آرشیو دو‌شنبه ۹ تیر ۱۳۹۹، شماره ۷۳۸۰
ایران قرن
۱۶

بریده جریده

حسن مجیدی
پایان کار  واگون های اسبی در طهران

چند روز قبل واگون های اسبی آخرین دور و گردش خود را در خیابان چراغ گاز و ماشین خاتمه داده مردم را وداع و برای همیشه در آرامگاه خود قرار گرفتند و امروز می توانیم به خوانندگان محترم بشارت دهیم که دیگر هیکل مضحک و مسخره این گاری شکسته ها را که به اسم تراموای شهری در طهران کار می کرد نخواهند دید.یگانه خطی که باقی مانده بود، خط بین گار ماشین و میدان سپه بود که این خط نیز در هفته گذشته برچیده شد و آخرین بقایا و آثار آن هم محو و زائل گردید و دیگر هیچ آثاری از واگون اسبی در خیابان ها نخواهید دید.از چند سال به این طرف که مملکت ما پیشرفت کرد و همه چیز عوض شد، زندگی تغییر کرد، افکار تازه به وجود آمد، هر کس به سهم خود در کار و کسب و زندگی خود شکل نو و تازه را اتخاذ کرد، معلوم نشد چرا کمپانی راه آهن و تراموای شهری در فکر اصلاح کار خود بر نیامد؟ برای چه اسباب و ادوات خود را به صورت امروزه در نیاورد و اقلا در حفظ و حراست واگون ها، نظافت و تمیزی آن اقدام نکرد؟ نه فقط کمپانی دست به ترکیب واگون ها نزد که طوری در اداره کردن کارهای مربوطه تعلل و مسامحه نمود که روز به روز این وسیله نقلیه شهر به شکل فضیح تر بیرون آمد، اسب های واگون که سابقا در هیکل و جثه و سرعت معروف بود رفته رفته به صورت اسکلت بی جان و عنکبوتی در آمده بود. کمپانی در این مدت هیچ فکر نکرد که واگون وسیله نقلیه شهر و محتاج الیه مردم است، این مایحتاج عمومی را نمی توان اسباب بازیچه و ملعبه قرار داد، البته روزی بود که همین واگون اسبی وسیله نقلیه خوبی برای شهر طهران بود، مردم بیکار بودند، وقت ارزش و قدر قیمتی نداشت. دستجات مرد و زن صبح از یک نقطه سوار شده ظهر به مقصد می رسیدند و خلاصه برای مردم آن روز وسیله بالنسبه خوبی بود اما وقتی که کمپانی دید اوضاع عوض شد، شهر وسعت یافت، خیابان ها صورت دیگری به خود گرفت، جنب و جوشی در مردم ایجاد شد، اتوبوس و اتومبیل وجود آمد، وقت و فرصت، قرب و منزلت یافت و زندگی دیگر مجال نمی دهد کسی پیرامون این گاری شکسته ها بگردد، چرا در فکر اصلاح بر نیامد؟!

افراد این شهر افکار گذشته را دور ریخته همه چیز خود را رفورم کردند ولی هیچ شنیده نشد که کمپانی تراموای شهر یک قدم بطرف تجدد و اصلاح بردارد!

یا باید بگوییم طرز فکر متصدیان امور واگون خوب نبوده یا باید به جمودت آنها اعتراف نماییم یا این پیش آمد را حمل بر عناد و لجاج سازیم، در هر حال در قرن بیستم، در قرنی که زپلین حکمفرمایی می کند، برای مملکت ما ننگ آور بود که این اسباب مضحکه و مسخره را در پایتخت خود برای نقلیه داشته باشیم.

واگون اسبی قدری در انظار خارجی هایی که به این مملکت وارد می شدند عجیب بود که در ورود خود به طهران حتما عکس های به طور یادگار و ارمغان از آن برداشته با خود می بردند تا یک وسیله تفریح جالب توجهی در بازگشت به وطن خود همراه داشته باشند. آن را نمونه تمدن و ترقی ایرانی می دانستند و حال آنکه این فکر یک کمپانی اروپایی بود که شاید واقعا برای مرهون ساختن ایران اصرار در نگاهداشتن آن داشت. ما یقین داریم که ادارات مربوطه از چند سال به این طرف نسبت به این موضوع وارد مذاکره و اقدام شده بودند ولی لازم بود در همان ایامی که طهران از داشتن این وسیله نقلیه عار داشت دولت جدا مداخله می کرد و آن را بکلی برمی چید.

