آرشیو سه‌شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۸، شماره ۳۶۳۹
جهان
۷

چرا اعتراضات سراسر آمریکای لاتین را فراگرفته است؟

این آمریکای لاتین ناآرام

در پرو، رئیس جمهور کنگره را منحل کرده، در هندوراس، رئیس جمهور با اتهام های آمریکا مبنی بر دریافت رشوه از غول های قاچاق مواد مخدر دست به گریبان است، در هائیتی معترضان حاکمیت را به سرنگونی تهدید کرده اند و در اکوادور اعتراضات تا جایی خطرناک شده که دولت عملا به خارج از پایتخت منتقل شده و این تنها دورنمایی از اتفاقاتی است که در خیابان های سانتیاگو، برزیلیا، کویتو و لیما رخ می دهد.

بحران های سیاسی سراسر آمریکای لاتین را در بر گرفته و شرایط را در این منطقه که پیش تر با مهاجرت گسترده و مشکلات عمیق اقتصادی ملتهب بود، تشدید کرده است. حالا هر حوزه و گوشه ای از آمریکای لاتین را نگاه کنید، این بی ثباتی و بحران است که بیشتر از همیشه خودش را نشان می دهد. مسئله اینجاست که این بحران ها پس از یک دهه موفقیت چشمگیر در کشورهای این منطقه بروز پیدا کرده اند؛ شکوفایی پایدار رشد، گسترش طبقه متوسط که اکنون یک سوم جمعیت این جوامع را تشکیل می دهد و تثبیت دموکراسی در کشورهایی که زمانی با دیکتاتوری های نظامی و شورشیان مارکسیست شناخته می شد. با این اوصاف یک سوال ایجاد می شود: چرا اکنون آمریکای لاتین را موجی از ناآرامی فراگرفته است؟این بحران ها در حالی که از کشوری به کشور دیگر انگیزه و روشی متفاوت دارند اما می توان در آنها رشته های مشترکی دید. رشد اقتصادی در بیشتر کشورهای این منطقه سرعت پایینی داشته است؛ نهادهای دموکراتیک همچنان ضعیف باقی مانده اند، مردم از فساد و خدمات رسانی ضعیف دولت به ستوه آمده اند و تنش بین گروه های مختلف جامعه رو به افزایش است. تمامی اینها اوضاع را چنان مستعد ناآرامی کردند که نتیجه اش را به خوبی در جایی مانند اکوادور می توان دید؛ جایی که تصمیم لنین مورنو، رئیس جمهور برای لغو یارانه سوخت هزاران نفر را به خیابان های کویتو، پایتخت اکوادور آورد و آن قدر شرایط متشنج شد تا مورنو مجبور شد دولتش را به شهر آرام تری مانند گوایاکیل منتقل کند. اما عواملی که به چنین تحولات انقلاب گونه ای منجر شده، فراتر از مرزهای آمریکای لاتین است؛ این منطقه جای شریک تجاری شماره یک آمریکا، یعنی مکزیک، منبع اصلی مهاجر و مواد مخدر است. اینها مواردی هستند که خارج از مرزهای کشورهای این منطقه در بروز و تداوم ناآرامی ها تاثیر داشته اند.

