آرشیو شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۸، شماره ۷۱۷۹
ایران سیاسی
۹
یادداشت

شرط کافی برای مبارزه با فساد

عبدالرضا هاشم زایی

کوه یخ برای شرایطی که دارای زوایای مخفی و پنهان زیادی است شاید مثالی کلیشه ای باشد اما همچنان بهترین مثال است؛ مخصوصا برای مساله فساد در کشور ما. در موضوع فساد تمام سیستم و جامعه ما به دنبال آن است که کل این کوه یخ را نابود کند. دادگاه های برگزار شده اخیر هم ظاهرا در همین راستاست اما در واقع خروجی آن از بین بردن بخشی از این ماجراست، نه کل آن.

به عبارتی این دادگاه ها با سیاقی که در حال برگزاری است و سیاستی که برای آن وجود دارد تنها به زدن و قطع سر کوه یخ فساد منجر می شود، حال آنکه بخش اعظم ماجرا هنوز زیر آب است و در آنجا مشغول تولید یخ جدید؛ یخ هایی که دوباره بعد از چندی سر از آب درخواهند آورد و دوباره باید با دادگاه هایی آنها را قطع کرد و این سیکل همچنان ادامه دارد.

 سیکلی که در بهترین شرایط اگر به بیشترین خروجی و بازده منجر شود، نتیجه اش خارج شدن فساد از منظر دید جامعه به صورت موقتی است. یعنی ما توده ای از یخ داریم که فقط چون سری بیرون از آب ندارد، چیزی هم نمی بینیم.

با این مقدمه بهتر می توان موضوع دادگاه های اخیر را بررسی کرد. نام این دادگاه ها را دادگاه مبارزه با مفاسد اقتصادی گذاشته اند در حالی که نگارنده معتقد است نام درست و دقیق آنها می بایست «دادگاه مبارزه با مفسدان اقتصادی» باشد.

فرق بین این دو عبارت فقط یک واژه ساده نیست. فساد یک پدیده است با علت ها و معلول های متعدد و مفسد تنها یک معلول آن پدیده کلی است؛ به عبارتی وقتی ما حرف از مبارزه با فساد و مفاسد می زنیم، نمی توانیم و نباید آن را صرفا به دادگاه مفسدان تقلیل داده و خلاصه کنیم.

تجربه دنیا در برخورد و حل پدیده فساد بوضوح نشان می دهد که برخورد با مجموعه مفسدان تنها به عنوان بخشی از پروژه حذف فساد از سیستم های حکومتی و اقتصادی کشورهاست.

بهترین نمونه در این موضوع شاید گرجستان باشد که حدود 15 سال قبل از فاسدترین کشورها در حوزه اوراسیا و شرق اروپا محسوب می شد اما با توسل به اصلاحات عمیق ساختاری و اداری و بدون رفتن به سمت برخورد پلیسی و قضایی با مفسدان، اکنون به کشوری مثال زدنی در زمینه سلامت اداری و اقتصادی تبدیل شده است.

مساله این نیست که برخورد با مفسدان اقتصادی اتفاق و اقدامی بد و ناکارآمد است. مساله این است که تکیه صرف و تنها بر این موضوع باعث بی توجهی عمدی یا سهوی از پرداختن به زمینه های فساد و برخورد با علل اصلی آن شود.

در واقع تبلیغات بیش از اندازه و پرداختن بیش از حد لازم به این دادگاه ها و نشان کردن آنها به عنوان کل پروژه مبارزه با فساد در کشور، می تواند منجر به انحرافی در این مسیر شود و زمینه های اصلی وقوع فسادها را از چشم دور بدارد.

به همین دلیل است که به نظر می رسد باید در گفتمان مبارزه با فساد کشور تحولی جدی صورت بگیرد.

هم اکنون در گفتمان مبارزه با فساد در کشور ما دو واژه و عبارت نقطه اصلی تمرکز هستند؛ یکی همین بحث دادگاه های اخیر و دیگری موضوع عدالت.

 بدون شک این دو از نیازهای اصلی موفقیت روند مبارزه با مفاسد می باشند اما باید متوجه بود که اینها اگر شرط لازم هستند، شرط کافی نیستند؛ چیزی که آنها را تکمیل کرده و به پروژه مبارزه با فساد در کشور هویت و شخصیت می دهد در نظر گرفتن فاکتورهای اساسی و لازم دیگری چون شفافیت کامل و بدون استثنا، تضمین آزادی بیان و پذیرش نیاز جدی کشور به تحول و اصلاحات بنیادین در حوزه های مختلف است.