آرشیو سه‌شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۸، شماره ۳۶۳۹
هنر
۱۰
دریچه

نگاهی به فیلم «قصیده گاو سفید»

احتمال شیر اسیدی!

«قصیده گاو سفید» یکی از فیلم های سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر است که به کارگردانی «بهتاش صناعی ها» و نقش آفرینی «علی رضا ثانی فر» و «مریم مقدم»، این روزها در جشنواره فجر روی پرده رفته است. بهتاش صناعی با اولین فیلم بلند سینمایی خود، «احتمال باران اسیدی»، با دعوت از «محمد شمس لنگرودی»، شاعر و ادیب ایرانی، توانایی و خلاقیت خود را در ریسک پذیری و کارگرانی به خوبی نشان داده است. صناعی ها این روزها با فیلم «قصیده گاو سفید» یک گام جدی در مسیر فیلم سازی خود برداشته است؛ این فیلم ساز در آخرین اثر خود، مخاطب را با فیلم نامه ای جدی مواجه می کند که موضوع آن، چالش یک قاضی با حکم قصاصی است که بعد از اجرای آن، ثابت می شود حکم صادرشده درست نبوده و قاتل، همان شاهدی است که با شهادت دروغ، شخص دیگری را به عنوان قاتل به دادگاه معرفی کرده است.

عمل برانگیزاننده درام با عذاب وجدان این قاضی شروع شده و او برای دلجویی از همسر این مرد، با اسم دیگری، سراغ این زن رفته و با یک بازی پنهان، نقش دوست شوهر متوفی او را بازی می کند؛ اما این پنهان کاری در روند داستان منجر به تحول شخصیت زن می شود؛ تا جایی که دلبسته این مرد شده، اما نمی داند این مرد حکم قصاص شوهر او را امضا کرده است. 

فیلم نامه از زیرمتن خوبی در نقد روابط اجتماعی برخوردار است؛ جامعه ای که مردم آن از قضاوت های زودهنگام یکدیگر در عذاب اند. هدف قرار دادن فیلم ساز روی این سوژه اجتماعی، نشان از شهامت او دارد که در مجموع او با این فیلم کار قابل قبولی از خود ارائه داده است. بااین حال، آنچه در این فیلم به عدم باورپذیری شخصیت ها کمی لطمه زده، چینش موقعیت های ترحم برانگیزی است که بحران و تنش این زن را با جهان اطراف بیشتر نشان دهد؛ برای مثال وجود یک دختر ناشنوا، خانه ای محقر و نیمه خراب که به سرعت باید تخلیه شود، پیداشدن ناگهانی خانه ای دیگر، دروغ های مصلحتی مادر به دختر برای پنهان کردن مرگ پدر، بی رمق شدن مادر و ناتوانی او در کار در کارخانه شیرسازی، همه اینها برای باورکردن شخصیت زن به قوام خوبی نرسیده اند؛ زیرا برخورد این عناصر اتفاقی و در روایت اثر، خلاقیت کافی ندارد. شاید تدوین این صحنه ها برای شکل گیری بحران و در سراشیبی قراردادن شخصیت ها به نظر کافی برسند، اما همین موقعیت ها در لایه های زیرین خود با ریشه درام و داستان فیلم که اتفاقا از جذابیت خوبی برخوردار است، پیوند برقرار نمی کند.

 سکانس های خانه دارشدن زن، مجردبودن قاضی و سکانس قاضی و پسرش که مدت ها از هم بی خبرند، باید شوک درخور توجهی به مخاطب بدهند، اما در اجرا این گونه نیستند و به قوام و باورپذیری خوبی نرسیده اند.

تصویر لانگ شات حیاط زندان و گاوی که در وسط حیاط قرار دارد نیز در ابتدا، میانه و پایان فیلم، ذهن مخاطب را به خوبی درگیر کرده و تاکید روی عنصر شیر که در انتهای فیلم تبدیل به زهر می شود، به عمق هنری کار افزوده است، اما عناصر گاو، شیر و زهر، یک فرم اجرائی است که مخاطب را با این سوال مواجه می کند که در واقع اینها در کنار هم، چه چیزی را ابلاغ می کنند؟ 

فینال فیلم نیز با شیر داغ روی میز، تافته جدابافته ای است که فیلم را به سمت ژانر فیلم های ترسناک می کشاند که اگر تمام فیلم در همین ژانر از ابتدا تا به آخر پیش می رفت، می توانست مخاطب را با فیلم تاثیرگذارتری مواجه کند. 

در واقع مخاطب با فیلم یکدستی در روایت مواجه نمی شود، اما با تمام این کاستی ها، ریتم و تمپوی داستان خسته کننده نیست؛ زیرا موقعیت های پیش بینی نشدنی این فیلم و شخصیت های جذاب آن، مخاطب را تا انتها همراه می کند.

 بهتاش صناعی ها فیلم ساز کار بلدی است که کاملا مشخص است سینمای اندیشه و هنری را به خوبی می شناسد و از ریسک پذیری بالایی در کارگردانی برخوردار است؛ همان طور که خودش در کنفرانس مطبوعاتی سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر در پردیس سینمایی ملت بیان کرد، نقش این قاضی را در ابتدا برای شهاب حسینی در نظر داشته، اما با کشف یک بازیگر بااستعداد و نوظهور در سینمای ایران، این نقش را به علیرضا ثانی فر می سپارد که این بازیگر در کشف جوهره نقش و ابلاغ آن به مخاطب ساعی ظاهر شد.