آرشیو یک‌شنبه ۸ تیر ۱۳۹۹، شماره ۴۶۷۸
ورزش
۱۴
گزارش

حواشی بازی فولاد و استقلال همچنان ادامه دارد

هایکوی فرهاد و نکونام رئالیست

علی ولی اللهی

مدت زیادی از زمانی که جواد نکونام و فرهاد مجیدی سر بازوبند کاپیتانی تیم استقلال با هم به مشکل خوردند، گذشته است. همان موقعی که امیر قلعه نویی در مصاحبه ای گفت یک تکه پارچه نباید محل دعوا در تیم بزرگی مثل استقلال باشد. اما امروز دوباره دو ستاره سابق آبی پوشان رو در روی هم قرار گرفته اند و شمشیر را از رو بسته اند. مجیدی در صفحه اینستاگرامش به نکو حمله کرده و نکونام نیز در برنامه شب های فوتبالی از طریق آنتن زنده تلویزیون مجیدی را تحت فشار گذاشته است. این دعوا از یک جهت چیز خیلی مهمی نیست؛ همان طور که چند سال قبل هم نبود. گر چه اسامی طرفین درگیر اسامی بزرگی هست ولی سوژه اش که همان کدورت های سابق برای رسیدن به این پاسخ که «کی بزرگ تره؟» است، چندان جذابیتی ندارد. از طرف دیگر اما جر و بحث مجیدی یک سوی تاریک دارد. سویه ای که فرهاد مجیدی در اینستاگرام در مورد آن نوشته و سرپرست باشگاه استقلال در نامه ای که به کمیته انضباطی نوشته به آن اشاره کرده است. همان سویه ای که البته داور بازی هم در گزارشش لحاظ کرده.

هایکوی فرهاد

ویلای امیردشت...!

کار در شهرداری به کمک فامیل...!

عضو رایگان مدرسه فوتبال...!

معرف ویزای اسپانیا...!

شام و ناهار در رستوران تهرانسر...!

تک و تنها هستم، اما هرگز مقابل بی عدالتی سکوت نمی کنم. مردم خیلی زود متوجه حقیقت خواهند شد.

این متن که در نگاه اول شبیه به هایکوهای ژاپنی است را فرهاد مجیدی در واکنش به اتفاقات بازی فولاد و استقلال منتشر کرده است. متنی رمزی که باید با نگاهی نشانه شناسانه آن را رمزگشایی کنیم. اول از همه ویلای امیردشت است که به گفته برخی برمی گردد به ویلایی که جواد نکونام هنگام هدایت نساجی از آن استفاده می کرده و گفته می شود در همان ویلا از سیدعلی داور بازی فولاد و استقلال پذیرایی کرده بوده. یکی از مواردی که داور بازی در گزارشش علیه مجیدی نوشته ذکر این نکته است که سرمربی استقلال بعد از اخراج علی کریمی به داور گفته: «من ویلا ندارم که در اختیارت قرار دهم.» کار در شهرداری هم برمی گردد به استخدام سیدعلی در شهرداری با کمک بهنام ابوالقاسم پور که با نکو نسبت فامیلی دارد. مدرسه فوتبال هم احتمالا همان آکادمی متعلق به نکونام در غرب تهران است و ویزای اسپانیا را نیز صرفا از روی کلمه اسپانیا می توان به سرمربی فولاد نسبت داد. چون نکونام مدتی در اسپانیا بازی می کرده. شام و ناهار رستوران تهرانسر هم آنقدر کلی است که تقریبا تمام مردم آن مناطق را می تواند شامل شود! فرهاد مجیدی با انتشار این پست در واقع اتهاماتی جدی علیه سرمربی فولاد و داور بازی مطرح کرده است. یکی از چیزهایی که به استناد آن مجیدی چنین پستی را مطرح کرده پیامکی است که قبل از بازی به گوشی کادر فنی باشگاه استقلال ارسال شده و رمضانی سرپرست استقلال آن را پیامی مشکوک می خواند. آنها پیامک را ضمیمه پرونده شکایت شان از داور کرده اند. برخی از منابع ادعا کرده اند آن پیامک از طرف فرزاد مجیدی، برادر سرمربی استقلال بوده که زمانی با نکونام در تیم نساجی همکاری می کرده. گفته می شود فرزاد در آن پیامک از برادرش خواسته مراقب داور بازی باشند و اگر می توانند قبل از بازی درخواست تغییر داور را بدهند.

