آرشیو پنج‌شنبه ۲۷‌شهریور ۱۳۹۹، شماره ۲۲۵۶۵
سیاسی
۷

تاثیر سازوکار ماشه بر روابط ایران و غرب

بازی با ماشه

محمدجواد ریحانی

ساز و کار ماشه یا «مکانیسم اسپ بک» که در برجام و قطعنامه 2231شورای امنیت برای کنترل ایران پیش بینی شده است به معنای بازگشت یکجای تمامی تحریم های سازمان ملل علیه ایران است. این سازوکار از دیدگاه حقوقی و سیاسی ارزش تحلیلی دارد.  

آیا آمریکا عضو برجام یا قطعنامه هست؟ آیا سازوکار ماشه موضوع رویه ای است؟ آیا دبیرکل یا رئیس شورای امنیت ناگزیر باید درخواست آمریکا را در دستورکار قرار دهند؟ آیا گزارش های پیشین آژانس ملاک اند یا گزارش پس از سفر اخیر دبیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی باید ملاک عمل قرار گیرد؟ هرچندکه جای این سوالات پنج سال پیش و قبل از امضای توافق بود اما این سوالات و چندده سوال حقوقی دیگر را کارشناسان حقوق سازمان های بین المللی به روش های مختلف پاسخ می دهند.درحال حاضر آنچه بیشتر خودنمایی می کند این است که الآن از نظر سیاسی بیش از هر زمان دیگری آمریکا نیازمند امتیازگیری از ایران برای استفاده در انتخابات ریاست جمهوری آبان ماه ایالات متحده است.

هزینه فعال سازی سازوکار ماشه

بدون شک بانیان غربی برجام و قطعنامه2231 که پشتوانه حقوقی برجام است، در زمان نگارش سطر به سطر توافق، چنین روزی را که بخواهند یک جانبه و قلدرانه زیر همه تعهدات بزنند پیش بینی کرده اند. چونان که بیشتر کارشناسان حقوق و سازمان های بین المللی توانایی یک عضو دائم شورای امنیت را در فعال سازی مکانیسم ماشه تایید می کنند. مانند سوزان رایس نماینده پیشین آمریکا در شورای امنیت که گفت: «استفاده از ماشه اعتبار حق وتوی آمریکا را زیر سوال می برد». به این معنی که هزینه فعال سازی سازوکار ماشه تنها این است که جامعه بین الملل به حق وتوی آمریکا بدبین می شود و آمریکا در شرایط فعلی هیچ ابایی از پرداخت این هزینه ندارد چراکه اگر باعث رای مجدد به ترامپ شود که چه بهتر وگرنه زمین سوخته دیپلماسی را تحویل رقیبش داده است.

همچنین در ایران مدیر گروه روابط بین الملل مرکز تحقیقات راهبردی(CIS) گقت: «آمریکا می خواهد با فعال سازی ماشه، برجام را به مسیری بی بازگشت ببرد». به زبان ساده می توان گفت اجرای سازوکار ماشه به دو عامل نیاز دارد.اولا مطرح شدن درخواست آن در شورای امنیت که آمریکا با فشار سیاسی آن را انجام خواهد داد و ثانیا تمدید تعلیق تحریم ها نیازمند قطعنامه جدید است که آمریکا آن را وتو خواهد نمود.

 اما از دیدگاه کارشناس مطالعات جهان که پدیده ها را از قاب تجربیات عینی جهان می بیند همانقدر که فعال شدن سازوکار ماشه توسط آمریکا قابل پیش بینی است، همراهی نکردن شرکای ایران مثل روسیه، چین،عراق یا ونزوئلا و بسیاری دیگر از کشورها در اجرای تحریم ها نیز قابل پیش بینی است. در واقع شرایط عملا تفاوتی نخواهد کرد چراکه آمریکا همچنان بدون ائتلاف و یک جانبه پیش می رود. وقتی از 15 عضو شورای امنیت فقط آمریکا و کشور کم وزنی مثل دومنیکن با تمدید تحریم تسلیحاتی ایران موافق اند یعنی ایالات متحده در اجرای تحریم ها تنهاست و این بهترین فرصت رسانه ای برای ایران است تا هم حقانیت خود را اثبات کند و هم به مردم این پیام را برساند که عملا اتفاق جدیدی نخواهد افتاد.چونانکه سرگئی لاوروف وزیر خارجه روسیه گفت: «آمریکا با روش های شبه قانونی سعی در بازگشت تحریم ها دارد ولی چنین اتفاقی نخواهد افتاد». این عدم همراهی، هم منافع اقتصادی شرکای ایران را تامین می کند و هم از قانون گریزی افسارگسیخته آمریکا که موازنه حقوقی- سیاسی سازمان ملل را به ضرر روسیه و چین برهم می زند جلوگیری می کند یعنی حمایت از ایران در چنین موقعیتی بیش از هر چیز دیگری حمایت از حقوق اعضا در شورای امنیت است.

