آرشیو شنبه ۳ خرداد ۱۳۹۹، شماره ۲۲۴۷۳
پاورقی
۶
نقش شبه روشنفکران در تاریخ معاصر ایران (17)

تامین سرباز جنگ نرم علیه نظام با بورس دولتی!

حجت الاسلام شجونی، عضو جامعه روحانیت مبارز هم در بخشی از خاطرات خود و مصاحبه با شبکه خبر ایران1 سابقه خوئینی ها را این طور معرفی می کند: «گودرزی بعد از آنکه از طرف علمای محترم و شناخته شده و حوزه های علمیه مهم تهران طرد شد، به سراغ آقای موسوی خوئینی‎ها در مسجد جوزستان رفت و او هم گودرزی را پذیرفت و این هم امر غیرمنتظره‎ای نبود. آقای خوئینی‎ها قبل از انقلاب در آن مسجد در مقام تفسیر قرآن حرف های عجیب و غریبی می زد که من اسم آن را گذاشته بودم قرآن‎شناسی آسان! این آقای موسوی خوئینی‎ها هم به گفتن تفاسیر مارکسیستی معروف بود.

آقای مطهری چند باری به او هشدار داده بودند ولی او کار خودش را می کرد. مدتی در آن مسجد این حرفها را زد و عده ای جوان ناآگاه هم دور و برش را گرفتند و تصور می کرد که بازارش همیشه گرم می ماند. گودرزی به مسجد جوزستان رفت و آقای موسوی خوئینی‎ها هم او را به مسجد خمسه فرستاد. مسجد خمسه در اواسط خیابان سراب در خیابان دولت- یخچال- واقع شده است.

موسوی خوئینی‎ها از کسانی بود که قبل از انقلاب به این ذهنیت دامن می زد که هر نوع فعالیتی در دستگاه های دولتی و شبه‎دولتی کمک کردن به رژیم است و حال آنکه توجه نمی کرد که بعضی ها از همین کارهای شبه‎دولتی توانستند به‎ اندازه ده ها سال تاثیر کار او داشته باشند و بلکه بسیار بیشتر.

علنا می گفت آقای مطهری و آقای مفتح که تدریس در دانشگاه را پذیرفته اند با حکومت سازش کرده اند و تبدیل به ترمز انقلاب شده اند! او همین حکم را هم درباره آقای بهشتی و آقای باهنر می داد که به آموزش و پرورش رفته بودند و کتاب های درسی را تدوین می کردند. می گفت که اینها همکار فرخ‎رو پارسا [وزیر وقت آموزش و پرورش] شده‎اند و حال آنکه اگر قرار به انقلابی‎گری و منبرهای داغ رفتن و بعد هم زندانی شدن باشد من که از بسیاری از اینها جلوتر بودم ولی هیچ‎وقت از این فکرها نمی کردم. من 25 بار زندان رفته و شلاق هایی خورده ام که اگر به دیوار می زدند خراب می شد، منتهی کار امثال بنده روبنایی بود. یعنی اگر یک پروژه ساخت و ساز خانه را در نظر بگیرید کار ماها حکم دکوراسیون خانه را داشت و کارهای زیربنایی و پی‎ریزی و اسکلت بندی را امثال آقای مطهری انجام می دادند.

یک شیخ محترمی به نام آقای قاسمی نقل می کرد من یک شب در مسجد جوزستان کنار آقای کروبی نشسته بودم و آقای موسوی خوئینی‎ها هم روی منبر بود. اکبر گودرزی و محمود کشانی نشسته و محو حرف های آقای خوئینی‎ها شده بودند. این آقا رفته بود بالای منبر و آیه شریفه «ویصدون عن سبیل الله» را کنایتا و گاهی تصریحا بر آقایان مطهری و مفتح و بهشتی تطبیق می داد و می گفت: اینها ترمز انقلاب و سازشکارند و با دستگاه روی هم ریخته‎اند! من که دیدم گودرزی و کشانی مات و مبهوت حرف های خوئینی‎ها هستند به کروبی گفتم: بابا، اگر فردا انقلاب پیروز بشود اینها با اولین اسلحه‎ای که به دستشان بیفتد می روند و اینها را می کشند. کروبی را که می‎دانید هم احساساتی است هم عصبی، دستش را بلند کرد و زد روی پای من و گفت: نه بابا! این‎جوری نیست. ولی بعدها دیدیم که اتفاقا این‏جوری شد! همین محمود کشانی از کسانی بود که آقای مفتح را در دانشگاه الهیات به گلوله بست. این مسئله که فکر را چه‎کسی توی کله یک مشت بی‎سواد کرده بود، باید ریشه‎یابی کرد. بعد از سی سال که از انقلاب می گذرد باید معلوم شود محرکین اینها چه‎کسانی بودند که این‏قدر به خود جسارت دادند که چنین شخصیت هایی را بکشند.

