فهرست مطالب

  • سال بیست و دوم شماره 3 (پیاپی 84، پاییز 1388)
  • تاریخ انتشار: 1388/08/19
  • تعداد عناوین: 10
|
  • مریم ثقفیان، صالح اسماعیل زاده*، محمد راضی جلالی صفحات 2-9
    عقرب B.saulcyi یکی از مهم ترین گونه های عقرب در استان خوزستان است که احتمالا سم آن در بدن قربانیان آثار عمومی به جای می گذارد. فقدان اطلاعات کافی در مورد مکانیسم آثار سم این عقرب و نیز ارگان هدف آن از یک طرف و نیز نقش مهم کلیه ها در حفظ سلامت بدن از طرف دیگر، نشان دهنده ضرورت انجام مطالعاتی نظیر تحقیق حاضر است. به این منظور 75 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار انتخاب و به صورت تصادفی به پنج گروه پانزده تایی تقسیم بندی گردیدند. به هر کدام از موش های گروه های مذکور بترتیب مقادیر 18، 24، 30 و 36 میکروگرم از سم عقرب مذکور و یک میلی لیتر نرمال سالین به صورت زیرجلدی تزریق گردید. آن گاه در زمان های 3، 6، 12، 24 و 96 ساعت پس از تزریق سم، خون گیری، آسان کشی و کالبدگشایی صورت پذیرفت. آن گاه مقادیر BUN، اسید اوریک، کراتینین، سدیم و پتاسیم در نمونه های خون، اندازه گیری شده و نمونه های کلیوی نیز مورد آزمایشات هیستوپاتولوژیک قرار گرفتند. براساس نتایج مشاهده شده، بین تزریق مقادیر فوق از سم عقرب B.saulcyi و ضایعات کلیوی ارتباط معنی داری دیده نشد. البته مقادیر مذکور، تغییرات معنی داری در پارامترهای خونی شاخص عملکرد کلیوی نظیر کراتینین و اوره ایجاد نمودند (0/05> P). همچنین در تعدادی از گروه های چالش، مقادیر کراتینین و پتاسیم در زمان های مختلف پس از تزریق سم دچار تغییرات معنی داری شد بنابراین می توان این گونه استنباط نمود که دوزهای مذکور، علی رغم تاثیر بر سلول ها و القای تغییراتی در پارامترهای خونی، توانایی ایجاد ضایعات بافتی در کلیه را نداشته است.
    کلیدواژگان: موش صحرایی، ضایعات کلیوی، Buthotus saulcyi، هیستوپاتولوژی، بیوشیمی خون
  • لیلا طاهری آزاد*، عباس اسماعیلی ساری، کامران رضایی توابع صفحات 10-17
    این مطالعه به منظور بررسی تاثیر چهار فاکتور طول، وزن، سن و جنس در ماهی سوف سفید (Sander lucioperca) با میزان تجمع فلز جیوه در بافت کبد انجام شد. ماهی سوف سفید دریای خزر یکی از ماهیان در خطر انقراض و پر ارزش شیلاتی است. برای اجرای تحقیق در زمستان 1384 در سواحل غربی دریای خزر (از صیدگاه جفرود تا تالاب انزلی) 21 نمونه ماهی سوف به صورت تصادفی صید و پس از انجام مراحل زیست سنجی نمونه ها (اندازه گیری طول و وزن آنها) و تشخیص جنسیت، غلظت جیوه در بافت کبد با دستگاهAdvanced Mercury Analyzer254، LECO اندازه گیری شد. بر اساس نتایج به دست آمده میانگین غلظت جیوه در بافت کبد 0/097±0/338 بر حسب ppb وزن خشک بود. بین فاکتورهای سن و وزن با غلظت جیوه در بافت های مورد مطالعه تفاوت معنی داری وجود داشت (0/05>P) اما بین میزان جیوه در بافت کبد با فاکتور طول و جنس هیچ گونه رابطه معنی داری مشاهده نشد (0/05
    کلیدواژگان: جیوه، سوف سفید Sander lucioperca، دریای خزر، کبد
  • شاهرخ رنجبر بهادری*، علی جعفری چراتی، مهران مهدی پور، بهیار جلالی صفحات 18-22
    در بررسی حاضر آلودگی ماهیان فارم های پرورشی سردآبی و گرمابی استان مازندران به انگل های خارجی (پوست و آبشش) و چشم در سال 1386 مطالعه گردید. تعداد 240 نمونه از فارم های پرورش ماهیان سردآبی در دو فصل زمستان و بهار و 380 نمونه از مزارع پرورش ماهیان گرمابی دو فصل بهار و تابستان در استان مازندران و از شهرهای بهشهر، نکا، جویبار، ساری، قائمشهر، بابل، بابلسر، محمودآباد، آمل، نور، نوشهر، چالوس و تنکابن تهیه و جهت حضور انگل های خارجی مورد بررسی میکروسکوپی و ماکروسکوپی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بیشترین میزان آلودگی به انگل های خارجی در فارم های پرورش ماهیان سردآبی مربوط به تک یاخته Ictiophithirus multifiliis و در ماه های گرم سال می باشد (27/58 درصد) و در نهایت میزان آلودگی کلی ماهیان سردآبی استان مذکور به انگل های خارجی 17/5 درصد گزارش گردید. درصورتی که آلودگی فوق در فارم های پرورش ماهیان گرمابی 45 درصد بود و از لحاظ تنوع انگل های خارجی گزارش شده نیز سخت پوست Lernea cyprincea سه آبا 10/96 درصد بیشترین میزان آلودگی را داشت. در مجموع میزان آلودگی کلی به انگل های خارجی و چشم در فارم های پرورش ماهیان اعم از سردآبی و گرمابی در استان مازندران 34/35 درصد گزارش گردید که به منظور کنترل آنها استفاده از روش های مدیریتی و نیز درمان های فیزیکی و شیمیایی موجود توصیه می گردد.
