آرشیو چهار‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، شماره ۷۳۵۲
صفحه آخر
۱۶
یادداشت

توسعه در غیاب فرهنگ و میراثش

رضا پوروزیری (پژوهشگر توسعه شهری)

روز 29 اردیبهشت روز جهانی موزه و میراث فرهنگی بود. اهمیت و ضرورت شناخت فرهنگ و توجه کافی به ارزش های فرهنگی و تمدنی سرزمین هنوز برای بسیاری از سیاستمداران و تصمیم گیرندگان امور آشکار نیست؛ ظرفیت بزرگی که هر نوع توسعه ای و با هر رویکردی می تواند بر آن تاثیر بگذارد. بخصوص این مهم برای سرزمین ایران که یکی از خاستگاه های تمدن بشری است می تواند بسیار مهم و راهبردی تلقی شود. تاکید و تمرکز بر فرهنگ و توجه به قلمرو فرهنگ، یک امر بنیادین در توسعه ملی است. در جهانی که امروز همه کشورها در پی ظرفیت سازی حداکثری از منابع خود هستند و در شرایط ویژه مثل چالش «کووید19»، همه سعی می کنند از همه توان و برای عبور از این بحران استفاده کنند، توجه به داشته های تمدنی و فرهنگی که مختصات اصلی هویت سرزمین است، بیش از پیش اهمیت پیدا می کند. سرزمین ایران بر اساس تاریخی و به استناد بررسی های علمی بسیار از خاستگاه های اصلی تمدن بشری است. ایران یکی از برجسته ترین ترکیب های فرهنگی به شمار می رود. نمادهای این تمدن کهن در مظاهر مختلف هنری و فرهنگی فراوان وجود دارد و البته می تواند زمینه ای برای توسعه سرزمین باشد و در این میان پرسش اساسی این است که آیا به این ظرفیت ها، به چشم ظرفیت های واقعی و منابع و ثروت ملی نگاه می شود یا خیر؟ توجه به میراث فرهنگی و ارزش های تمدنی متاسفانه هنوز بخشی از منابع راهبردی توسعه ایران نیست. استنادات این فرضیه از این قرارند:

برنامه های توسعه شهری منسجم مبتنی بر شناخت تمدنی و هویتی و درک معماری شهری، با تکیه بر درک گوناگونی معماری شهری و نحوه سکونت به هیچ عنوان در این سرزمین وجود ندارد. متاسفانه هنوز یک روش ساخت بسیار عقب مانده و یکسان با یک شکل واحد معماری شهری برای همه شهرهای ایران، از یزد تا رشت، از اصفهان تا قزوین، از کرمان تا تبریز، تجویز می شود. با وجود این همه گوناگونی و تنوع گونه شناسی سکونت و معماری شهری، همه انواع برخورد با این شهرها، یکسان است. وزارت شهرسازی برنامه روشنی برای الگوی سکونت هر کدام از این شهرهای تاریخی ندارد و در طول دهه های اخیر هر آنچه از بافت و ارزش های معماری شهری وجود داشته، این برنامه یکسان 60درصد-40درصد سطح اشغال بلعیده است و همه شهرهای ایران را به یکدیگر شبیه کرده است. این یک برنامه تخریب موثر برای سرزمین ایران بوده که همچنان در جهت تخریب میراث فرهنگی حرکت می کند.

هر ساله ساختمان های بسیاری در همه شهرها ساخته می شود. ساختمان های کهنه تخریب می شود. تاثیری که آنها از معماری شهری و بافت شهری کهن خود می گیرند، تقریبا هیچ است. برنامه های عقب مانده توجه به بافت تاریخی در شهرهای ما بیشتر از بین برنده است تا اصلاح کننده. پس ضرورت دارد که نسبت به این مفهوم بازنگری شود. این رویکرد مخرب نتیجه یک بی توجهی نادانسته نسبت به جایگاه میراث فرهنگی در توسعه ایران است. اگر ایران را به عنوان یک مقصد فرهنگی و گردشگری جهانی به رسمیت بشناسیم، پس باید برنامه های توسعه در حفظ ارزش های فرهنگی و تاریخی شهرها باشند و این سیاستگذاری کاملا متفاوتی می طلبد.

