آرشیو سه‌شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۸، شماره ۳۶۳۹
دیپلماسی
۱۵
نگاه

امنیت دیپلماسی

حسن هادی

سخت ترین روزهای تاریخ دیپلماسی ایران در حال رقم خوردن است. امتزاج منافع ملی قدرت های خارجی با منافع شخصی عده ای در داخل کشور نشان از اتحادی است که تنها هدفشان اضمحلال و به زیر کشاندن قدرت دیپلماسی ایران است. 

شاکله این همزیستی، شبیه سازی اتحادی است که پس از جنگ جهانی اول به یمن سیاست های استعماری انگلیس در کشورمان حاکم بود. استیلای مستقیم قدرت های برتر در آن زمان به استیلای نیابتی و غیرمستقیم در زمان حال تبدیل شده است. 

این بار صاحبان شرکت های چندملیتی اسلحه سازی و شریکان پورسانت بگیرشان که دیپلماسی نوین دولت روحانی را با سکان داری دکتر ظریف، کارآمد و جنگ ستیز دیده اند، همه تلاش خود را به کار گرفته اند تا این رکن موفق سال های اخیر را به زانو درآورند؛ همان کاری که در دوران اصلاحات و با شروع گفتمان صلح در سیاست خارجی ایران و با دیپلماسی گفت وگوی تمدن ها کردند.

 امنیت ضرورت اصلی و «جان» یک دیپلماسی موفق است، دقیقا به همین دلیل کشورهای جهان تصمیم گرفتند که در سال 1969 کنوانسیون وین را تنظیم و در آن چارچوبی را برای مصونیت ماموریت های دیپلماتیک در کشورهای پذیرنده وضع کنند. دستگاه دیپلماسی زمانی کارآمد است که بتواند وظایف خود را در فضایی آرام و خالی از تنش و هیاهو انجام دهد. ظاهرا در کشور ما دستگاه دیپلماسی با یک اداره ثبت احوال یا اداره پست فرقی نمی کند؛ هر کس اراده کند مخالفت خود را ابراز کند به راحتی می تواند از سر در باغ ملی وارد شود و پلاکارد خود را در دست بگیرد و تا پشت در اتاق وزیر برود و هرچه دلش می خواهد به زبان بیاورد.

این گروه های فشار که به راحتی از دیوار سفارتخانه ها بالا می روند و سال ها تلاش و رابطه سازی و نقشه چینی دستگاه دیپلماسی را یکباره و در یک روز به باد می دهند، از کجا هدایت می شوند؟ با چه مجوزی سرمایه این کشور و ملت را به تاراج می برند و هزینه های مادی و معنوی بسیار سنگینی را برای همین افعال و اعمال به کشور تحمیل می کنند؟ هزینه ای که در بسیاری از موارد قابل جبران نیست. 

در چنین شرایطی که انواع مختلف دیپلماسی باید به کار گرفته شود تا به هجمه گسترده و مستمر دشمن پاسخی در خور و قوی داده شود، این گونه شانتاژها نتیجه ای جز بی اثر کردن و دلسردکردن تلاش های دلسوزانه مسئولان دیپلماسی  کشور ندارد. 

پاسخ به یک پیام رسمی یا توییتری یک مقام رسمی و تاثیر گذار در صحنه روابط بین الملل نیازمند آرامش، تمرکز، تفکر و پشتیبانی در فضایی مملو از یکدلی است. در جامعه ای متشنج و باری به هر جهت، مگر می شود یک سیاست واحد و قوی را پیاده کرد و از یک رویه کارآمد دیپلماسی پیروی کرد. اکنون که پس از سال ها فردی در راس دستگاه دیپلماسی قرار گرفته که به کار خود وارد است و بارها و بارها با تیز هوشی و درایت رفتار ملی انجام داده است، سزاوار نیست این گونه مورد بی حرمتی و بی ادبی قرار گیرد. اگر در نتیجه این رفتارهای ناهنجار و سازمان یافته و افراط گرایانه فرد توانمندی همچون دکتر ظریف دلسرد شود، یک نتیجه بیشتر نخواهد داشت و آن هم خوشحالی زایدالوصف شخص ترامپ و نتانیاهو است. 

پر واضح است که اکنون تنها فردی که ترامپ آرزوی نابودی اش را دارد شخص دکتر ظریف است، زیرا هیچ یک از یاوه گویی های او را بی پاسخ نگذاشته و هزینه های میلیاردی تبلیغات معاندانه آنها را بر باد داده است . آیا این سزاوار است که دستگاه دیپلماسی دشمنان ما در فضایی آکنده از امنیت و وحدت کلمه اداره شود ولی دستگاه دیپلماسی ما با ترس و در فضایی مملو از جهت گیری های تند، بدسلیقگی ها و هنجار شکنی ها کار کند؟ 

نتیجه اینکه چنانچه مردم و مسئولان به این باور مهم نرسند که باید از دستگاه دیپلماسی برای نیل به اهداف صلح آمیز و تاثیرگذار در نظام بین المللی، حمایت گسترده کنند، نباید انتظار داشت توفیقی هم در عرصه سیاست خارجی نصیب کشور ما شود.

 یک دیپلماسی موفق در سایه امنیت روانی، اجتماعی و سیاسی می تواند حرفی برای گفتن داشته باشد در غیر این صورت باید منتظر مرگ دیپلماسی بود.