    کلیدواژگان: انگل های خارجی، ماهیان پرورشی گرمابی، ماهیان پرورشی سردآبی، استان مازندران، ایران
  • ایرج نوروزیان، محسن نوری*، علیرضا باهنر، سید محمد کربلایی سید جواد، آی جمال رادگهر صفحات 23-30
    در این مطالعه گذشته نگر ثبت یافته های درماتیت انگشتی پاپیلوماتوز بر روی 2932 راس گاو شیری در 75 دامپروری مورد استفاده قرار گرفت و یک سیستم ساده ارزیابی برای پاکیزگی گاو جهت تعیین این نکته که آیا درجه بندی بهداشتی ارتباط معنی داری را با موارد PDD دارد، بکارگرفته شد. غربالگری گاوان مبتلا به درماتیت انگشتی پاپیلوماتوز در محل شیردوشی با استفاده از روش ریزش آب سرد بر روی اندام های حرکتی صورت گرفته و تائید متعاقب جراحات با معاینه گاوان مقید شده در بوکس اصلاح سم، روش انتخاب موارد بیماری (به منظور تخمین میزان شیوع بیماری) در هر گله بود. در هر گاو به منظور درجه بندی پاکیزگی گاو از سیستم اصلاح شده درجه بندی بهداشتی توسط Chiappini و همکاران استفاده شد بطوری که در پنج ناحیه بدن، قسمت فوقانی دم، سطح جانبی ران، سطح شکمی دیواره حفره بطنی، پستان و قسمت پائینی اندام های حرکتی خلفی درجه بندی بر مبنای یک تا پنج در نظر گرفته شد، درجه یک به خیلی تمیز و درجه پنج به خیلی کثیف اختصاص یافت. جهت ارزیابی تکرار پذیری، دقت و آسانی بکار بردن درجه بندی بهداشتی سه نفر ارزیاب آموزش دیده درجه بندی بهداشتی را در پنج ناحیه و بطور مستقل بر روی 2932 راس گاو اجرا نموده و ارزیابی صورت پذیرفت. محاسبه ضریب همبستگی جهت مشخص نمودن این نکته که آیا درجه بندی بهداشتی با میزان شیوع درماتیت انگشتی پاپیلوماتوز ارتباط معنی داری دارد یا خیر صورت گرفت. مدل شیب خط برای این منظور طراحی و میزان شیوع بیماری در هر گله به عنوان متغیر وابسته و درجه بندی بهداشتی به عنوان متغیر مستقل در نظر گرفته شده و ارزش 0/05 ≤ P جهت تعیین معنی دار بودن این همبستگی بکار برده شد. میانگین ضریب همبستگی برای درجه بندی بهداشتی انجام شده توسط سه ارزیاب 0/924 برآورد گردید. درجه بندی بهداشتی برای نواحی فوقانی دم، سطح جانبی ران، سطح جانبی شکم و پستان هیچگونه ارتباط معنی داری را با PDD نشان نداده ولی درجه بندی بهداشتی برای قسمت پائین اندام های حرکتی و ترکیب آن با درجه بندی برای پستان همبستگی معنی داری را با میزان شیوع بیماری نشان می دهد، بدین معنی که با افزایش درجه بندی بهداشتی در این ناحیه میزان شیوع بیماری نیز افزایش می یابد. نتایج این مطالعه نشان داد که با توجه به تکرارپذیری دقت و استفاده آسان از درجه بندی بهداشتی (پاکیزگی) می توان از این سیستم بهره برد ولی باید در نظر داشت که فقط درجه بندی بهداشتی قسمت های پائین اندام های حرکتی همبستگی معنی داری را بامیزان شیوع بیماری PDD در گله با خود به همراه دارد.
