 g/kg of dry matter, respectively, that showed a significant difference with NRC data. Neutral Detergent Fiber (NDF) content of alfalfa hay was 347.5 ± 51.5 g/kg and Acid Detergent Fiber (ADF) of alfalfa hay and wheat straw were 447.3 ± 39.2 and 703.1 ± 5.55 g/kg, respectively; that showed no significant difference. The content of calcium in the alfalfa hay was 13.9 ± 3.5 g/kg that revealed no significant difference with the NRC data. The calcium concentration of wheat straw was 5.7 ± 1.4 g/kg, that differed significantly with the NRC data. The gross energy of alfalfa hay and wheat straw were 4100±154 and 3981± 126 kcal/ kg, respectively. In conclusion, it is recommended that agricultural managers in regional programming, farmers and feed manufacturers in balanced feed formulation use this data.
    Keywords: alfalfa hay, East Azerbaijan province, gross energy, nutrient value, wheat straw
  • Younes Ouladshanbe, Mohsen Sari, Morteza Chaji, Tahere Mohammadabadi, Mohammad Boojarpour Page 54
    This study was conducted to investigate the effects of different doses of salvia mirzayanii essential oils on gas production parameters, fermentation characteristics using gas production and dual flow continuous culture system. Trearments in the gas production experiment was adding 0, 400, 800, 1200, 1600, 2000, 2400 and 4800 mg/l of salvia mirzayanii essential oils to the media. In the second experiment, five 1750-mL dual-flow continuous culture fermenters were used in 3 replicated periods of 9 d. Temperature (38.5°C) and liquid and (10%/h) solid (5%/h) dilution rates were kept constant in the fermenters. Fermenters were fed daily with 120 g dry matter. Treatments arranged as complete randomized block design included levels of essential oils from salvia mirzayanii (800, 1600, 2400 mg/l) and a monensin (0.1 percent of the diet dry matter). Addition essential oils of salvia mirzayanii to diet lead to decrease asymptotic gas production, organic matter degradability and biomass. Dry matter digestibility and NDF with the level of 800 mg/l essential oil compered to control treatment were significantly increased. Concentration of NH3-N was less for pre-feeding (0 h) in treatments with T2 and T3 compared with control treatment. The average of concentration NH3-N was lowest in highest level of essential oils eight hours after feeding. The results showed that using of low level of salvia mirzayanii essential oils could improve nutrient digestibility in the rumen.
    Keywords: Salvia mirzayanii essential oils, nutrient digestibility, dual flow continuous culture system
  • Marzieh Ghadami Kohestani, Reza Valizadeh, A.A. Naserian, Seyed Hadi Ebrahimi Page 66
    The objective of this meta-analysis was to compare effects of chemical methanogenic inhibitors on fermentation parameters in ruminal batch cultures. Nine published in vitro studies including 26 treatment means in which 2-Bromoethane sulfonate, Bromochloromethane and 9,10-Anthraquinone were used as methanogens inhibitor compared in amount of CH4, H2, total volatile fatty acid, actate, propionate and butyrate production. The results showed that all chemical inhibitors reduced methane production significantly (-2.64±0.290) and 2-Bromoethanesulfonate was the most effective inhibitor. The inhibitors had a significant negative effect on acetate production (-1.48±0.255), and positive effect on molar proportions of propionate (+0.94±0.309) and butyrate (+0.69±0.125). The reduction in acetate production was not compensated by increase in propionate and butyrate production, therefore total VFA production reduced (-0.42±0.180) significantly. The inhibitors increased H2 production (+2.31±0.540) significantly and it was less than the predicted amount by stoichiometry equation. It was concluded that although the applied methanogens inhibitors were successful in reducing methane emission, but less VFA recorded and energy lost in form of H2 was significant in batch culture systems.
    Keywords: Meta, Analysis, Chemical Inhibitor, Methane, Volatile Fatty Acid
  • Omid Hasanzadeh, Hasan Hafezian, Homayoon Farhangfar Page 79
    This research used the test day data of the milk production of Holstein cows from Golestan, Mazandaran and Guilan provinces collected by Animal Breeding Center of Iran between the years of 1988-2011. Permanent effects of model, including cattle blend, breeding year and season, also percent of Holstein gene and age during recording, were used as a secondary variable. All data obtained in this research was 92943 test day records of milk production from 12855 Holstein heifers. DFREML was applied to estimate variance components and genetic parameters in test day models (with random regression restricted maximum likelihood method). A third-order Legendre polynomial has been used in order to considering genetic and permanent environmental variations of milk production for cows lactation period. Analyzing the environmental factors made by SAS software program. Maximum estimation of genetic, phenotypic and permanent environmental correlations of milk yield was 0.99, 0.61 and 0.98, respectively The results of this research shows that the heritability of milk production are different from each other in the different months of lactation period and was achieved in the range of 0.08- 0.19, respectively.
