آرشیو یک‌شنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۸، شماره ۷۱۹۹
صفحه اول
۱
یادداشت

«مساله شناسی» در چرخش تداوم و تکرار

خسرو طالب زاده

«شهر تهران در زمانی بسیار کوتاه، به طرز ناهماهنگی رشد کرده و توسعه یافته است. این رشد و توسعه نسنجیده و حتی بلامقدمه آغاز شد و بدان سان پیشرفت کرد که ضعف و ناهماهنگی سازمان های اداری را بیشتر ساخت و بهت زدگی خاصی برای اولیای امور، در برخورد با این مسائل ایجاد کرد. نتیجه این امر انباشتن دشواری ها روی هم است که مشکلات مهمی در بررسی و مطالعه این مسائل به وجود آورده و رفع دشواری ها و معایب موجود را از حدود امکانات فوری خارج ساخته است.»

عبارت یادشده که بر «انباشت دشواری ها»ی غیرقابل «رفع فوری» اشاره دارد، سخنرانی و نتیجه یافته های پژوهشی اخیر در مورد شهر تهران و مسائل آن در سال 98 نیست، بلکه مربوط به مقدمه کتابی است که در سال 43 منتشر شد و این کتاب محصول همایشی با عنوان «سخنرانی ها و گزارش هایی در نخستین همایش بررسی مسائل شهر تهران» است که در اردیبهشت 1341 توسط موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران به مدیریت احسان نراقی برنامه ریزی و اجرا شد. در این همایش که حدود 50 نفر از استادان و کارشناسان و مدیران ارشد معماری، شهری، فنی، عمرانی، شهرسازی، مهندسی، شهرداری و... در یک هفته و به طور مستمر شرکت کردند در قالب کتابی 600 صفحه ای ارائه و منتشر شده است. چهره های مشهوری مانند احسان نراقی، دکتر غلامحسین صدیقی، مهندس مهدی بازرگان، مهندس هوشنگ سیحون و... در این همایش حضور داشتند. در واقع جامعه نخبگان و مدیران ارشد شهری در این همایش دیدگاه های خود را در زمینه های گوناگون مانند مسائل عمومی، مرفولوژی و عمران شهری، عمران و شهر و خدمات عمومی، مسکن، ناهنجاری ها و بیماری های شهر تهران، مسائل شهرداری و... در بیش از50 سخنرانی بیان کردند که از این نظر این کتاب مرجعی برای پژوهش در موضوع مسائل شهر تهران است.

تاریخ تکرار می شود و در اسفند 1356 پژوهشی با عنوان «گزارش اجمالی درباره تهران؛ وضع موجود و پیشنهادات» توسط دبیرخانه شورای نظارت بر شهر تهران صورت گرفت که این پژوهش در کتابی با عنوان «تهران 56؛ سیمای تهران در پژوهشی فراموش شده» به تازگی منتشر شده است. در این پژوهش حدود 180 صفحه ای همان موضوعات و مسائل گذشته شهری، معماری، شهرسازی، فنی و ترافیک و... در ریخت علمی تر و ادبیاتی منسجم تر گزارش می شود.

نویسندگان و محققان (دکتر محسن گودرزی و دکتر آرش نصر اصفهانی) بازنشر این «پژوهش فراموش شده» در مورد محتوای این پژوهش در مقدمه کتاب (صفحه 11) می نویسند: «از دید نویسندگان گزارش مشکلات تهران همچون حاشیه نشینی، شکاف جنوب و شمال شهر، افزایش پرشتاب جمعیت و توسعه کالبدی نتیجه سیاست های کلان اقتصادی است... نویسندگان این گزارش آثار سیاست های کلان کشور را بر ایجاد وضعیت مشکل زای تهران بررسی می کنند و نشان می دهند که بوروکراسی شهر توان حل مشکلات برآمده را ندارد.»

اگر بر کتاب ها، مقالات، گزارش ها و همایش ها با موضوع مسائل شهر تهران که در دهه اخیر منتشر یا برگزار شده، نگاهی گذرا و مروری کلی شود و با همایش سال 41 و گزارش سال 56 مقایسه اجمالی گردد، بخوبی نشان داده می شود که مسائل شهر تهران همانند همایش ها و پژوهش ها درباره شهر تهران دچار «دور تکرار» و «سیر گردشی» شده است. فرق امر گردشی با امر ثابت فقط این است که امر گردشی همان امر ثابت است که در زمان سیری در خود دارد. مسائل شهر تهران ثابت اما گردشی است و در زمان گردش دارد و در مکان دائما در حرکت به سمت گسترده تر شدن است. از این منظر میان پژوهش ها و همایش های «فراموش شده» و «زنده» فرق چندانی وجود ندارد، مسائل شهر تهران با بزرگ شدن قواره و مقیاس شهر بزرگ تر و با پیچیده تر و متنوع تر شدن شهر و فرهنگ و فضاهای شهری، آنها نیز پیچیده تر، افزون تر و بزرگ تر شده اند اما همچنان شهر تهران دچار مساله جمعیت، ترافیک و آلودگی هوا، ریزدانه های فرسوده، شهر نازیبا، بی قواره و نامهندسی و معماری و سیمای منظر آشفته و آلودگی بصری و صوتی، آسیب های اجتماعی، فقر، بزهکاری و... است و از خلال این متون و منابع، یک نتیجه اجمالی اما جانفرسا و تاسف بار چون خوره روح را می آزارد؛ «مسائل» (چه شهری و چه اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی)، به نقل از مقدمه کتاب همایش سال 41، «انباشت» می شوند، اما درمان نمی شوند. ما با میراث مسائل تاریخ دار و پیر سر و کار داریم.

