آرشیو چهار‌شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۸، شماره ۴۴۳۹
ورزش
۱۴
یادداشت

درباره نقاط ضعف تیم ملی والیبال

دکتر بهروز مرادی

صعود تیم ملی والیبال ایران به المپیک 2020 توکیو فعلا محقق نشد. بازی مقابل تیم پر قدرت روسیه یکی از بهترین نمایش های سروقامتان ایرانی بود. آنها با دل و جان بازی کردند و مغلوبانی سرافراز بودند. با این همه اشکالات و نقصان هایی در این بازی نمایان شد که رفع آنها بسیار ضروری است:

سرویس: پس از تغییر سبک امتیازدهی در والیبال از روش عوض شدن سنتی و ست 15 امتیازی به روش امروزی که در آن؛ هر توپ یک امتیاز و ست 25 امتیازی است، سرویس از اهمیت دو چندان برخوردار شده است، اما گویی این اهمیت هنوز جایگاه شایسته خود را در تیم ملی ایران پیدا نکرده است.

هنوز تیم ایران از خطای سرویس بسیار رنج می برد و چه در سرویس های پر ریسک و چه در سرویس های هدفمند همچنان دچار ضعف های غیر قابل پذیرش است. لازم است اشکالات هر کدام از بازیکنان به صورت فردی بررسی، آسیب شناسی و رفع شده و برای رفع آن نیز لازم است تدابیر خاص فردی اتخاذ شود.

به عنوان مثال معنوی نژاد هنگام سرویس زدن؛ نه ارتفاعی که به توپ می دهد صحیح است، نه گام هایی که بر می دارد درست است، نه با پای درست برای پرش خیز بر می دارد، نه در زمان مناسب به توپ ضربه می زند، نه هنگام ضربه زدن به توپ در وضعیت مناسب بدنی قرار دارد و نه از اعتماد به نفس لازم برای انجام یک سرویس پر ریسک برخوردار است. هیچ کدام از اعضای بدنی دخیل در سرویس زدن او با دیگر اعضایش در هماهنگی نیست. گام های او هنگام سرویس زدن لرزان و غیر مطمئن است و آنالیز روش سرویس زدن او نشان می دهد که گویی او به راستی نمی داند چه می خواهد بکند. مایه تعجب است که کادر فنی به چنین مساله مهمی بی توجه است.

بچه های ما در رفتاری غیرحرفه ای همچنان با داور مسابقه به گونه ای تخریبی وارد درگیری می شوند. برخی اعتراض ها خانه بنیان کن اند و معادل 5 ست بازی از بازیکنان انرژی تخلیه می کنند. در بازی دور نهایی لیگ ملت های جهان در شیکاگو مقابل برزیل از این نوع رفتار غیرحرفه ای هیجان محور، ضربه ای کارا متحمل شدیم. در ست اول مقابل روسیه نیز پس از درگیری با داور اول مسابقه، غفور کارت زردی دریافت و پس از آن در همین ست عملکرد این بازیکن شاخص به سطحی متوسط تنزل کرد. چنین رفتارهایی نه تنها هیچ گونه نفع و نتیجه ای برای تیم حاصل نمی آورد، بلکه سبب تخلیه انرژی روانی بازیکن درگیر و حتی سایر بازیکنان می شود و عملکرد مطلوب آنها را مختل می سازد و تمرکز را از آنها می زداید، به گونه ای که تا پایان بازی اثرات این امر باقی می ماند.

جای تعجب است که برای حل این معضل تاریخی-فرهنگی-ورزشی در تیم والیبال هیچ اقدامی صورت نمی گیرد. کاپیتان تیم ملی که سال هاست از بهترین های جهان است، خود در این زمینه نه تنها سایر بازیکنان را با خونسردی و آرامش رهبری و مدیریت نمی کند، بلکه خود

هر از گاهی در دام چنین واکنش های هیجانی مخرب گرفتار می شود و به توان روانی و فیزیکی خود و سایر اعضای تیم آسیب های جدی جبران ناپذیر وارد می آورد.

