آرشیو چهار‌شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۸، شماره ۴۷۶۸
ورزش
۱۸

نه برنده می شویم و نه حتی «مدیریت ناکامی» بلدیم

داستان یک شکست همه جانبه

دنیای اقتصاد : مراسم معرفی برترین های فوتبال آسیا در سال 2019 در حالی در هنگ کنگ برگزار شد که اتفاق تلخ و ویژه این مراسم برای ما، خالی ماندن دست ایران از تمامی جوایز بود. به این ترتیب، فوتبال کشورمان نه در ویژه ترین بخش مراسم که معرفی مرد سال فوتبال آسیا بود به موفقیت رسید و توپ طلا را در دست علیرضا بیرانوند دید و نه در سایر بخش های فنی و اداری به توفیق خاصی دست یافت. ما امیدوار بودیم در فوتسال مهدی جاوید را به عنوان بازیکن برتر قاره کهن ببینیم که این امر محقق نشد؛ درست مثل جایزه برترین لژیونر که به هیونگ مین کره ای رسید و حتی عنوان تشریفاتی و کم اهمیت بهترین فدراسیون قاره که آن هم به ایران نرسید. مساله شکست در هنگ کنگ اما فراتر از عدم تصاحب چند تندیس بود و از ابعاد دیگری هم برای فوتبال ایران مایوس کننده به نظر می رسید. آیا واقعا ما راه را درست می رویم؟

 لابی؛ آری یا نه؟

بلافاصله بعد از پایان مراسم و بی بهره ماندن کشورمان از جوایز سال کنفدراسیون فوتبال آسیا، بسیاری از کارشناسان و مخاطبان این رشته ورزشی وجاهت انتخاب های کنفدراسیون را زیر سوال بردند. در این میان بیشترین اعتراض ها معطوف به عدم انتخاب علیرضا بیرانوند به عنوان مرد سال فوتبال آسیا بود و در همین زمینه کلیدواژه «لابی» بیشتر از هر چیز دیگری به کار می رفت. بسیاری بر این عقیده بودند که به طور کلی نفوذ فدراسیون فوتبال ایران در تشکیلات مدیریتی قاره بسیار اندک است و این موضوع خودش را در شکل های مختلف نشان می دهد؛ از عدم اعطای میزبانی های مهم به ایران تا حل نشدن برگزاری مسابقات نمایندگان ایران و عربستان در زمین بی طرف. این گروه از منتقدان عقیده دارند در انتخاب های کنفدراسیون فوتبال آسیا که هرگز شفافیت مدل های مشابه بین المللی را ندارد و ریز آرا هم هیچ وقت منتشر نمی شود، این نفوذ و لابی فدراسیون هاست که سرنوشت ساز می شود.

این تئوری البته مخالفانی هم دارد؛ مثلا عباس ترابیان، عضو سابق کمیته فوتسال کنفدراسیون فوتبال آسیا که ادعایی عجیب مطرح کرده است. ترابیان می گوید: «در AFC کمیته ای وجود دارد که تمام موارد و شاخص ها برای انتخاب برترین ها را بررسی می کند. به طور مثال اگر علیرضا بیرانوند در بازی با عراق آن گل ها را دریافت نمی کرد، فکر می کنم می توانست بهترین بازیکن سال آسیا شود. این کمیته حتی آخرین بازی های ملی و باشگاهی را بررسی می کند. به این دلیل که اگر اعلام کردند فلان بازیکن بهترین بازیکن سال آسیاست، او در روند نزولی نباشد که انتخاب خودشان زیر سوال برود. به همین دلیل می گویم اگر بیرانوند در بازی با عراق آن گل ها را دریافت نمی کرد، می توانست بهترین بازیکن سال آسیا شود.» ادعای ترابیان بسیار عجیب است؛ یعنی باید باور کنیم اگر دو هفته پیش بیرانوند جلوی عراق کلین شیت می کرد، الان توپ طلا را برده بود؟ اگر این ادعا را برای امسال منطقی بدانیم، باید پرسید سال گذشته چرا بیرو با اینکه حتی تا زمان اهدای جوایز هم شرایط خوبی داشت، باز توپ طلا را نگرفت؟

فاجعه ای به نام اطلاع رسانی

جنبه دردناک تر ماجرا این است که ما حتی در «مدیریت ناکامی» هم مهارت نداریم. در شرایطی که علیرضا بیرانوند برای شرکت در مراسم برترین های سال آسیا راهی هنگ کنگ شده بود، مدیر روابط عمومی وزارت ورزش 24 ساعت پیش از آغاز مراسم از شکست قطعی علیرضا خبر داد و حال همه را گرفت. به هر حال عجیب نیست که مدیران وزارتخانه زودتر از سایرین در جریان اخبار قرار بگیرند، نکته عجیب این است که یکی مثل مازیار ناظمی به خودش اجازه بدهد چنین خبری را یک روز زودتر منتشر کند و روح و روان ورزشکار ما و هواداران فوتبال ایران را به هم بریزد. این البته اولین گاف ناظمی نیست و اصولا  از او غیر از این هم انتظار نمی رود، اما واکنش بعدی وزارتخانه حتی مایوس کننده تر بود؛ جایی که پایگاه اینترنتی وزارت ورزش بعد از مشاهده بازتاب های بسیار منفی رفتار ناظمی، تنها در فاصله چند ساعت به آغاز مراسم، مصاحبه ای از قول یکی دیگر از مدیران وزارتخانه منتشر کرد و به نقل از او از شانس بالای بیرانوند برای فتح توپ طلا خبر داد؛ ادعایی که به وضوح جنبه تلاش برای اصلاح اشتباه قبلی را داشت و مطابق انتظار موفق هم نبود؛ چون فقط چند ساعت بعد نتایج روشن شد. کاش حالا که نمی توانید برای فوتبال ایران دستاورد داشته باشید، حداقل خبر باخت های بی پایان مان را با حسن سلیقه بیشتری منتشر کنید! آیا این هم توقع زیادی است؟