آرشیو پنج‌شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۸، شماره ۳۵۴۰
سیاست
۶

احمد خرم در گفت و گو با «شرق»: شرط اصلاح طلبان در انتخابات دغدغه مردم باشد

گفتگو: هستی قاسمی

تحریم و انتخابات اسفندماه دو مسئله مهم پیش روی مردم ایران قلمداد می شود. تحریم ها به قدری قدرتمند است که حتی مقامات آمریکایی نیز اعلام کرده اند از این بدتر نمی شود! مقاومت مردم در برابر این تحریم ها البته روی دیگر ماجراست. اما پرسش اساسی این است؛ اکنون که جامعه ایران به ویژه طبقه فرودست در برابر فشارهای اقتصادی مقاومت پیشه کردند، آیا با یک تکرار دیگر و به دعوت جناح های مختلف در زمین بازی انتخابات حضور خواهند یافت. بر اساس این درباره مسائل مذکور با احمد خرم، وزیر راه دولت اصلاحات و فعال سیاسی اصلاح طلب به گفت وگو پرداختیم که در ادامه آن را می خوانید.
یک سال و چند ماه از خروج آمریکا از برجام می گذرد و ترامپ در ماه های اخیر فشارهایش علیه تهران را تشدید کرده است. دیپلمات های کشورمان تا چه اندازه توانسته اند آثار تحریم ها را خنثی کنند؟

 مشکل ایران، 1+5 نیست بلکه مسئله اصلی تهران، آمریکاست. به همین دلیل مسئله باید میان 1+1 می شود نه با 1+5. جهت تحقق این مهم نیز باید یک نقشه راه تهیه شود تا به وسیله آن بتوان به توافق برد- برد دست یافت. ایران باید نخست با آمریکا به توافق می رسید اما ترجیح داد که همه تخم مرغ های خود را در سبد برجام و اروپا قرار دهد که در نهایت شرایط به وضعیت کنونی منجر شد. حال آنکه اگر امروز دیدمان به آمریکا بیش از هر زمان دیگری منفی است، باید نسبت به سایر اعضای باقی مانده توافق هم منفی باشد؛ زیرا این کشورها هیچ یک دست کمی از دیگری ندارند و هرکدام به فکر منافع خود هستند. برای نمونه روسیه و چین به ایران قول داده بودند که قطع نامه ها را امضا نکنند اما هر شش قطع نامه شورای امنیت را حتی زودتر از سایرین امضا کردند. بنابراین ما باید مسئله خود را با رئیس لات های جهان حل کنیم، در غیر این صورت مذاکره با هریک از این کشورها به تنهایی فایده ای ندارد؛ چراکه اخیرا رئیس جمهور در گفت وگویی با مکرون گفته بود ایران باید نفت خود را بفروشد تا مسئله تامین مواد غذایی و دارویش حل شود اما رئیس جمهور فرانسه زیر بار نرفت. امروز مسئله این نیست که آمریکا بد است و اعضای توافق هسته ای خوب هستند. زیرا همه این کشورها وقتی منافعشان تامین نشود، گردن کشی می کنند. بنابراین از آنجا که به نظر می رسد شرایط فراهم شده، باید نشست و مسئله را حل کرد و با رسیدن به توافق، مردم را از مخمصه کنونی خارج کرد. ورود به مذاکره اقدام درست و قهرمانانه ای بود که وزارت خارجه و دولت مسئولیت آن را بر عهده گرفت و توافق هسته ای سال 94 به عنوان دومین مذاکره دیپلماتیک و ارزشمند بعد از حمله روس ها به ایران یا قرارداد ترکمانچای در تاریخ ماندگار شد. البته اشتباه اساسی در برجام این بود که با مهره اصلی وارد مذاکره نشده بودیم. از این رو، نخست باید مشکل را با آمریکا حل کرد. به همین دلیل هم دولت باید دیپلماسی قوی تری اعمال کند. در مقطع کنونی وزیر خارجه هیچ کاری جز رایزنی با مقامات اروپایی و سایر کشورها نباید داشته باشد و باید از این کشور به کشور دیگر سفر کند تا بتواند از طریق دیپلماسی از میزان فشارهای آمریکا بکاهد. در مقطع فشرده کنونی باید یک دپیلماسی سنگین اعمال کرد تا آمریکا از موضع خود کوتاه بیایید و بتوان مذاکره کرد. این توافق باید برد_ برد و به نفع ایران باشد. قبل از هر توافقی نیز باید ابتدا تحریم ها رفع شود و ایران با فروش نفت مشکلات خود را حل کند.