برخی بازیکنان در مصاف با تیم های بزرگی همچون روسیه از اعتماد به نفس کافی برخوردار نیستند. معنوی نژاد، فیاضی و شفیعی در میدان مسابقه با روسیه چنین به نظر می رسیدند. پایین بودن اعتماد به نفس در این بازیکنان را باید توسط متخصصان شناسایی، آسیب شناسی و رفع کرد. از سوی دیگر کادر فنی تیم با بازی ندادن به اکثر نیمکت نشینان در رویارویی با تیم های بزرگ نشان می دهد که به توانایی نیمکت خود اعتماد کافی ندارد. این رویکرد کادر فنی سبب تضعیف هر چه بیشتر اعتماد به نفس نیمکت نشینان می شود. اعتماد به نفس یک بازیکن با نشستن بر سر نیمکت رشد نمی کند و ضعف حاصله از آن با بازی نکردن در میدان های بزرگ رفع نمی شود، بلکه میدان ندادن به بازیکنی مانند یلی در چنین مسابقاتی سبب تشدید این ضعف می شود. به نظر نویسنده این یادداشت، اعتماد به نفس بازیکن بزرگی همچون معنوی نژاد به خاطر نیمکت نشینی درازمدت او در مسابقات یک ساله گذشته دچار اختلال شده و عملکرد والیبالی او به همین خاطر افت قابل توجهی پیدا کرده است. قرار نیست کادر فنی با بازی ندادن به بازیکنان، آنها را دچار این احساس کنند که آنها به اندازه کافی آماده، قابل اعتماد و موثر نیستند، بلکه آنها چنان باید به بازی گرفته شوند که اعتماد به نفس آنها در جریان میدان دیدن کافی رشد کند و به بلوغ خود برسد. برای حل چنین معضلی باید اقدامات تخصصی لازم و بایسته صورت گیرد و چنانکه نویسنده این یادداشت بارها متذکر شده، ضروری است که در این رابطه از کمک یک متخصص آسیب شناس آشنا به والیبال استفاده شود.

رویکرد محافظه کارانه کادر فنی و در راس آن آقای کولاکوویچ درخصوص تعویض و اصرار بر استفاده از 7-6 بازیکن اصلی سبب می شود که فشاری حداکثری بر اعضای اصلی تیم وارد آید به گونه ای که توان آنها به مرور زمان افت می کند و امکان تجدید نیرو و قوا برای آنها را به وجود نمی آورد. اصرار بر استفاده از آنها سبب می شود که تیم ما از توانایی های بالقوه نیمکت نشینان در کمک به تیم در بزنگاه های مهم بهره نبرد. ضمن اینکه اعضای کادر فنی در اتخاذ تاکتیک های تاخیراندازی در روند بازی از هوش بالا و درایت لازم برخوردار نیستند. گاهی اوقات دیر هنگام تقاضای استراحت می کنند. گاهی اوقات، تعویض خود وقفه ای در تمرکز تیم مقابل ایجاد می کند و تیم خودی را از قفل شدن می رهاند، اما تعویض های وقفه ای صورت نمی گیرند. والیبال در بخشی از روند غیر قابل پیش بینی خود گاهی اوقات به شطرنج می ماند. شطرنج بازی کردن کادر فنی ما در مصاف خردمندانه و هوشیارانه هنگام قرار گرفتن در موقعیت های خاص ضعیف است. عملکرد آنها گاهی اوقات در حد یک تماشاگر غیرفعال تنزل می کند و در مقابل فراز و فرودهای تیم ملی مستاصل و شکست خورده به نظر می رسند. این انفعال سبب می شود که آنها جنگ های روانی را ببازند و تیمی که جنگ روانی را ببازد، با هر توانی که در سطوح دیگر داشته باشد، پیروز از مسابقه خارج نمی شود.