نکونام رئالیست

برخلاف مجیدی که در لفافه و با ایما و اشاره اتهاماتش را وارد کرده، نکونام در برنامه شب های فوتبالی خیلی واضح به اردوی رقیب و مخصوصا فرهاد مجیدی حمله کرد. نکونام گفت: «کار مربی تلاش کردن برای موفقیت تیمش است. ما باید تلاش کنیم. من به دنبال فالوئر و فضای مجازی نیستم و تمام تمرکزم روی تیمم است. موفقیت و مربیگری نیاز به وقت گذاشتن و زحمت کشیدن دارد. استراماچونی وقتی آمد کسی فکرش را نمی کرد که ایشان محبوب شود. این زحماتی است که کشیده است. در فضای مجازی دنبال محبوبیت نبود و در زمین مربیگری کرد. مربیگری مثل بازیکنی نیست. در بازیکنی می شود همه چیز را خرید اما در مربیگری این طور نیست. هواداران ما فوتبال می فهمند و متوجه می شوند.» او همچنین در مورد آماده سازی تیم خودش و مصدومان حریف افزود: «همه بازیکنان ما در این مدت تحت کنترل بودند. ما مثل استقلال دو تا رباط صلیبی پاره نکردیم و مصدومیت از ناحیه همسترینگ نداشتیم. زحمت کشیدیم که بازیکن ما توانست در زمین بازی کند و دنبال امدادهای غیبی نبودیم. من خودم هوادار استقلال هستم ولی وقتی قراردادی با باشگاهی دارم همیشه سعی کرده ام بهترین عملکرد را مقابل هر کسی و هر تیمی داشته باشیم. هیچ وقت فیک نبودم و همیشه خودم بودم. استقلال تیم باشخصیتی است و مخصوصا اینکه آقای استراماچونی سیستم مناسبی را پیاده کردند و هنوز هم با همان سیستم بازی می کنند.» نکونام در بخش دیگری از صحبت هایش به این نکته اشاره کرد که مربیگری بلد بودن می خواهد و این دلیل برد ما مقابل استقلال بوده است. نکونام با صراحت در صحبت هایش به این نکته اشاره می کند که کادر فنی فعلی استقلال از سرمربی گرفته تا مربی و بدنساز نتوانسته اند تیم را آماده کنند. هفته قبل به واسطه پارگی رباط صلیبی مرتضی تبریزی و رضا آذری و مصدومیت زکی پور بین پزشک تیم یعنی دکتر ستوده و مربی بدنساز آبی ها یعنی علی ربانی یک جنگ رسانه ای شکل گرفت که در نهایت مجیدی با انتشار یک استوری طرف مربی بدنساز تیمش ایستاد.

بازخوانی یک پرونده قدیمی

اتفاقات بازی فولاد و استقلال و اظهارات سرمربی آبی ها به شدت یادآور خاطره ای قدیمی از لیگ برتر است. 29 شهریور 1392 پرسپولیس در اصفهان مهمان این تیم بود. در آن زمان علی دایی هدایت سرخ ها را برعهده داشت. بازی با قضاوت محسن قهرمانی آغاز شد و در همان ابتدای کار به شکل عجیبی یکی از بازیکنان پرسپولیس اخراج شد. پرسپولیس آن بازی را با دو گل باخت تا یکی از بزرگ ترین جنجال های فوتبال ایران شروع شود. بعد از بازی دایی که به شدت عصبانی بود مستقیما گفت می دانسته داور سمت حریف «غش» می کند. اصطلاح غش کردن داور از همان زمان وارد ادبیات فوتبالی کشور شد. بعد از گذشت چند ماه و تهیه شدن برنامه های متعدد و پرداختن مطبوعات در نهایت کمیته انضباطی رای خود را در این پرونده صادر کرد و به موجب آن محسن قهرمانی 8 ماه از فعالیت های فوتبالی محروم شد. نکته قابل توجه آن پرونده این بود که دایی نتوانست ثابت کند قهرمانی در بازی مذکور سمت حریف غش کرده بوده، بلکه کمیته انضباطی با بررسی همه مسائل مربوط به این داور متوجه شد او با سرپرست باشگاه راه آهن در آن زمان مراوده مالی داشته است. دقیقا زمانی که خود دایی هدایت این تیم را برعهده داشت! عجیب تر آنکه قهرمانی با وجود محکوم شدن به داشتن مراوده مالی غیرقانونی بعد از طی کردن دوران محرومیتش به لیگ برتر و قضاوت بازگشت. این نشان می دهد احتمالا همان طور که رسانه ها آن زمان عنوان کردند، این حکم صرفا برای جمع کردن داستان صادر شده و ارزش دیگری نداشته است. حال سوالی که مطرح می شود این است که آیا پرونده بازی فولاد و استقلال و قضاوت سیدعلی نیز چنین سرنوشتی پیدا خواهد کرد یا خیر؟