بن بست اقتصادی

جورج کاستانیه دا، وزیر خارجه اسبق مکزیک در این باره می گوید: «ما شاهد سرعت پایین رشد اقتصادی تقریبا در تمامی این منطقه هستیم». کشورهای آمریکای لاتین در دهه اول قرن جاری میلادی جهشی غیرعادی در رشد اقتصادی را تجربه کردند. اقتصاد کشورهای آن بین سال های 2004 تا 2011 به صورت میانگین سالانه بیش از 4 درصد رشد داشته که بخشی از آن به دلیل قیمت بالای کالاها رخ داده است. اما بعد از 2011 توقف رشد اقتصادی در این کشورها نمایان می شود. در سال 2019 رشد اقتصادی آمریکای لاتین بر اساس آمارهای صندوق بین المللی پول تنها 0.6 درصد بوده است. یک دهه پیش، اکوادور به لطف انفجار قیمت نفت روزهای خوبی را سپری می کرد اما سال 2014 با کاهش شدید قیمت نفت تمام فلش هایی که روی نمودارهای اقتصادی این کشور رو به بالا بود، ناگهان به ارقامی کوچک و کوچک تر متمایل شد. درحالی که مورنو در حال کاهش هزینه ها بود گروه هایی که پیش تر در دهه های 1990 و 2000 اعتراضات خیابانی را رهبری می کردند، باز هم بسیج شدند و به خیابان ها آمدند. در این میان آرژانتین هم مانند اکوادور با رفتن رهبران پوپولیست خود چالش هایی را در ثبات اقتصادی تجربه کرده اند. مورنو و همتای آرژانتینی اش مائوریسیو مکری، برای کنترل بدهی های سنگین این کشورها سیاست های ریاضتی سنگینی را اجرا کردند؛ حالا مورنو با بزرگ ترین تهدید دوران ریاست جمهوری اش مواجه است و مکری هم احتمالا در انتخابات ماه جاری نتیجه را واگذار خواهد کرد. اما با اختلاف بزرگ ترین فاجعه در آمریکای لاتین در ونزوئلا رخ داد. حجم اقتصاد ونزوئلا از سال 2013 هم زمان با کاهش شدید قیمت نفت و بحران مدیریتی رهبران سوسیالیست آن تقریبا نصف شده است. اوضاع اقتصادی حدود پنج میلیون ونزوئلایی را مجبور به ترک وطن کرد.

ضعف نهادهای قانونی

کاهش رشد اقتصادی منطقه ای را تحت فشار قرار داد که نهادهای سیاسی، احزاب و قوه قضائیه در آن بسیار ضعیف هستند. بسیاری از کشورها از فقدان ساختارهای قانون گذاری و قضائی مستقل رنج می برند؛ ساختارهایی که نبودن آنها باعث رشد فساد در کمپین های سیاسی و قراردادهای دولتی شده است. با ضعف نهادهای قانونی، پاسخ گویی به مشکلات به مراتب دشوارتر می شود. چهار رئیس جمهور اخیر در پرو همگی به اتهام فساد مالی بازداشت شده اند و پس از آن سیستم سنتی احزاب در آن متلاشی شد؛ کنگره به دست حزب وفادار به آلبرتو فوجیموری، رهبر اقتدارگرای پیشین این کشور و دخترش کیکو که اکنون به اتهام فساد در زندان هستند، افتاد. مارتین ویزکارا، رئیس جمهور پرو به عنوان جنگجویی علیه فساد روی کار آمده اما فقط حمایت یک حزب کوچک را با خود دارد که همین باعث تنش های مداوم او با این نهاد قانونی شده است. 30 سپتامبر بود که ویزکارا در پاسخ به تلاش کنگره برای معلق کردنش این نهاد را منحل کرد. این نهادهای قانونی درحالی که قرار بود در بهترین حالت با هم یک کشور را اداره کنند، اکنون فقط سرگرم درگیری های سیاسی خود هستند. مردم هم یا در خیابان ها یا در تقلایی ناامیدانه برای گذران زندگی به سر می برند.

مردم خسته اند

شهروندان آمریکای لاتینی که در سال های اخیر به خیابان ها آمده اند، از فساد خسته اند؛ اگر به اعتراضات خیابانی برزیل و گواتمالا نگاه کنید، خستگی را می بینید. مردم این روزها به لطف آزادی بیشتر رسانه ها و گستردگی شبکه های اجتماعی بیشتر از همیشه از اقدامات نادرست دولتمردان اطلاع دارند. در هائیتی اعتراضات ضددولتی به بهانه تلاش دولت برای حذف یارانه سوخت به راه افتاد اما با اعتراض به تورم و فسادهای جوونیل مویس، رئیس جمهور هائیتی ادامه پیدا کرد. صدها کیلومتر آن سوتر رئیس جمهور هندوراس هم با اتهام فساد و دریافت پول از قاچاقچیان در جریان کمپین انتخاباتی اش در سال 2013 روبه رو است. اما پول قاچاقچیان مواد نه تنها کمپین خوان اورلاندو هرناندز بلکه سراسر آمریکای لاتین را فراگرفته است؛ پولی که فساد را چندبرابر کرده و به خشونت ها و بی ثباتی های سیاسی در سراسر این منطقه از کلمبیا تا مکزیک دامن زده است.