آرشیو دو‌شنبه ۲۴‌شهریور ۱۳۹۹، شماره ۲۲۵۶۲
ورزشی
۹
حدیث دشت عشق

یادی از شهید مدافع حرم حسین تابسته

ماجرای بیقراری های دختر شهید

در ششمین سالگرد شهادت شهید مدافع حرم حسین تابسته قرار داریم. شهید تابسته، نخستین شهید مدافع حرم شهرستان شاهرود است.  وی در دوران دفاع مقدس نیز در جبهه های نبرد حق علیه باطل نیز حضور داشت و از قافله شهدا جا ماند. با این حال، قسمتش این بود که در نبرد با یزیدیان زمان که همان تکفیری ها هستند به آرزوی خودش دست پیدا کند. حسین تابسته پس از اعزام به سوریه، بیست و یکم شهریورماه سال 1393 در ریف دمشق به یاران شهیدش پیوست. از شهید مدافع حرم حسین تابسته دو فرزند دختر به یادگار مانده است. دختر بزرگ او ، خیلی احساس بی قراری و دلخوری از پدرش داشت که چرا با این اوضاع رفت و او و مادر و خواهرش را تنها گذاشت! شکوه و بی قراری این دختر زبانزد دوستان شده بود تا اینکه خوابی را دید. وی در خواب پدر را دید که لباسی آراسته و معطر به تن دارد و می گوید «دخترم چرا اینقدر بی قراری می کنی؟» و دلیل رفتن خود را دفاع از حرم حضرت زینب(س) بیان می کند و اینکه اجباری در این کار نبوده و سپس به بیان کیفیت شهادت خود و حضور ابا عبدالله(ع) و حضرت زینب سلام الله علیها می پردازد، و اینکه زمان اصابت پهلو درد کمی را حس کرده و تنها سوزشی در پهلو احساس می کند و سپس نوری جلوی چشم هایش ایجاد می شود و بعد، باغ سبز و خرمی جلوی چشمانش پدیدار می گردد. شهید آنجاست که می گوید هر چه دیدم جز خوبی و سرسبزی نبود، لذا پرواز کردم و از بالا خودم را می دیدم که همرزمانم برای زنده ماندنم تلاش می کردند!