آرشیو دو‌شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۸، شماره ۵۴۴۳
زندگی: دانش
۱۵

جام جم در گفت و گو با دکتر آرش قدوسی، پژوهشگر پسا دکتری دانشگاه هومبولت برلین چگونگی رفتار با حیوانات وحشی را بررسی کرده است

آداب معاشرت با وحوش!

فرناز حیدری

زمانی که منافع انسان ها و حیوانات وحشی با یکدیگر تضاد پیدا می کند، اغلب مشکلاتی ایجاد می شود که به نفع هیچ یک از طرفین نیست. خیلی از شهرنشینان، حیوانات وحشی مانند پلنگ، ببر و خرس را جذاب و دوست داشتنی می دانند اما اگر این حیوانات وحشی در همسایگی ما زندگی کنند یا اگر به صورت اتفاقی با آنها مواجه شویم، شاید دیگر موضوع آن قدرها هم جذاب نباشد. چند میلیون انسان در دنیا برای ادامه حیات به کشاورزی و دامپروری وابسته اند؛ حال آن که حیوانات وحشی مانند ببر، پلنگ، خرس، فیل و گراز می توانند تهدیدی جدی برای آنها تلقی شوند. مواجهه انسان و حیوانات وحشی، موضوعی فراتر از یک بعد است. در گفت وگو با دکتر آرش قدوسی، پژوهشگر پسادکتری دانشگاه هومبولت برلین و متخصص حفاظت از حیات وحش به جنبه های مختلف و راهکارهای این مساله خواهیم پرداخت.

هر گونه تلاش برای کاهش تعارض میان انسان و حیات وحش و مهم تر از آن حفاظت از گونه های شاخص و منحصربه فرد جانوری باید بر مبنای درک صریح و روشنی از الگوهای تعارض باشد.

آرش قدوسی در این باره به جام جم می گوید: کاهش طعمه، گسترش فعالیت های دامپروری و استفاده مکرر از مراتع یعنی عرصه های طبیعی که گوشتخواران اغلب از آنها برای شکار استفاده می کنند؛ احتمال رویارویی انسان و حیات وحش را چند برابر کرده است. من و همکارانم مطالعاتی در زمینه تعارض های میان انسان و پلنگ در 34 روستای حاشیه پارک ملی گلستان انجام داده ایم تا مهم ترین محرک های تعارض در این منطقه را شناسایی کنیم و در ضمن از آنها برای پیش بینی احتمال تعارض های آتی که می توانند تبعاتی مانند کشته شدن دام (بز و گوسفند) یا حتی سگ های چوپانان داشته باشند، استفاده کنیم.

دکتر قدوسی به نتایج و برآیند یکی از این مطالعات اشاره می کند و می گوید: در یک تحقیق ما رژیم غذایی پلنگ ها و فراوانی طعمه های وحشی و اهلی را مورد ارزیابی قرار دادیم. آنالیز مدفوع پلنگ ها نشان داد بیش از 85 درصد رژیم غذایی آنها را در پارک ملی گلستان حیواناتی نظیر گراز، پازن، قوچ اوریال و دام های کوچک تشکیل می دهند. مهم ترین مساله این بود که با وجود وفور حضور دام در بسیاری از زیستگاه های پلنگ، دام اهلی نه تنها ترجیح غذایی پلنگ نیست که حتی از شکار آن هم پرهیز می کند. صحبت هایی هم با چوپانان محلی داشتیم و دریافتیم در حاشیه روستاهایی که آمار تعارضات بالاست اگر از روش های مناسب برای نگهداری دام استفاده شود، می تواند بر میزان انتخاب این نوع طعمه از طرف پلنگ تاثیر داشته باشد یعنی وقتی تعداد بز و گوسفندانی که از روستا خارج می شوند، مشخص و معین باشد و امکان دسترسی ساده به آنها توسط حیوانات گوشتخوار وجود نداشته باشد، پلنگ ها هم ناخودآگاه از حمله به آنها پرهیز می کنند. همین نمونه ساده نشان می دهد الگوهای شکل گیری تعارض در هر منطقه با منطقه دیگر متفاوت است و برای کاهش تعارضات میان انسان و حیات وحش گام نخست این است که شناخت درستی از واقعیت های موجود داشته باشیم، زیرا الگویی که در یک منطقه کاربرد دارد، ممکن است در جای دیگر کاملا بی اثر باشد.

