آرشیو چهار‌شنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۹، شماره ۵۶۹۴
صفحه آخر
۲۰
کافه میرداماد

گفت و گو با زینب زارع، مجری تلویزیون درباره استفاده از شبکه های اجتماعی

دنیایی که گریزی از آن نیست

گفتگو: طاهره آشیانی

 حالا دیگر استفاده از شبکه های اجتماعی که در کشور ما از آن به نام فضای مجازی نام برده می شود، عمومیت یافته است. بیشتر مردم گوشی های هوشمندی دارند که روی آنها چند شبکه اجتماعی نصب شده و هر کس به فراخور نیاز ش از آنها استفاده می کند. آنهایی که نگاهی خوش بینانه دارند، فراگیری اینترنت و شبکه های اجتماعی را یکی از مواهب دنیای مدرن می دانند که فرد را به دنیایی وسیع و بی انتها وصل می کند و آنهایی که بدبین اند و محتاطانه به حال و آینده نگاه می کنند این فراگیری و ارتباط با جهان بی انتهای اطلاعات را تهدیدی برای افراد و جوامع می دانند. اهالی رسانه و کسانی که در حوزه ارتباطات کار می کنند اما مدت هاست درباره سوادی پژوهش و صحبت می کنند که به «سواد رسانه ای» شهرت دارد. این سواد به ما یاد می دهد که از دنیای بزرگ اینترنت و ابزار شبکه های اجتماعی چگونه استفاده کنیم که سودش بیشتر از ضررش باشد. در موضوع سواد رسانه ای مهم ترین نکته «انتخاب» است. هر چقدر آدم ها به خود و اطراف خود آگاه تر باشند، انتخاب های دقیق تری در شبکه های اجتماعی خواهند داشت و نکته مهم تر این که آنها  از این آگاهی استفاده کرده و «زمان» حضور در شبکه های اجتماعی را نیز انتخاب کرده و دچار اعتیاد به شبکه های اجتماعی و فضای مجازی نمی شوند. با زینب زارع، مجری تلویزیون که هم صحبت شدم تا درباره شبکه های اجتماعی با او گپ بزنم او ترجیح داد به جای سواد رسانه ای از واژه «مهارت» استفاده کند.زارع معتقد است که ما باید مدام مهارت های خود را به روز کنیم و مهارت استفاده از شبکه های اجتماعی هم یکی از آنهاست که حالا دیگر همه باید از آن سر دربیاورند.شبکه های اجتماعی دروازه ای برای ورود به دنیای بزرگ اینترنت است و هر کس به فراخور آگاهی و دانش و انتخاب های خود از این دریا استفاده می کند. دنیایی که اگر انتخابت درست باشد به تو راه و رسم بهتر ، مفید و کاربردی تر زندگی را می آموزد. حالا دیگر لازم نیست برای یادگیری هر حرفه و مهارتی از نقطه ای به نقطه دیگری بروی یا حتی هزینه های زیادی را متحمل شوی. یادگیری این روزها ارزان ترین امکان دنیای مجازی است. البته زارع تاکید می کند که همه اینها بستگی به این دارد که تو تصمیم گرفته ای در گشت و گذار در دنیای مجازی چه انتخاب هایی را در سبدت بگذاری.

انتخاب حرف اول را می زند

به زارع می گویم در کنار این آموزش هایی که شما گفتید این هشدار را هم به ما می دهند که شبکه های اجتماعی و اینستاگرام آدم ها را سطحی می کند و اجازه عمیق شدن در موضوعات را از آنها می گیرد. می گوید: نه ! من با این حرف موافق نیستم. به باور من، آدم ها قبل از حضور در شبکه های اجتماعی سطحی یا عمیق بودن خودشان را انتخاب کرده اند و بر همین اساس شبکه های اجتماعی و این که چه کسی را دنبال کنند، انتخاب می کنند.آدم سطحی ، صفحات شاخ های اینستاگرام را انتخاب می کنند که به جز خودنمایی و خودشیفتگی چیزی به آنها نمی دهد و آدم های عمیق تر می روند صفحه یک شاعر بزرگ یا نویسنده متفکر را دنبال می کنند که بیاموزند. معتقدم آدم سطحی اگر شبکه های اجتماعی هم نباشد یا بسته و فیلتر شود، آدمی که با سطح سلیقه و شعور او همخوانی داشته باشد را پیدا می کند در فضای مجازی، نه در دنیای واقعی.این آدم اگر کتابخوان هم شود، زردترین و سطحی ترین کتاب ها را می خواند، فیلم و سریال سطحی می بیند و... شبکه های اجتماعی آدم ها را سطحی نمی کند اما به آنها امکان فرو رفتن در سطحیات را بیشتر فراهم می کند.

