آرشیو دو‌شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۸، شماره ۴۷۶۶
دنیا
۴
نگاه دیگران

ریشه های نظم سیاسی: از دوران پیشاانسانی تا انقلاب فرانسه

(64)
فرانسیس فوکویاما مترجم: محمدحسین باقی

  طی دوره سلسله «ژوی شرقی»، دولت های اصیل در چین شروع به ائتلاف کردند. آنها ارتش های دائمی ایجاد کردند که از ظرفیت اجرای قوانین در تمام سرزمین تعریف شده اش برخوردار بود؛ آنها بوروکراسی هایی برای جمع آوری مالیات و اجرای قوانین خلق کردند؛ آنها اوزان و اقدامات یکنواختی را الزامی کردند؛ و زیرساخت های عمومی ای در قالب جاده ها، کانال ها و نظام های آبیاری خلق کردند. یک دولت به طور خاص، پادشاهی «کین»، پروژه نوسازی قابل توجهی را آغاز کرد که هدف مستقیم آن نظم اجتماعی پدرسالار خویشاوندمحور اوایل «ژو» بود. این پادشاهی ارتش را با دور زدن آریستوکرات های جنگجو دموکراتیزه کرد و به طور مستقیم از انبوه دهقانان سربازگیری می کرد، با سلب مالکیت از زمین داران پاتریمونیال و دادن مستقیم زمین به خانواده های دهقانان دست به اصلاح زمین در مقیاس وسیع زد و با تضعیف قدرت و پرستیژ اشراف موروثی، تحرک اجتماعی را ارتقا بخشید.

سابقه خونین چین طی دوره «ژوی شرقی»، وقتی با جوامع دیگر جنگ طلب و ستیزه جو مقایسه شود، برجسته می شود. یک محقق تخمین زده که طی دوران 294 ساله «دوره بهار و پاییز»، بیش از 1211 جنگ میان «ایالت های» چینی درگرفت. در تمام این دوره، فقط یک بازه 38 ساله آرامش وجود داشت. بیش از 110 واحد سیاسی طی این دوره منقرض شدند. طی 254 سال بعدی دوره «ایالات متخاصم»، 468 جنگ به وقوع پیوست که فقط 89 سال آن در آرامش بود. تعداد کل جنگ ها فقط به این دلیل کاهش یافت که تعداد ایالت هایی که به طرز چشمگیری فتح و ادغام را از سر گذراندند، افت کرد. طی «دوره ایالات متخاصم»، 16 ایالت به دست 7 ایالت که طی این دوره باقی ماندند، منقرض شدند. اما جنگ هایی هم که رخ می دادند به لحاظ مقیاس و مدت زمان به طور چشمگیری افزایش یافتند. طی «دوره بهار و پاییز» برخی جنگ ها مشتمل بر نبردی واحد [نبرد میان دو واحد سیاسی بود] بودند و فقط یک روز ادامه می یافت. با حرکت به روزهای پایانی «دوره ایالات متخاصم» محاصره برای ماه ها و جنگ برای سال ها به طول می انجامید و این شامل ارتش هایی می شد که تعدادشان به 500 هزار سرباز هم می رسید.

در مقایسه با دیگر جوامع نظامی گرا، چین دوران «ژو» بسیار خشن بود. براساس یک تخمین، دولت «کین» موفق شد 8 تا 20 درصد از کل جمعیت خود را بسیج کند، در مقایسه با یک درصد برای جمهوری روم و 2/ 5 درصد برای «اتحادیه دلوس یونان» [Greek Delian League: اتحادیه دلوس ائتلافی از شهر-دولت های یونان به رهبری آتنی ها بود که در سال 478 قبل از میلاد برای رهایی شهرهای یونان شرقی از دست ایرانیان (هخامنشیان) تشکیل شده بودند. این ائتلاف در حقیقت دفاعی در برابر انتقام احتمالی ایرانیان به دنبال پیروزی های یونان در ماراتن، سالامیس و پلاتای در اوایل قرن 5 قبل از میلاد بود] نرخ بسیج در اوایل اروپای مدرن حتی پایین تر بود. تلفات هم به مقیاسی بی سابقه بود. «لیوی» گزارش می دهد که جمهوری روم در شکست هایش در دریاچه تراسیمن و کانای تقریبا 50 هزار سرباز را از دست داد؛ یک تذکره نویس چینی ادعا می کند که در یک جنگ در سال 293 قبل از میلاد 240 هزار سرباز و در 260 قبل از میلاد در جنگی دیگر حدود 450 هزار سرباز جان خود را از دست دادند. در مجموع، گفته شده دولت «کین» بیش از 5/ 1 میلیون سرباز از ایالت های دیگر را در فاصله 356 و 236 قبل از میلاد کشته است. تمام این آمارها از سوی مورخان آماری به شدت اغراق شده و غیرقابل راستی آزمایی اعلام شده اما همچنان قابل توجه است که آمارهای چینی ها در مرتبه ای بس بالاتر از همقطاران غربی شان قرار دارد.