البته خوانندگان محترم به خاطر دارند که چند ماه قبل یک عده سیاح فرانسوی به نام کاروان زرد به طهران وارد شد و چند روزی در طهران اقامت گزید، کاروان مزبور تمام شهر را گردش کرد و از قسمت های جالب و قشنگ شهر فیلم برداشت ولی هیچ چیز برای آنها جالب توجه تر از فیلم واگون اسبی نبود و بنابر این فیلم مفصلی از واگون برداشتند و پس از مراجعت به اروپا در شهرهای مختلف آن را به معرض تماشا گذاردند.

وقتی یک نفر اروپایی با کمال تعجب هیکل مضحک این گاری شکسته های عهد عتیق را در فیلم می بیند چه تصور می کند؟ بدیهی است آن را نمونه مدنیت و ترقی مملکت ما می داند، در اطراف این فیلم تعبیرات عجیب و غریبی پیش خود می نماید و همه چیز ما را از روی همین نمونه تحت سنجش و مقایسه قرار می دهد بدون اینکه تاریخچه این فضاحت را بداند یا از اداره کنندگان خارجی آن مستحضر باشد و بفهمد که این نمونه مدنیت ایرانی نیست بلکه نمونه فکر بدیع یک کمپانی خارجی است!

در هر حال این کار می بایستی خیلی زودتر انجام یافته باشد. در هر حال خوشوقتیم که امسال آخرین آثار این هیکل های مضحک و بد شکل از خیابان چراغ برق هم بر چیده شد و اینک بایستی مطالعاتی در موضوع واگون برقی که از چندی به این طرف مورد توجه و نظر دولت بوده است بعمل آید زیرا بالاخره شهر طهران با وسعتی که پیدا کرده و وسعتی که روز به روز پیدا می کند حتما محتاج به داشتن واگون برقی است.

روزنامه اطلاعات - دوشنبه 22 فروردین 1311

 
افتتاح هتل بلدی

هتل رستوران بلدی یا کافه بلدیه با ساختمانی دو طبقه در خیابان پهلوی نبش خیابان شاهرضا (محل تئاتر شهر فعلی) قرار داشت و تنها پارک تفریحی برای خانواده های تهرانی آن روزگار بود، روز چهاردهم شهریور 1311 افتتاح و در آبان سال 1345 تخریب و به جای آن تئاتر شهر و پارک پهلوی (پارک دانشجوی فعلی) احداث شد.

  افتتاح هتل بلدی

«دیشب مراسم افتتاح رسمی هتل بلدی با جشن و ضیافت باشکوهی که از طرف بلدیه طهران تدارک شده بود معمول گردید. بر حسب دعوتی که از طرف آقای رئیس بلدیه بعمل آمده بود از ساعت 9 و نیم بعد از ظهر آقایان مدعوین که مرکب از آقای وزیر محترم دربار پهلوی، هیات دولت، ریاست مجلس شورای ملی، جمعی از رجال و نمایندگان مجلس ،سفرا و وزرا، مختار و کلیه نمایندگان سیاسی خارجه بودند متدرجا در عمارت مهمانخانه بلدی حضور یافتند. آقایان مدعوین قبلا در بالکن همان خانه پذیرایی شدند و در ساعت ده و نیم برای صرف خوراک سرد در سالن بزرگ مهمانخانه حضور یافتند. پس از صرف غذا جمعیت مدعوین در محوطه باغ و بالکن و صحن مهمانخانه گردش و تفرج می کردند، یک دسته ارکست [ارکستر] در صحن مهمانخانه و دسته دیگر در بالکن در تمام مدت جشن در ترنم بود. یک ساعت بعد از نصف شب مجلس شب نشینی و ضیافت با شکوه و مجلل بلدیه طهران خاتمه پذیرفت و آقای سرتیپ [کریم] بوذرجمهر رئیس محترم بلدیه در تمام مدت از مهمانان خود با قیافه بشاشی پذیرایی می نمودند.»

