آرشیو چهار‌شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۸، شماره ۴۴۳۹
هنر و ادبیات
۸
سوژه روز

کوتاه درباره نامه یک نویسنده و پاسخ کوتاه یک فیلسوف

ادبیات یا گم شدن در هیاهوی گوشخراش جهان

رسول آبادیان

رسیدن به مرزی از اشباع رسانه هایی که هر روزه خبرهای ریز و درشت جهان سیاست را مخابره می کنند، باعث شده که نگاه به رسانه در درجه نخست و همراهی مردم با سیاستمداران هر روز کمرنگ و کمرنگ تر شود. با نگاهی گذرا به تاریخ ادبیات جهان درمی یابیم که اهل ادب هرگاه دردی از ناحیه سیاست احساس کرده اند، با خلق اثری بدیع نشان داده اند که می توان از ناحیه ادبیات هم گرهی از میلیون ها گره زندگی بشر باز کرد. زمانی که «میچل بیچراستو» در حال نوشتن رمان «کلبه عموتم» بود، احدی فکر نمی کرد که این اثر تغییراتی اساسی در سیستم آپارتاید به وجود بیاورد و نظرگاه جهانیان را به سمت مشکلی همچون تبعیض میان سیاهپوست و سفیدپوست جلب کند. نگفته پیداست که زبان ادبیات زبانی برای صلح است و نویسنده زمانی که دست به قلم می برد، بدون شک باید از زاویه ای فراتر از جهان تنگ و تار سیاست به مسائل بنگرد نه با ادبیاتی از جنس سیاست. تاثیر گذاری نویسندگانی جهانی چون «همینگوی» و«موریسون» و «تولستوی» و«یوسا» و«پاسترناک» و... ریشه در این امر مهم دارند که همه آنها از قله ادبیات به دامنه سیاست نگاه کرده اند و نه برعکس. آثاری که این نویسندگان پدید آورده اند، عکس العمل هایی هنری به اتفاقاتی است که اتفاقا به دست اهل سیاست پدید آمده اند و اگر بنا باشد عکس العمل های ادبی هم مانند کلمات و جملاتی که در هرثانیه مانند یک موج از سوی اهل سیاست و رسانه ها به سوی مخاطب هجوم می برند عمل کنند، بدون شک دارای همان کارکرد هم خواهند شد و تاثیرشان را از دست خواهند داد. این همه گفتم که بگویم نامه آقای «حبیب احمدزاده» را که ظاهرا بازتاب خوبی هم داشته و فیلسوف بزرگ معاصر یعنی «نوام چامسکی» هم نظرش را درباره آن اعلام کرده نمی توان در ردیف انتظاراتی که از یک نویسنده داریم، جای داد چون واکنشی کاملا فردی است که نظیرش را ممکن است هر کس دیگری در هر سطح هم داشته باشد. اقداماتی از این دست را می توان به فال نیک گرفت اما ای کاش کسانی که دارای هنر ذاتی و خدادادی نویسندگی هستند، به جای شاخ و شانه کشیدن از جنس سیاست، به درون انسان ها به معنای عام کلمه نگاه کنند و قدرت ادبیات را با آفرینش اثری ادبی به بدخواهان ما ثابت کنند وگرنه نتیجه همان می شود که چامسکی در چند کلمه خلاصه اش کرده: «نامه عالی است. اما یک مشکل وجود دارد و آن اینکه، ترامپ و همراهانش برای این موضوعات اهمیتی قائل نیستند!» نوع نگاه چامسکی به عنوان شخصیتی بزرگ و منتقد سیاست های جنگ افروزانه ترامپ، در این پاسخ هم نگاهی کاملا فردگرایانه و انتقاد از شخص ترامپ است و نه پاسخی درخور به نویسنده ای از تبار «رییسعلی دلواری». کوتاه سخن اینکه عکس العمل اهالی ادب در جهان، اگر در چارچوب ادبیات از جنس اعلا قرار گیرد، بدون شک نتیجه ای چون حضور پرحجم «محمود درویش» در دفاع از فلسطین درپی خواهد داشت و «یاشارکمال» در ادبیات سیاسی موثر در کشور ترکیه، گرنه در حد شعار باقی خواهد ماند.