آرشیو سه‌شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۸، شماره ۴۶۷۹
بورس کالا
۱۵

بررسی آمارهای بورس کالا از افت 100 درصدی حجم معاملات کشاورزی حکایت دارند

تقریبا صفر!

محمدحسین بابالو

 دنیای اقتصاد : حجم معاملات محصولات کشاورزی در بازار فیزیکی بورس کالا به صفر میل کرده تا جایی که در گزارش هفتگی بورس کالا منتهی به 18 مرداد سال جاری، درصد تغییرات حجم معاملات، منفی 100 درصد ذکر شده است. همین عدد خود یک خبر بسیار مهم است که البته در گذشته نسبت به وقوع چنین رخدادی هشدار دادیم اما چندان توجهی به آن نشد. 26 فروردین سال جاری در گزارشی با عنوان «هشدار خروج کشاورزی از بورس» دقیقا به این مطلب پرداختیم، ولی دستگاه های ذی ربط توجهی به این هشدار نکردند و هم اکنون این نگرانی محقق شده است.

شواهد نشان می دهد عرضه کننده میل به عرضه ندارد و همین عدم عرضه به معنی عدم امکان ثبت معامله است. عرضه محصولات کشاورزی در سال جاری در بازار فیزیکی بورس کالا به زعفران رشته ای بریده ممتاز(نگین) و خرمای استعمران محدود شده است و خبری از کالاهای دیگر نیست. اوضاع در بازار گواهی سپرده کالایی هم در مقایسه با سال های قبل تفاوت چندانی با بازار فیزیکی ندارد و بازار گواهی سپرده هم به زعفران و زیره محدود شده یعنی گندم، جو، ذرت و این قبیل کالاهای بسیار مهم و حتی استراتژیک از بورس کالا خارج شده اند. در شرایطی که می پذیریم به دلیل رشد بارش و واردات، ذخایر کشاورزی کشور در حجم های بالایی قرار دارد، چرا از بستر بورس کالا برای معاملات این محصولات استفاده نمی شود یا چرا تولیدات بخش کشاورزی در این بازار شفاف نباید مورد معامله قرار بگیرد. این درحالی است که انتقاداتی در مورد قیمت های پایین خرید در بخش دولتی به گوش می رسد پس چرا نباید از بستر بورس کالا برای حمایت واقعی از کشاورزان بهره برد؟

اینکه ادعا کنیم به دلیل شرایط خاص کشور نمی توان از ابزار بورس کالا برای مدیریت بازار محصولات کشاورزی بهره برد تنها پاک کردن صورت مساله است. هم اکنون در بازار آزاد کشف نرخ رقابتی توسط واسطه ها و دلال ها صورت می پذیرد و عدم استفاده واقعی از مکانیزم بازار آن هم زمانی که بازارها از اوج قیمتی خود فاصله گرفته و آرامشی نسبی ایجاد شده و به کمک افزایش بارش ها حجم تولید محصولات کشاورزی احتمالا تقویت شده؛ تنها چشم پوشی بر برخی واقعیت هاست. این درحالی است که دلار 4200 تومانی گام به گام به حاشیه می رود و البته همین داده تاکنون با آرامش بیشتر در بسیاری از بازارهای مهم همراه شده است. وقتی قیمت دام زنده (سبک) در روزهای اوج تقاضای آن بین 42 تا 47 هزار تومان در هر کیلوگرم می رسد (و حتی بعضا بیشتر)، باید پذیرفت که خرید جو یا ذرت دامی با قیمت هایی بالاتر از نرخ های دولتی برای دامدار توجیه دارد. با فرض افزایش بارندگی در سال آبی اخیر؛ تهدید یا محدود کردن معامله آزادانه در بورس کالا به نفع اقتصاد نخواهد بود.

وزارت جهاد کشاورزی و بورس کالا پاسخ دهند

حجم معاملات محصولات کشاورزی در بورس کالا در سال جاری تا پایان هفته گذشته تقریبا صفر بوده است. این ادعا دقیقا در آمارهای بورس کالا درج شده است. همان گونه که در جدول مشخص شده در سال جاری حجم معاملات در بازار فیزیکی برای معاملات مرسوم به نسبت سال گذشته افت 100 درصدی داشته و ارزش معاملات نیز 99 درصد کاهش داشته است. این یعنی به زبان ریاضی واقعیت معاملات محصولات کشاورزی در بازار فیزیکی به صفر میل می کند؛ داده بسیار نگران کننده ای که قطعا نمی توان از آن چشم پوشی کرد. در سال جاری حجم معاملات محصولات کشاورزی 1/ 0 درصد از کل بازار فیزیکی بورس کالاست و البته ارزش معاملات هم به نسبت کل این بازار تقریبا صفر است.