تمرکز بر عرصه فرهنگ و توجه به آن نیازمند یک جریان حرفه ای علمی مبتنی بر پژوهش مستندسازی، معرفی و محافظت، احیا و مراقبت از اجزا و کلان حوزه فرهنگ است. هیچ یک از این قلمروها توسط مسئولان مربوطه در مقیاسی که لازم است، مورد توجه قرار نمی گیرد. هنوز بسیاری از ظرفیت های فرهنگی و تمدنی و قلمروهای گوناگون وجود دارد که هیچ امکان و توجهی برای مستند کردن و تبدیل آن به برنامه ای قابل ارائه وجود ندارد.

جهان امروز جهان معرفی و جهان رسانه است. اگر دولت با این رویکرد حضور رسانه ای در جهان نداشته باشد، طبیعتا موضوع ایران و ارزش های تاریخی و تمدنی آن از خاطر مردمان خواهد رفت و این امکان بزرگ فراموش خواهد شد که تاکنون اینچنین بوده است.

تمرکز بر فرهنگ و تمدن یک رویکرد اساسی است که باید در قلب برنامه های توسعه قرار گیرد. هنوز بخش عمده ای از تفکر دولت در برنامه های توسعه متمرکز به موضوعات متعدد صنعتی، سیاسی و جریان های دیگری غیر از قلمرو فرهنگ و هنر است. ارزش ویژه تمدن ایران به طور خاص مبتنی بر فرهنگ و تمدن است. تجربه نشان داده است که ما در ایران با وجود سرمایه گذاری دهه ها و هدر دادن منابع بسیار، سازندگان اتومبیل خوبی نیستیم، محصولات اتومبیل ما معلوم است. این نوشتار قصد تخریب صنعت یا حوزه صنعت را ندارد. ارزش های صنعت برای خود مشخص است. در شرایط جهان معاصر همه چیز رو به دگرگونی است و سرعت تکنولوژی به قدری است که همه چیز را تحت تاثیر قرار خواهد داد و این روش ها راه به جایی نمی برد. اما تولیدات فرهنگی ما از بخش های مختلف می تواند زمینه بسیار مناسب و مساعدی برای شکوفایی اقتصادی، تمدنی و فرهنگی باشد اما به طور کل نادیده گرفته می شود.

ضرورت دارد اقدامات بنیادین در جهت تغییر رویکرد صورت پذیرد و میراث فرهنگی و توجهات و تعاملات فرهنگی به نقطه عطف برنامه های توسعه در ایران تبدیل شود و تمرکز نسبت به آن باشد.

این رویکرد باید در تمامی مقیاس ها بر اساس سیاست های دولت مورد توجه قرار گیرد و در برنامه های توسعه آورده شود. شهرها باید فرآیندهای ساخت و سازهای خود را به شکل موجود متوقف کنند و الگوهای مناسب بافت شهری مطابق با ارزش های سرزمینی هر یک تعریف و مشخص شود. این یکی از رویکردهای توسعه نیست. در ایران این موضوع مرکز توسعه است و باید مورد توجه همگان قرار گیرد و همه در این نهضت بزرگ شرکت نمایند. بخش عمده از آن احیای معماری شهری ایران است. امروز بسیاری از ظرفیت های شهری از بین رفته، به دلیل نوع برخورد نازل تاثیرات بسیار زیاد در آینده شهری ایران خواهد داشت. شایسته است که این تغییر در قامت یک نهضت و دگرگونی گسترده برای نجات ایران عزیز با همت و تلاش گروهی صورت پذیرد و برای این اقدام فردا دیر است.