    کلیدواژگان: درماتیت انگشتی پاپیلوماتوز، درجه بندی پاکیزگی، لنگش، گاو شیری، اندام حرکتی خلفی، پستان
  • سارا کوهی لای*، شهربانو عریان، همایون حسین زاده صحافی، مریم رضاییان، ندا خسروپناه، فردوس ابراهیم پور صفحات 31-39
    در پژوهش حاضر مطالعات بافتی به دنبال تقسیم بندی ماهیان سیم ماده Abramis brama orientalis در 8 تیمار و در نتیجه القای LHRHa2 μg/kg 3، متوکلوپرامید mg/kg 5 و کلرپرومازین mg/kg 10، صورت پذیرفت. این تیمارها شامل تزریق انفرادی و ترکیبی ترکیبات مذکور، تیمار کنترل (بدون هیچ گونه تزریق) و شاهد (سالین) بودند. نتایج تحقیق نشان دادند هر سه ترکیب آزمایش شده در پژوهش حاضر دارای اثر تحریکی بوده و منجر به پیشرفت رسیدگی جنسی گردیدند. LHRHa2 طی تیمارهای انفرادی و ترکیبی منجر به بلوغ اووسیت ها گردیده و تغییرات کیفی در اووسیت ها در طول القاء تخم ریزی به هم پیوستن واکوئل چربی به صورت یک واکوئل بزرگ و حل شدن دانه های زرده به علت افزایش فعالیت پروتئولیتیک در طول بلوغ نهایی صورت گرفت. متوکلوپرامید نیز منجر به تسریع رسیدگی جنسی در اووسیت ها گردیده و اووسیت آماده ورود به مراحل نهایی رسیدگی جنسی و بلوغ شده است، ولی کلرپرومازین تاثیر چشمگیری نداشته و از آنتاگونیست های قوی و اختصاصی دوپامین نمی باشد هم چنین اندازه قطر اووسیت ها در تیمارهای متوکلوپرامید 810 میکرون، LHRHa2 773 میکرون، کلرپرومازین 680 میکرون، متوکلوپرامید+LHRHa2 545 میکرون، کلرپرومازین+LHRHa2 515 میکرون، متوکلوپرامید+کلرپرومازین+LHRHa2 383 میکرون و کنترل 379 میکرون بود و قطر تخمک ها در هر یک از تیمارهای انفرادی، در مقایسه ترکیبات مذکور با تیمار کنترل اختلاف معنی دار ایجاد گردید (0/05> P).
    کلیدواژگان: رسیدگی جنسی، LHRHa2، آنتاگونیست دوپامین، سیم
  • داود زارع*، مهرداد آذین، حسین راثی، سیدسعید میردامادی صفحات 40-47
    در این بررسی از دو موتاژن اشعه uv با طول موج nm 280 و (EMS (Ethylmethanesulfonate با غلظت های متفاوت برای ایجاد موتاسیون و افزایش تولید تایلوزین در باکتری Streptomycess fradiae استفاده شد. منحنی مرگ برای هر دو موتاژن رسم گردید و شرایط بهینه برای ایجاد موتاسیون توسط اشعه uvبا فاصله 20 سانتی متری و مدت زمان 40 تا 60 ثانیه و برای EMS مدت زمان 30 دقیقه و غلظت w/v) 4) درصد تشخیص داده شد. در مرحله اول، موتاسیون با uv انجام شد و سویه های دارای تولید بالا به روش پلاک آگار ارزیابی شدند. در غربال گری ثانویه سویه 24U با تولید mg/ml 0/892 تایلوزین و 1/28 برابر بیشتر از سویه وحشی به عنوان سویه مناسب انتخاب شد و در مرحله دوم تحت تیمار با EMS قرار گرفت. در نهایت سویه موتانتی با تولید mg/ml 2/18 تایلوزین و 3/12 برابر افزایش تولید نسبت به سویه وحشی بدست آمد.