حجم معاملات محصولات کشاورزی در بازار فیزیکی سال جاری

این موارد همگی در آمارهایی مورد اشاره قرار گرفته که خود بورس کالا هر هفته منتشر می کند و جای هیچ تردیدی را باقی نمی گذارد. اینکه چرا این رقم به این میزان کاهش یافته سوالی است که باید اول از وزارت جهاد کشاورزی و شرکت های زیرمجموعه آن پرسیده شود و در فاز بعدی بهتر است بورس کالا هم به این واقعیت معاملاتی پاسخ دهد، زیرا یکی از ارکان اصلی بورس کالا فاصله ای تا فروپاشی ندارد. ذات معاملات در بازار فیزیکی همیشه برای بورس های کالایی یک اصل قطعی است و براساس این معاملات است که می توان سایر قراردادها را برای آن تعریف کرد. ساده ترین پاسخ احتمالی برای این شرایط توجه به معاملات سپرده کالایی است که هم اکنون برای زعفران و زیره در حال اجراست، ولی همین معاملات در سال های اخیر برای کالاهای بسیاری صورت می پذیرفت که هم اکنون نشانی از آنها وجود ندارد که به آن خواهیم پرداخت. درخصوص بازار فرعی محصولات کشاورزی هم اگر اوضاع بدتر از بازار فیزیکی نباشد بهتر از آن نیست.

 این آمارها به این معنی است که یک بخش بورس کالا به صورت مستقیم مورد تهدید قرار گرفته است که در گام بعدی حتی می تواند حیات معاملات فیزیکی محصولات کشاورزی در بورس کالا را با خدشه روبه رو سازد. این درحالی است که هر روز مصاحبه ها و اظهارنظرهای گوناگونی در مورد اهمیت بخش کشاورزی در بورس کالا رسانه ای می شود، ولی به رغم این اظهارنظرهای وسیع، تنها شاهد نابودی این بخش واقعی و بسیار پراهمیت در بورس کالا هستیم. در این خصوص می توان به دو سابقه تاریخی بسیار مهم اشاره کرد که اهمیت این بخش را برجسته تر می سازد.

بخش کشاورزی برای اغلب بورس های کالایی در جهان هم مهم ترین بخش بوده و هم پایه گذاری بورس های کالایی بر اساس همین محصولات رقم خورده است. با توجه به اهمیت این بخش برای زندگی افراد در جوامع مختلف با توجه به نیاز به امنیت غذایی، همیشه دولت ها بیشترین توجه را به این بخش از بورس های کالایی معطوف داشته اند، ولی در کشور ما گویا اوضاع دقیقا برعکس است. متاسفانه باید گفت که هیچ اهمیت واقعی توسط بدنه اجرایی دولت به این بخش مهم داده نشده که ساده ترین خروجی آن را باید در همین کاهش چشمگیر حجم معاملات جست وجو کرد. البته شاید به مرور زمان این روند بهبود یابد و با آغاز فصل برداشت که البته برای بسیاری از کالاها در دوره های مختلف آغاز شده، امید است که این روند تغییر کند ولی آمارهای موجود این خوش بینی را به همراه ندارد. فراموش نکنیم فروپاشی بخش کشاورزی در بورس کالا بی ربط با امنیت غذایی در کشور نخواهد بود و حداقل خروجی آن کاهش جذابیت تولید بسیاری از محصولاتی است که قیمت جذابی ندارند. در ادامه به معاملات گواهی سپرده کالایی هم خواهیم پرداخت.

اما دومین سابقه تاریخی به خود بورس کالای ایران باز می گردد. سال 93 و 94 شاهد تلاش های بسیاری برای خروج محصولات پتروشیمی از بورس کالا بودیم که بورس تمام قد در برابر این هجمه موضع گیری کرد. به جرات می توان گفت که این مقاومت هم اکنون درخصوص محصولات کشاورزی دیده نمی شود و جز چند مصاحبه پراکنده، فعالیت چندانی را شاهد نیستیم. مقایسه این دو رخداد با یکدیگر نیازی به توضیح بیشتر برای اهل فن باقی نمی گذارد.

