آرشیو دو‌شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۸، شماره ۳۵۴۹
حوادث
۱۱

سوءظن؛ انگیزه پسر جوان از جنایت خانوادگی

دانشجوی حقوق که به خاطر ظن به عمه و دخترعمه اش آنها را مورد هدف قرار داده و عمه اش را به قتل رسانده است، به زودی در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه می شود.

به گزارش خبرنگار ما، یک سال قبل خبر تیراندازی مرگباری مقابل یک آرایشگاه در ورامین به ماموران پلیس داده شد. شهروندان اعلام کردند زنی کشته و دختر جوانی نیز زخمی شده است. وقتی ماموران به محل رسیدند، تحقیقات خود را آغاز کردند و ابتدا فرد مجروح را به بیمارستان رساندند و سپس جسد را به پزشکی قانونی بردند. در تحقیقات اولیه مشخص شد که فرد ضارب از اقوام دو زن است. یکی از شاهدان گفت: پسری جوان با موتور به سراغ این دو زن آمد. او با اسلحه به یکی از آنها شلیک کرد و می خواست به نفر دوم شلیک کند که نتوانست. فکر می کنم اسلحه مشکلی پیدا کرد.، به همین دلیل چاقو درآورد و با چاقو دختر جوان را زد.

ماموران در بررسی ها متوجه شدند مقتول زنی 35 ساله به نام لاله است که روز حادثه با خواهرزاده اش، مینا، به آرایشگاه رفته بودند. تحقیق از خانواده این دو نفر نشان داد آنها در آرایشگاه کار می کردند. وقتی پدر لاله مورد پرسش قرار گرفت، گفت: دخترم از شوهرش جدا شده بود، شوهرش اعتیاد داشت و مدام به خاطر خلاف بازداشتش می کردند و او را به زندان می انداختند. دخترم تصمیم گرفت جدا شود، اما شوهرش فکر می کرد دخترم به او خیانت کرده است. لاله با خواهرزاده اش در آرایشگاه کار می کرد و خرجی خودشان را درمی آوردند، هرچند داماد سابقم، رحیم، در زندان است، اما من فکر می کنم او در این قتل نقش داشته، ضمن اینکه نوه پسری ام، مهرداد، هم با شوهرعمه سابقش در ارتباط است و من فکر می کنم او هم در این قتل نقش داشته.

وقتی ماموران مهرداد را بازداشت کردند، او به قتل عمه اش اعتراف کرد و گفت قصد کشتن دخترعمه اش را هم داشته، اما موفق نشده است. این جوان 25 ساله که دانشجوی ترم ششم حقوق بود، به ماموران گفت: مینا دخترعمه بزرگ من بود و او را دوست داشتم. گاهی با هم صحبت می کردیم و تعصب خاصی روی او پیدا کرده بودم. او 22 ساله بود و با عمه کوچکم، لاله، به خاطر فاصله سنی کمی که داشتند ارتباط خوبی داشت. آنها با هم کار می کردند و گاهی هم بیرون می رفتند تا اینکه عمه ام لاله تصمیم گرفت طلاق بگیرد. شوهرعمه ام رحیم معتاد بود، اما زندگی اش را خیلی دوست داشت. وقتی رحیم به زندان افتاد، عمه ام تصمیم گرفت جدا شود. یک روز رحیم به من گفت علت این جدایی فساد اخلاقی عمه ام است و او مینا را هم مثل خودش فاسد کرده. رحیم مدام این حرف را تکرار می کرد تا اینکه یک روز به من گفت تلفن های عمه ام را بررسی کرده و متوجه شده او با یکی از دوستان نزدیکش رابطه دارد. من روی این مسئله خیلی حساس بودم، به مینا گفتم دیگر حق ندارد به آرایشگاه برود و کار کند، اما او قبول نمی کرد. خانواده خودش هم حمایتش می کردند و می گفتند من اشتباه می کنم، اما من تصمیمم را گرفتم. مینا و لاله را تعقیب کردم و مقابل در آرایشگاه با اسلحه شکاری به سمت آنها شلیک کردم. اول لاله را زدم، بعد خواستم مینا را بزنم که اسلحه گیر کرد.

متهم ادامه داد: زمان حادثه دوستم، سعید، با من بود، چاقویی را از او گرفتم و با چاقو مینا را هم زدم. رحیم شوهر عمه ام گفته بود تو قتل را انجام بده، من گردن می گیرم. من هم قبول کردم.

درحالی که تحقیقات از این جوان ادامه داشت، از بیمارستان به ماموران خبر رسید مینا تحت عمل جراحی قرار گرفته و زنده مانده است و می تواند صحبت کند. این دختر وقتی مورد پرسش قرار گرفت، گفت: مهرداد مدام به من و مینا گیر می داد و می گفت شما فاسد هستید و باید بگویید در آرایشگاه چه می کنید. او نظر همه اعضای خانواده را نسبت به ما تغییر داده بود. او یک روز به من گفت باید مطمئن شود جایی که ما کار می کنیم آرایشگاه است. خواست فیلم دوربین های آرایشگاه را ببیند، گفتم آرایشگاه دوربین ندارد، اما فیش هایی را که مشتریان پرداخت کرده بودند بردم و نشانش دادم. از صاحب آرایشگاه هم خواستم تا با مهرداد صحبت کند. او هم این کار را کرد، اما مهرداد زیر بار نمی رفت تا اینکه من و لاله را زد.

پلیس رحیم را هم که در زندان به سر می برد بازجویی کرد. او گفت: همسرم به من خیانت می کرد و بارها گفته بودم این کار را نکند. آخرین بار که زندان بودم، از من طلاق گرفت و مطمئن شدم خیانت کرده است و برای همین طلاق می گیرد. تصمیم گرفتم از طریق برادرزاده اش او را بکشم.

ماموران همچنین جوانی دیگر را که در این قتل همدستی کرده و مهرداد را با موتور به محل رسانده بود، شناسایی و بازداشت کردند. با تکمیل پرونده و شکایت مینا برای مجازات مهرداد و همچنین درخواست قصاص از سوی اولیای دم مقتول، کیفرخواست علیه متهمان صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه 5 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. متهمان به زودی پای میز محاکمه می روند.