آرشیو یک‌شنبه ۱۵ دی ۱۳۹۸، شماره ۳۶۱۵
صفحه اول
۱
یادداشت

نقشه راه «سپاه قدس»

حمزه پاریاب

تکرار پرافتخار عنوان شهید، آن چنان در تارک و تاریخ همه ارکان نیروهای مسلح کشورمان تنیده شده که شنیدن خبر آسمانی شدن فرماندهی شجاع و همیشه حاضر در خط مقدم نبرد، در عین تکان دهنده و تلخ بودن، نمی توانست اتفاقی کم نظیر محسوب شود؛ چنانچه رهبر انقلاب اسفند سال گذشته و در زمان اعطای نشان عالی ذوالفقار به سرلشکر سلیمانی، بیان کردند: «ایشان بارها، بارها و بارها جان خودشان را در معرض تهاجم دشمن قرار داده اند». شاید در انظار و برآورد عمومی، چنین حضور شجاعانه و عاشقانه ای برای دفاع از انقلاب و ملت های منطقه، بزرگ ترین ویژگی و نماد حاج قاسم محسوب شود؛ اما آنچه در این حضور بیش از 20ساله در منصب فرماندهی سپاه قدس، برای کشورمان به یادگار خواهد ماند و ثمره آن تا سال های سال، ایران و کشورهای دور و نزدیک را بهره مند می کند، نقشه راه و ساختاری بود که آن شهید در سال های گذشته بنیان گذاشت.  به همین خاطر می توان یکی از ارکان تدبیر رهبر انقلاب برای انتصاب فرمانده جدید این نیرو را در حالی که فقط چند ساعت از شهادت سرلشکر سلیمانی می گذشت، در همین نتیجه دید؛ چراکه به روال معمول و سابق، انتخاب یک فرمانده مهم در نیروهای مسلح، آن هم به عنوان فرمانده نیروی قدس، با بررسی سوابق و برنامه گزینه ها صورت می گیرد که آن هم نیازمند حداقل چند روز زمان است و در عین حال، حکم فرمانده کل قوا برای انتصاب سردار سرتیپ اسماعیل قاآنی، فرمانده جدید سپاه قدس نیز به صراحت بر این تاکید دارد که «برنامه آن نیرو عینا همان برنامه دوران فرماندهی شهید سلیمانی است».چنان اماره هایی حاکی از آن است که حاج قاسم چنان نهادی بنا کرده بود که برای تداوم آن مسیر، هم فرماندهی اصلح و آشنا به امور

-مانند سردار قاآنی- در این چارت و ماموریت ها، آبدیده شده و آماده ادامه دادن این مسیر خواهد بود و هم ماموریت ها و برنامه های مدون شده از سوی سرلشکر سلیمانی، جامع و بی کم و کاست محسوس است.به همین خاطر، می توان به صراحت و روشنی اهمیت علاقه مندی و تاکید فرمانده شهید سپاه قدس را بر ضرورت زنده کردن مفاهیم و شعارهای انقلابی در میان ملت های منطقه و بی توجهی به خط کشی تکفیری ها با مفاهیمی مانند شیعه و سنی در مبارزه با استکبار و اشغالگران درک کرد. همین رویکردها بود در سوریه و عراقی که بخش اعظم آن در اشغال داعش بود، سرزمین هایی را آزاد کرد، گسترش ناگهانی و ترسناک داعش را که تا مرزهای کشورمان رسیده بود، با نیروهای همان کشورها مهار کرد و مفهوم مقاومت را معنایی بخشید که افکار عمومی ملت های منطقه به خوبی تفاوت آن را با سایر نسخه های خارجی درک کنند.با توجه به اینکه شیوه و منطق کاری نیروی قدس در هر نقطه ای که نیازمند کمک از سوی جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران برای دفاع از خاک و جان خود بوده اند، فعال کردن ظرفیت های خفته همان کشور و ملت است، بنابراین ممارست و همفکری طولانی سردار قاآنی در جایگاه جانشین فرمانده و سایر ارکان نیرو با سرلشکر سلیمانی، نشان داد این انتصاب در راستای تحقق همان راهبرد نهایی است که رهبر انقلاب از سال 1368 برای سپاه قدس تعیین کرده اند و آن هم «تشکیل هسته های مردمی در سراسر جهان» است.درست است که ویژگی های کم نظیر فردی و عظمت شخصیتی حاج قاسم در ایجاد اتحادی ماندگار میان پاسداران انقلاب اسلامی و طیف وسیعی از حماس و حزب الله تا فاطمیون، زینبیون و حیدریون، غیر قابل توصیف و بیان است؛ اما نمی توان شجره ای را که ایشان از سال 1376 به تنومندسازی و شاخ و برگ دادنش همت شبانه روزی گمارده بود، قائم به فرد دانست؛ چراکه ذهن استراتژیک و آینده نگرانه شهید سلیمانی، قطعا پیش بینی روزهایی را می کرد که به دست شقی ترین دشمنان ایران شهید شوند و آنگاه، برنامه ها و طراحی های بعدی نیازمند نیرویی تازه اما باتجربه در همان ساختار مشخص شده باشد.فقدان فرماندهی با نگاه دیپلماسی انقلابی که در عین حال، سربازی با بیشترین ماموریت در جبهه های نبرد و خط مقدم محسوب می شد تا سال های سال برای ایران و بسیاری از ملت های دوستدار استقلال، تلخ و باورنکردنی خواهد بود؛ اما اتفاق های پس از شهادت به ویژه حکم رهبر انقلاب - هم از نظر محتوایی و هم مصداقی- نشان داد فرماندهان هوشمند، مومن و مردمی در میان نیروهای مسلح کشورمان کم نیستند و رویش های جدید حتما موجب غافلگیری میدانی و راهبردی قاتلان سردار محبوب خواهد شد.