آرشیو چهار‌شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۸، شماره ۹۶۴۹
صفحه آخر
۱۲

«رسالت» نقش آموزش عالی در تربیت نیروی انسانی ماهر برای صنعت را بررسی می کند

صنعت بی دانشگاه، دانشگاه بی صنعت

محسن رفیعی

در دنیای کنونی تکنولوژی عامل اصلی ایجاد ثروت و معیاری از توانمندی کشورهاست و از آن به عنوان قوی ترین عامل در توسعه ملی یاد می شود. طبق تعاریف دانشمندان، تکنولوژی را می توان قائم بر چهار رکن اصلی دانست: انسان ، ماشین ، سازمان و اطلاعات که با تعامل آن ها می توان به توسعه اقتصادی و پیشرفت های زیادی در زمینه های مختلف دست یافت. از میان موارد گفته شده، نیروی انسانی مهمترین و محوری ترین رکن به حساب می آید و ارکان دیگر کاملا وابسته به آن می باشند. حال سوال این است که این نیروی انسانی در کجا تربیت می شود؟ آیا متولی این امر جایی به جز دانشگاه است؟آیا نظام آموزش عالی کشور برنامه ای برای تربیت نیروی انسانی ماهر و متناسب با نیاز جامعه، صنعت و در نهایت افزایش توسعه اقتصادی دارد؟ رابطه صنعت با دانشگاه و بلعکس در کشور ما چگونه است؟ دولت چه نقشی را باید در تسهیل این رابطه ایفا کند؟ البته پاسخ به این سوالات بنیادی در قالب چند جمله بسیار مشکل است. چراکه کم کاری مسئولین کشور درسطوح بالا و نبود سازوکاری کارآمد در این رابطه باعث ایجاد گره های کور و حتی در جاهایی منجر به ناامید دانشجویان، فارغ التحصیلان و اساتید شده است. اما در این مجال سعی می کنم به اختصار به تشریح وظایف و مشکلات آن ها بپردازم و در انتها راه کارهایی را پیشنهاد دهم. در ابتدا از دانشگاه شروع می کنم. دانشگاه به عنوان یکی از سه ضلع مثلث دانشگاه، دولت و صنعت، وظایف مهم و محوری ای را در این بین دارد. از جمله وظایف دانشگاه ها آموزش و ارتقای دانشجویان جهت آمادگی برای حضور در بازار کار است و همچنین به طور موازی به روز نگهداشتن صنعت و شناخت و برطرف کردن نیاز های تحقیقاتی آن. اما متاسفانه در عمل این اتفاق نمی افتد. دانشگاه های ما بیشتر وقت خود را صرف انتقال دانش می کنند. یعنی دانش را از یک کشور پیشرفته یا توسعه یافته به دانشجو انتقال می دهند و تازمانی که این دانش در کشور بومی نشود و صرفا انتقال آن صورت گرفته باشد، نمی تواند گره ای از صنعت باز کند. همین مسئله باعث شده تا شکاف عمیقی بین علم و صنعت در کشور مشاهده شود. صنعت ما منتظر افراد مدرک دار و تحصیلات عالی نیست. بیشتر نیازمند افرادی ماهر و خلاق است که بتوانند ایده دهند و آن را به اجرا برسانند. در نهایت باید گفت که دانشگاه، صنعت را از خودش محروم کرده و ما شاهد صنعت بی دانشگاه هستیم. در این حین نیز باید به کم کاری های صنعت و دولت نیز اشاره کرد. صنعت نتوانسته افق بلند مدتی را برای خود متصور شود و در آن از دانشگاه ها استفاده کند. به نظر می رسد اغلب به دنبال سود کوتاه مدت هستند و به آن راضی اند. گاها مشاهده می شود که صنعت به دنبال افزایش مزیت تولیدات خود نبوده است . با نگاهی به اوضاع و احوال خودروسازی و کیفیت آن در کشور می توانید این موضوع را مشاهده کنید. شاید علت اصلی آن کم بودن فضای رقابتی در صنعت باشد که علت های گوناگونی دارد. از طرفی دولت باید نقش اتصال دهنده دانشگاه با صنعت را ایفا کند و مانع جزیره ای شدن آن ها شود . در انتها راه کارهایی را برای پیوند مبارک صنعت و دانشگاه می توان پیشنهاد داد: 1- اعمال سیاست های تشویقی بیشتر دولت مانند تخفیف های مالیاتی برای صنایعی که با دانشگاه رابطه مناسبی دارند. 2- ارتقای اعضای هیئت علمی ای که با تحقیقات کاربردی خود در صنعت توانسته اند اثر گذار باشند.3- بازنگری جدی در برخی از سرفصل های آموزشی و گرفتن مشاوره از صنعت گران برای تدوین آن (مثلا جای گذاری واحدهای صنعتی به جای برخی از واحدهای عمومی) 4- ایجاد سازو کاری کارآمد تر در اجرای کار آموزی دانشجویان در صنعت و مکلف کردن آن ها به حضور تمام وقت . 

5- استفاده از صنعت گران در تدریس برخی از دروس دانشگاهی که می تواند بسیار راه گشا باشد. 6- گرفتن استعلام از صنعت قبل از تعریف پروژه در مقاطع کارشناسی، ارشد و دکترا و انتخاب موضوع های آن ها با دقت بیشتر. 7- ایجاد فرهنگ سازی و افزایش سطح آگاهی دانشجویان در جهت تغییر زاویه دیدشان به صنعت که باید با همت رسانه های گروهی انجام شود. 8- ایجاد کارگروه های صنعتی با حضور دانشجویان در دانشگاه و قرار دادن انواع تشویق ها برای دانشجویان فعال در این کارگروه.