آرشیو یک‌شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۹، شماره ۴۷۰۸
جامعه
۱۲
یادداشت

کشت فراسرزمینی سراب یا مزیت؟

عبدالحسین طوطیایی (پژوهشگر کشاورزی)

از سال های بروز خشکسالی و نیز کاهش شدید منابع آب زیرزمینی، ایده حمایت از کشت فراسرزمینی در برنامه اجرایی بخش کشاورزی قرار گرفت. محمود حجتی وزیر سابق کشاورزی در آخرین گزارش های خود از اجرای این برنامه در سطح 300 هزار هکتار که قرار بود به 2 تا 3 میلیون هکتار افزایش یابد، خبر داد. آقای روحانی در ابلاغ حکم اخیر به وزیر جهاد کشاورزی، ضرورت توسعه کشت فراسرزمینی را نیز به وی یادآور شد. رییس جمهور در مراسم بهره برداری رسمی از طرح های ملی وزارت جهاد کشاورزی در یزد هم اظهار داشت: «در بعضی از موارد باید از کشت فراسرزمینی استفاده کنیم؛ باید برویم در کشورهای همسایه و حتی قاره های دیگر زمین مفید را در اختیار بگیریم، اجاره کنیم، بخریم، کشاورزی کنیم و محصول آن را بیاوریم.» وزیر جهاد کشاورزی نیز در این مدت مسوولیت خود از کشت فراسرزمینی برای دستیابی به جهش تولید به دفعات سخن گفته اند. اما آیا استفاده از منابع تولید زمین و آب و... برون مرزی با هدف تامین امنیت غذایی در جهت منافع ملی کشور قرار دارد یا اینکه نهایتا از زمره آزمون و خطا هایی هست که به محاق و فراموشی خواهد رفت؟ این راقم باور آن دارد اجرای کشت فراسرزمینی در شرایط خاص اکنون کشورمان در جهت مصالح ملی نیست. در این مجال کوتاه بر آنم به اشاراتی در نقد این برنامه بپردازم. 

— اکثر تریبون هایی که تاکنون از کشاورزی فراسرزمینی حمایت کرده اند از محافل تجاری و اتاق های بازرگانی و کمتر از جانب متخصصان مختلف کشاورزی بوده است؛ آنها که چه بسا چنین امکانی را تنها از روزنه جاذبه های ارزی آن ارزیابی می کنند. دبیر انجمن کشت فراسرزمینی و رییس اتاق بازرگانی استان قم در تایید این برنامه، فعالیت چین در آفریقا و تولید توت فرنگی امریکا در مکزیک را سرمشق خوبی می داند که تمثیلی نامتناسب برای شرایط خاص کشورمان به نظر می آیند.

— زمانی کشت فراسرزمینی قابل توصیه است که بهره وری پایدار از ظرفیت های داخلی به حداکثر رسیده باشد. اما فاصله میانگین و حداکثر عملکرد در هکتار بسیاری از محصولات کلیدی و در اقلیم های مختلف کشور نشان می دهد، پتانسیل های فراوانی هنوز وجود دارد که باید در ابتدا به بروز آنها همت گماشت.

- سرانه مصرف کشورمان در محصولاتی مانند گندم، روغن، شکر، برنج و حتی میوه بیش از میانگین جهانی است. بر اساس گزارش های متواتر 35-30 درصد از محصولات کشاورزی از کاشت تا مصرف به صورت ضایعات از چرخه استفاده خارج می شود. متاسفانه گزارش ها و ارایه کارنامه متولی از بخش کشاورزی همواره بر ارقام و اقلام تولیدی دلالت بود و کمتر به کاهش ضایعات و مصرف متعادل توجه کافی می شود. هر ساله برداشت بعضی محصولات بهاره تابستانه و به دلیل «منحنی تارعنکبوتی» مقرون به صرفه نبودن هدر می رود. آیا بهتر نیست قبل از پرداختن به این آخرین راه حل، در گام های نخست به اجرای الگوی کشت و مصرف بهینه عنایت لازم مبذول شود؟

— سال هاست روند تبادلات و خروج ارز، از دارو و درمان و غذا گرفته تا سایر موارد کلیدی در زیر سلطه رابطه و رانت دستخوش فساد و آلودگی است. آقای روحانی با اشاره به افزایش شدید قیمت ارز در ایران گفت: «طبق اعلام بانک مرکزی، بیست میلیارد یورو در اواخر سال 98 کالا صادر شده، اما ارز آن بازنگشته است»! معاون اول حسن روحانی گفته است: «کسانی که ارز 4هزار و 200 تومانی را زیر سوال می برند و می گویند که دولت منابع کشور را به باد داده همان کسانی هستند که در مقطعی 22 میلیارد دلار منابع کشور را به استانبول و دوبی بردند. در چنین بستری گشودن روزنه ای دیگر و به بهانه فریبنده تامین امنیت غذایی برای خروج ارز و بسیاری حاشیه های تبعی آن، در حقیقت افزودن بر مشکلات اینچنینی است. آیا یک لواسان برای نمایش نابرابری های جامعه کافی نیست؟»

— بر اساس داده های منتشر شده از سوی سازمان آمار ایران درباره نرخ اشتغال در سال 1398، 17.9 درصد جوانان 18 تا 35 ساله این کشور در سال 1398 بیکار بوده و البته در طول این آمار در طول زمستان کمیت بیشتری دارد. ارزیابی این نرخ بیکار آن هنگام هشدارآمیز می شود که یک ساعت کار در هفته واژه بیکار را به شاغل تبدیل می کند و در گروه سنی فوق الذکر دانشجو بودن نیز به عنوان شغل محسوب می شود. پرسش اینجاست که با وجود چنین حجم مخاطره آمیز از بیکاران کشور آیا به مصلحت است که به بهانه تامین امنیت غذایی سرمایه گذاری و اشتغالزایی را در کشور دیگری رونق بدهیم؟

 — به باور این راقم میزان وابستگی به واردات با کشت فراسرزمینی هیچ تفاوتی ندارد. وزارت جهاد کشاورزی قبل از تاکید بر چنین شیوه ای از تولید بهتر است ارزیابی واقع گرایانه از فعالیت هایی که تاکنون در این زمینه صورت گرفته است، بکند. آخرین بقایای منابع تولید سیاره نه میلیاردی زمین به سمت نیمه قرن اخیر در معرض تخریب و نابودی قرار دارد. بسیاری از کشور های جهان، هوشمندانه تمرکز خود را بر صیانت از منابع موجود قرار داده اند. آنچه در کشور های فقیر و فاقد دانش فنی لازم، کشت فراسرزمینی را وسوسه می کند توسط ابرسرمایه های چین و امریکا و... در حال بهره برداری است. در چنین رقابتی نابرابر، صندوق تقریبا خالی ارزی، آلودگی سیستماتیک ارزی، عدم بهره وری و حفاظت از منابع داخلی و نیز در شرایطی که از طرفی جذب سرمایه خارجی را مزیت بالا می دانیم آیا خروج سرمایه به بهانه کاهش وابستگی به واردات پارادوکسی آشکار نیست؟