در ورای این پژوهش ها و همایش ها  نکته اصلی و اساسی که «فراموش شده»، این پرسش است که چرا در هیچ دوره ای (نسبتا) هیچ مساله ای حل نمی شود و فقط به تاخیر می افتد یا افتاده می شود.

از مدیری به مدیری بعدی و از پژوهشگری به پژوهشگر بعدی، مساله دست به دست می شود یا به مدیر و پژوهشگر بعدی پاس داده و واگذار می شود. اما همه پژوهشگران و همه مدیران بواقع در گزارش عملکرد یا گزارش یافته های تحقیق خود دارند پیشنهاد و اقدام برای حل «مساله» می کنند. اما «مساله» همچون نیرویی جان سخت بر پا ایستاده است و به رفع شدن تن نمی سپرد. گویی دولت و عرصه مدیریت، زمین بازی ای شده که بازیگران (پژوهشگران و مدیران) آن مسائل را «از حال به حال» و از «حال به آینده» به هم پاس می دهند. مدیران روز نخست مدیریت خود کنتور زمان را در اداره خود صفر می کنند و مبدا تاریخ اداره خود را با «خود» بازتنظیم می کنند و با نادیده انگاشتن تجربه «دیگری» (مدیر قبلی) سرمشق «تحول خواهی،» «ابداع» و «نوآوری» را مشق می کنند و تعلیم می دهند. محققان و پژوهشگران نیز در نقش بازاریابانی مدرن و خوش برخورد و خوش بیان از سوی موسسات یا دانشگاه ها نیز در جست وجوی کشف «پارادایم نو»، «نگاه نو» و «متاخر» و «بی بدیل» به شناخت «مساله» و مساله شناسی هستند و فهرست و سیاهه ده تایی و صدتایی و... مسائل کشور را نو به نو و به روز شده ارائه می کنند و بازار رقابت کشف «مساله نو» دهه ها است که گرم است. پژوهشگران حرفه ای تنها لطفی که به مسائل گذشته و تحقیق پیشینیان خود (اهل تحقیق) می کنند، این مسائل و آثار را در «ادبیات و پیشینه تحقیق» نام می برند و یک «عبارت کلیشه ای» را مداوما در مقدمه پروپوزال خود تکرار می کنند و به هم پاس می دهند که «اگرچه درباره این موضوع، پیشتر تحقیقات بسیاری شده اما آن گونه که شایسته و بایسته موضوع تحقیق است، به موضوع پرداخته نشده و «ضرورت و اهمیت» موضوع تحقیق درباره مساله و موضوع از منظری نوین و تکنیکی روزآمد و به روش تحقیقی مدرن تر همچنان وجود دارد.» البته برخی مدعی اندک بودن تحقیقات گذشتگان هستند و معلوم نیست کی این اندک بسیار خواهد شد و نیز معلوم نیست داور این بازی ها کی سوت پایان را خواهد زد که زمان رسمی و وقت اضافه بازی «مساله شناسی» تمام شد و وقت اجرا و حل مساله فرا رسیده است. مساله مساله شناسی و جاویدان شدن حل نشدن مساله در ایران این است که مساله زمانی به رسمیت شناخته می شود که فاقد زمان و مکان و نو و جدید باشد. «تاریخ مساله» در ایران مساله نیست. زیرا مدیریت در ایران تاریخ ندارد. مساله هر مدیری و محققی با مساله دیگری باید فرق داشته باشد تا مدیر مجرب و خلاق محسوب شود. مساله در ایران تاریخ مصرف دارد که با خود مدیر و محقق تولید و تاریخش منقضی می شود و همانند اثر و نظریه که اگر گرد زمان بر آن نشسته باشد، اعتباری نخواهد داشت و این منش مدیریت دولتی ایرانی، از بینش خوش متعارف «تجددخواهی» و «سنت گریزی» سرچشمه می گیرد. بگذریم که برخی مدیران دنبال طرح ها و مسائل «زودبازده» هستند تا روبان افتتاح طرح ها و پروژه ها را در زمان خود ببرند. این رویکرد و رویه مدیریت را به «آیین» و «نمایش» بدل کرده است. به توصیه محققان مساله شناسی عینی و نامجرد همان مساله ای است که در حال مساله کاربردی و عملیاتی باشد و بازه زمانی آن هم بیش از یک و دو ساله به طول نینجامد. در این وضعیت بی شک آیندگانی در چهل یا 60 سال دیگر چنین یادداشتی را خواهند نوشت که در دهه 90 تحقیقات و مطالعات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در کشف مسائل صورت گرفته بود و تمامی نخبگان با وجود اعمال تکنیک های آینده شناسی و آینده نگاری و آینده انگاری مسائلی را نام بردند و فهرست کردند که هنوز حل و رفع نشده باقی است و مسائل همچنان در دوره تکرار و بازتولید و سیر گردشی است. تقدیس و تکریم «مساله شناسی» راه به جایی نخواهد برد و این بازی مدت هاست وقت اضافه اش هم تمام شده است مگر اینکه مدیران بخواهند یک بار برای همیشه تصمیم کدام «یک» مساله تاریخی را در قلمرو کاری و در زمان مدیریت خود حل کنند و به آیندگان پاس ندهند و فقط «یک» مساله بنیادی و اساسی. این یک ها در دهه های آینده بی شمار خواهد بود.