آرشیو پنج‌شنبه ۲۶ دی ۱۳۹۸، شماره ۴۵۶۴
سیاست نامه
۶

سه شنبه بیست و ششم دی ماه 1357؛ در میان اشک و خنده، شاه رفت شاه برای همیشه از ایران رفت

ساعت 12 و 8 دقیقه امروز شاه و شهبانو در میان بدرقه آقایان شاپور بختیار نخست وزیر، جواد سعید رییس مجلس، علیقلی اردلان وزیر دربار، معینیان رییس دفتر مخصوص، بدره ای فرمانده نیروی زمینی، نشاط فرمانده گارد جاویدان، قره باغی رییس ستاد بزرگ ارتشتاران و گروهی از شخصیت های مملکتی و نظامی فرودگاه تهران را به مقصد اسوان مصر ترک کردند. خبرگزاری پارس گزارش داد: «شاهنشاه و شهبانو پس از عزیمت از کاخ نیاوران مدتی در انتظار رای اعتماد مجلس شورای ملی ماندند تا آقای بختیار نخست وزیر به فرودگاه مهرآباد رفتند. شاهنشاه پس از اطلاع از رای اعتماد مجلس شورای ملی به دولت و مدتی مذاکره با نخست وزیر در میان فضای پرحزن و اندوه حاضران که اکثرا اشک های خود را از دیگران پنهان می داشتند، تهران را به قصد مصر ترک کردند. اعلیحضرت هنگام عزیمت لباس تیره شخصی به تن داشتند و علیاحضرت کت و دامن و کلاه کرم و کیف و کفش قهوه ای پوشیده بودند. موقعی که اعلیحضرتین با بدرقه کنندگان خداحافظی می کردند عده ای از افسران مشایعت کننده خود را به پای اعلیحضرت آویخته و در حالی که گریه می کردند، به اندوه فضای فرودگاه افزوده بودند. حتی این صحنه ها چند بار باعث شد که اعلیحضرتین نیز متاثر شوند.»

روزنامه اطلاعات نوشت: «اعلیحضرتین در حالی که از طرف نخست وزیر و حاضران بدرقه می شدند با هواپیمای جت 727 شاهین در حالی که پادشاه هدایت هواپیما را به عهده داشتند فرودگاه مهرآباد را ترک کردند.»

آخرین سخنان شاه و شهبانو در فرودگاه مهرآباد

شاه در گفت وگوی کوتاهی به خبرنگاران گفت که تهران را به سوی اسوان در مصر ترک خواهند کرد و در آنجا استراحت خواهند کرد. شاه گفت: «همان طور که به هنگام تشکیل این دولت گفته بودم مدتی است که احساس خستگی می کنم و احتیاج به استراحت دارم. ضمنا گفته بودم پس از اینکه خیالم راحت شود و دولت مستقر شود به مسافرت خواهیم رفت و این سفر اکنون آغاز می شود.»

وی افزود: «امروز با رای مجلس شورای ملی که پس از رای سنا داده شد امیدوارم که دولت بتواند هم به جبران گذشته و هم در پایه گذاری آینده موفق شود و برای این کار ما مدتی همکاری و حس وطن پرستی به معنای اشد کلمه احتیاج داریم. اقتصاد ما باید راه بیفتد، مردم باید زندگی عادی شان شروع شود و پایه ریزی بهتری برای آینده بکنیم. سخن دیگری غیر از حفظ وضع مملکت و انجام وظیفه بر اساس میهن پرستی ندارم.» وی در مورد مدت سفر گفتند: این بستگی به حالت مزاجی من دارد و در حال حاضر نمی توانم دقیقا آن را مشخص کنم.» شهبانو فرح نیز در طی مصاحبه ای گفتند: «اطمینان دارم استقلال مملکت و وحدت ملی همیشه پایدار خواهد ماند و من به ملت ایران ایمان و اعتماد دارم. همین طور به فرهنگ ایران زمین اعتقاد دارم و امیدوارم و می دانم که خداوند همیشه پشت و پناه ملت ایران خواهد بود.» این تمام آن چیزی بود که شاه و شهبانو به خبرنگاران گفتند.

رفتن شاه از کشور و جشن و شادی مردم

در پی خروج شاه از کشور روزنامه اطلاعات نوشت: «همه جا نور بود، گل بود، بوسه بود و مهربانی. چهره ها باز... لب های پر از لبخند. غریو شادی به آسمان برمی خاست. مردم از ته دل می خندیدند و یکدیگر را در آغوش می گرفتند. در محلات شیرینی توزیع می کردند و در یک کلام تهران شادترین روزهای خود را پس از آن همه روزهای خونین که چهره ها از غم پوشیده شده بود، گذراند.

انتظار ساعت دو بعدازظهر به سر آمد و مردم خبردار شدند که «شاه رفت». عنوان درشت روزنامه اطلاعات، درشت ترین تیتر تاریخ روزنامه ما همین بود: «شاه رفت.»

مردم تهران به تبعیت از زعیم عالیقدر حضرت امام خمینی، سربازان را گلباران و بوسه باران می کردند. همه اتومبیل ها بدون استثنا چراغ های خود را روشن کردند و کاروان های شادی در خیابان های پایتخت به حرکت درآمد.

صدای بوق آهنگین اتومبیل ها، فضای پایتخت را پر کرده بود. در حوالی خیابان جردن، یک مرد اروپایی که ظاهرا نشان می داد که آلمانی است شعار «شاه در رفت» را به دستش گرفته بود و با مشت گره کرده اش فریاد می زد: شاه رفت، دیگه تموم شد. در مسیر خیابان پهلوی مردم فریاد می زدند «این شاه امریکایی دیگر برنمی گردد».

دیروز حوالی غروب، مردم در بسیاری از میادین مجسمه های شاه را پایین کشیدند، از جمله در میدان راه آهن، توپخانه، 24 اسفند و فلکه اول تهرانپارس. هزارها تصویر از زعیم عالیقدر حضرت امام خمینی در سطح شهر پخش شده بود و همه اتومبیل ها بدون استثنا در کنار عبارت «شاه رفت» که تیتر اطلاعات بود، تصویر حضرت امام خمینی را نیز نصب کرده بودند.

تنها در شهر اهواز بین نیروهای نظامی و مردم در گیری رخ داد که منجر به کشته و زخمی شدن عده ای شد. امام خمینی نیز پس از شنیدن خبر خارج شدن شاه از ایران گفتند: «الله اکبر.»