آرشیو چهار‌شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۸، شماره ۵۵۷۷
جامعه
۱۸

گفت و گو با تعدادی از سیل زد گان سیستان و بلوچستان

دیو سیل در دیار رستم

گفتگو: لیلا شوقی

انگار نه انگار که تا همین دیروز، روستا و زمین کشاورزی وجود داشته است. حالا تا چشم می‎بیند، آب است و آب، در برخی نقاط، درختان سرشان را از آب بیرون آورده اند تا نفس بگیرند. سقف خانه‎ها هم در بعضی از جاها پیداست. حالا آن جاده ای که شبیه به ماری زخم‎خورده پر از چاله و ترک از میان دشت ها و کوهستان‎ها راه باز می‎کرد و می‎رفت هم نیست. همه خفه شده‎اند. سیل، حالا زخم گذاشته روی برخی خانه‏های گلی، حالا دیوار خانه ها ترک خورده اند، سقف‏های چوبی ریخته است و محصولات کشاورزی زیر پای سیل له شده است. این روایت سیل سیستان و بلوچستان است. روایت مظلومیت مردمی که سیل یک شبه به آنها حمله کرد و زخمی عمیق‎تر از محرومیت و کمبود زیرساخت ها بر دلشان گذاشت.

سیل مهمان شوم ز وج جوان

نوید جت - 24 ساله - معلم - روستای عورکی

 نوید می گوید این ماجرای تلخ تا مدت‏ها در ذهنش خانه خواهد کرد. او که تازه دو ماه از شروع زندگی مشترکش می‎گذرد، روز 21 دی‎ را تا ابد به عنوان تاریخی نحس به یاد می سپارد. نوید حتی لحظه حادثه را هم به خاطر دارد؛ لحظه‎ای را که آب طغیان کرد و وارد خانه‎اش شد و حتی جهاز تازه عروسش را از بین برد. نوید آن لحظه را به وضوح به یاد دارد: «هنوز آفتاب غروب نکرده بود که آب راه باز کرد و آمد داخل خانه.» نوید می‎گوید هم او و هم همسرش غافلگیر شدند و سریع خانه را ترک کردند. نوید تعریف می‏کند، آب تا نیم متر بالا آمد و تمام وسایل خانه را خراب کرد. موکت ها و فرش‎های نو رفتند زیر آب و وسایل برقی همه سوختند. شب که شد، همه پناه بردند به خانه همسایه‎ها. همسایه‏هایی که خانه‏شان مانند نوید نه در مکان های کم‎ارتفاع بلکه روی تپه ساخته شده بود.  معلم جوان می‎گوید حالا چند شبی است که سربار همسایه‏ها شده‎اند و زندگی شان بند محبت هم‏روستایی‎هاست. خرابی وسایل خانه و جهیزه، اما تنها آسیب‎هایی نیست که به این تازه داماد وارد شده است؛ همه زمین‎های کشاورزی او هم زیر آب رفته است تا شغل دوم نوید هم تقریبا از بین برود. زمین‎هایی که او ماه‏ها، زیر گرمای تابستان در آنها عرق ریخت ، بیل زد و کار کرد تا موز، کنار، پیاز و گوجه بکارد؛ زمین هایی که حالا هیچ چیز ازآنها باقی نمانده است. هرچند خسارت های مالی به او زیاد است، جت اما باز هم شاکر است: «به هیچ کدام از اعضای خانواده‎ام آسیب جانی وارد نشده است و برای همین هم باید شاکر باشیم.» نوید می‎گوید خانه بسیاری از هم روستایی‎هایش تخریب شده است. از 280خانواده‎ای که در روستای عورکی زندگی می‎کنند، تمام خانه‎های گلی که در پایین دست روستا و نه در تپه‎ها قرار دارند، تخریب شده است. نکته مهمی که نوید به آن اشاره می‎کند، بی‎برنامگی در کمک‎رسانی‎هاست. تا چند روز پیش که راه‏ها بسته بود، کسی نمی‎توانست وارد روستای آنها شود، اما حالا، یک روزی می‎شود که نیروهای مردمی وارد منطقه آنها شده اند. او توضیح می‎دهد: «مدیریت درستی در توزیع کمک‎رسانی ها وجود ندارد. در این مواقع باید از شورایاری روستا کمک گرفته شود، نیروهای مردمی اما از آنها کمک نمی گیرند و اجازه دخالت به آنها را هم نمی دهند.» همین شده که بسیاری از کمک ها به افرادی می‎رسد که نیازی هم به کمک های مردمی ندارند.

