آرشیو چهار‌شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۸، شماره ۴۶۱۲
بهاریه
۱۵
فلسفه در خیابان

رستگاری دسته جمعی

محسن آزموده

قدیمی ها تعریف می کردند وقتی بهار می شد، همه آدم ها، به خصوص آنها که سن و سالی داشتند یا مریض احوال بودند، از اینکه سختی فصل سرما را رد کرده اند و بار دیگر بخت یارند و نو شدن طبیعت را می بینند، شکرانه سر می دهند. واقعیت این است که در گذشته به ویژه در روستاها و دهات و برای ایلات و عشایر زمستان مثل حالا نبود، خیلی سخت می گذشت؛ نه از گاز و شوفاژ و گرما و رادیاتور و حمام در خانه خبری بود، نه از امکانات پزشکی و درمانگاه، مواد غذایی به سادگی امروز در دسترس نبود و با یک برف سنگین، همه راه ها بسته می شد. اگر کسی بیمار می شد، حسابش با کرام الکاتبین بود. برای داشتن تصویری از دشواری زمستان آن سال ها مخصوصا در روستاهای ایران می توان رمان های محمود دولت آبادی به ویژه جای خالی سلوچ و کلیدر را خواند. از این رو کسانی که زمستان را رد می کردند و به فصل گل و بلبل می رسیدند، انگار هفت خان را سپری کرده اند.

سالی که گذشت هم برای ما ایرانیان، بی شباهت به زمستان های قدیم الایام نبود، از نوروز که با باران های شدید و سیلاب ها شروع شد و بعد از آنکه فشارهای اقتصادی با افزایش تحریم ها بیشتر شد، به گونه ای که از نیمه سال با گران شدن بنزین اعتراض ها صورت گرفت و... الخ. این روزها هم که نه فقط ایران بلکه همه جهان درگیر ویروس کرونا شده و مردم سراسر دنیا با این بلای خودساخته دست و پنجه نرم می کنند. خدا به خیر کند. هنوز هیچ کس نمی داند آخر و عاقبت ماجرا چه می شود و سیر حوادث قرار است به کجا بینجامد. اما قطع یقین آن است که طبیعت بی توجه به این مصایب انسانی که اتفاقا باعث و بانی همه شان خود بشر است، به کار خود مشغول است، درخت ها در حال شکوفه دادن هستند، رودها پر آب می شوند، دشت ها از علف های نورس سبز می شوند و حیوانات برخاسته از خواب زمستانی، به ادامه زندگی مشغول می شوند، ما آدم ها باشیم یا نباشیم.

فردریش نیچه (1844-1900) فیلسوف آلمانی در بند هشتم بخش «پندها و خدنگ ها» از کتاب «غروب بت ها: یا چگونه انسان با پتک فلسفه ورزی کند» (1888) گزین گویه مشهوری دارد که بسیار شنیده و تکرار شده است: «آنچه مرا نکشد، نیرومندترم می سازد.» مثل بیشتر تعابیر نیچه، به ویژه در این کتاب با آن عنوان فرعی، کوبنده و تکان دهنده است، اما شاید الزاما درست نباشد. یعنی نمی توان با قطعیت گفت که هر آن کس که یک مشکل و سختی را از سر می گذراند، از جانب آن مصیبت رویین تن شده و دیگر از آن سوراخ گزیده نمی شود. مثلا تا جایی که به بیماری ها مربوط می شود، تاکنون باور رایج این بود که کسی که به یک ویروس مبتلا می شود، دیگر دچار آن نمی شود. کرونا عکس آن را نشان داد. یعنی متاسفانه بعید نیست که کسی گرفتار آن شود و باز به دام چاله آن بیفتد. اما تعبیر نیچه از یک جهت دقیق و درست است.

ما سال سختی را از سر گذرانده ایم و البته هنوز هم گرفتار مصیبت های آن هستیم. زمستان اوج این سختی ها بود، دقیقا مثل قدیم. برخی با کمال تاسف این سختی ها را دوام نیاوردند و خانواده ها و آدم های زیادی مصیبت زده شدند. خدا به همه ما صبر بدهد. اما آنها که هستند، دست کم می توانند از نظر ذهنی و در مواجهه با مشکلات قوی تر شوند، آنها به تجربه دریافته اند زندگی آن قدر هم که تاکنون فکرش را می کردند، ارزش حرص و جوش خوردن را ندارد. باید در لحظه زندگی کرد، مرگ را همواره فرارو در نظر داشت، با طبیعت آشتی کرد و بیشتر به دیگران خوبی کرد. قبلا خوانده و شنیده بودیم، اما حالا به تجربه دریافته ایم که چون شکاریم یکسر همه پیش مرگ، پس بهتر است به کیفیت زندگی هم فکر کنیم و تنها در پی جمع کردن مال و ستیزه جویی با خلق نباشیم. سال 98 ما را با خودمان رویارو ساخت و به ما خاطرنشان کرد که سرنوشت مان به یکدیگر و به طبیعت و هستی گره خورده و هیچ کس به تنهایی رستگار نخواهد شد، پس همه باید قوی شویم.