آرشیو چهار‌شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۸، شماره ۷۲۵۶
حوادث
۱۲

طلاق برای پنهانکاری همسر

گروه حوادث: پسر جوان که به خاطر عشق به همکلاسی اش با او پای سفره عقد نشسته بود فقط چند ماه بعد از این ازدواج برای طلاق راهی دادگاه خانواده شد.

منشی دادگاه زوج جوان را به داخل فرا خواند. دختر و پسری کم سن و سال بودند و به سختی می شد باور کرد در این سن که خیلی از جوانان هنوز به ازدواج هم فکر نکرده اند این دو به آخر زندگی مشترک رسیده باشند.

پسر جوان بی معطلی شروع به شرح ماجرای آشنایی و ازدواجش با غزل کرد و به قاضی گفت: من اهداف بلندی داشتم و فقط در فکر درس و تحصیل بودم به همین خاطر به دختران اطرافم بی توجه بودم اما در میان کسانی که تمایل داشتند با من دوست شوند از غزل خوشم آمد. او را بارها در کتابخانه دانشگاه دیده بودم و چند بار هم برای کمک خواستن در درس به سراغم آمده بود به همین خاطر کم کم به او علاقه مند شدم اما دوستی داشت که از همان لحظه اول احساس خوبی به او نداشتم چرا که اهل روابط آزاد و دوستی با بقیه پسرها بود می ترسیدم رفتارش روی غزل هم تاثیر بگذارد. وقتی با غزل ازدواج کردم از او خواستم رابطه اش را با آن دختر قطع کند اما حرف هایم را جدی نگرفت و حالا ما اینجا هستیم...

غزل دستش را به نشانه اعتراض بالا آورد و گفت: آقای قاضی کمک کردن و ارتباط داشتن با دوست قدیمی مگر جرم است؟!

امیر با نگاهی به قاضی گفت: ارتباط با دوستی که همه اش تو را درگیر افکار خیالی کند و به تو آموزش بدهد که دروغ بگویی و حقیقت را به من نگویی و پنهان کاری کنی جرم است.

جناب قاضی از اول قرار بر این بود که هیچ کدام دروغ نگوییم و چیزی را پنهان نکنیم اما غزل مدام به من دروغ می گوید و پنهان کاری می کند. به عنوان مثال به بهانه رفتن به کلاس زبان با دوستش به کافه می رود و وقتی من می پرسم چرا دروغ می گویی مرا مقصر معرفی می کند و می گوید خودت باعث می شوی من دروغ بگویم.

من به خاطر همسرم حتی بورسیه تحصیلی ام را رها کردم چون او را دوست داشتم ولی غزل به خاطر من حاضر نیست از دوستش بگذرد.غزل هم با لحنی تند گفت: چون تو خوشت نمی آید من نمی توانم دوستانم را کنار بگذارم.

امیر با ناراحتی ادامه داد: من همسرم و زندگی مشترکمان را دوست دارم اما با این شیوه آینده خوبی نمی بینم چون من از دروغ متنفرم و غزل نیز پنهان کاری و دروغ برایش عادت شده و متاسفانه تحت تاثیر دوستش زندگی ما را تباه کرده است.

نگاه کارشناس
امیرحسین صفدری / کارشناس حقوقی

این زوج به علت کم بودن سن شان و تصمیم گیری احساسی و انتخاب هیجانی به چاه مشکلات افتاده و هر چه امیر تلاش می کند به عنوان یک مرد این زندگی را نجات دهد تلاشش بی فایده است چرا که همسرش نمی خواهد قبول کند زندگی مجردی با زندگی متاهلی تفاوت زیادی دارد و در زندگی مشترک تعهد، وفاداری، صمیمیت، مسئولیت پذیری، درک و احترام به عقاید همدیگر، همفکری و... بسیار مهم است. از سوی دیگر پنهان کاری و دروغ آفت زندگی مشترک است. زندگی که با دروغ شکل بگیرد بنایش با یک تلنگر ساده و مشکل کوچک از بین می رود. همچنین این زوج باید یاد بگیرند که با یکدیگر درباره مشکلاتشان گفت و گو کنند و لجبازی های بچگانه را کنار بگذارند و با شناخت نقاط مشترک و گذشت و فداکاری طعم شیرین زندگی را بچشند.