آرشیو چهار‌شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۸، شماره ۴۵۶۳
صفحه اول
۱
جامعه

مدیر کارتابلی، مدیر توییتری

سینا قنبرپور

میز مدیران دولتی را دیده اید؟ چه مدیران ارشد، چه مدیران میانی. میز نمایندگان مجلس را چطور؟ گرچه رایانه ای گوشه ای از میز هست اما عموما کمترین استفاده را دارد. به جز فضایی محدود روی میز اصلی که شاید به اندازه یک کارتابل باشد تا مدیر بتواند محتویات آن را امضا کند عمده فضای میز مدیران انباشته از کاغذ، جزوه، پرونده و چیزهایی است که آنها را وا می دارد تا عموما از میز کنفرانس خود استفاده کنند. از سوی دیگر اصطلاحی را می توان شنید که به کدواژه از یک رفتار تبدیل شده است و نشانه یک انباشت رفتاری است؛ «مدیر کارتابلی». این اصطلاح چند موضوع را در خود جای داده است؛ نخست آنکه مدیران چه در سطح کلان و چه در سطح ارشد و میانی عموما درگیر بروکراسی اداری هستند و باید در طول روز بسیاری نامه ها را امضا کنند یا هامش بنویسند. دیگر آنکه سیستم اداری معیوب ما چنان است که مدیر ارشد مجبور است تا در جزیی ترین مسائل وارد شود و اظهارنظر کرده، تصمیم گیری کند. حالا در چنین سیستمی ابزارهای جدید علاوه بر آن رایانه روی میز هم وارد شده اند و آن ابزارهای شبکه اجتماعی در گوشی های هوشمند است. دو فرض اینجا قابل تصور است؛ یکی آنکه خود مدیر گرداننده حساب کاربری اش در شبکه اجتماعی باشد، دیگر آنکه مثل بسیاری اتفاقات دیگر فردی خارج از سیستم اداری به عنوان مسوول شبکه های اجتماعی مدیر دست به کار می شود یا در مواردی هم مشاور رسانه ای آن نهاد یا سازمان یا روابط عمومی دست به کار گرداندن این حساب کاربری می شود. اینجاست که دو اتفاق می افتد. یا خیلی دیر نسبت به کنش ها واکنش نشان می دهند چون فرد اپراتور باید در مورد هر کنش و واکنشی کسب تکلیف کند. در این موارد از آنجا که اتمسفر شبکه اجتماعی را نمی شناسند در بسیاری مواقع آنچه به آنها برای انتشار پیشنهاد می شود تصنعی و بی جان است. در مواردی هم نشانه ها حاکی از آن است که این حضور صرفا برای پرکردن یک فضاست. مناسبت ها تسلیت و تبریک گفته می شود و برخی اطلاعات در آن نشر می یابد. حال فرض کنیم خود مدیر حساب های کاربری خود شبکه های اجتماعی را مدیریت می کند. با احتساب تعداد مراجعه، تعداد تماس های معمول یک مدیر در طول روز آن هم در سیستم بروکراتیک ایران نخست این پرسش پیش می آید که اساسا یک مدیر در ایران چه زمانی فرصت پیدا می کند به شبکه های اجتماعی سر بزند؟ حال اگر آن قدر این مدیر توانمند باشد که بتواند چنین کند پرسش دیگر این است که اساسا چه قاعده و اصولی را باید مراعات کند؟ و به عبارت دیگر آیا قرار است هر چیزی را بنویسد و منتشر کند ودر هر موضوعی اظهارنظر کند؟ چه موقع باید سکوت کند و چه موقع اظهارنظر. آنچه از رفتار یکی دو تن از دولتمردان می توان برداشت کرد این است که آنها به خوبی با اتمسفر شبکه های اجتماعی آشنا هستند و می دانند در آن باید چه کنند. برای همین هم به خوبی می توانند با توییت ها و پست های خود جریان بسازند یا تاثیرگذاری کنند. بررسی این رفتارها برای آن نیست که سوژه ای برای انتقاد یا حمله به دولتمردی که در توییتر و اینستاگرام فعال است پیدا کنیم یا آن که در این شبکه ها حضور ندارد را تخطئه کنیم. مساله این است که در دنیای مدرن کنونی که برخاسته از ارتباطات است و روزبه روز آنچه تحت عنوان دهکده جهانی شناخته می شد کوچک تر می شود رفتار در شبکه های اجتماعی عملیاتی نافذ شناخته می شود. این موضوع دقیقا در برهه حساس کنونی در کشورمان مبنای بررسی قرار می گیرد که یک توییت حکم ریختن هیزم در آتش را یافت و یک توییت می توانست حکم ریختن آب بر آتش را بیابد. در میان آن همه اظهارنظرهای مختلف در زمان حیاتی هیچ یک از دولتمردان نتوانستند از این ابزار برای مدیریت افکار عمومی ایران و جهان بهره بگیرند. فرض کنید در فاصله ساعت 8 شب 19 دی98 تا نیمه شب آن روز یا وقتی که نخست وزیر کانادا نشست خبری گذاشته بود یک توییت با این مضمون توسط رییس جمهور منتشر می شد: «ایران آمادگی دارد هر احتمالی را مورد بررسی قرار دهد». یا هر توییت مبهمی که برای بررسی وضعیت پیش آمده زمان می خرید. موضوع این است که فقط راه اندازی یک حساب کاربری در شبکه های اجتماعی اهمیت ندارد مولفه های دیگری در این بازی مهم نقش آفرین هستند.