بررسی دقیق تر وضعیت معاملات محصولات کشاورزی

طی سال جاری و تا پایان هفته گذشته در بورس کالا حجم معاملات گندم، جو، ذرت، شکر، کنجاله ها و کنسانتره ها، مرغ منجمد، برنج، دانه های روغنی، عدس، روغن و روغن خرما، پسته، تخم مرغ و در نهایت مرغ و جوجه در بورس کالا صفر بوده است. تنها معاملات ثبت شده در بازار فیزیکی هم به زعفران و خرما باز می گردد که همین دو کالا هم داستان های جالبی دارند. حجم معاملات امسال زعفران در بازار فیزیکی بورس کالا تنها 57 کیلوگرم بوده است که در آمارهای منتشر شده از بورس کالا حجم و ارزش معاملات در مقایسه با سال گذشته نزدیک به 100 درصد افت داشته یعنی به صورت دقیق تر، این بازار هم به صفر میل می کند. این در حالی است که حجم معاملات مدت مشابه سال گذشته 26هزار و 580 کیلوگرم بود و همین دو رقم نشان می دهد که حتی بازار فیزیکی زعفران هم هنرنمایی خاصی نداشته است.

معاملات خرما شاید جالب تر هم باشد. در سال جاری 4 هزار و 51 تن خرما در بورس کالا مورد معامله قرار گرفته که به نسبت مدت مشابه سال قبل از رشد 185 درصدی برخوردار بوده که یک داده بسیار جذاب برای این بازار به شمار می رود. اما نکته جالب توجه آن تغییر در ارزش معاملات است آن هم در شرایطی که همه می دانند قیمت ها به نسبت پارسال افزایش داشته است. اما آمارهای بورس کالا نشان می دهد که ارزش معاملات امسال به نسبت سال قبل 1/ 2 درصد کاهش داشته آن هم در شرایطی که حجم معاملات 185 درصد رشد کرده است. یا آمار ارزش معاملات مشکل دارد (که بعید به نظر می رسد) یا مشخص نیست که دقیقا چه نوع خرمایی در این بازار عرضه و معامله شده و ویژگی های داد و ستد آن چه بوده و از چه کیفیتی برخوردار بوده است. رشد 185 درصدی حجم معاملات در کنار افت 2 درصدی ارزش معاملات خود به یک گزارش تحقیقی مجزا نیاز دارد که شاید در آینده به آن بپردازیم. همین مقایسه ساده خود حرف های بسیاری در بر دارد که البته این شرایط اصلا بعید نیست که در مورد سایر کالاها نیز تجربه شود؛ یعنی شفافیت آماری بورس کالا یک داده بسیار مهم و برجسته است که هم اکنون هیچ خودنمایی مشخصی در بازار محصولات کشاورزی ندارد.

همین شفافیت آماری نشان می دهد که تمام عرضه ها خرمای استعمران بوده که توسط سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران عرضه شده است. مجموع عرضه ها بیش از 19 هزار تن بوده که بیش از 4 هزار تن آن مورد معامله قرار گرفته و حجم عرضه ها با حجم تقاضا نیز برابر بوده است. این آمارها نشان می دهد که رقم عرضه بسیار بالاتر از تقاضا و حجم معاملات است و رقابت خاصی به ثبت نرسیده است که از جذابیت پایین این کالا حکایت دارد. شرایط خود عرضه و مخصوصا عرضه کنندگان هم مهم است. در سال گذشته به صورت نسبی 17 عرضه کننده در بورس کالا حضور داشتند که این رقم برای امسال به 2 عرضه کننده کاهش یافت یعنی تنها دو فرد (حقیقی یا حقوقی) در بورس کالا محصول کشاورزی عرضه کردند. به عنوان مثال شرکت مادر تخصصی بازرگانی دولتی ایران که فقط در مدت مشابه سال گذشته در بورس کالا یک میلیون و 193 هزار تن گندم عرضه کرده بود، حتی یک کیلوگرم از هیچ کالایی را به صورت مستقیم در بورس عرضه نکرده است. جا دارد از دو عرضه کننده (سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران و آقای محمدرضا میرزایی) در این بازار تشکر کرد که اجازه ندادند حجم معاملات بازار فیزیکی در سال جاری به صفر برسد هرچند به صفر میل می کند. اگر این دو عرضه کننده حضور نداشتند آمارهای بازار فیزیکی بورس کالا به جای «تقریبا هیچ» به «تحقیقا هیچ» بدل می شد.

