آرشیو یک‌شنبه ۱۵ دی ۱۳۹۸، شماره ۳۶۱۵
دیپلماسی
۶
یادداشت

شخصیت سردار قاسم سلیمانی چه چیزی دارد که او را به یک فرمانده مقتدر بدل کرده است؟

راز محبوبیت یک فرمانده

مهدی ملک محمد

روان شناسان شخصیت هشدار می دهند که شخصیت آدمی بسیار پیچیده است و برای شناخت آن حتما باید ابزارهای متعددی مانند آزمون های شخصیت، مصاحبه های بالینی و مشاهده علمی داشت تا شاید بتوان اندکی از شخصیت پیچیده هر آدمی را شناخت. این هشدار را باید جدی تر گرفت. وقتی می خواهی درباره شخصیتی مانند سردار شهید قاسم سلیمانی نظر علمی بدهی باید رازورمز او را بشناسی، چراکه او شخصیتی کم حرف و در سایه بود و اطلاعات چندانی از رفتارها و گفتارهایش در دست نیست تا از آن طریق بتوان شخصیتش را شناخت. اما روان شناسان شخصیت نیز می دانند که آدمی کنجکاو است و این کنجکاوی گاه در مورد شخصیت های در سایه و ناشناخته بیشتر می شود، به همین دلیل برخی از روان شناسان شخصیت بیان کرده اند در صورتی که با فقدان یا کمبود اطلاعات بالینی (نتایج آزمون ها یا مصاحبه های بالینی) مواجه شده ایم، می توان از منابع دیگر اطلاعاتی نظیر رصد رفتارها و گفتارهای فرد و خاطرات نزدیکانش به ویژگی های شخصیت او پی برد. حال، سوال دیگری که مطرح می شود این است که این ویژگی های شخصیتی چه هستند؟ روان شناسان شخصیت هر یک از منظری به این سوال پاسخ داده اند. شاید بتوان گفت مهم ترین و کامل ترین پاسخ را می توان در مدل پنج عامل بزرگ شخصیت که دو روان شناس به نام های «پل کاستا» و «رابرت مک کری» طراحی کرده اند، یافت. این پنج عامل بزرگ و تعیین کننده شخصیت آدمی عبارتند از: «روان رنجوری (N)، برون گرایی (E)، گشوده بودن به تجربه های جدید (O)، توافق پذیری (A) و وجدانی بودن (C)». حال با توجه به منابع اطلاعاتی موجود می توان شخصیت سردار قاسم سلیمانی را در این پنج عامل بررسی کرد.

در عامل روان رنجوری، شش ویژگی بررسی می شود: اضطراب، خشم، افسردگی، شرم، تکانش گری و آسیب پذیری در برابر استرس. تصاویر و فیلم های منتشرشده از فرمانده سپاه قدس ایران، گواه قطعی است بر اینکه سطح اضطراب و افسردگی و آسیب پذیری اش در برابر استرس در سطح بسیار پایینی قرار دارد. لبخندهای همیشگی او و آرامش نهفته در رفتار و گفتارش نشانمان می دهد این فرمانده محبوب ایرانی در وضعیت های نظامی پرالتهابی که سال ها تجربه کرده، تحت کنترل پنج ویژگی اضطراب، خشم، افسردگی، شرم و تکانش گری قرار نمی گیرد و نیز، استرس های طبیعی وظایف خطیر او نتوانسته اند او را از میدان به در کنند. اظهارات ژنرال بازنشسته ارتش آمریکا، استنلی مک کریستال، این موضوع را به خوبی روشن می کند: «او (سلیمانی) کارهایش را با آرامش و اثربخشی فوق العاده انجام می دهد».

یا در روایتی دیگر، ناظم دباغ، نماینده حکومت اقلیم کردستان در ایران می گوید: «آرامش ایشان (سلیمانی) را فقط باید در جلسات ببینید. او به شکلی باورنکردنی آرام است. نمی دانم چطور بیشتر توضیح بدهم». در بررسی عامل برون گرایی می توان با اتکا به حضور اندک سردار سلیمانی در رسانه ها و علاقه او به بودن در سایه حدس زد که درون گرایی اش بر برون گرایی غالب است.

به دلیل همین سطح بالای درون گرایی است که چند رسانه خارجی عنوان «ژنرال نخبه و مرموز ایرانی» را به او داده اند. به گواه دوستان و نزدیکانش، سردار سلیمانی در تمامی جلسات، مختصر و مفید سخن می گفت و میل برون گرایان به پرحرفی و رفتارهای نمایشی پرهیاهو در او دیده نمی شد.

ناظم دباغ دراین باره می گوید: «او حرف وحدیثش را طول نمی دهد. حرف زدنش سریع، مختصر و مفید است». البته درون گرایی بالای فرمانده محبوب ایرانی ماهیتی متناقض دارد؛ فرمانده سپاه قدس ایران با وجود نقش فعالی که ایفا می کرد، بسیار کم در رسانه ها حضور داشت. حضور چندسال اخیر او در رسانه ها نیز به نظر نمی رسد به میل خود باشد و از سر ضرورت بود. قرارنگرفتن در کانون توجه، آن هم از سوی شخصیتی مانند سردار قاسم سلیمانی که حضوری فعال و مهم در عرصه عراق و مبارزه با داعش داشته و نامش بارها توسط مقامات سیاسی غربی و رسانه ها برده شده، شخصیتی رازگونه به او داده است که گاه روایت هایی که درستی و نادرستی اش را نمی توان اثبات کرد بر سر دهان ها می افتاد و او که از قرارگرفتن در کانون توجه دوری می کرد، توجهی دوچندان و گاه صدچندان می دید. «دکستر فیلکینز»، نویسنده مجله آمریکایی نیویورکر، در گزارش بیش از 10 هزار کلمه ای اش در معرفی این فرمانده ایرانی، به او لقب «فرمانده سایه ها»(Shadow Commander) یا «فرمانده پنهان» را داد. 

