آرشیو چهار‌شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۸، شماره ۵۵۷۷
رسانه
۵
گزارشک

نقدی بر اظهارات مطرح شده در شبکه افق که واکنش های فراوانی در پی داشت

مثل سردار فکر کنیم

در این چند روز ویدئوهایی از چند برنامه شبکه افق در شبکه های اجتماعی منتشر شده که با واکنش های منفی روبه رو شده است.

قضیه چه بوده؟

یکی از مجریان تلویزیون در برنامه ای که در روز تشییع شهید حاج قاسم سلیمانی از شبکه افق پخش شد، گفت:«...من تاکید دارم ما جنگ طلب نیستیم، اما گفتمانی که به آن باور داریم اقتضائاتی دارد و گاهی می طلبد ما حماسی و جهادی زندگی کنیم؛ گاهی البته شاید بیش از گاهی و من به شدت اعتقاد دارم باید یک خرده دوز این جدیت را در زندگی مان و فاصله گرفتن از بعضی مادیات هایی که تا به حال خیلی درگیرش شده ایم به دلایل مختلف، در این 40 سال متاسفانه برخی ترویجش کردند و خواستند یک زندگی نه سیخ بسوزد و نه کباب را برای ما درست کنند که یک حد میانه معتدل به نظر عاقلانه برای ما تفسیر و تبیینش کردند...اما به برکت خونی که ریخته شد ما یک تکان جدی خوردیم که یا باید آن حرف ها را ببوسیم و کنار بگذاریم، ببخشید شاید توی دوربین من نباید این حرف را بزنم ولی اگر کسی اعتقاد ندارد، جمع کند از ایران برود. برود همان جاهایی که همان رفاه و همان مدل زندگی را دارد و اگر اعتقاد داریم به نظرم باید جدی به میدان بیاییم. به نظرم امروز نشان دادیم همه ما ایرانیان به یک مدل زندگی سلحشورانه احتیاج داریم و آن مدل را نیاز داریم...»

علاوه بر او محمدصادق کوشکی و نادر طالب زاده هم در برنامه هایی از همین شبکه سخنانی گفتند که نه در خور شرایط، نه در راستای ایجاد وحدت و نه متناسب با رویکرد رسانه ملی بود.

واکنش ها

ویدئوهای اظهارنظر زینب ابوطالبی، دو روزی است در شبکه های اجتماعی دست به دست می شود و واکنش های زیادی به همراه داشته، واکنش هایی که غالبا انتقادی است. علاوه بر این مورد، صحبت های نادر طالب زاده و قیاس او میان دو حادثه دلخراش داغی بر داغ گذاشت و تعجب بسیاری را از این مجری -کارشناس که سال هاست کار رسانه می کند و انتظار می رود با قواعد آن آشنا باشد، برانگیخت. همچنین کلام پرکنایه محمدصادق کوشکی در یکی دیگر از برنامه های شبکه افق هم از جمله مواردی است که جایی در قاب سیما نداشت و در این مدت با واکنش های منفی زیادی مواجه شده است تا جایی که برخی مجریان صداوسیما هم نسبت به این لحن انتقاد کردند.

این سه اظهارنظر جنجالی و پخش آن در تلویزیون واکنش های متدینین و فعالان رسانه ای جبهه انقلاب را در پی داشت. چهره های مختلفی که معمولا مواضع انقلابی و اعتقادی دارند، با انتشار مطالبی در فضای مجازی نسبت به این اظهارات واکنش نشان دادند و مطالب مطرح شده را دور از مشی انقلابی و دینی توصیف کردند. وجه مشترک این نقدها مساله عدم انطباق مطالب گفته شده با مفاهیم انقلابی و دینی و سیره امام و رهبری و شهدا و به ویژه حاج قاسم سلیمانی بوده است. اغلب منتقدان با بازنشر سخنان شهید سردار سلیمانی درباره نوع برخورد و تعامل با کسانی که مثل ما فکر نمی کنند و به عبارتی انقلابی تعریف نمی شوند، خواستار عذرخواهی این افراد شدند.

