آرشیو سه‌شنبه ۲۵‌شهریور ۱۳۹۹، شماره ۳۸۱۷
هنر
۷
نگاه

نگاهی به موسیقی-9

ابوعطا؛ یکی دیگر از آوازهای موسیقی کلاسیک ایران و از متعلقات دستگاه شور به حساب می آید. ابوعطا آوازی است با محوریت دستگاه شور که از درجه دوم شور شروع می شود و درجه چهارم شور نت شاهد آن است. ریشه تاریخی نام ابوعطا مشخص نیست؛ این آواز را با نام «سارنج» و «دستان عرب» نیز می شناسند و گن ایچی تسوگه (رئیس انجمن بین المللی موسیقی سنتی و انجمن تحقیقات موسیقی آسیا در توکیو) احتمال ارتباط بین ابوعطا با یکی از راگاهای هندی به نام سارنگ را مطرح کرده و در جایی ابوعطا به «سارنگ» با معنای مرغ خوش آواز تعبیر شده است. به گوشه ابوعطا و آواز ابوعطا نام دیگری همچون سرنی هم داده شده است. فرصت الدوله شیرازی (شاعر، نویسنده، نقاش، سیاح و موسیقی دان عهد قاجار) معتقد است ابوعطا همان سارنج است (که یکی از شعبه های بیست وچهارگانه موسیقی قدیم ایران بود) و آواز ابوعطا را قسمتی از فرود شور تلقی می کند. از آنجایی که نام سارنج در مآخذ موسیقی قدیم ایران دیده می شود، احتمال دارد که نام ابوعطا از دوران ناصری رواج یافته باشد. ابوعطا با نام های دیگری چون ابوایتام (پدر یتیمان)، دستان العرب و دستارالعرب نیز شناخته می شود. همان طور که پیش از این نیز بیان شده بود، یکی از معانی واژه «دستان»، نغمه و سرود است؛ در آواز ابوعطا، شباهت های لحنی و آوازی بسیاری را می توان با فواصل و مقام های موسیقی عربی یافت، به این دلیل که نام «دستان العرب» نیز برای این آواز استفاده شده است. با همه این تعاریف، ابوعطا دستگاهی کاملا ایرانی و اصیل به شمار می رود. استفاده از ابوعطا در موسیقی بومی ایران بسیار رواج دارد و بخشی از موسیقی مذهبی همچون اذان و قرائت قرآن نیز در این آواز (به ویژه در گوشه حجاز که حس و حال عربی دارد)، اجرا می شود. نکته مهمی که باید به آن اشاره کرد نقش مذهب در زنده نگه داشتن موسیقی ایرانی بوده است؛ در ادوار گذشته موسیقی همیشه با تنگ نظری ها و رفتارهای ضدونقیض روبه رو بوده و تنها راه حفظ و نگهداری موسیقی استفاده از آن در مراسم مذهبی بوده و ازاین روست که در بیشتر آوازها و گوشه ها که از گذشته به یادگار مانده اند، کاربرد مذهبی آن بیشتر دیده شده است. به نقل از استاد ابوالحسن صبا، تعزیه بوده که موسیقی ما را حفظ کرده است. یا استاد روح الله خالقی در کتاب سرگذشت موسیقی ایران آورده است: «نغمه ها و گوشه هایی که به سبب حرمت مذهبی از زندگی مردم دور مانده بود، در پناه تعزیه در امنیت ماند و موسیقی ملی در سایه تعزیه از نابودی رهانیده شد». آواز ابوعطا بسیار لطیف و ظریف است و شاید اگر بخواهیم برای دستگاه ها و آوازها جنسیت در نظر بگیریم، آواز ابوعطا مونث باشد؛ زیرا سرشار از لطافت و ظرافت است. انسان با گوش دادن به ابوعطا کمی به فکر فرو می رود و به مسائل فلسفی پیرامونش می اندیشد.به این ترتیب تا اندازه ای می توان نتیجه گرفت کسانی که بیشتر به آواز ابوعطا علاقه دارند و آن را بیشتر از سایر دستگاه ها گوش می دهند، انسان هایی درویش مسلک هستند که دائما به دنبال نوعی خواهش و تمنا از معشوق اند. ابوعطا را آوازی حزین و درون گرا می دانند؛ البته باید گفت که شدت حزن آن در مقایسه با دشتی کمتر است؛ چنان که در گوشه حجاز که اوج آواز ابوعطاست، این حزن در جایی به دلیل نزدیک شدن به آواز دشتی به نهایت خود می رسد. احساسی که این آواز به شنونده هایش منتقل می کند، باعث می شود از جهان بیرون به جهان درون خود پناه ببرند. ازاین رو است که جایگاه زمانی مناسب برای شنیدن این آواز را هنگام غروب خورشید یا در انتهای شب می دانند. مهم ترین گوشه هایی که در ابوعطا اجرا می شوند، عبارت اند از سیخی، حجاز، چهار باغ و گبری (که همگی جزء گوشه های دستگاه شور هستند). همچنین گاه گوشه های کرشمه، دوبیتی و بسته نگار نیز به دلخواه خواننده اجرا می شوند. گوشه سیخی ادامه و نوعی دیگر از درآمد ابوعطا است که به روایتی منسوب است به موسیقی قومی مذهبی به نام سیخ در هندوستان که با گوشه رامکلی یا راک کلیمی، ورود به آواز می کند. گوشه خسرو و شیرین که نام یکی از 30 لحن باربد است، در ادامه آواز می آید و به روایتی باربد این گوشه را به درخواست شیرین برای خسروپرویز که عهدی را فراموش کرده بود، ساخته است تا بلکه پرویز را با شنیدن آن به یاد عهدش آورد. آواز ابوعطا در گوشه گوری یا گبری (لهجه زردشتیان) سیر می کند و در حجاز به اوج می رسد و در چهار باغ فرود می آید. شایان ذکر است که گوشه «بوسلیک» در دستگاه نوا و گوشه «ابولچپ» در دستگاه راست پنجگاه و همایون از لحاظ ساختاری با ابوعطا شباهت دارند. به گفته داریوش صفوت، در گذشته پرده گردانی ابوعطا معمول نبوده است، اما امروزه گوشه عشاق را برای تنوع بخشیدن به ابوعطا در اجرای آن به کار می برند. از نمونه های شنیداری این آواز باید به کاست «عشق داند» محصول همدلی «استاد محمدرضا شجریان» و «استاد محمدرضا لطفی» اشاره کرد. همیشه بر این باورم که ابوعطا، با آن همه احساس نهفته در گوشه گوشه اش را باید با نوای مخملین تار لطفی و صدای پیچاپیچ شجریان در آلبوم «عشق داند» شنید.