    Keywords: Genetic Parameters, Test Day Model, Random Regression
  • Fatemeh Amraei, Hedayatollah Roshanfekr, Jamal Fayazi, Mohammad Bojarpour Page 87
    Identification of associated genes with energy balance, yield and feed intake are recent interests of the animal breeding researchers. Najdi breed is the famous cattle breed in the Khuzestan province. In this research for The investigation of Leptin gene Promoter, from 15 Najdi cows in the Shushtar cattle center station was taken. DNA from whole blood was Extracted and 544bp and 566 bp two pieces of was used for amplification. After ensuring the correctness PCR products on agarose gel 1% sequences gene was performed and component promoter leptin was found in Najdi cow. In the first fragment(566bp) of the study was recognized, 6 Mutation, two point mutations one of the transition and the other was transversion and four frameshift mutations that mutations of another typ of, deletion and insertion. In the second segment(544bp(was observed in the leptin gene promoter region two point mutations one of the transition and the other was transversion and deletion of a frameshift Mutation The results of this study showed that reports Mutations on boxes and component promoter did not affect leptin gene.In this study was compared the sequence corresponding to a single on sample in terms of both pieces were registered on sequence similarity with other region that blast results showed a high percentage of similarity.
    Keywords: Leptin gene, PCR, Promoter, Mutation
  • Sedighe Malekshahdehi, Seyed Hasan Hafezian, Ghodrat Rahimi Mianji, Zarbakht Ansari Pirsaraii Page 92
    Avian influenza is a contagious viral disease affecting the respiratory, digestive and nervous system of birds belong to orthomyxovirus family. In the chicken Mx gene, type of amino acid at position 631 determines the antiviral activity against influenza and vesicular stomatitis virus. A single nucleotide polymorphism (SNP) at position 2032, responsible for the variation of amino acid at position 631 (Ser to Asn) of the Mx protein, has been demonstrated to be responsible for positive or negative antiviral activity of Mx proteins., The allele A and G at position 2032 corresponds to the positive and negative antiviral activity, respectively. In order to identify gene polymorphism at Mx locus, 250 blood samples randomly were collected from Sari, Shiraz, Mashhad native fowls breeding station, commercial broiler and layer flocks. DNA was extracted and a fragment with the length of 299 bp from the exon 13 of Mx locus was amplified by a specific primer pairs. PCR-RFLP method was used to identify of polymorphism in coding sequence of the Mx gene using Hpy8I restriction enzyme. The frequency of alleles were estimated A (0.692) and G (0.308) in Sari, A (0.577) and G (0.423) in Shiraz, A (0.604) and G (0.396) in Mashhad, A (0.46) and G (0.54) in commercial broiler and A (0.86) and G (0.14) in layer strain, repectively. According to the observed polymorphism at position 631 of Mx protein and its important role in susceptibility to influenza disease it may be possible to use this marker gene in breeding programs.
    Keywords: influenza, polymorphism, Mx gene, native fowls, broiler layer
  • Sanaz Hasanpoor, Mohammad Roostaei, Ali Mehr, Mhrdad Mohammadi Page 98
    To determine the effect of different levels of L-glutamine and glycerol on freezing coated sperm, semen were collected from 4 Taleshi rams through artificial vagina contact with a tube containing Tris-fructose-egg yolk 15%. Ejaculates were pooled, centrifuged and supernatant was removed, then cell fractions were used. Samples were split into 9 equal parts and 3 (g3), 5 (g5) or 7% (g7) glycerol and 0 (G0), 80 (G80) or 160 (G160) mM L-Glutamine were added. Then samples were frozen by using liquid nitrogen and thawed after 2 weeks. Sperm motility, plasma membrane integrity, viability and acrosome reaction were investigated at 0, 3, 6 and 9 h after thawing. The results showed that there was an interaction between glycerol and L-glutamine on sperm motility and acrosome integrity. The highest sperm motility was observed in G80g5 (45±1.95), G0g7 (48.75±1.95) and G80g7 (50±1.95). The lowest sperm motility was achieved by G0g3 (26.5±1.95). The lowest acrosome integrity was observed in G160g3 (76±0.94). The highest plasma membrane integrity (45.28±1.57) and sperm viability (36.71±1.16) was observed in 80 mM L-glutamine. The highest sperm viability was observed in 7% glycerol (41.71±1.58). Therefore, 7% of glycerol and 80 mM of L-glutamine could be beneficial to freeze coated ram spermatozoa.
    Keywords: Coating, Glycerol, L, glutamine, Freezing, Spermatozoa