اهرم خروج از برجام

واضح است که جمهوری اسلامی با تکیه بر منابع قدرت درونی خود با همراهی شرکای بین المللی در مقابل این قلدری بی منطق آمریکا، با شجاعت واکنش عزتمندانه نشان خواهد داد و تحت فشار اروپا یا هر پلیس خوب دیگری تمدید تحریم تسلیحاتی را نمی پذیرد و استفاده از اهرم خروج از برجام، پروتکل الحاقی و حتی ان پی تی(پیمان منع اشاعه سلاح هسته ای) را به موقع دردستورکار قرار خواهد داد. و این همه جداست از توانمندی جمهوری اسلامی ایران در عمق راهبردی خویش مثل سوریه ، لبنان و فلسطین که امروزه امنیت رژیم صهیونیستی به عنوان پاشنه آشیل دکترین سیاسی امنیتی غرب مورد تهدید این توانمندی است. چونانکه کارشناس نظامی صهیونیست می گوید: «اساسا در سه جبهه(غزه،لبنان و سوریه) نمی توانیم با ایران مقابله کنیم». یا در عراق که هر از چندگاهی نیروهای موسوم به ائتلاف آمریکایی یک پایگاه نظامی را از ترس حملات نیروهای بسیج مردمی تخلیه می کنند. یا در یمن که سعودی ها و اماراتی هایی که به تازگی صهیونیست بودنشان را علنی کرده اند به شدت بیمناک حملات پهپادی و موشکی مردم مظلوم یمن هستند. حق مطلب این است که دست جمهوری اسلامی به اندازه ای باز است که مسئولین رده بالای سیاسی ایران با چند سفر هوشمندانه یا سخنرانی و موضع گیری تعیین کننده ، می توانند معادلات را تغییر دهند چونانکه سردار شهید حاج قاسم سلیمانی در شرایطی بس سخت تر انجام می داد.

نیاز غرب به توافق با ایران

اولین واکنش بازدارنده در شرایطی که غربی ها از مرگ حرف میزنند تا به تب راضی کنند، اتحاد مسئولین در استحکام مواضع، نپذیرفتن حتی پیش نویس تعهدات جدید و تهدید طرف مقابل به زیر میز زدن است چراکه وقتی هایکو ماس وزیر خارجه آلمان می گوید: «ایران نقش خطرناکی در خاورمیانه دارد و هم آکنون به برجام پایبند نیست و ما تلاش می کنیم در سازمان ملل به راه حل میانه بر سر تحریم تسلیحاتی برسیم» یعنی نیاز غرب به توافق با ایران بسیار بیشتر است چون اهرمی قویتر از توافق برای مقابله با ایران ندارند. به ویژه برجام فعلی که به قول رئیس کل سابق بانک مرکزی ایران «تقریبا هیچ» برای ایران داشته است. جمهوری اسلامی تعهد جدید نمی پذیرد چراکه اگر تعهد جدیدی مثل تمدید تحریم تسلیحاتی بپذیرد در واقع به ترامپ برای پیروزی در انتخابات و البته فشار بیشتر بر مردم کمک کرده است. از یاد نبریم برداشته شدن تحریم تسلیحاتی ایران به معنای انتقال آزادانه و قانونی سلاح به مرزهای رژیم صهیونیستی است و همچنین باعث تقویت مناسبات استراتژیک ایران خواهد شد همان طورکه رئیس جمهور ونزوئلا گفت: «خرید سلاح از ایران ایده خوبی است».

عدم شرطی سازی اقتصاد به سیاست خارجی

دومین واکنش، ارسال پیام های واکنش سریع برای غربی هاست.اقداماتی مانند طرح پیشنهادی اخیر نمایندگان مجلس ایران برای الزام دولت به خروج خودکار از برجام در صورت اجرای سازوکار ماشه. سومین واکنش غیرمنتظره ایران می تواند پیش دستی در کنترل و بازرسی آبراه هایی مثل تنگه هرمز باشد چراکه واکنش های معمول برای غربی ها قابل پیش بینی است چونان که اندیشکده استرات فور هفته گذشته در گزارشی اعلام کرد که ایران تا انتخابات آبان ماه آمریکا واکنشی نشان نخواهد داد و پس از آن درصورت انتخاب مجدد ترامپ، دست به تلافی خواهد زد و در این باره حتی روزنامه صهیونیستی جروزالم پست پا را فراتر گذاشته و به نقل از مقامات ایرانی همین مطلب صبوری ایران را چاپ کرده است.

هرچند اجرای سازوکار ماشه و به تبع آن لغو توافقات فعلی برای ایران زحماتی خواهد داشت ولی با توجه با راهبرد حزب دموکرات آمریکا که عبارتست از تسلیم نمودن ایران طی چند توافق پی در پی، اگر بایدن پیروز انتخابات باشد، راه برای فشار بر ایران از این طریق بسته خواهد بود.

در پایان همه می دانیم که این کشمکش سیاسی و هیاهوی رسانه ای فعلی غرب در اثر شرایط انتخاباتی در آمریکا به وجود آمده و پس از آن نیز بلافاصله کمرنگ خواهد شد و چه خوب است ما در ایران اعم از مردم و مسئولین تصمیمات راهبردی را به گونه ای اتخاذ کنیم که تا این حد متاثر از تصمیمات خارجی نباشد چونان که رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیر با هیئت دولت فرمودند: «نباید برنامه ریزی اقتصادی در کشور معطل لغو تحریم ها یا نتیجه انتخابات در فلان کشور بشود».