در بررسی عامل گشودگی به تجربه های جدید و با نظر به شواهد و اطلاعات موجود از فعالیت های سردار قاسم سلیمانی می توان دریافت این فرمانده سپاه قدس در سطح بالای این عامل قرار دارد، چراکه انتخاب فرماندهی نیرویی که در زمین های ناشناخته با دشمنان می جنگد، مهم ترین گواه برای این مدعاست. ژنرال مک کریستال در این زمینه می گوید:

در محیط های مختلفی عملیات داشته که هیچ ژنرال آمریکایی با هر میزان آزادی عملی، نداشته است.  کاستا و مک کری، شش ویژگی اعتماد، صراحت، نوع دوستی، همراهی، تواضع و دل رحمی را جزء عامل توافق پذیری برشمرده اند. با بررسی رفتار و گفتار سردار ایرانی و نیز اظهارات افرادی که او را به خوبی می شناسند، می توان نتیجه گرفت که حاج قاسم سلیمانی در عامل توافق پذیری سطح بالایی را از خود نشان می دهد که البته در نظرگاه اول شاید برای یک فرمانده عالی رتبه نظامی بعید به نظر برسد. فرماندهان نظامی غالبا خودرای و مستبدند و هیچ اعتقادی به مشورت و مذاکره ندارند. اما این موارد در رفتارها و گفتارهای قاسم سلیمانی مشاهده نمی شود.خاطره سیف الله شمس الدینی مقدم از رزمندگان غواص لشکر 41 ثارالله استان کرمان نیز روایتگر سطح بالای توافق پذیری سردار سلیمانی است:در نهر بلامه مشغول تمرین آبی بودیم. حسینیه ای بود که بچه ها برای اقامه نماز و خواندن ادعیه و عبادات آنجا حاضر می شدند. «سعید» یکی از هم رزمان شهید حمدالله شمس الدینی همیشه گوشه ای معین از نمازخانه مشغول قرائت قرآن و دعا می شد. یک روز، قبل از اینکه در حسینیه حاضر شود حاج قاسم جای او نشسته و سرش روی کتاب دعا خم بود. حاجی چفیه ای به رنگ چفیه سعید هم بر سر داشت. شهید حمدالله شمس الدینی که از بچه های شوخ طبع تخریب بود به گمان اینکه حاج قاسم، سعید است، طبق معمول شوخی هایش شروع شد و با دست ضربه ای به او زد اما بلافاصله پس از این کار متوجه شد کسی که با او شوخی کرده حاج قاسم فرمانده لشکر 41 ثارالله است. حاج قاسم چون فهمید اشتباهی رخ داده، حتی سرش را بلند نکرد. پس از این ماجرا شهید حمدالله تا چند روز از خجالت حاجی آفتابی نمی شد تا چه رسد به اینکه بخواهد معذرت خواهی کند. کفایت، نظم، وظیفه شناسی، تلاش برای موفقیت، خویشتن داری و احتیاط در تصمیم گیری عناصر پنجمین عامل بزرگ شخصیت است که وجدانی بودن ترجمه اش کردند. ناگفته پیداست که سردار رشید ایرانی مورد بحث ما در این عامل بیشترین امتیاز را کسب می کند. او که سال ها با اتکا بر این عامل شخصیتی در جنگ هشت ساله فرماندهی ممتاز بوده و پس از آن تا سال 1379 در سمت فرماندهی سپاه کرمان ماموریت سخت مبارزه با قاچاقچیان مواد مخدر و اشرار را برعهده داشته و به گواه نزدیکانش به خوبی از عهده این ماموریت برآمده، حدود 20 سال نیز در سمت فرماندهی سپاه قدس ایران با دشمنان کمین کرده پشت مرزهای ایران به مبارزه برخاست و البته به سبب همین ویژگی ها در تمامی این سال ها مورد تحسین حتی دشمنانش نیز قرار گرفته است. «جان مگوایر» افسر سابق سی آی ای دراین باره می گوید: «من یک بار با قاسم سلیمانی برخورد کردم؛ یک برخورد ناخواسته. او شبیه آن چیزی نیست که از یک فرمانده چریکی انتظار دارید. مردی اتوکشیده و توانمند است و خصوصیت های فرماندهی به شکل برجسته ای در او مشهود است؛ یک انسان حرفه ای است». شگفتا و دریغا که تنها مانع پیشروی عامل شخصیتی وجدانی بودن در سردار ایرانی، ترور او به دستور رئیس جمهوری بود که بر اساس تحلیل مفصل و دقیق دکتر دان پی مک آدامز، روان شناس مشهور آمریکایی، در تمام این پنج عامل بزرگ شخصیت در نقطه مقابل سردار سلیمانی قرار دارد. مردی که شخصیتش برخلاف سردار رشید ایرانی دارای سطح بالای روان رنجوری و برون گرایی و سطح پایین توافق پذیری و وجدانی بودن است. همین تفاوت است که سردار رشید ایرانی در میانه دی ماه سال 98 با افتخار و میزان محبوبیت بسیار جهان را وداع می کند و رئیس جمهور آمریکا با پایین ترین سطح محبوبیت، پرخاشگرانه و ناامید، دلواپس آینده سیاسی خود است.