آرشیو دو‌شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۸، شماره ۳۵۴۹
دیپلماسی
۱۵

آیا ناسیونالیسم ترکی را می توان به راه آورد؟

دکتر فریدون مجلسی

تجاوز ترکیه به سرزمین های کردنشین سوریه و عراق تازگی ندارد. هربار به بهانه ضربه زدن، تعقیب و بازگشت برای مقابله با شورشیان بود. جدی ترین تجاوز عمیق و طولانی و با نیروی زرهی با نقاب و هزینه عربی در پوشش داعش بود که بعدها دامان اروپا و خودشان را هم گرفت و به جنگی طولانی بدل شد. این بار بهانه ها رنگ بهانه جویانه یافته است. شاید شکست دوجانبه ترکیه این حمله را انتقام جویانه تر کرده باشد. یکی شکست دستیابی به منابع نفتی موصل و سوریه در پوشش داعش و دیگر شکست حزب عدالت و توسعه پس از یک دوره طولانی حکومت در چند انتخابات که به پیروزی نیروهای مدنی با مشارکت کردها و علوی ها و ابطال انتخابات و تغییر قانون اساسی و عملا مادام العمرکردن حکومت آقای اردوغان انجامید و آخرین شکست انتخابات شهرداری استانبول بود که با وجود ابطال در دور دوم نیروهای ترقی طلب آرای حتی بیشتری آوردند. احتمالا این شکست ها که دامنه آن به داخل حزب عدالت و توسعه و انشعاب دوستان پیشین هم انجامید ظاهرا آقای اردوغان را خشمگین کرده است و شاید اردوغان با درپیش گرفتن سیاست پوپولیستی می اندیشد که با درگیرشدن در جنگی قومی و برانگیختن احساسات ملی عوام و جلب حمایت آنان بتواند شکست های متوالی خود را جبران کند. روس ها ادامه تجاوز ترکیه را تقبیح کرده اند. دولت ایران نیز در شرایط دشواری قرار گرفته، اما این اقدام ترکیه را تقبیح کرده است. اما اقدامی خطیر و جدی، در شرایطی که فاجعه ای بشری در برابر ما رخ می دهد و خویشاوندان کرد ما را تهدید به نسل کشی می کند، نیاز به پاسخی جدی و بین المللی دارد. ترکیه به بهانه اینکه کردهای سوریه به شورشیان کرد ترکیه پناه می دهند، می خواهد اولا باریکه امنیتی 30کیلومتری را در مرز خود از جمعیت خالی کند و ثانیا ترکیب جمعیتی مناطق مرزی سوریه را با اسکان دادن میلیونی پناهندگان عربی که در جریان جنگ داخلی از سوریه به آن کشور گریخته اند کاملا تغییر دهد و عربی کند. به این ترتیب یک اقلیم عربی در سوریه پدید می آید که به جای وفاداری به دولت مرکزی از ترکیه تبعیت خواهد کرد. کردهای سوریه که پس از تاخیری در جنگ داخلی با دریافت کمک های مادی و نظامی از آمریکا تدریجا از دولت مرکزی رویگردان شدند، اکنون برای نجات و آینده خود و برخلاف تمایل ترکیه باید به دولت مرکزی روی بیاورند.

اقلیم کردستان عراق نیز در روابط خود با ترکیه با دلی چرکین و احتیاط رفتار خواهد کرد. ایران نیز علاوه بر تلاش برای جلوگیری از فاجعه انسانی، نباید احترام به احساسات کردهای ایرانی و نیز احترام کردان منطقه که ایران را تنها خویشاوند و پناه خود در منطقه می دانند، نادیده بگیرد. اکنون کردهای سوریه که با دریافت آموزش نظامی و کسب تجربه موفق شدند در شکست داعش نقش مهمی بازی کنند، در شرایطی قرار دارند که انگیزه ای برای مقاومت در برابر متجاوزان خواهد بود و ترکیه را که در موقعیت اقتصادی تاریخی مناسبی قرار دارد، به ورطه ای خطرناک می کشاند و می تواند برای آن کشور گران تمام شود.

چند روز پیش در کلیپی باورنکردنی یک مفتی دولتی ترکیه را دیدیم که با هیجان و دشنام بسیار نظامیان را به کشتن کردها تشویق می کرد و نیز شاهد منظره قتل دو جوان اسیر کرد با گلوله خلاص بودم. این حرکات زشت هنگامی باورکردنی شد که در اخبار مانند این سخنان را از دهان شخص آقای اردوغان شنیدیم که کردها را به کفر و زرتشتی گری متهم  می کرد! این سخنان نژادپرستانه فقط گریز ترکیه را از اتهامات تاریخی جنایات قومی علیه علوی ها، ارامنی ها و آسوری ها در آناتولی و علیه آذری ها و اقلیت های دیگر در قارص دشوار می کند. به کاربردن عنوان زرتشتی برای کردان نه فقط هشداری درباره ریشه های جنایات داعش نسبت به ایزدی ها و کردان دیگر در کوبانی و سنجار است و نه فقط اهانت به کردها بلکه اهانت به همه اقوام ایرانی است. جا دارد دولت ایران از طرح این قوم کشی در شورای امنیت سازمان ملل حمایت کند. این رفتار باید درس عبرتی برای دولت سوریه و سایر دولت های منطقه نیز باشد که نسبت به همه شهروندان خود با احترام و برابری و بدون هرگونه تبعیض رفتار کنند.