نفی و نهی فایده ای ندارد

می پرسم به نظرتان حضور در شبکه های اجتماعی در کشور ما روند خوبی را طی می کند و آدم های اندیشمند هم در این شبکه ها حضور پیدا کرده و این امکان را فراهم کرده اند که از دانش و معلومات آنها استفاده کنیم؟

بله ! الان شرایط ما از چند سال قبل خیلی بهتر شده و دایره انتخاب ها وسیع تر شده و فقط آدم ها باید مهارت خود در انتخاب صفحات و شبکه های اجتماعی را قوت بیشتری بدهند و این موضوع ربط کامل به خانواده ها دارد. نوجوانان و جوانان ما اول از پدر و مادر یاد می گیرند که چه صفحاتی را در شبکه های اجتماعی دنبال کنند. وقتی گوشی دستم است و  دخترم کنارم می نشیند و می پرسد که چه می بینم و چه می خوانم، به جای انکار و این که در شبکه های اجتماعی حضور ندارم مثلا به او توضیح می دهم که دارم فلان صفحه که مربوط به کتاب است را نگاه می کنم و به او هم می گویم این کتاب ها هم برای تو مناسب است، می توانی سفارش بدهی. همین راه ساده، نگرش و انتخاب بچه ها را تغییر می دهد. پدر و مادرها باید برای بچه ها وقت بگذارند و به آنها توضیح بدهند. الان دیگر دوره انکار یا محدودکردن شبکه های اجتماعی نیست، الان وظیفه پدر و مادرها سنگین تر شده و همان گونه که درس ها را به فرزندان خود توضیح می دهند راه و روش استفاده درست از فضای مجازی را هم باید به بچه ها آموزش بدهند. مدارس وظیفه مهم تری در این راستا دارند هر چند کمتر به این وظیفه عمل می کنند. آموزش و پرورش ما فقط به آموزش دروس خشک و عموما غیرکاربردی محدود شده است. اگر آموزش و پرورش کارش را به درستی انجام دهد و پرورش را هم در کارهای خود بگنجاند، بخش زیادی از آموزش به والدین را هم به عهده خواهد گرفت و سطح آگاهی مادران و پدران را بالا می برد تا آنها بتوانند به فرزندان خود آموزش بدهند. دوره کرونا ثابت کرد که ما به شبکه های اجتماعی و اینترنت نیاز داریم و زندگی ما به آنها وابسته است و باز هم ثابت کرد که سیستم آموزش و پرورش چقدر در این دنیا باید پیشگام باشد و علاوه بر بچه ها و دانش آموزان، والدین آنها را نیز تحت آموزش قرار دهد.

الگوسازی موفق

زارع می گوید: من در اینستاگرام صفحه شخصی ندارم ؛این را امتیاز نمی دانم، اما تمایل ندارم در این فضا صفحه ای داشته باشم و یا هنوز به آن احساس نیاز نکرده ام. اما کسانی که در اینستاگرام  فعال هستند را هم نفی یا نهی نمی کنم. به نظرم همه چیز به انتخاب آدم ها بستگی دارد و این که بخواهند از فضایی که در آن هستند چه استفاده هایی بکنند. برخی در اینستاگرام صفحات خوبی دارند، مطلب، عکس و فیلم هایی به اشتراک می گذارند که برای دیگران هم کاربردی است.

به زارع می گویم به نظرتان لازم است که استفادکنندگان از این شبکه اجتماعی همه روزمرگی های خود را به اشتراک بگذارند، می گوید: روزمر گی ها برخی جذابیت های خاص خود را دارد و ما آنقدر از آنها یاد می گیریم که باید قدردان آنها هم باشیم که این کار را برای ما انجام می دهند. دیدن روزمرگی های آدم های موفق کم کم آنها را به الگو تبدیل می کند. مثلا آدم معروفی ویدئو یا عکسی منتشر می کند که با همه مشغله ای که داشته به دیدار مادرش رفته.این یعنی فرهنگ سازی خوب. یا مثلا صفحه یک خانم موفق را دنبال می کنیم و می بینیم که او برنامه ریزی دقیقی در زندگی دارد و ورزش هم می کند و ما از این سبک زندگی تاثیر می گیریم. اینها از محاسن اینستاگرام است.اما واقعیت این است که برای من وقتم ارزشمندتر از این است که دنبال این باشم که فلانی روزش را چگونه پر می کند.