فرار رو به جلو؟

فرهاد مجیدی ید طولایی در نوشتن پست های عجیب و غریب دارد. پست هایی که هر کدام شان تا چند روز ذهن های هواداران و رسانه ها را به خودش مشغول کرده است. البته بیشتر این پست های جنجالی عمری طولانی ندارند و کافی است عبارت «مجیدی پست جنجالی اش را پاک کرد» را در گوگل سرچ کنیم تا متوجه شویم شماره هفت سابق آبی ها چه ید طولایی در نوشتن و پاک کردن دارد. شهریور 97 که بحث آمدن مجیدی به استقلال داغ بود، او در پستی اینستاگرامی نوشت: «متاسفانه عوامل رسانه ای فردی که عمر حضورش در استقلال بیش از یک فصل نبوده، دیروز در یک روزنامه تیتر می زنند که «فرهاد مجیدی همراه کاناوارو در استقلال» با این خبر دروغ می خواهند به سرمربی استقلال القا کنند که اگر مجیدی بیاید، او قصد دارد کاناوارو را جایگزین شما کند! از سوی دیگر این خط را در داخل تیم هم یک نفر دنبال می کند. کسی که در زمین از کورس های سرعتی عقب می افتد اما در بیرون از زمین با دسیسه های مختلف سرعت به خرج داده و در انتقال و جدایی دو بازیکن مهم و کلیدی استقلال نقش مهمی داشته و حتی به جای آنها سفارش جذب یک بازیکن مصدوم را داده است! اگر این شیطنت ها ادامه یابد با جزییات بیشتری درباره این موارد صحبت خواهم کرد.» بعد از انتشار این پست رسانه ها و هواداران افتادند دنبال اینکه ببینند «دسیسه چین» چه کسی است؟ همین سال پیش نیز هنگامی که استقلال بعد از جدایی شفر دنبال سرمربی جدید بود و گفته می شد ممکن است مجیدی که دستیاری مرد آلمانی را در چند بازی برعهده داشت هدایت این تیم را برعهده بگیرد، مجیدی در اینستاگرامش نوشت: «استقلال قهرمان نشد و به همه آنچه می خواستند رسیدند، از فدراسیون گرفته تا معاون وزیر امور خارجه که در میان این همه بحران خارجی و داخلی، گرانی و فروپاشی اقتصادی، اختلاس و فساد، آرزویش این است که پرسپولیس قهرمان شود. این همه بدبختی گریبان مان را گرفته و فوتبال شادی و تسکین موقت دردهای همه ماست که آن را آلوده به ناحق می کنند و از ما دریغ می کنند. گل سالم ما را مردود اعلام کردند و فقط حق بازیکنان و مربیان استقلال را تضییع نکردند، حق میلیون ها طرفدار استقلال را ضایع کردند. این اشتباه داوری نیست، فساد گسترده است که همه جا ریشه دوانده است. از کارشناسی که در تلویزیون جلوی میلیون ها مخاطب به راحتی دروغ می گوید و هیچ ابایی هم ندارد که نظرش، قوانین علم فیزیک را هم نقض کند تا آن پیشکسوتی که تا دیروز دلسوز و نگران من بود که مهر سوخته نشوم و امروز در برابر این حق خوری آشکار سکوت می کند. پشت به قدرت و رو به طرفداران استقلال حرف می زنم، در برابر بی عدالتی ها هرگز ساکت نخواهم بود.» مجیدی چند ساعت بعد این پست را پاک کرد. همان طور که تصاویر منتشر شده از چک های دریافتی اش از باشگاه استقلال را خیلی زود پاک کرد یا آن پستی که در آن به هیات مدیره استقلال حمله کرده بود و بعد از چند ساعت اثرش از آثارش در صفحه مجیدی به چشم نمی خورد. همین پیشینه است که باعث شده بسیاری از منتقدان مجیدی چنین اظهارنظرهایی را فرار رو به جلو بدانند. بسیاری معتقدند مجیدی می خواهد فشار وارد شده به خودش به خاطر اشتباهات تاکتیکی و عصبانیتش که موجب باخت استقلال شد را با این فرافکنی تعدیل کند. استقلال با باخت مقابل فولاد شرایط بدی در جدول پیدا کرده و حالا باید جنگ سختی را برای رسیدن به سهمیه آسیایی تجربه کند.