بازار گواهی سپرده کالایی

آغاز به کار قدرتمند بازار گواهی سپرده کالایی در بخش کشاورزی بورس کالا به معاملات ذرت و جو باز می گردد. معاملات قیمت تضمینی بعضا در این شیوه معاملاتی انجام شده تا جایی که این شیوه توانست حتی در طول یک سال (به همراه بازار فیزیکی) حجم معاملات کل در بازار محصولات کشاورزی بورس کالا را به بیش از 2 میلیون 500 هزار تن افزایش دهد. هم اکنون خبری از معاملات جو و ذرت و گندم در بازار فیزیکی نیست و حتی بازار گواهی سپرده این کالاها وجود خارجی ندارد. به صورت دقیق تر هم اکنون 6 گواهی سپرده کالایی زعفران و 3 گواهی سپرده کالایی زیره در بورس کالا فعال است. زمانی گواهی سپرده کالایی ذرت و جو کرمانشاه و خوزستان، حتی گواهی سپرده کالایی جو تهران و قزوین هم در بورس کالا فعال بود که هم اکنون وجود خارجی ندارد.

یادآوری تجربیات موفق گواهی سپرده یا حتی دادوستد مرسوم در بازار فیزیکی هم اکنون تنها به یک یادآوری ناراحت کننده حتی برای اهالی رسانه بدل شده است آن هم در شرایطی که در سال های گذشته تلاش های بسیاری هم از طریق بورس کالا و بدنه صنعت کارگزاری انجام شده و هم رسانه ها در حد توان این رخدادهای مهم را پوشش خبری دادند. هیچ کدام از این بازارهای مهم کشاورزی هم اکنون در دسترس نیست و شاید عدم تمایل عرضه کننده و وجود زیرساخت های معاملاتی تنها واژه هایی باشد که بتوان از زبان برخی ها شنید؛ اما برای افکار عمومی و جست وجوگران خبرهای این عرصه قطعا جوابگو نخواهد بود.

البته همان گونه که در آغاز به کار معاملات گواهی سپرده کالایی جو و ذرت شاهد بودیم، آغاز این فعالیت های معاملاتی با پوشش رسانه ای گسترده ای همراه بود؛ ولی توقف آنها در اوج بی خبری صورت گرفته است. همین وضعیت را در مورد قراردادهای آتی زعفران یا گواهی سپرده کالایی و البته آتی زیره هم شاهد بودیم که البته این بازارها هنوز فعال هستند و می توان به توسعه آنها خوش بین بود، ولی چرا؟ گواهی سپرده زعفران و زیره بسترهایی برای آغاز به کار معاملات آتی هستند و همین معاملات تاکنون اجازه داده که بازار آتی بورس کالا به حیات خود ادامه دهد. این یعنی بورس کالا هنوز هم ذهنیت آتی محور خود را رها نکرده و جذابیت یک معامله کشاورزی گویی تا جایی ادامه می یابد که برای آن قراردادهای مشتقه تعریف شود.

 شاید اگر برای گندم و ذرت هم آتی تعریف می شد بورس کالا آن را هم رها نمی کرد. البته این ادعا خود به یکی از بسترهای توسعه بازارهای کالایی با اهرم های مالی بازمی گردد؛ یعنی اگر بازار فیزیکی (حتی حداقلی) در چارچوب گواهی سپرده یا همان امکان انبارداری و معاملات پیوسته وجود نداشته باشد، بازار آتی آن هم بی معنی خواهد بود. این موارد را شاید نتوان با صراحت بالایی عنوان کرد؛ ولی نگاهی به همین حجم و ارزش معاملات کشاورزی نشان می دهد که چه بازارهایی بیش از همه برای بورس کالا مهم است. آمارهای بورس کالا نشان می دهد حجم قراردادهای آتی در سال جاری به نسبت مدت مشابه سال قبل (با احتساب همه قراردادها) 36 درصد افزایش و حجم قراردادهای گواهی سپرده کالایی به نسبت سال قبل از آن 207 درصد رشد داشته است. شاید این افزایش حجم قراردادهای سپرده کالایی بتواند بخشی از بار کاهش معاملات بازار فیزیکی را به دوش بکشد. آمارهای ذکرشده در تارنمای بورس کالای ایران در بخش گزارش های هفتگی وجود دارد و در آرشیو «دنیای اقتصاد» هم موجود است.