    کلیدواژگان: تایلوزین، Streptomycess fradiae، موتاسیون، پلاک آگار، EMS
  • برزان بهرامی کمانگر*، باقر مجازی امیری، محمد جواد رسایی، بهروز ابطحی، محمود بهمنی صفحات 48-54
    فاکتور رشد شبه انسولین-یک (IGF-I) در ماهیان استخوانی دارای نقش مهمی در تنظیم رشد و تولید مثل از طریق تاثیر در متابولیسم، تقسیم سلولی، تخمک سازی، رسیدگی نهایی اووسیت ها و فعالیت های ترشحی است. این سیستم توسط چندین هورمون و شرایط متابولیکی تنظیم می گردد. در این مطالعه مقادیر سرمی IGF-I تیروکسین و کورتیزول در دو گروه از مولدین صید شده از دریا و رودخانه در طی مراحل انتهایی رسیدگی جنسی آنها و در سه مرحله رسیدگی جنسی (زمان صید، تزریق هیپوفیز و تکثیر مصنوعی) مورد بررسی قرار گرفت. از یک سیستم رادیوایمونوآسی نامتجانس با استفاده از پادتن پلی کلنال تهیه شده بر علیه IGF-I انسانی و IGF-I انسانی به عنوان پادگن، مقادیر سرمی IGF-I اندازه گیری شد. غلظت هورمون های تیروکسین و کورتیزول نیز با استفاده از روش رادیوایمونوآسی تعیین گردیدند. نتایج آزمایش تفاوت های معنی داری را در مقادیر سرمی هورمون های مورد بررسی بین دو گروه از مولدین، نشان نداد (0/05 P). در مولدین رودخانه ای مقادیر سرمی تیروکسین در زمان تکثیر مصنوعی بیش از دو مرحله قبل بود ولی این تفاوت در مولدین دریایی مشاهده نشد(0/05 >P). مقادیر کورتیزول سرم در مراحل نمونه برداری بجز مرحله تزریق هیپوفیز در مولدین دریایی تفاوت معنی داری را نشان نداد(0/05
    کلیدواژگان: تاس ماهی ایرانی، فاکتور رشد شبه انسولین، یک، تیروکسین، کورتیزول، رسیدگی جنسی
  • حمیدرضا عزیزی*، غلامعلی کجوری، حسین نورانی، سیما همایی، محسن رفیعیان صفحات 55-61
    در طی مدت اردیبهشت تا شهریور ماه 1385، با مراجعه تدریجی به کشتارگاه شهرکرد تعداد 60 شیردان از گوسفندانی که به طور تصادفی انتخاب شده بودند و مشخصات آن ها (جنس و سن) ثبت گردیده بود به آزمایشگاه منتقل و تمامی نماتود های موجود در شیردان آن ها جمع آوری، شمارش و بر اساس مشخصات مورفولوژیک تعیین جنس و گونه گردید. جهت مطالعه هیستوپاتولوژی، نمونه های بافتی از شیردان هایی که آلوده به استرتاژیا بودند و یا ضایعات ماکروسکوپی داشتند، گرفته شد. تعداد 42 شیردان (70%) آلوده به نماتودهای معده ای-روده ای بودند. تعداد 32 شیردان (53/33%) آلوده به استرتاژیا با تعداد حداقل و حداکثر (1300-67) و میانگین 127 استرتاژیا بودند. 18 شیردان (30%) به صورت توام به دو گونه O.circumcincta و Ostertagia trifurcata آلوده بودند با حداقل و حداکثر (1300-85) و میانگین 130 استرتاژیا بود. تعداد 8 شیردان(13/3%) تنها با گونه O. trifurcata با حداقل و حداکثر (230-67) و میانگین 82 نماتود آلوده بودند. تعداد 6 شیردان (10%) نیز فقط با گونه O.circumcincta آلودگی داشت با حداقل و حداکثر نماتود جدا شده(640-80) و میانگین 110 استرتاژیا بود.از لحاظ آماری ارتباط معنا داری بین سن و آلودگی با استرتاژیا وجود داشت و بیشترین میزان آلودگی در گروه سنی 12-6 ماه دیده شد که با افزایش سن از میزان آلودگی کاسته شد(%0/05>0/0005=P value). مطالعه هیستوپاتولوژیکی شیردان های آلوده به استرتاژیا، بیانگر اتساع غدد شیردان به علت نفوذ لارو انگل، کاهش سلول های پریتال، هیپرپلازی سلول های موکوسی و نفوذ سلول های التهابی نوتروفیل و ائوزینوفیل به لایه ی پارین شیردان بود.