شکایت و شکایت کشی

روز شنبه در خبرها آمده بود که اصغر حاجیلو به دلیل شکایتی که مدتی قبل جواد نکونام از او کرده بود، بازداشت شده است. البته او ساعتی بعد به قید وثیقه آزاد شد. پیشینه داستان اما برمی گردد به مصاحبه ای که حاجیلو علیه نکونام انجام داده بود. با اینکه در آن مصاحبه سرپرست سابق استقلال اسمی از کاپیتان سابق تیم ملی نبرده بود اما شواهد و قرائن نشان می داد منظور چه کسی است. حاجیلو در آن مصاحبه کلیدواژه هایی نظیر «افرادی که برای یک مشت دلار استقلال را ترک کردند»، «جلسه مخفیانه در تیم ملی زمانی که افشین قطبی هدایت تیم ملی را برعهده داشت»، «به مشکل خوردن با امیر قلعه نویی و مجید جلالی» و «اخراج شدن شبانه از اردوی تیم ملی توسط علی دایی» به کار برد که همگی به جواد نکونام اشاره داشت. یکی از کارشناسان حقوقی در این رابطه می گوید نیازی نیست برای شکایت به دلیل توهین و افترا حتما نامی از شخص برده شود و اگر شاکی بتواند ثابت کند که منظور او بوده، کفایت می کند. کما اینکه نکونام هم از همین طریق به نتیجه رسیده است. این کارشناس حقوقی تاکید می کند که در صورت شکایت خود بازپرس هم وظیفه دارد در این مورد تحقیق کند تا متوجه شود آیا اشاره ها به شخص شاکی منتهی می شود یا نه؟ در مورد پست فرهاد مجیدی هم با توجه به متن پست و استفاده از هشتگ فوتبال پاک شکی نیست که مخاطب جواد نکونام است و احتمالا در روزهای آینده کاپیتان نکو که دست به شکایتش هم بد نیست، پرونده ای علیه سرمربی استقلال به جریان خواهد انداخت. روز گذشته در خبرها آمده بود که سیدعلی داور بازی فولاد- استقلال از فرهاد مجیدی به کمیته اخلاق شکایت کرده است.

فوتبال یا جنگ سرد؟

مساله ای که فارغ از مجیدی و در سطحی بالاتر می توان به آن پرداخت، اظهارات رمزی برخی فوتبالی هاست. در سال های گذشته اصطلاح «دست های پشت پرده» به کرات توسط اهالی فوتبال مطرح شده است. بیشتر هم بعد از استعمال این اصطلاح تهدید به افشاگری کرده اند اما در عمل چیزی برملا نشده است. به نظر می رسد چنین تهدیدهایی در فضای فوتبال یک جور گروکشی است و هدفش از بین بردن فساد در فوتبال نیست. زیر پست اینستاگرامی فرهاد مجیدی نزدیک به 42 هزار کامنت تا زمان نگارش این گزارش درج شده است که در بسیاری از آنها از مجیدی درخواست شده که حرفش را صریح و واضح بزند. البته این مطالبه ای است که از اکثر اهالی فوتبال در چند سال اخیر درخواست شده. اینکه عده ای بیایند و بدون استفاده از استعاره و شعرواره حرف شان را مستقیم بزنند تا شاید ریشه فساد که همه می دانند در فوتبال وجود دارد خشکانده شود. آنچه واضح به نظر می رسد این است که تکرار ادبیات «بگم؟ بگم؟» هیچ کمکی به قطع دست باندهای مافیایی از فوتبال نخواهد کرد و تنها کاربردش ساکت کردن رقیب خواهد بود. انگار که یک جنگ اطلاعاتی بین اهالی فوتبال در جریان است؛ چیزی شبیه به دوران جنگ سرد!