آرشیو پنج‌شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۸، شماره ۴۵۰۴
صفحه آخر
۱۶
در حوالی ادبیات

همسفر آلمانی دن کیشوت

اسدالله امرایی

کتاب سفر دریایی با دن کیشوت اثر توماس مان با ترجمه خوب محمود حدادی از زبان آلمانی در نشر نو منتشر شده است. سال 1934 توماس مان، بنا به دعوت ناشر امریکایی آثارش آلفرد ناف به منظور ایراد یک سلسله سخنرانی و رونمایی از کتاب یوسف و برادران برای اولین بار به امریکا رفت. آن زمان تنها راه عبور از اقیانوس اطلس و رسیدن به امریکا راه دریایی بود و کشتی اقیانوس پیما. توماس مان در این سفر ترجمه چهارجلدی رمان دن کیشوت را می خواند و در تفسیر لطایف و طنز آن یادداشت هایی می نوشت. در آن زمان یک سالی می شد که هیتلر در آلمان به قدرت رسیده بود و در پی آن توماس مان به دلیل نگاه های ضدفاشیستی به ناچار از وطن خود رانده شده بود و در زوریخ اقامت داشت. «چه، اینان به همان خوبی که او یا هرکس دیگری اسپانیایی اند و در اسپانیایی که پس از ریشه کن کردن آنها پاک تر نه که برعکس، تنها فقیرتر خواهد بود، به دنیا آمده اند و این کشور وطن واقعی و طبیعی آنهاست و چنانکه از این خاک جداشان کنند، همه جا غریب خواهند بود و همه جا این حرف بر زبان شان که «در کشور ما روش این کار چنین بود و چنان بود» یعنی که بهتر بود. سروانتس که نویسنده ای بی چیز و وابسته است، وفاداری به حکومت را سخت لازم دارد. با این حال پس از آنکه یک آن سینه خود را آلوده دروغ می کند، صفحه آن را بارها بهتر از اسپانیایی پاک می کند که پاکی خود را در پالایش نژادی می بیند. وی بی رحمی فرمانی را به نقد می کشد که پیش تر تاییدش کرده بود، البته نه مستقیم، اما به این وسیله که بر وطن دوستی راندگان تایید می کند. حتی به خود جرات می دهد سخن از «آزادی مسلک» به میان بیاورد. چه، ریکوت تعریف می کند که از راه ایتالیا خود را به آلمان که کشوری خوب و بردبار است و مردم آن به «مسائل جزیی» کاری ندارند و در آن هرکس به شیوه ای زندگی می کند که خودش آن را درست می داند، بلکه در بیشتر جاهای آن می شود با همه گونه مسلک آزاد زندگی کرد. حال با چنین شرحی نوبت من بود که غرور ملی احساس کنم. اگرچه سخنانی که این غرور را در دل من بیدار می کردند، به زمانی دور تعلق داشتند. تعریف وطن شنیدن از زبان بیگانه، همیشه دلنشین است.» محمود حدادی از مترجمانی است که آهسته و پیوسته مدام در کار ساختن پل های فرهنگی بین نویسندگان آلمانی زبان و علاقه مندان ایرانی آن ادبیات است که از قضای روزگار کم هم نیستند و بزرگان ادب آن حوزه ادبی را معرفی می کند و قلمی شیوا دارد.