آرشیو سه‌شنبه ۹ مهر ۱۳۹۸، شماره ۳۵۳۸
روزنامه فردا
۱۶
دنیای در حال تغییر

زدودن جنسیت از ضمیر؛ فرمایشی یا تکاملی ؟

هاله میرمیری

جهان غرب را می توان از خلال متونش شناخت؛ به میانجی ادبیاتی که تولید کرده و می کند. عقلاش قسمی عقل کلام محور است و در اکثر مواقع متقن، دقیق و معطوف به هدف. نمی شود از مسئله ای حرف زد، پاراگرافی نوشت، عبارتی ذکر کرد، بدون آنکه منبع یا مرجعی را نیاورد. در این جهان نمی توان در خلا حرف زد. ضمیر که می آید در جمله ای، حتما باید ارجاعی داشته باشد به نکته پیش از خودش؛ وگرنه یک جای کار می لنگد و روانی و یکدست بودن از دست می رود. آن وقت ایراد می گیرند و هزار پرسش پیش رویت می ماند که چرا این ادعا را کرده ای؟ از چه رو به طرح آن پرسش پرداختی و...؛ درست مقابل سنت شفاهی که با قسم سخنوری احساسی گره می خورد. در آن غالبا می شود همه چیز گفت و کسی یقه ات را نمی گیرد که این عبارت از کجا آمد با روحیه عقل گرای غربی جور از آب درنمی آید. نباید صدبار از این سو و آن سوی آن بزنی تا مطلب درست، دقیق و گویا شود.

قصد از آوردن این سطور، ساختن یک دوتایی دیگر که غرب را در برابر شرق و منطق را در برابر احساس بگذارد، نیست؛ بلکه تنها بیان یک تجربه زیسته است. مهم است که یکباره بشنوی فرهنگ لغت جامع و دست اول «مریام وبستر» دارد تغییراتی در ضمیرهای جنسیت زده خود ایجاد می کند و من بعد ضمیر دوقطبی دیگری وجود نخواهد داشت؛ عطف این خبر «لغت نامه Merriam Webster که از قدیمی ترین فرهنگ های لغات آمریکا است، به شکل رسمی they را به عنوان ضمیر مفرد اعلام کرده است».

خبر به صورت گویا و شفاف می گوید بسیاری از افرادی که جنسیت خود را نه زن و نه مرد می دانند، از ضمیر They استفاده می کنند و معتبرترین لغت نامه آمریکا این مسئله را به رسمیت شناخته است. پیش از این، در بسیاری از بحث های مرتبط با جنسیت و زبان شناسی شنیده بودم که مبحث ضمیر مفرد و ارتباط آن با جنسیت زنانه و مردانه در زبان های لاتین، کاملا دلبخواهانه و از سر توافق بر یک امر اتفاقی بوده است. اینکه در زبان آلمانی کار خانگی حرف تعریف مذکر می گیرد یا دختربچه در جرگه تقسیم بندی جنسیت خنثی است، مصداقی بود بر این امر. همواره ظن داشتم بر دلبخواهانه بودن این انتخاب. زبان را نمی شود بدون تاریخ و بسترش، بدون آنکه رخدادهای گفتمانی درونش را در نظر بگیریم، بررسی کرد. از این رو، به عقیده من زبان و جنسیت ارتباطی تنگاتنگی با یکدیگر دارند. فعل باید تابع فاعلش باشد و با این تبعیت، رخدادهای تاریخی دیگر را نیز به رسمیت بشناسد. ضمیر که به جای اسم می آید نیز تفاوت چندانی با این مسئله ندارد؛ به جای اسم می نشیند و کنش های آن را نمایندگی می کند. هرچند فاصله میان گزاره هایی که در زبان به صورت شفاهی تولید می شوند و گزاره هایی که به صورت کتبی و در قالب یک متن به زبان اضافه می شوند، قابل پیش بینی نیست؛ اما اضافه کردن ضمیر They برای اشاره به کسانی که جنسیت هنجاری مشخصی ندارند، خبر از این واقعیت می دهد که انتخاب های زبانی امری کاملا تصادفی و مبتنی بر امور دلبخواهانه چنان که سوسور می اندیشید، نیستند. پیوندی واقعی وجود دارد میان آنچه در فضای نمادین صورت می گیرد و آنچه به زبان نوشتار بدل خواهد شد. مثال زنده این ادعا را می توان میان ساکنان اولیه کانادا که خود از سرخ پوستان این منطقه بودند، دید. طبق ادعای این افراد، در فرهنگ شفاهی این ساکنان هرگز ضمیری واضح برای اشاره به شخص مونث و مذکر وجود نداشته است و افراد به صورت جمع they خطاب می شده اند. از این رو، هرچند شنیدن خبر فوق از سوی افرادی که اذهانشان به ساختن دوتایی عادت دارد، غیرمنتظره به نظر می آید، برای افرادی دیگر در آن سوی دنیا، تازگی زیادی نخواهد داشت.

با تغییر ضمیر مفرد زن و مرد به ضمیر جمع، آنها برای کسانی که جنسیتی متفاوت با آنچه در جامعه هنجاری به نظر می آید، به کار می رود؛ اما باید منتظر پیامدهای بعدی این ماجرا بود. باید نشست و دید آیا ضمیر تازه ادبیات جدیدی را نیز خلق می کند یا به صورت فرمالیستی و شکل واره اش تنها یک ادعا را راهبری خواهد کرد. عطف همان منطق ارجاع غربی، حالا باید منتظر بود و دید که آیا ویژگی های جنسیت زدوده برای افراد فوق به فرهنگ لغات اضافه خواهد شد و حرکتی از متن تاریخ به دل زبان صورت خواهد پذیرفت یا نه. در غیر این صورت تغییر هر بخشی از زبان و اضافه کردن آن به فرهنگ لغت، تنها امری سفارشی و بیرونی خواهد بود.