آرشیو چهار‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، شماره ۴۸۹۳
شرکت ها
۲۵
سخن اول

توسعه واحدهای تحقیق و توسعه راه پیشرفت شرکت ها

میرمحمد سیدی (مدیرعامل شرکت دانش بنیان سیمان آژند)

 ما اکنون در سال پایانی دهه 90 و در آستانه ورود به قرن جدید قرار گرفته ایم، اگر به 100 سال قبل برگردیم و برای سال 1399 دنبال تصویری در اذهان مدیریتی جامعه یا ارکان حکومتی آن زمان بگردیم، قطعا سواد نیروی انسانی یکی از پررنگ ترین نیازهای جامعه ایران شمرده می شد. شاید در آن زمان اعزام چند گروه دانشجو به کشورهای غربی برای فراگیری علوم مترقی، ساده ترین روش برای جبران فاصله به وجود آمده بین ما و دنیای جدید بود که اثرات آن را در دهه 30 و 40 با شکل گیری چندین کارخانه صنعتی و واردات صنایع دیگر در سال های بعد یه یاد داریم. اما امروز 80 میلیون جمعیت، منابع طبیعی بی نظیر و به میزان کافی ایده های دانشجویی و صنعتی رهاشده در تمامی حوزه های صنعتی و کشاورزی و خدمات داریم، اما آیا همپای دانشگاه ها، بنگاهداران توانسته اند در 100 سال اخیر بر تسریع و رشد سواد انسانی که گاهی حتی زنده نگه داشتن فعالیت اقتصادی خودشان به آن بستگی دارد، تاثیرگذار باشند؟!

اگر پای صحبت مدیران صنعت بنشینیم، با اعداد و ارقام فریبنده ای از طرف آنها روبه رو خواهیم شد که گویی ما در لبه تکنولوژی قرار گرفته ایم. اما با اطمینان کامل می توانم بگویم تنها در کمتر از 40 درصد از صنایع کشور مفهومی به نام «سرفصل هزینه کرد در تحقیق و توسعه»، در میان هزینه های حسابداری مدیران دیده می شود. از این 40 درصد نیز تنها بخش کمی از هزینه ها به صورت واقعی و در محل اصلی مصرف می شوند. بزرگ ترین شاهد این ادعا بخشی از صنایع خودرو ما هستند که هرگاه صحبت از نوآوری و تحول در برنامه های تبلیغاتی آنها می شود، مردم بیشتر نگران محصولی می شوند که از جایی گرته برداری شده و عملکرد آن مشخص نخواهد بود؛ در حالی که انواع و اقسام شرکت هایی تحت عنوان تحقیقات و گسترش در زیرمجموعه های آنها دیده می شود. در برخی دیگر صنایع بزرگ ما هم از این دست مثال ها کم نخواهد بود. حتما برای شما هم این سوال پیش آمده که آیا واقعا نمی توانیم به فرض مثال پیش ماده یا قطعه مورد نظرمان را بسازیم؟ آیا نمی توانیم در افزایش راندمان محصولات کشاورزی و مدیریت منابع آبی خود راهکاری پیدا کنیم؟ پس این حجم از فارغ التحصیلان دانشگاه های ما چه کار می کنند؟ مگر برای ساخت فلان محصول چه چیزی لازم است که ما نداریم؟ جواب این سوالات بسیار ساده است: ما دانش کافی نداریم!