گذار و تغییر از ارابه ها به پیاده نظام به عنوان هسته اصلی قدرت چشمگیر ارتش چین توازی های آشکاری با گذار و تغییر از شوالیه های به شدت مسلح به ارتش های پیاده نظام متشکل از کمانداران و سربازان نیزه دار در اروپا دارد. هیچ یک از این تحولات موقعیت اجتماعی آریستوکراسی را که تشکیل دهنده ارابه رانان و شوالیه ها بود، افزایش نداد. در هر دو تمدن، این فقط نخبگان آریستوکرات بودند که از توان تجهیز خود به سبک قدیمی جنگاوری برخوردار بوده و از آموزش تخصصی لازم برای این نقش ها برخوردار بودند؛ در حالی که به نظر می رسد محرک این گذار عمدتا تغییر در فناوری بوده اما همچنین محتمل است که صفوف آریستوکراسی به طور مستمر در چین نحیف شده و تعداد کمی از متخصصان نظامی بسیار آموزش دیده را باقی گذاشت.

 نوآوری های نهادی رخ داده به واسطه جنگ های دائمی

جنگ های شدید، انگیزه هایی به قدر کافی قدرتمند خلق کرد که به تخریب نهادهای قدیمی و خلق نهادهای جدید به جای آنها انجامید. این نهادهای جدید با توجه به سازماندهی نظامی، مالیات گیری، بوروکراسی، ایده ها و نوآوری های تکنولوژیکی غیرنظامی رخ دادند.

 سازماندهی نظامی

اولین پیامد این سطح بالای جنگ، با شگفتی بسیار، همانا تحول و تکامل در سازمان های نظامی دولت های متخاصم بود. چنان که پیش تر ذکر شد، جنگ ها در اوایل «دوره بهار و پاییز» ازسوی آریستوکرات های ارابه سوار در می گرفت. هر ارابه به یک ارابه سوار و لااقل دو جنگجو نیاز داشت و با یک قطار لجستیکی تا 70 سرباز همراهی می شد. راندن یک ارابه و درگیر شدن با آن مهارت های دشواری بود که به آموزشی چشمگیر نیاز داشت و بنابراین، به عنوان حرفه ها و مشاغل آریستوکراتیک مناسب بودند. پیاده نظام در این دوره تنها به عنوان نیروی کمکی خدمت می کرد.گذار از «جنگ ارابه ای» به جنگ پیاده نظام/ سواره نظام به تدریج در پایان «دوره بهار و پاییز» رخ داد. ارابه ها در ایالت های جنوبی «وو» و «یو» کاربرد محدودی داشتند چرا که این دو منطقه دارای دریاچه ها و مرداب های زیادی بود و در مناطق کوهستانی هم چندان موثر و کارآمد نبودند. سواره نظام برای اولین بار در آغاز «دوره ایالات متخاصم» ظاهر شدند که آشکارا مبتنی بودند بر تجربه نبرد با بربرهای سواره استپ های غربی. پیاده نظام با تکثیر سلاح های آهنی، کمان های پولادی و جوشن های بر تن کرده مفیدتر شده و کاربرد بهتری یافتند. ایالت غربی کین یکی از اولین ایالت ها برای سازماندهی دوباره ارتش خود بوده، ارابه ها را به نفع ترکیبی از سربازان پیاده و سواره و تا حدی به خاطر قلمرو و به دلیل فشار دائمی از سوی بربرها کنار گذاشت. ایالت «چو» اولین ایالتی بود که از مردم ایالت دیگر شروع به سربازگیری کرد آنگاه که ایالت «چن» را شکست داد و کشاورزانش را واداشت وارد خدمات نظامی شوند.