آرشیو یک‌شنبه ۸ تیر ۱۳۹۹، شماره ۲۲۴۹۸
اخبار کشور
۳

اخبار ادبی و هنری

داریوش ارجمند: زندگی ام را مدیون امام رضا (ع) هستم

داریوش ارجمند، با اشاره به اینکه ساخت کارهای دینی در عرصه سینما و تلویزیون باید همراه با تفکر قوی باشد، گفت: هنر بهترین ابزار برای ترویج سیره رضوی است؛ همواره گفته ام که زندگی خود را مدیون برکت وجود امام رضا(ع) هستم.

به گزارش ستاد بزرگداشت دهه کرامت، داریوش ارجمند بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون با اشاره به ارادت قلبی خود به علی بن موسی الرضا(ع) و خواهر بزرگوار آن امام همام، حضرت فاطمه معصومه(س) گفت: بنده ارادتمند هر دو این بزرگواران هستم، همه ایام برای من ایام کرامت است، البته خوب است که در این ایام به طور ویژه از این دو حضرت یاد کنیم اما برای من همه روزها به خاطر وجود نازنین این خواهر و برادر روز کرامت و بزرگواری است.

وی افزود: سینما، هنر و موسیقی ابزارهای خوبی برای ترویج سیره رضوی و به خصوص مفاهیمی مثل کرامت هستند اما همه این مولفه ها انگیزه می خواهد و تا وقتی که هنرمندان انگیزه برای کار کردن نداشته باشند، نمی توانند از این ابزار تاثیرگذاری استفاده کنند.

بازیگر سریال امام علی (ع) با بیان اینکه فاخرتر از دین چیزی در این دنیا وجود ندارد، تصریح کرد: پس اگر قرار است کار دینی ساخته شود باید با آن اندیشه و شعور ساخته شود. برای ساختن آثار دینی باید شعور دینی پیدا کنیم. در حوزه موسیقی نیز همین مسئله صدق می کند؛ ما درگذشته مداحانی مثل مرحوم موذن زاده اردبیلی یا مثلا مرحوم کوثری، مداح امام (ره) داشتیم که یگانه بودند، باید ببینیم آنها چه می کردند که تا این اندازه ماندگار شدند.

وی افزود: هر اتفاقی در زندگی من افتاده و هر موفقیتی که به دست آوردم همگی به برکت وجود و حضور حضرت رضا (ع) بوده و بنده زندگی ام را مدیون این حضرت و خواهر بزرگوارشان هستم. این حرف را درکنار گنبد امام رضا (ع) در یک برنامه تلویزیونی هم گفتم.

تحریفات فیلمساز گریخته از وطن

بهرام بیضایی، فیلمساز گریخته از وطن در تازه ترین گفت و گویش که با برنامه آنلاین جشنواره برلین انجام داد، به دلایل فرار خود از ایران اشاره کرد. این گفت وگو به بهانه نمایش یکی از فیلم های او در مجموعه ای از فیلم های فارسی زبان که از 12 تا 21 ژوئن به صورت آنلاین نمایش داده شد، انجام گرفت.

بیضایی در این گفت و گو اظهار داشته که 30 سال در ایران شغلی نداشته و بیکار بوده و علت مهاجرتش از ایران را پیدا شدن کاری در آمریکا عنوان کرده است! این در حالی است که وی در طی 30 سالی که اظهار داشته بیکار بوده (یعنی سال های 1359 تا 1389) بیش از 40 کتاب (اعم از فیلمنامه و نمایشنامه و گفت و گو و مقاله) منتشر نموده، شش نمایشنامه به روی صحنه برده، 8 فیلم کوتاه و بلند ساخته و به اکران عمومی درآورده (که اغلب جوایز مهمی را در جشنواره های داخلی به خصوص جشنواره فیلم فجر دریافت کردند)، هشت فیلم کارگردانان دیگر را تدوین کرده و چهار فیلمنامه برای سایر فیلمسازان نوشته است. همچنین موسسه تولید و پخش فیلم به نام «لیسار» تاسیس نمود و در برخی از دانشکده ها و آموزشگاه های هنری به تدریس مشغول بود! آیا این حجم از کار که حتی بخش کوچک آن هم از بسیاری فیلمسازان و نویسندگان و اساتید سینما و تئاتر دریغ شد، یعنی بیکاری؟!

این حجم عظیم کار در طول 30 سال در حالی در اختیار بیضایی قرار گرفت که او از یک خانواده بهایی بوده و بنابر اسناد منتشره ساواک، در دوران طاغوت مورد توجه دفتر فرح دیبا قرار داشته و از همین روی در مراسم مختلف این دفتر شرکت می کرده، از جمله مراسم کیک خوری جشنواره فیلم تهران در آبان 1351 که در حضور فرح دیبا، کیک جشنواره را برید. بر اساس همین اسناد ساواک، در سال 1356 تقاضای عضویت بیضایی در هیئت امنای موسسات آموزش عالی وابسته به وزارت فرهنگ و هنر مورد موافقت محمدرضا پهلوی قرار گرفت و با حکم وی، به این سمت منصوب شد و در همین سال با حکم فرح پهلوی برای مدت سه سال به عضویت هیئت مدیره موزه آبگینه ها و سفالینه های ایران و فرهنگسرای نوبهار درآمد. بیضایی در سال های 1353 و 1354 اولویت نخست را برای استفاده از بورس به اصطلاح هنری فرح دیبا دارا شد و بر اساس اسناد انجمن ملی روابط فرهنگی وابسته به دفتر فرح پهلوی، برای اقامت در فرانسه و استفاده از این بورس، ماهانه 2000 فرانک از دفتر مخصوص فرح دریافت می کرد.