جاده آسفالته و سیل بند

محمد نقش درخشیده - 29ساله - معلم - پیرسهراب

 روز پنجشنبه بود که بعد از چند ماه بی‎بارانی، خداوند باران رحمتش را نثار منطقه دشتیاری کرد. باران رحمت الهی، چند روزی بی وقفه بارید تا این که روز شنبه، همه چیز تغییر کرد. پیرسهراب که نسبت به دیگر شهرها و روستاهایش در نقطه بالاتری قرار دارد، در محاصره باران و سیل قرار گرفت. راه‎های ارتباطی به طور کامل از بین رفت و این آب بود که دیده می شد. محمد نقش توضیح می‎دهد منطقه پیر سهراب درواقع در ارتباط با سه نقطه سیل‏زده یعنی دشتیاری از چابهار، بنت از نیک شهر و زرآباد از کنارک است و با وجود محاصره شدن و در آب ماندن، مثلث ارتباطی با این سه منطقه هم به طور کامل از بین رفت. او توضیح می‏دهد: «منطقه پیر سهراب، آسیبی ندیده است، اما این روستاهای عورکی، ظهراب، ترکانی، دج ها، جنگار، رادودج، خوشمب، زیردان، چیلسر، اورعی، دلگان ها و سندها هستند که سیل به آنها آسیب رسانده است.» سیل هم خانه‏ها و هم زمین‎های کشاورزی و باغات این روستاها را به طور کل تخریب کرده است. به جز این، درخشیده توضیح می‎دهد دام‏های روستاییان هم در سیل ناپدید شده اند و برای افرادی که تنها منبع درآمدش، زمین های روستایی ‎ و دام‎هایش هستند، چه چیز دیگری اهمیت دارد؟ داستان محاصره در پیرسهراب اما تا امروز ادامه داشت. مردم هیچ راه ارتباطی نداشتند و این سوپرمارکت‎های شهر بودند که مواد تغذیه آنها را مهیا می‎کرد. هرچند محمد نقش می‏گوید: «دیروز صبح با فروکش کردن آب، یک راه باریک باز شد.» تنها راه ارتباطی حالا همین راه باریک است. راه عبوری که البته تنها با خودرو‎های جک‏دار امکان تردد در آن وجود دارد. درست است که آب به درون روستا نفوذ نکرده است، اما این دلیل نمی‎شود آسیبی هم وجود نداشته باشد. تمام زمین‎های کشاورزی زیر آب رفته‏اند و تمام محصولات مردم یعنی، پیاز و موز از بین رفته اند؛ یعنی تنها منبع درآمد مردم. محمد نقش اما ناراحت و نگران محصولات کشاورزی نیست. او از مشکل بزرگ مردم سیل زده می گوید؛ از راه عبور نداشتن، از زیرساخت هایی که وجود ندارد و می‏گوید: «حالا همه از نیازهای ما می‎گویند. از این که برایمان غذا و لباس بفرستند. ما هیچ کدام از اینها را نمی‎خواهیم. ما راه مناسب، جاده آسفالته و سیل‎بند می خواهیم.» نیازهایی که نه در این سه چهار روزه سیل، بلکه در مدت زمان طولانی با برنامه‎ریزی و مدیریت مناسب قابل دستیابی است.

راه های در راه مانده

شهین اربابی - 50 ساله- نیروی داوطلب - زرآباد

 خانم اربابی یکی از اهالی شهرهای جنوبی، استان سیستان و بلوچستان به حساب می‎آید. داستان او از 16 سال پیش، بعد از زلزله بم شروع شد؛ از زمانی که به این نتیجه رسید باید در مناطق محروم حضور داشته باشد و بعد از آن هم حضور در مناطق محروم مانند سیستان و بلوچستان دغدغه اش شد. علاقه به بلوچستان باعث شد، بعد از این که خبر سیل بلوچستان، رسانه‎ای شد، از مشهد، سوار هواپیما بشود و برود به داد مردمی برسد که روزها و ماه‎ها با آ نها وقت گذرانده است. از همان اول هم با منطقه زرآباد کارش را شروع کرد، منطقه‏ای که عشایر در آن زندگی می‎ کنند. گیر افتادن در گل، راه و آب از پیش پا افتاده‏ترین، اتفاقاتی بوده که در این چند روز، او با آنها روبه‏رو بوده است. درست است که مردم در منطقه زرآباد، با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می کنند، اما اربابی شرایط را در مناطق دیگر بحرانی‎تر می‎داند:«شرایط برای منطقه دشتیاری و بخش بنت نیکشهر از همه سخت‎تر است.