تفاوت های میان تعارضات

آرش قدوسی که عضو گروه متخصصان گربه سانان اتحادیه جهانی حفاظت (IUCN/SSC) است، به جام جم می گوید: تعارضات میان حیات وحش و انسان ها در گونه های مختلف جانوری، متفاوت است. در مورد گربه سانان اغلب گفته می شود که کاهش طعمه وحشی، عامل اصلی شکل گیری تعارض است اما سوال اینجاست که چه میزان طعمه وحشی باید کم شود تا گربه سانان درشت جثه ای مانند پلنگ به شکار دام های اهلی روی بیاورند؟ این سوالی است که هنوز پاسخ درستی به آن داده نشده. همکاران من در یک مطالعه، تعدادی از مقالات مرتبط در این زمینه را با یکدیگر مقایسه کرده اند و به این جمع بندی رسیده اند که وقتی تعداد طعمه از مقدار عدد مشخصی کمتر می شود صرف نظر از مساحت مورد مطالعه، گونه های مختلف و تراکم جمعیت گربه سانان درشت جثه، احتمال شکار دام ها افزایش می یابد. این مقدار عددی بر مبنای زی توده (میزان وزن طعمه بر حسب کیلوگرم بر واحد سطح بر حسب کیلومترمربع) اندازه گیری شده است.

قدوسی می افزاید: مطالعاتی از این دست کمک می کند تا بتوان احتمال شکار دام ها را از طرف گربه سانان درشت جثه تا حدودی پیش بینی و ارزیابی کرد. برای مثال مطالعات به ما نشان داده در برخی مناطق حفاظت شده هندوستان، زمین های پست نپال و آفریقای جنوبی به دلیل وفور طعمه وحشی، احتمال شکار دام ها توسط گربه سانان کمتر است در حالی که در برخی مناطق آمار تعارضاتی از این دست به شکل جدی رو به افزایش است و تا زمانی که این کانون های حساس به درستی شناسایی نشوند، نمی توان تعارضات را حتی تقریبی پیش بینی کرد یا برای آنها اولویت بندی درستی انجام داد و راهکار پیشنهاد کرد.»

حاشیه های خطرناک

اغلب تعارضات میان حیات وحش و انسان ها در حدفاصل ذخیره گاه های طبیعی و سکونتگاه های انسانی شکل می گیرد. به این محدوده ها اصطلاحا «حاشیه های خطرناک» گفته می شود. همه حیوانات وحشی لزوما در مناطق حفاظت شده و ذخیره گاه های طبیعی باقی نمی مانند بلکه برخی از آنها به دلایل گوناگون از مرزهای مناطق حفاظت شده خارج می شوند. کم شدن طعمه طبیعی، رقابت در میان گونه های مختلف، مهاجرت برای تامین غذا و بسیاری از دلایل ناشناخته دیگر می تواند زمینه ساز نزدیک شدن جانوران وحشی به انسان ها باشد.

مالکان زمین، دامداران و کشاورزان معمولا از نزدیک شدن به حیوانات وحشی استقبال نمی کنند. آنها راه حل های خاص خود را برای دفع کردن خطر حیوانات وحشی دارند که گاهی حتی باعث زیان هر دو طرف خواهد شد. آرش قدوسی، محقق پسادکترای دانشگاه هومبولت برلین به این رویکردهای خطرناک اشاره کرده و می گوید: «برای این که بتوان جلوی ضرر و زیان حیوانات وحشی به اموال و دارایی ها را گرفت، یک سری راه حل ها وجود دارد که مهم ترین آنها مراقبت صحیح از حیوانات اهلی است. استفاده از سگ های نگهبان، نصب و استقرار حصارهای ایمن چوبی یا الکتریکی از جمله ساده ترین این تدابیر است. برخی مزرعه داران از طبل، زنگ و حتی ترقه برای دورکردن حیوانات وحشی استفاده می کنند، اما این راهکارها همیشه موثر نیست.»

این کارشناس حیات وحش در عین حال به حضور سگ های گله در مجاورت دام ها اشاره کرده و می گوید: «حضور سگ های گله به معنای امنیت صددرصدی دام ها نیست. مساله اساسی در مورد سگ های گله در ایران آموزش است. هر چقدر سگ های گله آموزش بهتری ببینند، دام های کمتری مورد حمله قرار خواهند گرفت و بالطبع گوشتخواران کمتری هم توسط انسان ها کشته خواهند شد، اما مهم این است که سگ های گله در تماس مستقیم با دام ها باشند و نه انسان؛ در حالی که ما در مناطقی مانند روستاهای نزدیک پارک ملی گلستان، شاهد عکس این اتفاق هستیم و دیده شده سگ ها بیش از دام ها به صاحبانشان نزدیک هستند و همین امر احتمال حمله گوشتخوارانی مثل پلنگ را افزایش می دهد. سگ می بایست نقش نگهبان گله را داشته باشد در حالی که دامداران ایران از همه سگ هایشان برای نگهبانی استفاده می کنند. ضمن این که عملکرد چوپان ها هم در رفع تعارضات بسیار مهم است. در ایران بیشتر چوپان ها پیر هستند یا توانایی کافی برای عکس العمل صحیح و نگهداری از یک گله بزرگ را ندارند یا جوانانی هستند که ترجیح می دهند به شهرها کوچ کنند و در روستا نمانند. من و همکارانم در یکی از مقالات خود این پیشنهاد را مطرح کرده ایم که بهتر است چوپان ها گله هایشان را با یکدیگر ترکیب کنند، این کار در بهبود عملکرد نقش بسزایی خواهد داشت.»

