آرشیو چهار‌شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۸، شماره ۴۶۱۲
جامعه
۵

مروری بر چیزهایی که برای هم روایت کردیم تا حال و هوای مان عوض شود

خ-خ چگونه به طنزهای کرونایی راه یافت؟

سینا قنبرپور

اگر دارید این مطلب را به هر طریقی می خوانید، چه نسخه کاغذی چه نسخه اینترنتی، به این معناست که جزو گلادیاتورهایی هستید که از روزهای 1398 تا این لحظه جان به در برده اند و اگر امروز و فردا را هم به خیر بگذرانید «گیم اوور» نشده اید و به دور بعد راه یافته اید. همان دوری که به شوخی در این مدت برایش به هم پیام دادید ؛ «دور بعد دور اژدهاست» و همراه پیام تان آن فیلم جلوه های ویژه را که اژدهای سریال «تاج و تخت» روی برج میلاد می نشیند ضمیمه کردید. البته به این شرط که آن «قرص هایی که داخل کیک ها بود را برداشته باشید چون قرص ها مربوط به مرحله عبور از کرونا» بوده است. سردبیر ما در «اعتماد» حق داشت در آن ویدیوی یک دقیقه ای که در باب آثار مثبت شیوع کرونا منتشر کرد گفت: بعضی چیزها از بیرون که نگاه می کنی مکروه نیستند. طاعون اروپا را به قبل و بعد از طاعون تبدیل کرد و موجب پدید آمدن رویدادی چون رنسانس شد. اینکه امروز همه مقام های ایرانی و همه علما مرجعیت علمی را می پذیرند و نظر کارشناسان پزشکی را قبول می کنند دستاورد بزرگی است» و بعد از این نکته مثبت حاصل از شیوع شرایط کرونایی، افزود: «ما مردم ایران می توانیم از مسائل ارتفاع بگیریم و آنها را به گونه دیگری ببینیم. از زاویه دیگری ببینیم. تسخر بزنیم. مسخره کنیم و با آن شوخی کنیم. غم همدیگر را بخوریم و نگران همدیگر باشیم و به این بیندیشیم که من از بی نوایی نیم رو زرد/ غم بینوایان رخم زرد کرد». حالا برگردید و دوباره آن تسخرها و طنزهایی را که با کرونا ساختید، مرور کنید. برخی نیاز به آپدیت شدن دارد. تازه اش کنید چون قرار است عید امسال شنیدنی باشد و «عیددیدنی» نداشته باشیم. باید غم همدیگر را بخوریم و همدیگر را دریابیم. چه بهتر که سال را با این کار یعنی همراهی هم آغاز کنیم. پس اینجا آنچه را شما گفته بودید و به اصطلاح مثبت 18 سال نبود نگاهی انداختیم شاید نخوانده باشیدشان شاید هم برای تان تکراری باشد. اگر تکراری بود می دانید باید تازه اش را گیر بیاورید یا حتی بسازید.

حالا دم عید شده و در حال و هوای کرونایی شهر این پیام را دریافت می کنید «از دوستانی که پارسال برام سال خوبی رو آرزو کردن تقاضا می کنم امسال دیگه آرزو نکنن».

شاید روزهایی که تحت عنوان 1398 پشت سرگذاشتیم نفس های مان را به شماره انداخت و تا آمدیم از دست آن رها شویم این روزهای 2020 هم به آن اضافه نشد و نفهمیدیم دقیقا 98 خطرناک بود یا 2020 اما واقعا می توان الان به عقب نگاه کرد و توفانی که پشت سرگذاشته ایم، بنگریم. قرار نیست به روزگار لعن و نفرین کنیم که چرا هر فرازی فرودی هم دارد و اگر سختی مسیر صعب العبوری را به جان نخریم نمی توانیم در مقصد چشم اندازی دلپذیر داشته باشیم.  قطعا قرار نیست فراموش کنیم که چه تعداد از عزیزان مان را در اتفاقاتی از دست دادیم که شاید اگر اشتباه نکرده بودیم از دست نمی دادیم شان اما مگر ما جای حق نشسته ایم که بدانیم چه اتفاقی نباید می افتاد؟به هر حال اگر خواستید یک دعای بهتر برای سال 1399 بسازید و به گونه ای آن را ادا کنید که «کرونا» آن را نشنود؛ مبادا بدلش را پیدا کند.  اگر در این مدت فیلم «شیوع» را دیده باشید که در سال 2011 داستان تولد بیماری کووید19 را روایت و در آن نشان داده بودند که خفاشی در یک مزرعه نگهداری خوک باعث بروز این ترکیب خ- خ می شود این طنز را با بزرگان مان از دست ندهید که نوشته اند: «کاش حضرت نوح اون دو تا خفاش رو تو کشتی ش نبرده بود که امروز گرفتار کرونا بشیم». از خرافه بگذریم ولی واقعا خوک حیوان شلخته و کثیفی است! گویا سال 98 هم سال خوک بوده و حالا که دارد دست از سرمان برمی دارد بهتر است به طنزهای موشی که با 1399 به استقبال مان می آید بیندیشیم. مثل این طنز که در وصف این روزهای کرونایی و در خانه ماندن آورده شده است:«هنوز سال موش شروع نشده آثارش هویدا شده مثل موش رفتیم توسوراخ هرکس رومی بینیم فرارمی کنیم هرچی رواحتیاج داشتیم انبار کردیم وهمش داریم می خوریم خداکنه زاد وولد هامون مثل موش نباشه». ضمن اینکه تو این روزهایی که مجبوریم در خانه باشیم و به کارهایی که کرده یا نکرده ایم فکر کنیم و احیانا حوصله مان هم سر می رود و دیگر حال فیلم دیدن و سریال دیدن و کتاب خواندن و بازی و چیزهایی از این دست را از دست دادیم باید مراقب باشیم به دام «توهم کرونا» نیفتیم. ما سال ها با حضور «خورزوخان» در زندگی های مان آشنا بودیم. اما الان وقت دل دادن به «خورزوخان»یا «توهم کرونا» نیست. پس این جمله آخر را هم بخوانید و سعی کنید در این مدت بی خودی به جان خودتان نیفتید؛ «ینی وجدانی از روزی که کرونا وارد ایران شده یه جاهاییم درد می گیره که کرونای بدبخت می گه به جان خودم  اگه  کار من باشه».