آن طور که او می گوید در روستاهای دور افتاده شرایط ناگوار است، روستاهایی که  مسیری مناسب برای تردد ندارند. درست است که اربابی با مواد غذایی و بسته های بهداشتی به کمک اهالی بلوچستان آمده است، اما او نیاز اصلی سیل زدگان را چیز دیگری می داند. اربابی با توجه به تجربه‎اش در چابهار، معتقد است برای نجات مردم از چنین حوادثی باید راه های دسترسی را بهبود بخشید. او از راه های باریک و صعب العبور کوهستانی می‎گوید که در سیل امسال، حتی نیروهای امدادی هم توان رد شدن از آنها را نداشتند. اربابی توضیح می‎دهد: «نیروهای امدادی هم کمک‎های خود را با بالگرد به دست مردم منطقه می رسانند.» و سوال اینجاست که با چند بالگرد و با چند بار رفت و برگشت می توان بموقع کمک‎رسانی کرد؟

این نیروی داوطلب از روستایی می گوید که جنس خاکش، سخت و غیرقابل نفوذ است و بعد از هر بار بارش باران، آب در روستا جمع می‎شود و سیلاب راه‏ می‎افتاد و به مکان مناسبی برای تخمگذاری حشرات بدل می شود، حشراتی که ناقل بیماری هستند و به خاطر همین بیماری های واگیردار در این روستا به شدت رواج پیدا می کند.

از برخی مناطق خبر نداریم

یوسف شیرانی - 32 ساله - فرهنگی -  بنت

یوسف تمام لحظه‏ها را یادش هست، مو به مو و لحظه به لحظه، حتی می تواند زمان، دقیقه و ثانیه را هم دقیق بگوید. می‏گوید بارندگی در بنت، شهرستان نیک شهر از پنجشنبه شروع شد و تا صبح یکشنبه ادامه پیدا کرد. شنبه ساعت ده صبح بود که آب، ارتباط تلفنی را قطع کرد. ساعت شش عصر هم برق شهر 5000 نفره قطع شد و شهر در خاموشی و بدون ارتباط با دیگر شهرها در محاصره سیل، یکه و تنها، شب را تا صبح گذراند. صبح یکشنبه اما هم برق و هم ارتباط تلفنی برقرار شد و در همین زمان بود که این معلم جوان می گوید همه فهمیدند بنت در بحران قرار دارد. این که دیگر شهرها بفهمند بنت در شرایط خوبی نیست، یک طرف و این که خود اهالی شهر متوجه شوند در چه بحرانی گیر کرده‎اند، یک طرف دیگر قضیه است. یوسف می‏گوید: «تازه آن زمان بود که فهمیدیم سیل چقدر شدید بوده است و بسیاری از افراد دچار مشکل شده‏اند.» یوسف توضیح می‎دهد خانه او در این سیل آسیب ندیده است، اما خانه‏هایی که در پایین دست رودخانه فصلی قرار دارند، همه تخریب شده‎اند. او دلیل تخریب خانه‏ها در را این طور عنوان می‎کند: «این رودخانه سیل‏بند مناسبی ندارد.» و از سیل‏بند سنگی - توری که در سال 88، ساختش شروع شده است، می‎گوید. از این که این سیل‎بند در مدت زمان ده سال، تنها 500مترش ساخته شده است و مناسب نیست. او توضیح می‏دهد: «با این جنس از سیل‎بند نمی‎ توان جلوی آب را گرفت. سیل‎بند بتونی برای این رودخانه مناسب است.» او توضیح می‎دهد بعد از هر بار بارش شدید که رودخانه فصلی پر از آب می‎شود،  طغیان و بعد سیل، مانند یک فیلم ناخوشایند، مدام پخش و بعد تکرار و دوباره تکرار می‎شود. این اما همه ماجرا نیست. راه‎ها در بنت، هنوز به طور کامل باز نشده است. به جز یک پل ارتباطی، همه پل‎ها تخریب شده‏اند، هرچند سیل در بخش هایی فروکش کرده است، اما در سیلی که حالا نیمی از منطقه بنت نیک‎شهر را گرفتار خودش کرده است، روستاها و مناطقی هستند که هنوز خبری از آنها در دست نیست. ارتباطی که وجود ندارد و راه‏هایی که بسته شده‎اند، هیچ کدام از اهالی بنت، از دهستان‎های مهمدان، توتان و سفیدکوه خبر ندارند و نمی‎ دانند چه به سر روستاها و اهالی که آنجا زندگی می‏کرده‎اند، آمده است.