صریح بگویم آقای مطهری معتقد بود که او مارکسیست شده است! آقای مطهری اعتقاد افراد را از روی ظاهر و لباسشان نمی‎سنجید بلکه محتوای حرف و فکر آنها را بررسی می کرد. ایشان می فرمود این نوع تفاسیر، تفاسیر مارکسیست هاست، حالا بر زبان هرکسی که می خواهد جاری شده باشد. از آیت الله آقارضی شیرازی بپرسید. ایشان تعریف می کرد که وقتی آیت الله انواری از زندان آزاد شدند با آقای مطهری به دیدن ایشان رفتیم. وقتی به منزل ایشان وارد شدیم، دیدیم موسوی خوئینی‎ها هم آنجا نشسته. او چون با آقای مطهری بد بود تا چشمش به ایشان افتاد بلند شد و رفت بیرون! آقای مطهری با حالت عصبانیت و تحکم از آقای انواری پرسیده بود: او را می شناسید؟ آقای انواری جواب داده بود: بله، این آقای خوئینی‎هاست. آقای مطهری می‎گوید: خبر دارید مارکسیست شده؟ آقای مطهری واقعا درباره آقای موسوی خوئینی‎ها همین‏طور فکر می کرد و بخشی از هشدارهایی هم که در مقدمه کتاب گرایش به مادیگری داد درباره همین آدم و اطرافیانش بود».2

مواضع خوئینی ها در انفجار نخست وزیری و شهادت شهیدان رجایی و باهنر و به خصوص بعد از رحلت امام خمینی(ره) درخصوص رهبری انقلاب اسلامی، ولایت فقیه، فتنه سال های 1378 و 1388 و بعد از آن، خود حکایت طولانی است که ورود به آن در حیطه این بحث نیست.3

بیشترین فضا بعد از رحلت امام خمینی(ره) برای خوئینی ها و نشر افکار او، توسط حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی فراهم شد. آن گاه که او را به ریاست مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری منصوب نمود. خوئینی ها از سال 1369 تا 1372 مسئول این مرکز بود. اغلب شاگردان وی و همفکران و همکاران خاتمی در کیهان و کیهان فرهنگی و نیز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در این مرکز جمع شدند تا به مباحث تئوریکی بپردازند که در آینده می بایستی بر مبنای آن، انقلاب اسلامی و رهبریت ولی فقیه را به چالش بکشند!

عباس عبدی از شاگردان مسجد جوزستان، هاشم آغاجری، علیرضا علوی تبار،  مجید محمدی، مصطفی تاج زاده، بهزاد نبوی، محسن سازگارا، امین زاده، آرمین و... از جمله این افراد بودند که عموما طیف چپ محسوب می شدند. پروژه توسعه سیاسی دولت خاتمی در این مرکز بررسی می شد. از جمله کارهای خوئینی ها در این مرکز، اعزام بیش از پانصد نفر از نیروهای همسوی خود با «بورس دولتی» به کشورهای اروپایی و آمریکا بود تا نیروهای مورد نیاز در پروژه را تامین کند.

همفکری و همکاری و مجالست طولانی خاتمی با چنین فردی و نیز شاگردان او، تاثیر وسیعی در اندیشه ها و رفتار خاتمی داشت. خوئینی ها که به «عالیجناب سایه» شهرت یافته، کمتر در مسئولیت ها ظاهر می شود و در پشت پرده، کارهای خود را پیش می برد. در احزاب مجمع روحانیون مبارز و مشارکت ایران اسلامی بیشترین تاثیر را داشته است. خاتمی در تصمیم گیری های مجمع روحانیون مبارز حتی در انشعاب آن از جامعه روحانیت مبارز و سایر مواضع و بیانیه ها، با خوئینی ها مشارکت و همفکری نموده است.

1- مورخ 5/12/1389 به نقل از اطلاعات روز 4/3/1395

2- همان

3- برای اطلاع از عملکرد خوئینی ها به کتاب «انقلاب اسلامی در بوته آزمون» صص 422 - 456 مراجعه نمایید.