بله، ما هنوز دانش کافی در برخی موارد نداریم. البته نه از نوع خواندن و نوشتن یا کار کردن با کامپیوتر و گوشی همراه، بلکه آنچه امروز به تعبیر من باید به آن به شدت توجه کرد، افزایش سواد بنگاه های اقتصادی (اعم از صنعتی، کشاورزی و خدماتی) ماست. به تعبیر ساده تر یک بنگاه با سواد مثل یک انسان باسواد می تواند از پس ارتباط گیری با سایر اعضای جامعه، با هر زبان و ادبیات و سطحی از فهم بر بیاید. گاهی ممکن است دچار رکود باشد یا تکانه های بازار سر راهش سرعت گیر بگذارد، اما یک بنگاه با سواد می تواند به راهش ادامه دهد، حتی اگر جایی نیاز باشد تغییر مسیر دهد، می تواند به راحتی این کار را انجام دهد و چابکی خود را حفظ کند. اینجانب به عنوان یک مهندس شیمی در صنایع مختلفی حضور یافته و به عنوان یک فعال اقتصادی بخش خصوصی همواره اخبار و وقایع روز را دنبال می کنم. با اطمینان می توانم بگویم اگر بخواهید بهترین آموزگار را برای بنگاه خود استخدام کنید باید یک واحد تحقیق و توسعه با حضور نیروهای جوان و فارغ التحصیل دانشگاهی علاقه مند تاسیس کنید.  بی شک امکانات لازم و تخصیص اعتبارات یا سرمایه گذاری سنگین نسخه نجات بخش نیستند، بلکه نیروی فکر پویا و البته مورد حمایت راس مدیریت بسیار مهم ترند. در حال حاضر بخش وسیعی از علاقه نیروهای تحصیلکرده به مهاجرت ناشی از حس عدم تاثیرگذاری بر وضعیت موجود کشور است که به راحتی می توان آن را از بین برد. در سال 1384 همزمان با دوران کارشناسی به اقتضای فعالیت هایی که انجام می دادم، با ستاد نانوفناوری نهاد ریاست جمهوری آشنا شدم. خوب به یاد دارم که هزینه ای که برای این تشکیلات می شد فراتر از بازدهی آن سال های این ستاد بود و در واقع خروجی آن به میزان هزینه کردی که برایش اتفاق می افتاد نبود، که البته با توجه به دولتی بودن آن چیز عجیبی نیست، اما امروز ما در نانوفناوری کجا قرار گرفته ایم؟ در زیست فناوری چطور؟ آیا می دانستید که در برخی از رسته های این دو حوزه، محققان کشور ما مرزهای دانش را جابه جا می کنند؟ این توان و چابکی را از کجا به دست آورده ایم؟ جواب همان است. ما در این حوزه ها باسوادیم!

پس چرا در سایر علوم که پژوهشگاه و مرکز تحقیقات هم کم ندارند، به این اندازه شاخص نیستیم؟ آیا مدیران مقصرند یا حاکمیت؟ به عقیده اینجانب هر دو. حاکمیت عمیقا مقصر است چون در برخی موارد بنگاهدار و فعال اقتصادی را پشت در اتاق کارشناسان ناکاربلد خود معطل نگه می دارد تا یک امضا بگیرد و بنگاهدار و فعال اقتصادی هم مقصر است چون نقشه راه ندارد و اسیر روزمرگی شده است. روی صحبت من با مدیران بنگاه های خصوصی کوچک و متوسط است. برای تغییر کردن و تغییر دادن شرایط خود و یافتن توان لازم برای سنجش مجموعه خود، رقبا، جهان و آینده از هزینه کردن برای واحد تحقیق و توسعه خود نترسید. مهم نیست شما چند نفر نیرو دارید، امکانات مالی گسترده دارید یا نه، می توانید با کمترین هزینه و سرمایه گذاری روی نیروهای با انگیزه و به روز، خون تازه ای در رگ های مجموعه خود بدمید. با تشکیل جلسات هفتگی و پیگیری موضوعات داخلی و تشویق نیروهای شاغل به ارائه نظرات و ایده هایشان جرقه اولیه را بزنید. از فارغ التحصیلان و استادان حوزه فعالیت خود دعوت کنید تا در مجموعه شما به صورت پاره وقت حضور یابند و اگر نیاز به امکاناتی برای طرح و ایده خود دارند در اختیارشان قرار دهید. مطمئن باشید هر چه ارتباط قوی تری با نیروی جوان و هدفمند داشته باشید و واحد تحقیق و توسعه شما پویاتر باشد، عبور از بحران ها و تکانه های اقتصادی برای شما راحت تر خواهد شد. 

ما اکنون در سال پایانی دهه 90 و در آستانه دروازه ورود  به قرن جدید قرار گرفته ایم، باید برای تغییرات سریع در فناوری ها، بازارها، اولویت ها، منابع، حمایت ها، دشمنی ها و... آماده باشیم.