همچنین در سال 1357 در حالی که مردم ایران به طور تمام عیار درگیر مبارزه با رژیم شاه بودند و ارتش شاهنشاهی به ریاست ارتشبد ازهاری به کشتار مردم مشغول بود و فجیع ترین صحنه های قتل عام مردم را در هفده شهریور یا اول محرم و یا هشت بهمن 1357 به وجود آورد، بر اساس اسناد منتشره دفتر فرح دیبا، بهرام بیضایی با نامه از فرح درخواست کرده تا امکانات ارتش برای ساخت فیلم «چریکه تارا» در اختیار وی گذارده شود و فرح نیز طی نامه ای، ازهاری را مامور به این کار می کند.

اما او در سال های پس از انقلاب با سوءاستفاده از بی بصیرتی برخی مدیران فرهنگی و متولیان سینمایی، همان روال قبل از انقلاب خود در ضدیت با فرهنگ اسلامی و ترویج اندیشه های باستان گرایانه را ادامه داد و علی رغم همه همراهی مسئولان سینمایی در دوران مختلف با وی، بارها به خارج کشور رفت و در آنجا به فعالیت های ضدایرانی مشغول شد.

گفتنی است آنچه باعث ترک دائمی وطن از جانب او شد نه فشار جمهوری اسلامی که تهدید و ارعاب همکارانش بود، نام فیلم آخر بیضایی «وقتی همه خوابیم» بود که در انتقاد تند به ساختار و عوامل سینمای ایران ساخته شد و در جشنواره فیلم فجر نامزد دریافت شش جایزه از جمله بهترین فیلم و بهترین کارگردانی گردید که سه  جایزه از آنها را به خود اختصاص داد. پس از نمایش فیلم یاد شده، شبه روشنفکران و برخی عوامل سینمایی آنچنان بیضایی را آماج حملات تبلیغاتی و رسانه ای خود قرار داده و وی را در فضای سینمای ایران بایکوت کردند که

بر اساس یکی از اولین مصاحبه هایش پس از خروج از ایران در سال 1389 فضای کار چنان بر وی تنگ شد که ترجیح داد علی رغم حمایت های دولتی، ایران را ترک کند.

اما اینک وی پس از گذشت 10 سال از آن موقع و به فراموشی سپردن شرایط خروجش از کشور و حتی گفته های خودش، با تحریف واقعیات، علت فرار از ایران را بیکاری عنوان کرده است!

پیشنهادها و هشدارهای جمعی از اهالی فرهنگ به رئیس جدید حوزه هنری

جمعی از فعالان رسانه ای و فرهنگی در نامه ای سرگشاده خطاب به محمدمهدی دادمان رئیس جدید حوزه هنری، پیشنهادهای خود را ارائه دادند. در بخشی از این نامه آمده: «حوزه هنری انقلاب اسلامی باید در خط مقدم درگیری باشد. شناخت خط مقدم درگیری، حاصل تحلیل

به روز و درست از زمانه، امکانات، و ضرورت هاست.این تحلیل، نیازمند ارتباط مستمر و واقعی با بدنه اندیشه ای جبهه انقلاب، حضور در میان مردم، درک ملموس از اجتماع و اعتماد به نفس است. حوزه هنری را به حوزه تعامل و تعاطی اندیشه، هنر، رسانه و فرهنگ عمومی مبدل سازید.»

در این نامه ضمن تاکید بر کادرسازی و تربیت نیروهای معتقد و مخلص توسط حوزه هنری آمده است:«حوزه مهم ترین بازوی حاکمیت برای تولید، توزیع و تربیت اختصاصی نیرو برای هنر انقلاب است. نکند به هوای جذب روشنفکرها و خنثی ها، ماموریت اختصاصی حوزه به حاشیه برود.»

«فعالان رسانه ای و فرهنگی جبهه انقلاب در انتهای نامه خود از رئیس جدید حوزه هنری خواسته اند: «از کشمیر و نیجریه تا بوسنی و یمن. از ونزوئلا و هرات تا بحرین و غزه. هنر انقلاب را به سرحدات انقلاب اسلامی برسانید.»

عضو سابق یک گروهک باز هم برای صداوسیما سریال می سازد!

یک عنصر گروهکی با وجود سوابق منفی به طور مکرر از صداوسیما پروژه می گیرد!

عضو سابق گروهک اتحاد مبارزان کمونیست ایران که عملکردش به عنوان یکی از مدیران خانه سینما در ماه های اخیر با انتقادات بسیاری مواجه شده است، بناست باز هم برای صداوسیما سریال بسازد. این درحالی است که سریال اخیر وی که حدود دو سال قبل تولید و پخش شد، از نظر اغلب کارشناسان، راضی کننده نبود. وی همچنین از گردانندگان اصلی مراسم اختتامیه سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر بود که با حواشی و اتفاقات منفی بسیاری برگزار شد.

باز هم جای سوال است که به رغم هشدار رئیس سازمان صداوسیما نسبت به ستون پنجم دشمن، چرا عناصر بدسابقه به طور پی در پی امکان خودنمایی و ساخت سریال در این سازمان را پیدا می کنند؟ آن هم در شرایطی که این شخص اندکی پیش رسانه ملی را تحریم کرده بود!