    کلیدواژگان: گوسفند، استرتاژیا، استرتاژیوزیس، گونه، ضایعات پاتولوژیک، شهرکرد
  • زبیده هاشم زاده، محمد امیر کریمی ترشیزی*، شعبان رحیمی صفحات 62-70
    به منظور بررسی تاثیر روش های مختلف تجویز Lactobacillus rhamnosus در هچری بر عملکرد رشد، مورفولوژی و فاکتورهای خونی تعداد 225 قطعه جوجه گوشتی سویه راس 308 در پنج گروه شامل شاهد و چهار روش تجویز به صورت تزریق داخل تخم مرغ، دهانی، افشانه و کلواکی با 3 تکرار و 15 قطعه جوجه در هر واحد بررسی شدند. یک روز بعد از تجویز پروبیوتیک ها با روش های مختلف تمام پرندگان با CFU/ml 107 Salmonella entritidis از طریق گاواژ دهانی چالش داده شدند. مطالعه عملکرد رشد و مورفولوژی روده کوچک به صورت هفتگی صورت گرفت. نمونه گیری از خون به منظور بررسی برخی فاکتورهای خونی در 21 روزگی انجام شد. بیشترین میانگین افزایش وزن روزانه و کمترین ضریب تبدیل مربوط به گروه تلقیح در کلواک بود (0/05>P). روش های تجویز اثر معنی داری بر مورفولوژی روده باریک داشتند. ارتفاع پرز در ابتدای روده باریک در روش تزریق داخل تخم مرغ از سایر گروه ها بالاتر بود که تفاوت معنی داری با روش افشانه نداشت (01/ 0>P). بیشترین ارتفاع پرز در ایلئوم مربوط به گروه تلقیح کلواکی بود (0/01>P). روش های مختلف تجویز بر غلظت کلسترول تاثیر معنی داری داشتند و بیشترین میزان کاهش کلسترول، HDL و LDL در گروه تلقیح کلواکی مشاهده شد(0/05>P).
    کلیدواژگان: سالمونلا، روش تجویز، پروبیوتیک، جوجه گوشتی، مورفولوژی روده، کلسترول سرم
  • سعید شفیعی ثابت*، محمدرضا ایمان پور، باقر امینیان فتیده، سعید گرگین صفحات 71-79
    در این مطالعه به منظور تعیین مقادیر پارامترهای یونی (سدیم، پتاسیم، کلسیم و منیزیم) و عوامل متابولیتی (کلسترول، پروتئین کل و گلوکز) در پلاسمای خون تعداد 35 قطعه مولد ماده رسیده و 45 قطعه مولد در حال رسیدگی ماهی سفید صید شده از رودخانه سفیدرود شهرستان آستانه اشرفیه ناحیه بندرکیاشهر تعیین و مقایسه گردید. خون گیری از ناحیه انتهای باله مخرجی و سیاهرگ ساقه دمی بعمل آمد و پارامترهای یونی و متابولیتی با روش های استاندارد آزمایشگاهی موجود مورد سنجش قرار گرفتند. با توجه به نتایج بدست آمده در هر گروه از مولدین رسیده و درحال رسیدگی یون های سدیم، کلسیم، پتاسیم و منیزیم به ترتیب بیشترین تا کمترین میزان و غلظت کلسترول بیشتر از گلوکز و گلوکز بیشتر از پروتئین کل بود. نتایج مطالعه مقایسه ای بیانگر این می باشند که تفاوت غلظت مقدار یون کلسیم و میزان پروتئین کل در دو گروه مولدین معنی دار بود به طوری که غلظت کلسیم و پروتئین کل در گروه مولدین در حال رسیدگی به ترتیب (mmol/l 0/14± 8/02 و mg/dl 1/87± 4/11) بیشتر از مولدین رسیده (4.24±0.05 mmol/l، 3.04±1.96 mg/dl) بوده است (0/05>p). همچنین مقدار گلوکز و کلسترول هم در دو گروه مولدین اختلاف معنی داری داشت به گونه ای که در مولدین رسیده میزان گلوکز و کلسترول به ترتیب (87.73±56.29 mg/dl، 475.29±64.16 mg/d) بیشتر از مولدین در حال رسیدگی (45.04±21.09 mg/dl، 347.26±95.12 mg/dl) اندازه گیری شد (0/05>p). اما بین غلظت سایر پارامترهای یونی سدیم و منیزیم در این دو گروه ماهیان مولد اختلاف معنی داری مشاهده نشد (0/05
    کلیدواژگان: ماهی سفید دریای خزر، پلاسمای خونی، ترکیبات یونی، پارامترهای متابولیتی
|
  • M.Saghaf Ian, S. Esmaeilzadeh, M. Razi Jalali Pages 2-9
    Buthotus saulcyi is one of the six most important scorpion species in Khuzestan province، which its venom causes probable general effects on its victims. Due to insufficient knowledge about mechanism of the venom functions and its target organs and highly dependence of health to normal function of kidney، this survey has been accomplished. In present study، 75 male Wistar rats were selected and divided randomly to five groups (A-E). Then 18، 24، 30 and 36 µgr/Rat of the venom and 1ml normal saline was injected subcutaneously to groups A-E، respectively. After 3، 6، 12 and 36 hours of envenomation، blood sampling، euthanasia and necropsy were performed. Histopathological study was performed on renal tissue samples and verification of BUN، uric acid، creatinine، Na and K of blood samples، were also measured. Results showed no significant correlation between injection of examined doses of the venom and renal lesions but significant modification in some blood parameters depended to dose and time were seen (P<0. 05). Therefore it can presume that although examined doses of the venom can affect renal index parameters of blood but these amounts of venom have not much ability to induce renal lesions.