حق حیات

مرگ انسان توسط حیوانات وحشی یا کشته شدن حیوانات توسط انسان، موضوعاتی حساس در مدیریت حیات وحش هستند. سال 1397/ 2018، تحقیقی در هیمالیای هندوستان منطقه پائوری (Pauri) و شمال بنگال انجام شد.

در این مطالعه مشخص شد 97 درصد حمله پلنگ در شمال بنگال و 60 درصد از حمله پلنگ در پائوری به جراحت های انسانی منجر شده است. بخش اعظم قربانیان حمله پلنگ در پائوری، کودکان و نوجوانان هستند در حالی که قربانیان در شمال بنگال معمولا میانسال و کارگران مزارع چای هستند. بدیهی است که چنین شرایطی می بایست عکس العمل های منفی را از جانب مردم محلی انتظار داشت، عکس العمل هایی که می توانند هر تلاش حفاظتی را با شکست جدی مواجه کنند.

اما گاهی این انسان است که حق حیات را از جانوران سلب می کند. کشته شدن خرس سوادکوه، نمونه ای بارز از این اتفاق در روزهای اخیر است که می توان آن را از جنبه های مختلف روان شناسی ارزیابی و تحلیل کرد. اما یک سوال در همه این موارد مشترک است؛ در صورت مواجهه با حیوانات وحشی درست ترین کار چیست؟

وقتی حیوان وحشی دیدیم چه کار کنیم؟!

کارشناسان توصیه می کنند در صورت مواجهه ناخواسته با حیوانات وحشی نظیر خرس، پلنگ و گرگ از نزدیک شدن به آنها جدا خودداری کنید و در اسرع وقت با ادارات محیط زیست نزدیک ترین منطقه تماس بگیرید.

یکی از کارهای رایج در ایران این است که مردم به محض مواجهه با حیوانات وحشی به سمت آنها سنگ پرتاب می کنند یا چوب در دست می گیرند و تلاش می کنند به حیوان وحشی ضربه بزنند یا آن را دور کنند. حال آن که انجام این کارها ابدا موثر نیست و برعکس می تواند خطرناک باشد.

عده ای هم عکس این عمل را انجام می دهند؛ یعنی به جای واکنش های منفی، رویکردهای مثبت نشان می دهند؛ برای مثال بسیاری از باغداران و زمین داران به حیوانات وحشی که وارد زمین هایشان می شوند، کاری ندارند و بی تفاوت از کنار این مساله می گذرند. این کار اشتباهی نیست، اما مشکل اینجاست که این واکنش های مثبت هم گاهی تبعات منفی پیدا می کند؛ مثلا دیده شده برخی حیوانات وحشی در صورت حضور مکرر در زیستگاه های انسانی تغییر رفتار داده و مشکل ساز شده اند.

بنابراین پیشنهاد می شود در صورت مواجهه با حیوانات وحشی حتی حیوانات به ظاهر آرام از آنها دوری کنید و در اسرع وقت موضوع را به اطلاع کارشناسان سازمان و ادارات محیط زیست نزدیک ترین منطقه برسانید.

چند کار مهم برای حفظ سلامتی خود و حیات حیوانات وحشی

برای کاهش خطرات ناشی از تعارضات میان حیات وحش و انسان لازم است این کارها به مرور انجام شود:

1) آموزش و اطلاع رسانی به مردم محلی و گردشگران

2) استفاده از موانع فیزیکی به منظور کاهش احتمال حضور حیوانات وحشی

3) شرطی کردن رفتاری حیوانات یا شرطی شدن فعال (Aversive Behavioral Conditioning) توسط کارشناسان حیات وحش که در اصل یک روش آموزشی است که در آن رفتار حیوان تقویت یا برعکس اصلاح می شود. در این روش با استفاده از محرک های محیطی، رفتارهای حیوانات را کنترل می کنند. حال آن که ممکن است آن حیوان در حالت طبیعی و بر اساس غریزه یک رفتار کاملا متفاوت داشته باشد.

4) استفاده از بازدارنده های الکتریکی و صدادار

5) حذف یا جابه جایی، گاهی تعارضات به حدی جدی هستند که می توانند تبعات جانی برای انسان ها داشته باشند. در چنین شرایطی است که کارشناسان مدیریت حیات وحش، حیوانات دردسرساز را یا حذف یا از یک مکان به مکان دیگر منتقل می کنند

6) برنامه ها و طرح های مرتبط با ارائه خسارات و تاوان نظیر بیمه به دامداران یا کشاورزانی که از حضور حیات وحش به نوعی آسیب دیده اند.

7) مدیریت زیستگاه و مدیریت صحیح پسماندهای انسانی

8) غذادهی انحرافی به منظور منحرف کردن حیوانات وحشی به سمت منابع غذایی جایگزین