آرشیو یک‌شنبه ۱۵ دی ۱۳۹۸، شماره ۳۶۱۵
استارتاپ
۸
مفاهیم نوآوری

نوآوری به سبک STI و DUI

هادی نیلفروشان

6- نوآوری به سبک STI و DUI

یکی از بهترین راه ها برای فهم پدیده های اقتصادی-اجتماعی و از جمله نوآوری، دسته بندی آن پدیده ها به انواع مختلف و شناخت هر یک از آن انواع است. یکی از محققان دانمارکی حوزه نوآوری با نام جنسن (Jensen) با همراهی همکارانش در سال 2007 میلادی، نوع شناسی جدیدی را از نوآوری ارائه کردند که در فهم بهتر ما از مفهوم «نوآوری» تاثیر برجسته ای داشته است.   جنسن و همکارانش معتقد بودند نوآوری ها به طور کلی ذیل یکی از دو سبک ایدئال قرار می گیرند: سبک نخست که آن را علم، فناوری و نوآوری یا

(STI (Science, Technology and Innovation نامیدند همان مسیری است که اتفاقا عموم ما از نوآوری در ذهن داریم. مسیری که از علم (دانش مستندشده) آغاز می شود، به خلق فناوری می انجامد و نهایتا با پذیرش در بازار و تامین علائق آن، نوآوری محقق می شود اما آنها سبک دومی را هم برای نوآوری شناسایی و معرفی کردند که تا قبل از آن به این درجه از وضوح به رسمیت شناخته نشده بود. این سبک از نوآوری با نام اقدام، استفاده و تعامل یا (DUI (Doing, Using, Interacting شناخته شده است. سبک دوم بر این محور استوار است که بخشی از نوآوری ها مبتنی بر دانش ضمنی و پنهانی هستند که لزوما آن دانش با انجام تحقیقات کلاسیک (اعم از پایه و کاربردی) به دست نمی آید، بلکه ضرورتا باید درگیر کار شد، تجربه کرد، استفاده کرد، به کار گرفت، با افراد صاحب تجربه و خبره وارد تعامل نزدیک و چهره به چهره شد و خلاصه باید یاد گرفت و بر اساس این یادگیری شایستگی هایی را در درون بنگاه خلق کرد تا بتوان نوآوری ایجاد کرد. در واقع اگر واژگان کلیدی سبک نخست نوآوری، عباراتی نظیر تحقیق و توسعه، دانش مستندشده، مسیر خطی نوآوری و مواردی نظیر آن است، واژگان کلیدی سبک دوم، مفاهیمی چون یادگیری، دانش ضمنی، خلق شایستگی و نظایر آن خواهد بود. اجازه دهید با یک مثال این دوگانه را بیشتر و بهتر توضیح بدهیم. نوآوری در صنعت دارو نمونه بسیار خوبی از نوآوری سبک اول است. برای توسعه نوآوری های دارویی، فرایندها از تحقیقات شروع می شوند، تحقیقاتی که بعضا بسیار بنیادین و پایه ای هستند، نتایج تحقیقات پایه وارد مسیر تحقیقات کاربردی می شوند و در ادامه فرمولاسیون و دانش فنی ساخت یک داروی جدید توسعه می یابد (خلق فناوری) و این فرمولاسیون و داروی جدید به بازار عرضه می شود. در صورتی که در بازار مورد اقبال قرار گیرد، در واقع مسیر نوآوری محقق شده است. در نقطه مقابل، صنعتی که شاید هم به صنعت دارویی نزدیک است و هم سبک نوآوری آن متفاوت است، صنعت تجهیزات پزشکی است. نوآوری در صنعت تجهیزات پزشکی عمدتا (درباره این کلمه بیشتر خواهم گفت)، از سبک دوم نوآوری تبعیت می کند، چراکه اصولا نوآوری در این صنعت مستلزم تعامل مستمر با کاربران (اغلب پزشکان و متخصصان پزشکی و جراحی) و دریافت بازخورد از آنها در مرحله به مرحله توسعه محصول یا فرایند جدید است. دوست مهندسی در این رشته که در یکی از کشورهای پیشرفته صنعتی دکترای خود را دریافت کرده است، برای من می گفت که هرچند موضوع رساله وی ساخت یک تجهیز و ابزار جدید برای عمل جراحی قلب بوده، اما یکی از اساتید مشاور وی از ابتدا یک پزشک جراح بوده و در تیم داوری رساله وی نیز پزشک جراح دیگری حضور داشته است. این به خاطر آن است که توسعه نوآوری در این صنعت، بدون استفاده کردن، به کارگرفتن، فوت و فن ها را از نزدیک لمس کردن و تعامل مستمر با مشتریان اصولا امکان پذیر نیست. حرف های گفتنی درباره این دوگانه بسیار است، ولی در این مجال اندک می خواهم یادآوری کنم که شاید نتوان هیچ صنعتی را یافت که سبک نوآوری آن مطلقا سبک یک یا دو باشد. این دو سبک و کار ارزشمند آقای جنسن، بیان دو نوع ایدئال هستند والا آنچه در واقعیت عمدتا روی می دهد، عملا ترکیبی از سبک های نوآوری یک و دو است.

اهمیت این سبک شناسی در این است که مدیریت راهبردی نوآوری ذیل این دو سبک، دو مسیر متفاوت و دو راه جداگانه خواهد داشت. بنابراین ضروری است قبل از طراحی هر راهبردی در حوزه نوآوری خودتان، سبک غالب نوآوری را در سطح بنگاه یا صنعت خودتان بشناسید.