    Keywords: Rat, Renal lesions, Buthotus saulcyi, Histopathology, Blood biochemistry
  • L.Taheriazad, Esmaili Sari A., Razaie Tavabe K Pages 10-17
    The main objective of the present study is investigation of mercury bioaccumulation relation to length، weight، age and sex factors at liver of Zander fish. For this purpose، in Winter 2005 at western Caspian Sea shores (from Jefroud fishery station to Anzali wetland) 21 numbers Zander fish were obtained and then after biometry (measuring length، age and weight) and sex determination، the mercury concentration at liver were detected by Advanced Mercury Analyzer254، LECO. Based on the results، mercury concentration at liver (ppb in dry weight) was 0. 338±0. 097. The results showed significant differences between age and weight factors with mercury accumulation at liver (P<0. 05) while sex and length factors showed any significant differences on mercury concentration at liver (P>0. 05).
    Keywords: Mercury, Sander lucioperca, Caspian Sea, liver
  • Sh. Ranjbar Bahadori, Jafari Cherati A., Mehdipour M., Jalali B Pages 18-22
    In the present study، 240 samples from freshwater culture in spring and winter، also 380 samples from warmwater cultures in spring and summer were prepared from different cities in Mazandaran province for study on ectoparasites. Resulte showed that the highest rate of the infection in freshwater culture was related to Ichtiophithirius multifiliis (27. 85%) in summer. Total rate of the infection of fishes in freshwater cultures to ectoparasites was 17. 5%. But this rate in warmwater cultures was 45%. The highest rate of the infection in above-mentioned fishes was related to Lernea cyprinicea (10. 96%). Totally، the infection rate to ectoparasites in fish cultures of Mazandaran province was 34. 35%. So، with regard to presence of ectoparasites in these cultures، they should be controled by management methods، physical and chemical treatments.
    Keywords: Ectoparasites, Freshwater culture, Warmwater culture, Mazandaran province, Iran
  • I. Nourozian, Nouri M. *, Bahonar A., Karabalie S.M., Radgohar A.J Pages 23-30
    In this retrospective study the recorded data from 75 dairies 2932 cows with papillomatous digital dermatitis “PDD” were considered and a simple scoring system for assessing cow cleanliness was used to determine whether hygiene scores were correlated with individual PDD cow. Screening cows at the parlor by using a water hose method and verification the case following inspecting restrained cows in a chute were the procedure for case selection and estimation of the prevalence of PDD in each herd. A cow hygiene scoring system was developed by modifying the cleanliness scoring system developed by Chiappini et al. Cleanliness was scored in 5 body areas، tail head، lateral aspect of the thighs، ventral aspects of the abdomen، udder and lower portion of the hind limbs on scale from 1 to 5 were 1 indicated that the area was very clean and 5 indicated that the area was very dirty. For evaluating of repeatability، accuracy and ease of use 3 experts used the hygiene scores for each of the 5 body areas assigned to each of 2932 cows and the correlation coefficient was calculated to determine whether hygiene scores were correlated with the prevalence rate of PDD in 75 dairies. The regression model was used with herd prevalence as dependent variable and hygiene scores as independent variable and the values of P≤0. 05 were considered significant. Mean correlation coefficient for hygiene scores assigned by the 3 evaluators was 0. 924. Hygiene scores for tail head، lateral aspect of the thigh، ventral aspect of the abdomen and udder were not significantly correlated with PDD prevalence rate and lower portion of the hind limbs and udder-hind limb composite scores were significantly associated with PDD prevalence، with PDD increasing as scores increased. Results suggest the hygiene scoring system was repeatable، accurate and easy to use. However only hygiene scores for the lower portion of the hind limbs were significantly associated with PDD prevalence in herd level.
