آرشیو یک‌شنبه ۸ تیر ۱۳۹۹، شماره ۳۷۵۲
حوادث
۱۰

عاملان سرقت مرگ بار بخشیده شدند

شرق: دو مرد که متهم هستند در جریان سرقت از خانه زنی جوان، مردی را به قتل رسانده اند، با رضایت پدر مقتول از قصاص نجات پیدا کردند و به لحاظ جنبه عمومی جرم پای میز محاکمه رفتند. 

به گزارش خبرنگار ما، سه جوان افغانستانی بعد از ورود به خانه دختری از هم وطنان شان متوجه حضور جوان ایرانی شدند و او را به قتل رساندند. براساس محتویات پرونده خبر مفقودشدن این مرد جوان ابتدا از سوی همسرش به ماموران داده شد. این مرد به پلیس گفت همسرش از خانه خارج شده و دیگر برنگشته است. وقتی ماموران تحقیقات خود را آغاز کردند، متوجه شدند مرد جوان که حامد نام دارد، با یک دختر افغانستانی به نام مینا دوست است. مینا به ماموران گفت سه مرد افغانستانی وارد خانه اش شدند. اموالش را سرقت و به او تعرض کردند و حامد را کشتند. ماموران با کمک مینا سه مرد افغانستانی را شناسایی و بازداشت کردند. دو نفر از متهمان به قتل اعتراف کردند و نفر سوم با وثیقه آزاد شد. دو متهم پای میز محاکمه رفتند و با درخواست قصاص از سوی پدر مقتول به مرگ محکوم شدند؛ اما بعد از سه سال پدر حامد اعلام گذشت کرد و متهمان این بار به لحاظ جنبه عمومی جرم پای میز محاکمه رفتند. در ابتدای جلسه رسیدگی به این پرونده که در شعبه 5 دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد، کیفرخواست علیه متهمان خوانده شد. 

سپس وکیل همسر مقتول در جایگاه قرار گرفت. او درخواست مجازات متهمان را کرد و گفت: با توجه به اینکه موکل من حق درخواست قصاص ندارد، سهم دیه ضربات غیر موثر در مرگ را می خواهیم و خواستار مجازات متهمان نیز هستیم. در ادامه متهم ردیف اول به نام شیرمحمد در جایگاه قرار گرفت او گفت: سعید که متهم پرونده است و حالا نیامده است، به ما گفت دختری به نام مینا را می شناسد که در قبال گرفتن پول رابطه برقرار می کند و کارگر جنسی است. ما هم تصمیم گرفتیم به خانه مینا برویم. با خود گفتیم اگر چیز باارزشی هم داشت، سرقت می کنیم. وقتی وارد خانه شدیم، دیدیم یک مرد ایرانی هم آنجاست. او وقتی متوجه شد ما قصد سرقت داریم. مقاومت کرد و درگیری بین ما شروع شد. من و متهم دیگر این پرونده با هم او را زدیم. من ابتدا دو ضربه با چاقو به دست هایش زدم و بعد دوستم دو ضربه به سینه اش زد و جسد را رها کردیم و متواری شدیم؛ اما ماموران ما را شناسایی کردند. متهم گفت: زمانی که این قتل اتفاق افتاد، من نوجوان بودم. من متولد ایران هستم؛ اما پدر و مادرم افغانستانی هستند و مهاجرت کرده اند. وقتی بچه بودم، دوباره به افغانستان رفتیم و بعد با توجه به شرایط، پدرم تصمیم گرفت دوباره به ایران برگردیم. متهم گفت: من شناسنامه ندارم. در افغانستان هم که بودیم، پدرم شناسنامه نگرفت و گفت لازم نیست شناسنامه داشته باشی؛ به همین دلیل دقیقا نمی دانم چندساله هستم. پدرم با پول کمی که داشت، رضایت اولیای دم را گرفت و من دیگر پول ندارم که بابت چیزی به شاکی پرونده بدهم. حالا هم درخواست بخشش دارم. در ادامه دیگر متهم پرونده در جایگاه قرار گرفت و او نیز درخواست بخشش کرد.

با پایان جلسه دادگاه قضات برای تصمیم گیری وارد شور شدند.