عده ای همچنان بر این اعتقادند اکنون به دلیل وجودنداشتن شرایط مناسب جهت مذاکره باید از طریق اروپا وارد شد؛ در این صورت تاچه اندازه می توان به نتیجه امیدوار  بود؟

اروپا بارها اعلام کرد ما حتی یک بشکه نفت هم نمی توانیم از ایران بخریم. ازاین رو، ایران اکنون به چهار کشور هند، چین، کره و ژاپن نفت می فروشد. در مقابل هم کالای اساسی مورد نیاز خود را می خواهد که 90 درصد این کالاها هم در اختیار آمریکاست اما این کشور اجازه انعقاد قرارداد را به هیچ روی نمی دهد. باید اذعان داشت که مشکلات ایران با فروش نفت به چهار کشور هند، چین، کره و ژاپن حل نمی شود. اگر اروپایی ها از ایران نفت خریداری کنند و یک خط اعتباری یورو باز شود، بخش عمده ای از مشکلات ایران حل خواهد شد اما بازهم این یک راه حل موقت و کوتاه مدت است. زیرا اروپا از جریمه های آمریکا هراس دارد؛ چراکه اگر دو کشتی اروپایی توقیف شود، آبروی این کشورها خواهد رفت. بنابراین بدیهی است که به هیچ روی در چنین شرایطی نفت ایران را خریداری نخواهند کرد. به همین دلیل ایران باید نیاز ارزی خود را از کشورهایی تامین کند که بازرسی ای بر آنها اعمال نمی شود. 

اکنون شرایط به گونه ای است که به دلیل مشکلات اقتصادی، برخی بر این اعتقادند که حضور مردم در انتخابات کمرنگ خواهد بود و اصولگرایان فاتح مجلس یازدهم خواهند شد، نظر شما چیست؟

در انتخابات مجلس تا حدی انگیزه مردم برای مشارکت فعال، محلی است. به همین دلیل حضور مردم در انتخابات مجلس آینده نیز مطلوب خواهد بود. اما به هر روی، اصلاح طلبان حاضر نیستند  تحت هر شرایطی حضور شورآفرینی در انتخابات داشته باشند زیرا در صورتی که مطالبات مردم بدون پاسخ باقی بماند،  روی کاهش مشارکت و رای شان نیز تاثیر خواهد گذاشت. به همین دلیل نیز این انگیزه باید از سوی حاکمیت در مردم ایجاد شود. اجازه حضور به چهره های سرشناس و دغدغه مند، زمینه را برای مشارکت حداکثری همه طیف های جامعه در انتخابات پیش رو فراهم کند. علاوه بر این، مردم مطالبات اقتصادی دارند که عدم تحقق آن، تاثیری منفی روی جامعه گذاشته است. بخشی از جامعه ایران مطالبات سیاسی دارند و باید سخن خود را مطرح کنند اما برعکس با آنها برخورد می شود. آزادی قلم، بیان و مطبوعات مسائلی است که جامعه روی آنها حساسیت دارد. به طوری که اکنون جامعه درصدی از اطلاعات خود را از شبکه های ماهواره ای و اجتماعی تامین می کند. 

به همین دلیل باید به این مطالبات هر چه زودتر پاسخ داده شود و شورای نگهبان نیز باید در چارچوب خود انصاف را رعایت کند و مراقب باشد  بی جهت با آبروی کاندیدا بازی نشود. اگر این مسائل رعایت شود، بدون تردید مردم با انگیزه و نشاط وارد صحنه انتخابات خواهند شد.

  برخی اصلاح طلبان معتقدند حضورشان در انتخابات باید مشروط باشد. با توجه به وضعیت موجود حضور مشروط جریان اصلاحات در انتخابات تا چه اندازه ثمربخش است؟

