آرشیو یک‌شنبه ۳ آذر ۱۳۹۸، شماره ۳۵۷۹
روزنامه فردا
۱۶
کودکی

تبعیضی که تبدیل به خشم می شود

پیمان نامه جهانی حقوق کودک در نوامبر 1989 مورد پذیرش مجمع عمومی سازمان ملل متحد قرار گرفت تا به عنوان یک کنوانسیون بین المللی حقوق مختلف کودکان را تامین و کشورها را وادار به اجرای آن کند. کشورهایی که به این کنوانسیون بپیوندند، شکایت های مرتبط با این پیمان نامه را به کمیته حقوق کودک ارجاع می دهند. کمیته حقوق کودک ملل متحد شامل 10 کارشناس است که وظیفه ارائه پیشنهادات به کشورها را دارد. ایران در سال 72 به این پیمان نامه پیوست و نزدیک به 25 سال است که موظف شده مفاد این پیمان نامه را اجرا کند. البته موارد متعددی از نقض حقوق کودکان در دنیا وجود دارد که هنوز این کنوانسیون نتوانسته آنها را ملزم به رعایت کامل حقوق کودکان کند. 

از بین حقوق مغفول مانده کودکان، کودک آزاری جنسی، کار کودک و در نتیجه احساس تبعیض کودکان است. تمام کشورهای دنیا به جز سومالی و آمریکا پیمان نامه های جهانی حقوق کودک را پذیرفتند. بعد از جنگ جهانی دوم بحث حقوق کودکان مطرح شد که تا امروز جامع ترین سند در این خصوص بوده است. در حوزه اجتماعی نیز کودک یک مفهوم متغیر است. در کودکی یک سری آموزه های جنسیتی به کودکان داده می شود؛ مثلا «مرد که گریه نمی کند» یا یک سری آموزه ها درخصوص کار خانگی به دختربچه ها داده می شود. همه اینها را باید در مفهوم کودک در نظر گرفت و پیمان نامه حقوق کودک تا حدی این مسئله را در نظر گرفته است. یکی از مهم ترین مسائل در قالب مواد مختلف پیمان نامه بحث خشونت علیه کودکان است. این خشونت یک وجه فردی دارد که به آن کودک آزاری گفته می شود و یک وجه جمعی تر و اجتماعی تر هم دارد که آن هم خشونت سیستماتیکی است که علیه کودکان تولید و بازتولید می شود. از بدترین اشکال کار کودک، زباله گردی است. ازدواج کودکان نیز یک نوع خشونت است که خشونت جنسی هم در آن نهفته است. در پیمان نامه جهانی حقوق کودک درباره مسئله آموزش و توانمندسازی کودکان صحبت شده است؛ اینکه کودکان مطابق با شئونات جمعی و نگاه برابرطلبانه و مساوی طلبانه برخوردار از حقوق مساوی اقلیت های مختلف باشند.

 حق کودک برای تحصیل و آرامش یک مسئله مهم است. با توجه به آمار موجود کودکان خارج از چرخه تحصیل حدود یک میلیون برآورد می شوند. بخشی هم که وارد مدارس می شوند دچار این بحران هستند. مدارس غیرانتفاعی بسیار گران هستند؛ مانند مدارسی که تا صد میلیون تومان در سال از بچه ها می گیرند. این مسئله حس جامعه پذیری و نوع دوستی به صورت عام در کودکان را ضعیف می کند. خشمی که کودک فقیر نسبت به کودکان ثروتمند دارد، موجب تمایز و تعارض اجتماعی می شود و بخشی از حقوق کودک در جامعه ای که در آن نابرابری وجود دارد، از بین می رود. نظام آموزشی ما این حس را منتقل می کند. بخشی از این مسئله نیز در چرخه آموزش به صورت عام وجود دارد. بخش زیادی از خشونت علیه کودکان پنهان است