زیرساخت ها را تقویت کنید

اسکندر رامش - 33 ساله - دهیار روستای لکوکچ

 ساعت 3 و نیم صبح روز یکشنبه بود که آب غرید و پایش را گذاشت توی روستای لکوکچ. اسکندر اما می‎گوید همه مردهای ده بیدار بودند و آماده. انگار منتظر بودند اگر دشمنی حمله کند، آنها مانند سربازان، آماده دفاع باشند. به خاطر همین است که به هیچ کسی آسیب نرسیده است. آب تا یکی، دو ساعت می‎غرد، می‎ تازد و خیلی زود تمام روستا را تسخیر می کند.اهالی ده هم تا ساعت هفت و هشت صبح صبر می‎کنند و بعد که خورشید بالا می‎آید و آفتاب همه جا را روشن می کند، زن‏ها و بچه‎ها را سوار ماشین‎های شاسی‎بلندشان می‎کنند و از درون آب که حالا آرام گرفته بود، می گذرند و به شهر نگور- که نزدیکی چابهار است- می‎روند، به خانه قوم و خویش. مردهای ده اما برمی‎گردند به لکوکچ تا خانه شان را از سیل پس بگیرند. یکی دو روز بعد که آب فروکش می کند، زن ها و بچه‎ها به روستا برمی‎گردند. این اما اولین بار نیست که در روستای لکوکچ سیل می‏آید. به قول اسکندر، سیل در این روستا سابقه طولانی دارد. او از سیل سال 84 می‎گوید که دو رودخانه رابیچ و کاجو با هم غریدند و بعد سیلی آمد که او هنوز به یاد دارد. به خاطر همین است که همه اهالی این روستا، خانه‎های خود را روی تپه‎ها می‎سازند تا سیل مهمان سرزده‎شان نشود. اسکندر البته توضیح می‏دهد سیل اخیر از سیل 14 سال قبل، کم توان تر بود، چون هر دو رودخانه، با هم طغیان نکردند. درست است که اهالی روستا، هیچ آسیبی ندیده‎اند، اما خانه‎ها آسیب دیده‎است. آقای دهیار می‎گوید:«همه سرویس های بهداشتی خانه ها آسیب دیده و فاضلاب به درون روستا آمده است.» این اما تنها آسیب سیل به روستا نیست. زمین های کشاورزی همه تخریب شده است. رامش می‎گوید حتی هندوانه‎هایی که در باغچه خانه‏ها کاشته‎اند هم نابود شده است. یک خرابی، اما از همه بیشتر او را آزار می‎دهد؛ خرابی ای که با افسوس از آن یاد می‏کند. از تخریب، 7500 مترمربع جاده‎ای که تخریب شده است. مساحتی که تا همین چند ماه پیش خاکی بود و تمام زیرساخت‎هایش برای تبدیل شدن به یک جاده آسفالتی آماده شده و حالا سیل تخریب شان کرده و دیگر اثری از آنها نیست؛ نکته‎ای که برای اهالی روستا خیلی نارحت‎کننده است. به خاطر همین است که دهیار  روستای لکوکچ می گوید: «ما هیچ وسیله امدادی نمی خواهیم. فقط دوست داریم زیرساخت ها درست شود.» این موضوع برای روستایی که 700 متر از مسیر جاده اش، خاکی است، خیلی مهم‎تر از هر نیاز دیگر است.