 سه حالت برای حضور اصلاح طلبان در انتخابات می توان متصور بود: نخست؛ شرکت نکردن- دوم؛ حضور بی قیدوشرط و سوم؛ حضور مشروط در انتخابات. حالت اول از دید اصلاح طلبان مردود است. در واقع هیچ گاه هیچ اصلاح طلبی به دنبال تحریم انتخابات نبوده و نیست. انتخابات بلاشرط هم نمی تواند باشد زیرا همواره در انتخابات های گذشته کاندیدای سرشناس و رده یک این جریان از سوی شورای نگهبان رد صلاحیت و در نهایت کاندیدای رده چهارم- پنجم از میان جریان اصلاح طلب انتخاب شدند و به مجلس راه یافتند. به همین دلیل اصلاح طلبان هیچ راهی جز حضور مشروط در انتخابات ندارند. از این رو، شرط اصلاحات باید دغدغه و مطالبات مردم باشد. اگر به راستی حاکمیت به دنبال برگزاری انتخاباتی پرشور است، نخست باید اطلاعات درست و دقیق از وضعیت موجود به مردم ارائه دهد و سپس برای پاسخ به مطالبات عمومی گامی بردارد. شواری نگهبان هم نباید در مسیر بررسی صلاحیت ها از خط انصاف خارج شود. برای نمونه، شش ماه پس از دوره تصدی گری در وزارت راه و شهرسازی برای نامزدی مجلس ثبت نام کردم اما به دلایلی از جمله سوءشهرت ردصلاحیت شدم! سوءشهرت مفهوم بسیار سنگین و ناپسندی در میان عموم دارد. پس از ارسال نامه ای از سوی بنده به شورای نگهبان، این نهاد طی تجدیدنظری بند سوءشهرت را حذف کرد. بنابراین وقتی چنین تهمت هایی به افراد وارد می شود، دیگر نمی توان انتظار داشت  افراد خود و خانواده هایشان در انتخابات شرکت کنند. به همین دلیل باید تاکید کرد مشارکت مشروط منطقی ترین و درست ترین تصمیمی است که اصلاح طلبان اتخاذ کردند.

اگر سخت گیری ها کاهش پیدا کند و ما شاهد رد صلاحیت های گسترده سال 94 نباشیم، باوجود تحقق نیافتن مطالبات عمومی باز هم می توان شاهد پیروزی اصلاحات در انتخابات پیش رو بود؟

مردم اگر سمت گیری مثبت را از سوی حاکمیت به ویژه در حوزه معیشتی و اقتصادی مشاهده کنند، قطعا با انگیزه بالایی در انتخابات شرکت خواهند کرد. امروز مهم ترین مشکل مرم در حوزه مسکن، اشتغال و... است. وقتی اطلاعات نادرست به مردم داده می شود، نباید انتظار اعتماد و مشارکت از مردم داشت. برای نمونه در سال گذشته 750 هزار شغل ایجاد شده است. اما با یک بررسی ساده می توان دریافت در مقابل، 750 هزار فرصت شغل ایجادشده در سال گذشته هم از بین رفته است. 80 درصد کارگاه های جواهرسازی در اصفهان است که اکنون 40 درصدشان در حال فعالیت هستند. بنابراین چگونه ممکن است  وقتی 40 درصد کارگاه ها تعطیل است، نرخ بی کاری پایین آمده باشد؟ اگر مسئولان به سمت کاهش نرخ بی کاری، امنیت شغلی، حداقل ثابت بودن سفره مردم و... حرکت کنند، در این صورت می توان تا حدی به مشارکت عمومی و نتیجه انتخابات امیدوار بود. 

به عنوان سوال پایانی، فرض را بر این بگیریم که شروط اصلاح طلبان پذیرفته شود، در این صورت اصلاح طلبان با اعتماد عمومی به ویژه طیف خاکستری باید چه کار کنند؟

در مقاطع انتخابات اگر شروط تحقق پیدا کند، بستر و ابزار تشویق و ترغیب جامعه برای حضور در انتخابات فراهم می شود. اگر تصمیم مردم بر عدم حضور در انتخابات باشد در صورتی که تلاش حاکمیت برای بهبود اوضاع را مشاهده کنند، قطعا تجدیدنظر خواهند کرد چراکه جامعه ایران بسیار منعطف است. ازاین رو، تصور می شود اگرچه مردم در فشار به سر می برند اما وقتی سمت گیری حاکمیت و دولت برای بهبود وضعیت در حوزه داخلی و بین المللی را مشاهده کنند، در صحنه انتخابات حضور پیدا خواهند کرد اما دیپلماسی ضعیف و متوسط تاثیر منفی روی مردم می گذارد چراکه معیشت جامعه با لغو تحریم ها و توافقات احتمالی آتی گره خورده است. وقتی فروش نفت به کمتر از 500  هزار بشکه برسد، قطعا کشور دچار مشکل جدی می شود. امروز سوال همه بخش ها و طبقات جامعه ایران این است که چه خواهد شد. مردم اکنون بیش از هر زمان دیگری نگران آینده شان هستند. بنابراین باید تلاش کرد  دغدغه مردم در ماه های آتی به انگیزه مثبت برای حضور در انتخابات تبدیل شود.