آرشیو چهار‌شنبه ۸ آبان ۱۳۹۸، شماره ۳۵۶۰
روزنامه فردا
۱۶
تلویزیون می توانست به حل مشکل کمک کند (1)

تحلیل

دکتر اعظم راودراد

تلویزیون به عنوان رسانه ملی و به دلیل جذب مخاطبان فراگیر در چهار گوشه ایران، بیشتر از هر رسانه ای می تواند در هدایت رخدادی مانند مسئله ایدز در لردگان به سمت حل مسئله، تاثیرگذار باشد؛ اما این مهم اتفاق نمی افتد و این اتفاق نیفتادن دلایلی دارد:

اول اینکه در سال های طولانی و به دلیل سوگیری ها و یک جانبه نگری های تلویزیون در مسائل مختلف رخ داده در جامعه، فاصله ای بین مردم و این رسانه ملی افتاده و در اصطلاح باعث سلب اعتماد عمومی از آن شده است. برای اینکه تلویزیون بتواند در مسائل اجتماعی موثر باشد و به حل آنها در حد خودش کمک کند، لازم است بیش از هر چیزی به سمت اعتمادسازی برود. در این صورت، موفق خواهد شد مردم را متوجه حقایقی کنند که از این رسانه پخش می شوند.

دوم اینکه تلویزیون می تواند ضمن پخش اخبار و برنامه های تحلیلی و تفسیری درباره رخداد لردگان، برای آگاهی مردم نیز برنامه بسازد. به این ترتیب که همه حرف هایی را که از سوی گروه های مختلف در این باره زده شده است، از زبان کارشناسان بیان کند و از سوی کارشناسان دیگر به آنها پاسخ دهد؛ اگر واقعا پاسخی وجود دارد. نه اینکه حرف های وزیر و وکیل را پخش کند که صرفا همدیگر را در این موضوع متهم می کنند. 

در حالی که در این مقطع، مهم یافتن مقصر نیست، بلکه مهم آماده سازی مردم برای حفظ آرامش و نحوه مواجهه با این مسئله است تا بتوان از بحران عبور کرد. باید در این برنامه های تحلیلی، صحبت های موافق و مخالف پخش شود تا مردم بدانند همه نظرها گفته می شود و به رسانه اعتماد کنند. اگر این اتفاق نیفتد، دنبال منابع بیگانه می روند و سعی می کنند از آنجا حقیقت مسئله خود را بیابند. 

کار شبکه خبر تلویزیون همین است که به تضارب آرا برای مواجهه بهتر با مسئله پیش آمده درباره ایدز در لردگان میدان بدهد و برنامه های تحلیلی را در این زمینه تولید و پخش کند. این گونه بهتر می توان به نتایج درست تر و حقایق موجود دست یافت. چنین رفتاری می تواند زمینه ساز بازگشت همان اعتماد از دست رفته شود و مردم نیز می توانند با استدلال و منطق، مسائل این گونه را از رسانه ملی دنبال کنند. هر مطلبی با این روش از حالت یک طرفه و دیکته شده بیرون می آید.

شاید زمانی که هیچ رسانه جایگزینی وجود نداشت، نگاه جاری در تلویزیون که همواره مسائل را از دیدگاه یکسویه ای به نمایش می گذارد، جواب می داد و هر چیزی از همین رسانه پذیرفته می شد؛ اما اکنون با وجود شبکه های ماهواره ای، فضای مجازی و رسانه های اجتماعی، هر موضوع واحدی می تواند از ابعاد مختلف و در بسیاری از مواقع متفاوت با آنچه از تلویزیون پخش می شود، مطرح شود. 

بنابراین کمتر می شود به راحتی مردم را نسبت به بیان هر نکته ای راضی نگه داشت. بااین حال، اگر مسائل به درستی بیان شود، این حرکت به تدریج با تغییر رویه و نگاه رسانه ملی به مسائل و نحوه اطلاع رسانی و آگاهی بخشی متناسب با مخاطب آگاه امروز، می تواند مخاطب گریخته را برگرداند و این خود برای ایجاد همبستگی و انسجام اجتماعی لازم است. مردم باید به رسانه رسمی و داخلی اعتماد کنند و در این اعتمادسازی، خود رسانه مهم ترین نقش را دارد. رسانه ملی باید در سیاست های کلی خود تجدید نظر کرده و شیوه های مقبول تری برای اطلاع رسانی و آگاهی بخشی اتخاذ کند و نگذارد همچنان مخاطبش ریزش کند که این مهم در طول زمان ممکن خواهد شد.

اما در شرایط فعلی که اعتماد مردم به دلیل روش های نامناسب رسانه ملی به آن کم است، عملا آنها به سمت فضاهای رسانه ای جایگزین مانند تلویزیون های ماهواره ای و شبکه های اجتماعی در فضای مجازی گرایش پیدا می کنند. در عین حال مردم به همین فضاهای جایگزین نیز به دلیل اختلاط میان اخبار واقعی و جعلی در آنها، چندان اعتماد ندارند و این فضا بیشتر موجب سردرگمی آنها می شود و به لحاظ روحی آسیب پذیر می شوند. مردم به ناچار با شک و تردید همه اخبار را دنبال می کنند؛ چون به هر حال می خواهند درست و غلط اخبار را بفهمند. تلویزیون می تواند و باید با تغییر رویه، درباره هر نوع خبر و مسئله ای این اعتماد را جلب کند؛ چون مردم پیامد هر خبری را دنبال می کنند و تا کشف حقیقت، دنبال آن خواهند بود.

در مسئله ایدز نیز که موضوع مورد بحث ما در این یادداشت است، تلویزیون می تواند نقش آموزشی مهمی داشته باشد و این بیماری را برای مخاطبان تشریح کند تا به اندازه ای که امروز هست، برای مردم وحشت افزا نباشد.