    Keywords: Papillomatous digital dermatitis, Hygiene scores, Lameness, Dairy Cow, Hind limb, Udder
  • S. Koohilai*, N. Khosropanah, Sh. Oryan, H. Hosseinzadeh Sahafi, M. Rezaian, Ferdos Ebrahimpoor Pages 31-39
    In the present study histological studies was conducted after the female Abramis brama orientalis was exposed to eight treatment phases in which LHRHa2 (3 μg/kg)، Metoclopramide (5 mg/kg)، and Chlorpromazine (10 mg/kg) were inoculated. The treatments were characterized by combined and solitary injections، control group (o injection)، and experimental group (saline). The results showed that all three investigated compositions enjoy arousal effects which bring about sexual maturity. In both solitary and combined treatments LHRHa2 entailed oocyte maturity and qualitative developments among the oocytes occurred during the spawning period and fat vacuole as a macro vacuole and resolution of the vitelline took place due to improvements in the proteolitic activity during the final maturity phase. Metoclopramide fostered sexual maturity among the oocytes which have been ready to enter the last and final sexual maturity stage; however، Chlorpromazine did not have any significant impacts and thereby they are not identified as a powerful and special dopamine types. Oocyte diameter in treatments Metoclopramide: 810μm، LHRHa2:773μm،Chlorpromazine: 680μm،Metoclpramide+LHRHa2:545μm،Chlorpromazine+LHRHa2:515μm،Metoclopramide+Chlorpromazine+LHRHa2:383 μm and Control: 379.
    Keywords: Sexual maturation, LHRHa2, Dopamine antagonist, Abramis brama orientalis (Berg, 1905)
  • D. Zareh*, M. Azin, H. Rasi, S. Mirdamadi Pages 40-47
    In order to increase tylosin production by Streptomyces fradiae، two mutagens، i. e. uv and EMS (Ethylmethanesulfonate) were used. Death curves were plotted for these mutagens. Optimum condition for obtaining mutants by uv radiation was determined by using a uv source lamp at a distance of 20 cm for 40-60 seconds. When EMS was used at 4% (w/v) concentration، the best mutants were isolated after 30 minutes of exposure to the mutagen. In the first mutation step، which was done by uv radiation، high tylosin producing strains were isolated by Plaque Agar method as the first screening step. For the second step of screening، a mutant strain (U24) with a production of 0. 892 mg tylosin per ml was isolated، which was 1. 27 times more productive than the wild type. The secondary mutation step on this mutant strain was performed by EMS. Finally، a mutant strain (UE1) with a production of 2. 18 mg tylosin per ml was obtained، which was 3. 12 times more productive than the wild type.
    Keywords: Tylosin, Streptomycess fradiae, Mutation, Plaque Agar, EMS, UV
  • B. Bahrami Kamangar*, B. Mojazi Amirim, Mohammad Javad Rasaee, B. Abtahi, M. Bahmani Pages 48-54
    In teleosts the insulin-like growth factor-I، a member of IGF system، play an important role in the control of growth and reproduction including metabolism، cell division، oogenesis، final oocyte maturation and secretory activity. This system is controlled by several hormones and metabolic status. Serum IGF-I، thyroxine (T4) and cortisol levels were studied in two female brood stocks (caught from sea and from river during their up stream migration) during their late stage of sex maturation. Blood samples were taken from 6 individual in each brood stocks، and at three ovarian developmental stages (brood stock capture، pituitary injection and artificial propagation) based on their polarization index (IP). A heterologous radioimmunoassay system which used polyclonal anti-human IGF-I and human IGF-I as antigen، was used for IGF-I serum measurements. T4 and cortisol concentrations were also measured by radioimmunoassay. Our results did not show significantly differences in IGF-I، T4 and cortisol levels between two brood stocks. However، in both brood stocks the mean IGF-I serum concentrations were higher in the second and third sampling stages than the first one (p<0. 05). In the river brood stock، T4 serum level was significantly higher during ovulation than the second stage، but it was not observed in sea brood stock (p< 0. 05). Cortisol serum levels had not showed significantly differences between three sampling stages in both brood stocks، except at second sampling in sea water brood. These results could provide evidence for a possible role of IGF-I during final oocyte maturation of Persian sturgeon. The up regulation of serum IGF-I may have a role in the resumption of meiotic arrest during late stage of sex maturation. However، we could not found any relationship between IGF-I، T4 and cortisol serum levels in both brood stocks.