موضع رسانه ملی، موضع سردار سلیمانی

ابوطالبی در بخشی از صحبت هایش اشاره می کند: «شاید توی دوربین من نباید این حرف را بزنم ولی...» و با اشراف به این که هر نظر شخصی جایی برای بیان در رسانه ای با ابعاد مخاطبان صداوسیما ندارد، این سخنان را می گوید. نظر شخصی جایش صفحه شخصی مجازی و... است، اما گفتن آن روی آنتن تلویزیون در روزهایی که به واسطه شرکت در مراسم تشییع سردار، وحدت کم نظیری میان اقشار مختلف مردم ایجاد شده بود، تفرقه‎آفرین و قطعا مسوولیت آن بر گرده گوینده است.

در حالی با این دست اظهارنظر ها پس از شهادت سردار مواجه می شویم که این ابدا موضع شهید سلیمانی در مواجهه با مردم از دسته ها و رسته های مختلف نبود و اساسا این سخن ها مبنای اسلامی، همدلانه و وحدت آفرین ندارد. چگونه و بر مبنای چه مذهب و تفکری می توان به این سادگی حکم به اخراج دیگران داد؛ آن هم در روزهایی که به خاطر داغ های متعدد باید بیش از پیش مراقب دل مردم بود و بی برهان و تعقل کلامی به زبان نیاورد. اگر سنگ شهیدسلیمانی را به سینه می زنیم و نگاهش را مبنای نظر خود قرار می دهیم، او 29 مرداد سال 96 در مراسمی که به مناسبت روز مسجد در حضور ائمه جماعت، رئیس رسانه ملی و... برگزار شد، سخنرانی داشت که محتوای آن کاملا با این گونه دیدگاه ها مغایرت دارد. احتمالا ویدئوی این مراسم را که پس از شهادت ایشان در فضای مجازی زیاد دست به دست می شود، دیده اید. این شهید در بخشی از سخرانی خود می گوید: «نباید گفت من و آدم های خودم. من و رفقای خودم. من و مریدهای خودم. مداح هستم با مریدهای خودم...این بی حجاب است، این باحجاب است. این چپ است، آن راست است، این اصلاح طلب است، او اصولگراست، خب پس چه کسی را می خواهید حفظ کنید؟ که را دارید حفظ می کنید؟ اینها مردم ما هستند. اینها بچه ها ما هستند. شما در خانه خودتان همه بچه‎ هایتان مثل هم هستند؟ همه متدینند؟ همه نماز شب خوان هستند؟ همه مثل هم نماز می خوانند؟ ابدا. هر که ادعا کند الکیه. متفاوتند...پدر چه کار می کند؟ پدر اداره می کند. پدر جذب می کند. یکی را با محبت. یکی را با تشر و... . به نوعی او را درون خانواده جذب می کند. حرمت خانواده را حفظ می کند. جامعه ما خانواده ماست...»

شهیدسردار سلیمانی در سخنانی دیگر هم به موضوع همبستگی میان مردم و اتحاد بیشتر بین ملت اشاره کرده و در بخشی از آن با تاکید بر این که جامعه ما خانواده ماست، گفته بود: «همان دختر کم حجاب دختر من است. دختر ما و شماست؛ نه دختر خاص من و شما، اما جامعه ماست...فقط رابطه حزب اللهی با حزب اللهی معنا ندارد. رابطه حزب اللهی با کسی که دینش ضعیف تر است موضوعیت دارد. جامعه ما خانواده ماست. اینها همه مردم ما هستند. اینها بچه های ما هستند.»  موضع رسانه ملی، همان موضع سردارشهید است؛ دیدگاهی که جامعه و اعضای متفاوت آن را همچون یک خانواده می داند.