آرشیو پنج‌شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۸، شماره ۴۵۸۵
جلد دوم
۷
یادداشت

دانشی مرد خستگی ناپذیر

سیدعلی آل داوود

وقتی که حدود سی و پنج سال پیش نخستین بار استاد سمیعی گیلانی را در یک جشن عروسی دیدم و به راهنمایی میزبان بر سر میز می نشستم که ایشان و شادروانان ابوالحسن نجفی و رضا سیدحسینی در کنار او بودند از این دیدار پیش بینی نشده با سه تن از ناموران فرهنگ ایرا ن زمین و مترجمان برگزیده زبان فرانسه شعف و شوقی بی اندازه به من دست داد.

اندکی بعد به سبب کتابی که برای چاپ به موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی -خلف بنیاد فرهنگ ایران- سپرده بودم از آنجا اطلاع دادند که ویراستار کتاب می خواهد با شما مذاکره ای داشته باشد. به محض ورود با چهره استاد سمیعی مواجه شدم که مانند دفعه قبل کم سخن و بسیار جدی بودند. من از سال 1349 که در دانشگاه تهران درس می خواندم تاکنون یعنی مدتی نزدیک به پنجاه سال با گروه کثیری از دانشمندان، استادان، نویسندگان و مترجمان دوستی و آشنایی و مراوده داشته ام در این میان شخصیت استاد سمیعی به کلی استثناست، جدی است اما همواره مودب و صمیمی و سختگیر، هرگز ندیده ام که در داوری مقالات و کتاب ها و سپس ویرایش آنها جنبه دوستی و خویشاوندی و همکار و امثال آنها را در کار خود راه بدهد. مقاله و نوشته از هر کس که باشد از ویراستاری های استادانه او در امان نیست و ممکن است که البته کثیری به این سبب از او دلخوری و دلتنگی پیدا کرده باشند. اما استاد بی اعتنا و با ادب تمام نسبت به نویسنده و مترجم به کار خود ادامه می دهد. هرگز از کار زیاد خسته نمی شود، هرگاه صبح اول وقت برای دیدار ایشان به فرهنگستان رفته ام ممکن است کثیری از استادان و پژوهشگران و حتی کارکنان و خدمتگزاران سازمان سر کار خود نبوده اند اما سمیعی آرام و بی سروصدا پشت میز کار خود مشغول بوده است. حق آن است که سازمان تلویزیون ایران یک هفته از زندگی این بزرگمرد را با فیلمی جاندار و گویا ساخته و مکرر نمایش دهد تا نسل جوان گریزان از کار و کوشش آیین زندگی کردن را از ایشان بیاموزند. باعث خوشحالی ایرانیان است که این دانشمند نادرالمثال این روزها به صد سالگی می رسد. امید که صد سال دیگر بپاید.