روزنامه اطلاعات- سه شنبه 15 شهریور 1311

 
آیین نامه رانندگان وسایط نقلیه

نظر به ازدیاد روز افزون وسایط نقلیه و اهمیت لزوم رعایت و نظامات تامین عبور و مرور و جلوگیری از مخاطرات مقرره رعایت تکالیف ذیل برای عموم لازم و حتمی الاجراست.

 1- رانندگان وسایط نقلیه علاوه بر نظامات مربوطه، نکات ذیل را هم کاملا باید رعایت کنند: از منتها به سمت راست خود به فاصله نیم ذرع به پیاده رو سیر کنند. حداکثر سرعت وسایط نقلیه سریع السیر در شهر از 30 کیلومتر و در جاده های خارج شهر از 40 کیلومتر در ساعت تجاوز ننماید. مخصوصا در سر چهارراه ها و کلیه گردشگاه ها، عموما باید آهسته حرکت نمایند. کلیه وسایط نقلیه سریع السیر برای گذشتن از وسایط نقلیه بطیی السیر[کند] باید به فاصله دو متر خط قوسی طی کرده و از کنار آنها گذشته مجددا به سمت راست منحرف و خط سیر خود را طبق دستور ادامه دهند. قبل از توقف باید با دست علامت بدهند که وسایط نقلیه عقب مطلع شوند. استعمال مشروب برای عموم رانندگان اکیدا ممنوع است. از اول غروب هر دو چراغ های جلو و چراغ های عقب که به حد کافی نور داشته باشد، روشن و حرکت با یک چراغ جلو اکیدا ممنوع است و در موقع مقابل شدن با یکدیگر بایستی چراغ های جلو را چند مرتبه خاموش و روشن کنند و داشتن چراغ های پر نور که روشنایی آن از حد کافی تجاوز کند ممنوع می باشد. ترمز های دستی و پایی، کاملا بی عیب و بوق داشته باشد.

  سورچی های درشکه وگاری

سورچی های درشکه عموما مجاز نیستند که در خط عبور مسیر خودشان از یورتمه اسب کمتر نمایند در صورت نداشتن مسافر باید در ایستگاه ها و خیابان هایی که توقف دروسط اجازه داده شده بایستند.

سورچیان کلیه وسایط نقلیه بطیی السیر موقع حرکت بایستی پیاده شده جلو مال خود را گرفته از منتها الیه سمت راست خود نزدیک پیاده رو و در جاده های اطراف کاملا از وسط خیابان عبور نمایند.

کلیه وسایط نقلیه تابع نظامات تامین عبور و مرور و اخطار آژان های پلیس هستند در صورت تمرد تعقیب خواهند شد.

2- اتومبیل ها و اتوبوس های سرویس عمومی علاوه بر مقررات فوق نکات ذیل را انجام خواهند داد: فقط در ایستگاه و توقفگاه های معینه حق توقف برای پیاده و سوار کردن مسافرین خواهند داشت و به غیر از نقاط مزبور به هیچ وجه ولو برای پیاده و سوار کردن مسافرین حق توقف ندارند. مادامی که اتوبوس جلوتر حرکت نکرده اتوبوس عقب حق حرکت ندارد، مگر اینکه اتوبوس جلو خراب شده باشد. اضافه بر ظرفیت معینه حق پذیرفتن مسافر را ندارند. در توقفگاه ها فقط به اندازه ای حق توقف دارند که مسافر را پیاده یا سوار نموده و بلافاصله باید حرکت نمایند. شرایط نظافت کاملا مرعی شده باشد. لباس شوفرها و بلیت فروشان بایستی تمیز و با نهایت ادب و حسن سلوک با مسافرین رفتار نمایند. شوفرها حق صحبت کردن، خوردن، سیگار کشیدن، مسافر طلبیدن و بلیت فروختن در اتوبوس را ندارند. فقط بایستی متوجه مقابل خود بوده و مواظبت نمایند که تصادف و مخاطره رخ ندهد. به هیچ وجه در ایستگاه و توقفگاه ها بلیت فروشان حق پیاده شدن برای دعوت مسافرین و همچنین در اتوبوس حق صدا کردن و طلبیدن مسافر را ندارند.

مجله بلدیه - مرداد 1311