    Keywords: Persian sturgeon, Insulin, Like Growth Factor, I, Thyroxin, Cortisol, Sex maturation
  • Azizi, H.R.*, Kojouri, G. A., Nouranih., Hoamaiec., Rafian, M Pages 55-61
    Sixty sheep abomasums were randomly collected from Shahrekord abattoir between April and September (2006). Age and sex of the sheep were registered. All of the abomasums were transported to laboratory، Nematodes، which were presented inside them، collected، and after calculating، their species and genus، were specified. Abomasums that were contaminated by Ostertagia or had gross damages were selected in order to sample microscopic sections (1×2 cm) and pathologic study. Forty-two (70%) of these abomasums were contaminated by gastro-intestinal Nematodes. By minimum and maximum of counted Ostertagia (67-1300) and mean of 127، Thirty-two (53. 33%) of abomasums were contaminated by Ostertagia. Also، Eighteen (30%) of them were contaminated by two species of Ostertagia circumcincta and Ostertagia trifurcata. Minimum and maximum of collected Ostertagia was 85-1300 with the mean of 130. Eight abomasums (13. 3%) were only contaminated by Ostertagia trifurcata with minimum and maximum of 67-230 and mean of 82. Six abomasums (10%) were also contaminated by Ostertagia circumcincta with minimum and maximum of 80-640 and mean of 110. There was a significant statistical relation between age and contaminating with Ostertagia and maximal contamination had been seen between the ages six to twelve months (Pvalue=0/005<0. 05). By age increasing، the contamination was decreased. Histopathological study of the abomasums contaminated by Ostertagia had been shown that parietal cells were decreased because of parasitic larval infiltration and inflammatory cells such as neutrophils and eosinophils could be found in lamina properia.
    Keywords: Ostertagia, Pathologic effects, Shahrekord, Sheep, Species
  • Z.Hashemzadeh, Karimi Torchizi, M.A.*, Rahimi Sh Pages 62-70
    The effects of various routes of probiotic administration on performance، small intestine morphology and serum cholesterol of broiler chickens، were studied. We assigned 225 day old chicks (Ross 308) to five experimental groups including control and four hatchery administration methods comprised of in ovo injection، oral gavage، spray application and cloacal inoculation. All of these were challenged by 107 Log CFU/ml Se using oral gavage one day after administration of probiotics. Each treatment had three replications of 15 chicks. Performance and intestine morphology were studied on weekly basis. Concentration of cholesterol، HDL and LDL in serum was determined at day 21. The highest daily body weight gain and the less feed conversion coefficient was observed in cloacal administered group (P<0. 05). Significant effect was observed on length of villi in all 3 segments of small intestine among different routes applied for probiotic administration. In ovo injection resulted in significant improvement in length of villi in proximal segments of small intestine، duodenum and jejunum، compared to that of in the other groups except for spray group (P<0. 01). Length of villi in distal segment of small intestine، ileum، was higher in cloacal administered group compared to that of in the other groups (P<0. 01). Significant effect was observed on serum lipids among different routes of probiotic administration and the less content of cholesterol، HDL and LDL was observed in cloacal administered group (P<0. 05).
    Keywords: Salmonella, Administration, Probiotic, Broiler chickens, Intestine Morphology
  • Shafiei Sabet.*, S. M.R., Imanpourb., Guilan, Gorgin S Pages 71-79
    This research was conducted in Sefid-rud river of southern Caspian Sea and amounts of ionic (sodium، potassium، magnesium and calcium) and metabolic (cholesterol، total protein and glucose) parameters in 35 maturated and 45 immature female Kutum blood determined. Fish samples were collected monthly from March to May in 2008. Blood samples were taken from the caudal vessels. No abnormalities or pathological changes in the ovarian or body of the investigated fish were detected. The results showed that Sodium، potassium، calcium and magnesium were maximum to minimum respectively and concentration of cholesterol was more than glucose and glucose was more than total protein in serum blood. There was a significant correlation between calcium and total protein in maturated (4. 24±0. 05 mmol/l، 3. 04±1. 96 mg/dl) and immature specimen (8. 02±0. 14 mmol/l، 4. 11±1. 87 mg/dl) (P<0. 05). The differentiation between glucose with cholesterol in maturated (87. 73±56. 29 mg/dl، 475. 29±64. 16 mg/dl) and immature specimen (45. 04±21. 09 mg/dl، 347. 26±95. 12 mg/dl) was significant (P<0. 05). According to influence of ionic and nonionic blood’s plasma on regulation of reproduction and growth in kutum، can use in management of reproduction and culture of this valuable species.
    Keywords: Kutum, Blood plasma, Ionic parameters, metabolic parameters